کوتاه‌ و‌گویا/من فرزند «فیضیه»‌ام و از این مکان مقدس دفاع می‌کنم
غاصبان فیضیّه
(رنجموره‌ای از سر درد...)/محمدجواد حجتی کرمانی
عنوان بالا خود گویای همه سخنانی است که من می‌خواهم در این یادداشت به عرض خوانندگان آگاه و دردمند بخصوص حضرات علمای اعلام و طلاب کرام حوزه‌ علمیه قم ـ‌ ایدهم الله تعالی ـ برسانم: من این یادداشت را به حکم وظیفه و مسئولیت دفاع از کیان و موقعیت علمی، دینی و تاریخی حوزة مقدسه علمیه قم که نماد اصلی و شناخته شدة آن «مدرسة مبارکه فیضیه» است تقدیم حضور خوانندگان ارجمند بخصوص حوزویان بزرگوار می‌‌کنم.

این یادداشت همچنین دفاع از حرمت خانه و کاشانه خود من است چرا که مدرسه فیضیه ۷ سال میزبان من و برادر شهیدم محمدجواد باهنر و برادر شهید دیگرم شهید شیخ‌ علی ایرانمنش (مدیرکل آموزش و پرورش و امام جمعه موقت شهر کرمان) و برادرانی دیگر بوده است که در حجره معروف کرمانی‌ها در طبقه دوم مدرسه، در ضلع ملصق به رودخانه شب و روز می‌گذراندیم. در این حجره بود که یک پیش از ظهر چهارشنبه پس از درس خارج مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی به همراه شهید باهنر و یاران دیگر میزبان شهید سعید نواب صفوی و یاران شهیدش سیدعبدالحسین، سید محمد واحدی و خلیل طهماسبی بودیم.

حجره‌ای که شبی میزبان مرحوم آیت‌الله العظمی نجفی مرعشی بود که برای دیدن پدرم که از حج برگشته و به قم آمده بود قدم رنجه و این حجره را مزین فرمود.

نه تنها این حجره که حجرة‌ کوچکتر دیگری در ضلع شرقی مدرسه ملصق به مدرسه دارالشفاء برای من خاطره انگیز است. حجره‌ای که مرحوم آقا سید ابوالقاسم موسوی تاج‌آبادی کرمانی به اتفاق سید بزرگوار قزوینی و جناب آقای سید محمد ضیاءآبادی (حضرت آیت‌الله ضیاء‌آبادی) که در یکی از مساجد تهران به اقامه جماعت و ارشاد خلق مشغولند. (مواعظ سودمند و عالمانه‌ ایشان گاه از صداوسیما پخش می‌شود…) به تحصیل علوم دینی مشغول بودند.

***

چه بگویم از خاطرات این مدرسه مبارکه: از سید فیلسوف نام‌آور مرحوم مغفور خلد آشیان میرسیدجلال‌الدین آشتیانی تا مرحوم خطیب فراموش شده و شجاع انقلابی مرحوم مبرور حاج شیخ علی‌اصغر مروارید که او هم میزبان شهید نواب صفوی بود… تا مرحوم آقا شیخ محمدحسن زرندی امام جمعه فقید کرمانشان و استاد فاضل ارجمند و مخلص حضرت آیت‌الله رضا استادی و قس‌ علیهذا…

***

آری ـ این مدرسه مبارکه ـ‌خانه و کاشانه من بوده است و من خاک این پایگاه علم و فضیلت را توتیای چشمم می‌کنم و گاهی که به قم مشرف می‌شوم و توفیق بازدید از فیضیه نصیبم می‌شود، خدا می‌داند که چه حالی پیدا می‌کنم به قول امروزی‌ها نوستالوژی این جایگاه مقدس اشک شوق از دیدگانم جاری می‌سازد…

***

آری من سالهای سال قبل از حضرت آقای سیداحمد خاتمی و جناب آقای حسن‌آقا رحیم‌پور ازغدی با مدرسه فیضیه آشنا بوده‌ام و در آنجا به کسب علم و فضیلت پرداخته‌ام و اینک به حکم حق آب و گلی که بر این مدرسه دارم می‌خواهم از شأن و کرامت آن دفاع کنم. مخاطب من در این یادداشت بیشتر و حتی منحصراً دو بزرگوار نامبرده‌اند که مرا با دستار بندان جوان ناشناخته پوپولیست که خود را «دلواپس» می‌پندارند، سخنی نیست… تا فردا

Email this page

نسخه مناسب چاپ