قلم‌‌انداز
فرزندان اینترنت
با کنار رفتن جریان پیوسته اینترنت، شما از نوع واکنش‌های ظاهری و غیرظاهری اشخاص می‌توانید به راحتی دریابید که آنها تا چه حد زیادی به پدیده اینترنت و فرایندهای مختلف آن تن در داده‌اند و در مسیر آن استقرار یافته‌اند.
آنچه می‌گوییم، صرفاً یک نمونه است ولی دریچه‌ای که از روزنه‌های متعدد آن به آسانی می‌توان حقیقت مطلب را کشف کرد. هر اندازه ناآرامی و اصرار برای ارتباط دوباره با اینترنت و تلاش و جستجو برای رسیدن به جایگاه مدنظر زیاد باشد، به همان اندازه تعلق خاطر به آن بیشتر است و برعکس٫
اما با فرض اثبات موضوع، موضوعات قهری طرح می‌شود که باید به صورتی جدی به آنها اندیشید. شاید یکی از اصلی‌ترین موضوعات، روانشناسی فرزندان اینترنت باشد. سؤال این است که انسان اینترنتی چه نوع روانشناسی دارد؟
بعد از شناخت روان اینترنتی ـ با تمام مختصاتی که برای آن قابل تصور است ـ موضوع بعدی این است که: انسان اینترنتی، آیا جامعه‌شناسی متمایزی دارد؟ به عبارت دیگر: بعد از فردیت که در قالب روانشناسی شخص اینترنت آمیزه قابل مطالعه است، افراد اینترنتی در ارتباط با هم چه نوع رفتارهایی دارند و چه نوع مکانیسم رفتاری و اخلاقی برای آنها حاکم است: آنها در ارتباط با هم چگونه برخورد می‌کنند و نوع برخوردشان با موضوعات مشترک و غیرمشترک و مرتبط و غیر مرتبط چگونه است؟ با توجه به اینکه مسئله ارتباط با عالم و ارتباط با دیگری و غیر از خود، یکی از اصلی‌ترین شئون و زمینه‌ها و رهاوردهای اینترنت است که در قالب‌هایی چون: ایمیل و چت و ایجاد وبلاگ‌های گوناگون نمایان می‌شود، می‌توان حدس زد که جامعه‌شناسی فرزندان اینترنت یا انسان اینترنتی، مهمتر از روان‌شناسی آن است.
شاید بتوان گفت که در بسیاری از موارد، نفس همین ارتباط، شکل‌دهندة روان خاص و دلیل اصلی اینترنت‌خواهی و گرایش افراطی به آن است، چرا که در مواردی که مسئلة ارتباط با شخص خاص یا اشخاص دیگر مطرح نیست، میزان علاقه صورت افراطی ندارد و به حد وابستگی شدید یا فرزندخواندگی نمی‌رسد. نتیجه‌ای که می‌توان گرفت این است که با راه بردن به دنیای اینترنت به طیف وسیعی از انسان‌های گردآمده حول این محور برخورد می‌کنیم که متأثر از بایسته‌ها و الزامات فضای مجازی، به نوع خاصی از اخلاق، رفتار، خواست، علاقه، گرایش و نمونه‌های آن تن درمی‌دهند. این موضوع در مرحلة فردیت، روانشناسی اینترنتی و در مرحله فراتر از فردیت، جامعه‌شناسی اینترنتی را مطرح می‌کند.
حاصل این مطالعه هرچه باشد، ما را با نسل جدیدی آشنا خواهد کرد که اکنون، از مدت‌ها قبل در حال زیاد شدند و نوعیت خاص آنها در حال تسّری یافتن و تثبیت شدن است. سؤال اصلی این است که به‌عنوان انسان‌های امروزی، با این نسل و واقعیت آنها چقدر آشنایی داریم؟ نسبت به بد و خوب این فرایند چقدر اندیشیده‌ایم؟ نسبت آنها را با تاریخ و گذشته چگونه ارزیابی می‌کنیم و دیدگاه‌مان نسبت به فردا و آیندة این طیف ر نسل ر روند چیست؟ با تثبیت شدن این نسل و همگانی شدن ساختارهای تفکر و تعلق و عاطفه فردی، جمعی آنها، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا ادبیات فعلی و حقوق مرسوم و متعارف پاسخگوی ذهنیت و فعلیت چنین نسلی هست؟
اگر کسی بگوید که اینترنت، بسیاری از کسانی را که با آن کار می‌کنند و به هر دلیل به دریای آن می‌پیوندند، به «فرزندی» می‌گیرد و در مقام پدر هرگز رهایشان نمی‌کند، حرف بی‌ارزش و کم اهمیتی نزده است. واقعیات و تجربیات نشان می‌دهد که اینترنت با ماهیت جذاب و مکنده و کشنده خویش، غالب کاربران خویش را خاک نشین آستان خود می‌کند و آنها را پیوسته به سوی خودش می‌کشد.
در واقع، امروزه اینترنت میعادگاه میلیونها انسانی است که یا در آن حضور دارند یا به حضور در آن می‌اندیشند. این موضوع، وابستگی جدیدی را پدید آورده است که بدیع و بی‌سابقه است. شواهد و قراین وفراتر از آن، آمار رسمی و غیر رسمی و مشاهدات مکرر نشان می‌دهد که اینترنت در ردیف بالاترین مشغول کننده‌های امروزی انسان قرار دارد و با گذشت زمان در حال گستردن سیطره و زمینه‌های نفوذ خویش است.این موضوع، زمینه‌های مطالعاتی چند جانبه نوینی را می‌گشاید که باید به صورتی جامع مورد بررسی و موشکافی قرار بگیرد.

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ