۲۲ خرداد، سالروز شروع عملیات بیت‌المقدس ۷
«عملیات عطش» در آخرین روزهای جنگ
 

بعد از عملیات بیت‌المقدس ۶، جنگ وارد مرحله دیگری شد. نیروی نظامی عراق که به شکلی بی‌سابقه‌ تقویت شده بود، سعی کرد با استفاده از تجهیزاتی که حامیان غربی رژیم بعث فراهم کرده بودند و با به کارگیری تجارب گذشته، صحنه جنگ را به نفع خود تغییر دهد. این در حالی‌ بود که‌ ایران‌ آماده‌ می‌شد تا قطعنامه‌۵۹۸ سازمان‌ ملل‌ را به‌ عنوان‌ معاهده‌ای‌ برای‌ پایان‌ جنگ‌۹۲ ماهه‌ تحمیلی‌ بپذیرد اما نیروهای‌ دشمن‌ با پیشروی‌ در خطوط‌ ایران‌ و حتی‌ اشغال‌ برخی‌ مناطق، وضع فوق‌العاده‌ای‌ را به‌ وجود آورده بودند.

به همین دلیل ایران باید امتیازاتی را که رژیم عراق قصد داشت بگیرد، تصاحب می‌کرد. در چنین شرایطی عملیات بیت‌المقدس ۷ در قالب یک تک گسترده طرح‌ریزی شد تا هم مناطق شلمچه حفظ شوند و هم دشمن از خطوط بین‌المللی عقب رانده شود.

در آن زمان، بیشتر یگان‌های رزمی ایران در جبهه شمالی مستقر بودند، اما ارتش عراق در آخرین روزهای فروردین ماه ۱۳۶۷ با حمله شیمیایی به منطقه فاو توانست این منطقه را باز پس گیرد.

با سقوط فاو، نیروهای عراقی با روحیه بالا در چند جبهه دیگر دست به حمله زدند و دومین هجومشان، در تاریخ ۴ خردادماه ۱۳۶۷ رخ داد و در پی آن منطقه شلمچه از تصرف قوای ایران خارج شد و خطوط جبهه به قبل از عملیات کربلای ۵ بازگشت.

اما فقط چند روز بعد و در حالی که ارتش عراق آماده می‌شد به جزایر مجنون حمله کند، عملیات بیت‌المقدس ۷ طراحی و اجرا شد. عملیاتی که پیش از هر چیز قصد پاسخ به یکه تازی‌های عراق و در هم شکستن روحیه تهاجمی دشمن را داشت.

تک و پاتک با دشمن

عملیات از ساعت ۱۰:۲۰ شب ۲۲ خردادماه ۶۷ در منطقه عمومی شلمچه و در حد فاصل پاسگاه بوبیان تا جاده شلمچه (یعنی همان منطقه عملیاتی کربلای  ۵) آغاز شد؛ عملیاتی با رمز مقدس «یا اباعبدالله (ع)» که هدف آن، انهدام قوای دشمن در منطقه شلمچه بود که در صورت موفقیت، ممکن بود علاوه بر تصرف مجدد این منطقه، از حمله عراق به جزایر مجنون هم جلوگیری شود.

عملیات در حالی انجام می‌شد که دشمن بعثی چند ساعت قبل از عملیات مواضع رزمندگان اسلام را به شدت زیر آتش سنگین خود گرفته بود.

رزمندگان ایران، با عبوراز موانع عراقی‌ها از چند محور به مواضع دشمن یورش بردند. هجمه آنقدر سریع و کوبنده بود که در همان ابتدا، خطوط مقدم دشمن در هم شکست و نیروهای ایرانی بعد از پشت سرگذاشتن دژهای دفاعی مقدماتی، به عمق نیروهای عراقی نفوذ کردند. عراقی‌ها اما چاره‌ای ندیدند جز آنکه برای مقابله با این حمله، شدت آتش توپخانه خود را افزایش دهند.

فقط ۱۳ دقیقه از شروع عملیات گذشته بود که نیروهای ایرانی خود را به توپخانه دشمن رساندند. بسیاری از نیروهای دشمن از این سرعت عمل دچار سر در گمی شده و برای جستجوی جان پناه، بی هدف در منطقه به این سو و آن سو می‌دویدند.پس از سقوط هلاله سه (دژ دفاعی) نیروهای عراقی پا به فرار گذاشته و به نقاط عمقی گریختند.

در همان ساعات اولیه خطوط پدافندی دشمن شکسته شد و یگان‌های دشمن در خط مقدم پس از مقاومت اندک و با توجه به سرعت و فشارهای نیروهای خودی مجبور شدند مواضعشان را ترک و عقب‌نشینی کنند. سپس، نیروها با پشت سرگذاشتن دژ مرزی، حرکت خود را به سمت منطقه پنج ضلعی و پاسگاه بوبیان و غرب کانال پرورش ماهی ادامه دادند.

فشار حملات به حدی بود که عراقی‌ها ضمن عقب‌نشینی تدریجی، سعی می‌کردند با ایجاد موانع، پیشروی نیروهای عمل‌کننده را به تأخیر بیندازند تا نیروهای احتیاط و زرهی وارد منطقه عملیاتی شوند و پاتک خود را آغاز کنند.

حدود ۸ ساعت بعد از شروع عملیات، یعنی ساعت ۶:۴۰ بامداد، دشمن که خود را بازیافته و نیروهایش را سازمان داده بود، با به کارگیری نیروهای احتیاط زرهی اولین پاتک خود را در محور غرب کانال پرورش ماهی آغاز کرد و توانست منطقه کله‌گاوی را بازپس گیرد. در مقابل، رزمندگان ایرانی وارد عمل شدند و موفق شدند این منطقه را دوباره تصرف کنند.

تا این لحظات ۱۱ تیپ پیاده و رزمی عراق، ۲۵ تا ۸۰ در صد منهدم شده و ۷۰۰ نفر از آنها به اسارت در آمده بودند. به جز این، ۳ گردان از آتشباری دشمن به همراه ۳۰ دستگاه تانک و نفر بر و ۸۰ دستگاه خودرو سبک و سنگین دشمن به آتش کشیده و منهدم شده بود.

رویارویی در ۳روز

پس از آن تحرکات عراقی‌ها، هلی‌کوپترهای هوانیروز و نیروی هوایی کار انهدام نیروهای دشمن را به عهده گرفتند و با پرواز جسورانه خود پشت دشمن را به لرزه درآوردند. در واکنش به این هجمه سنگین، در حوالی ظهر، نظامیان بعثی نیروهای پراکنده‌شان را جمع آوری و تعداد زیادی تانک و نفربر را روانه کردند تا پاتکی علیه رزمندگان ایران ترتیب دهند.

بنابراین تعداد دیگری از یگان‌های زرهی و مکانیزه دشمن وارد منطقه شدند و در حالی که نیروهای ایران موفق شده بودند ضمن تصرف محور بوبیان، در محور کانال از روی پل اول به سمت غرب کانال پرورش ماهی تا نوک کانال و نیز در محور پنج ضلعی، منطقه پنج ضلعی را تحت اختیار خود قرار دهند، دومین پاتک دشمن حدود ساعت ۱۲ روز اول آغاز شد.

خاکریزهای مقابل نیروهای زرهی بعث که نیروهای ایرانی پشت سر آن موضع گرفته بودند، مانعی بود که اگر برداشته می‌شد، تعداد زیادی از سربازان ایران کشته، زخمی و اسیر می‌شدند .نیروهای عراقی برای تسخیر این مواضع با شلیک گلوله‌های مستقیم تانک و آتش توپخانه به سوی رزمندگان ایرانی پیشروی می‌کردند؛ اما به محض رسیدن دشمن به تیر رس، نیروهای ایران با آرپی‌جی۷، ادوات زرهی آنان را مورد هدف قرار دادند و تعداد زیادی از تانک‌های عراقی را به آتش کشیدند.

عراق باز هم ادوات نظامی بیشتری گسیل کرد تا نیروهای ایرانی را به محاصره درآورد و با گسترش آتش مانع رسیدن مهمات به رزمندگان ایران شد.

در چنین شرایطی، ۷ نفر از آرپی‌جی‌زن‌ها با موشک‌های اندکی که برایشان باقی مانده بود، تعدادی از تانک‌های دشمن را که در حال پیشروی بودند، مورد هدف قرار دادند و مانع پیشروی دشمن شدند.

نیروهای عراقی تا حدود ساعت ۱۷ توانستند منطقه تحت تصرف نیروهای ایران رابازپس گرفته و رزمندگان ما را تا مواضع قبلی خود (کانال شهید ادب) عقب برانند. در حالی که تعدادی از نیروهای ما عقب‌نشینی کرده و در جریان آن توانسته بودند تلفات عمده‌ای بر دشمن وارد آور ند، تعدادی دیگر همچنان در منطقه شمالی کانال شهید ادب (مثلثی مقابل پاسگاه بوبیان)

حضور داشتند.

ظهر روز دوم، حرکت دشمن برای تصرف این منطقه آغاز شد، ولی با مقاومت شدید رزمندگان ایران، متوقف شدند. نیروهای خودی به منظور وارد آوردن تلفات بیشتر به دشمن و جلوگیری از پیشروی اش در منطقه مثلثی – که از نقاط مهم پدافندی دشمن بود – چندین بریدگی در سیل‌بندها ایجاد کردند که در پی آن، منطقه مثلثی را آب فرا گرفت و دشمن را با مشکلات زیادی مواجه کرد.

با این حال، به دلیل اهمیت این منطقه، دشمن با وارد کردن یگان‌های بیشتری به منطقه، فشار زیادی را متوجه نیروهای ایران کرد و در نهایت موفق شد آنها را به عقب براند.

عملیات بیت‌المقدس ۷ سه روز طول کشید و در روز ۲۵ خردادماه ۱۳۶۷ به پایان رسید. در این عملیات که ۳۰ گردان پیاده و ۲۱ گردان توپخانه ارتش و سپاه در مقابل ۴۸ گردان پیاده، ۸ گردان کماندویی، ۱۲ گردان زرهی، ۶ گردان مکانیزه و ۴۵ گردان توپخانه عراق به میدان رفته بودند؛ در نتیجه این عملیات چند افسر عالی رتبه ارتش عراق کشته شدند، ۱۲۲۰ تن از نیروهای عراقی به اسارت درآمدند، ۸۰ دستگاه تانک و نفربر و ۴۰ قبضه توپ و ۲۰۰ دستگاه خودرو نظامیان عراق منهدم شد و ۲۰ دستگاه تانک و نفربر هم توسط نیروهای ایرانی به غنیمت گرفته شد.

نبرد با لب تشنه

عملیات بیت‌المقدس ۷ را به نام «عملیات عطش» می‌شناسند؛ عملیاتی که در آن رزمندگان ایران در گرمای طاقت‌فرسای خردادماه خوزستان و در منطقه خشک و آفتابگیری مثل شلمچه، با لب تشنه به فرمان امام خمینی (ره) لبیک گفتند و مقابل

دشمن متجاوز ایستادند.

گرمای هوا در زمان اجرای این عملیات آنقدر زیاد بود که به ازای ۷۰۰ نیروی یکی از تیپ‌ها (تیپ الغدیر) در خط مقدم، ۱۲۰۰ قالب یخ تدارک دیده شده بود که همه آنها تا ساعت ۱۰ صبح مصرف شدند. گزارش‌های خط مقدم نیز حاکی از آن بود که برخی نیروها به دلیل تشنگی و گرمازدگی جان خود را از دست دادند.

یکی از امدادگران جبهه خاطرات خود را از این عملیات برای ایرنا چنین روایت می‌کند:

«در عملیات بیت‌المقدس ۷ بود که تازه فهمیدیم تشنگی و گرما و گلوی زخمی و طفل تشنه و سپاه محاصره شده و قطعی آب و سم ستوران و اسارت عزیزان یعنی چه. البته باز هم نه کامل مانند صحرای کربلا و عطش اهل بیت و یاران حسین (ع). فهمیدیم تا تشنگی نکشیده باشی و زخم نخورده باشی و داغ عزیز ندیده باشی و برادر به مسلخ عشق نفرستاده باشی و چکاچک شمشیر دشمن را در گرمای تابستان ندیده باشی؛ حرف از «عاشورا و کربلا» زدن فقط یک حرف است، حرفی که حداقل احساس را به همراه خواهد داشت.

حدود ساعت ۱۰ صبح بود که دیگر تمام آب همراه بچه‌ها تمام شد و هُرم گرمای بیابان صورت بچه‌ها را می‌سوزاند و جگر تشنه شان را به آتش می‌کشید و افزایش تشنگی در دمای بالای ۵۵ درجه در کنار آتش انفجارهای سنگین گلوله‌های خمپاره و توپ و انواع سلاح با کالیبرهای متفاوت به شکل تصاعدی بر جان خسته رزمندگان اثر می‌گذاشت. تازه این برای بچه‌هایی بود که سالم بودند و فقط عطش، امانشان را بریده بود.

در آن عملیات، به عنوان امدادگر وقتی به بعضی از بچه‌ها که مجروح شده بودند برای پانسمان و سرکشی سر می‌زدم، می‌دیدم بیش از درد و رنج زخمشان از تشنگی می‌نالیدند و چه شهدایی که در آن شرایط فقط دراثر تشنگی با اقتدا به مولای لب تشنه صحرای کربلا در صحرای شلمچه به شهادت رسیدند.

علت نرسیدن آب به رزمندگان، تا حدود ساعت ۱۱ صبح، آتش سنگین عراقی‌ها و محاصره از سه جهت و بسته شدن خط عقبه تدارکات لشکر از طریق آتش شدید دشمن بود، که هر تویوتایی می‌آمد مورد اصابت گلوله قرار می‌گرفت و خودروهای تدارکات بیشتر مورد اصابت قرار گرفته بودند و هر از گاهی فقط یک وانت همراه با آب می‌آمد که با توجه به تعداد نیروها و تشنگی و گرمای شدید تقریباً می‌شود گفت به جایی نمی‌رسید.

وقتی دستور عقب نشینی (تاکتیکی) را دادند، از کنار یک خاکریز عبور می‌کردم که دیدم یکی از بچه‌ها چنان مجروح شده که دست و پایش قطع و با وجود پانسمانی که به تن داشت، به دلیل درگیری شدید و نبود آمبولانس، در کنار خاکریز روی خاک رها شده است. شاید وضع اسفبار او باعث شده بود که دیگران از کنار او به خیال این که به شهادت رسیده است،

گذر می‌کردند.

البته من وقتی کنار او رسیدم دیدم که او هنوز زنده است و طلب آب می‌کند؛ اما هیچ آبی به همراه نداشتیم که لااقل لب خشکیده این رزمنده عزیز در حال شهادت را بتوانیم تر کنیم. حتما او نیز همچون مولایش باید با لب تشنه به دیدار حق می‌شتافت.

در صبح این عملیات اسرای عراقی از رزمندگان طلب آب می‌کردند و رزمندگان نیز با خوشرویی قمقمه‌های آب خود را به اسرای جنگی می‌دادند و لب تشنه آنان را سیراب می‌کردند اما در اواسط روز این رزمندگان بودند که با تشنگی دست و پنجه نرم کردند. حتما تاریخ گواهی خواهد داد که چطور جوانان عزیز ایرانی در این روز با لبان تشنه و با ذکر یا حسین و یا زهرا به دیدار معشوق شتافتند. حتما مورخان خواهند نوشت که رزمندگان اسلام چطور با عطش در چنگال بعثی‌ها اسیر شدند و حتما مردم فهیم کشور قدر آزادگان به ویژه برادران اسیر خود در عملیات بیت‌المقدس ۷ را خواهند دانست که با لب خشکیده و با کام سرخ در لبیک گویی به امام خود کم نگذاشتند و با تحمل سال‌ها درد و رنج به کشور عزیزمان بازگشتند.»

منابع: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و ایرنا

Email this page

نسخه مناسب چاپ