یادداشت
فقر و زندگی ـ۳‏
سید مسعود رضوی
موج سیاست و اخبار بحران‌هایی که در منطقه رخ می‌دهد، گاهی ما را نیز فرو می‌کشد و این تفکر را در پی دارد که اولویت‌های سیاسی همواره باید در صدر خبرها و تحلیل‌ها و گزارشات رسانه‌ای خودنمایی کند. اما حقیقت غیر از این است و اگر از رویه و سطح قضایا بگذریم، اتفاقاً امور سیاسی و جنجال‌هایی که هیجان زیادی برمی‌انگیزد، چندان پایدار نیست و اثر و آثارش با موج بعدی خبرها و حادثه‌ها محو می‌شود و از بین می‌رود. ‏

با این حال تکیه بر دو اصل بنیادین در سیاست و دیپلماسی همواره باید سرلوحه کنش‌های کنونی و راهبردهای آینده قرار گیرد؛ نخست صلح طلبی و اجتناب از جنگ و خشونت، و دوّم راهبرد آمادگی و وحدت ملی و دستیابی به حداکثر قدرت دفاعی و بازدارندگی. در منطقه‌ای که خشونت و فقدان بسیاری از موازین انسانی سال‌ها تداوم داشته و بوی نفت و پول موجب جذب بازیگران متعددی از گوشه و کنار جهان شده است، حکمت و تدبیر اقتضا می‌کند که همواره در شرایط مناسب و آمادگی مداوم قرار داشته باشیم و در صحنه‌هایی که منافع ملی و امنیتی ما ایجاب می‌کند، همه چیز را رصد کرده و تحت کنترل داشته باشیم.‏

اما بحث اصلی ما که وقفه‌ای در آن افتاد، درباره فقر و گسترش خطرناک آن در سال‌های اخیر و جنبه‌های متنوع و مختلف این پدیده است. زیرا امروزه فقر اقتصادی، یا به اصطلاح گرسنگی و نداری، یا عدم دست رسی به امکانات اولیه و مقدمات زندگی سالم، فقط یک جنبه از فقر و نتایج آن را به ما نشان می‌دهد. در حالی که فقر، باید فراتر از اقتصاد و معیشت، درک و فهمیده شود. زیرا موجب پریشانی روانی و آشفتگی فرهنگی و مخاطرات عظیم اجتماعی نیز هست. تنها به این حیطه‌های بزرگ و متعدد هم محدود نیست، بلکه «جامعه فقر زده» در حقیقت جامعه‌ای «معتاد به فقر» است و توان بازیابی عقلی و کفایت ایجاد توازن ندارد. روشن است که چنین جمعی از انسان‌ها، درگیر مسایلی خواهند بود که در شأن مدنیت و مقام انسانی نیست و طبعاً قدرت تولید فکر و قرار گرفتن در مسیر تعالی را نیز از دست خواهند داد. ‏

جواهر لعل نهرو، نخست وزیر فقید و متفکر برجسته هند در باره همین موضوع بسیار اندیشیده و سخنان و برنامه‌ها و آرزوهایش برای ریشه کن ساختن فقر در هندوستان را بارها مطرح کرده بود. ازجمله گفته بود که آنچه در هند باید ریشه‌کن شود، اعتقاد به فقر و اعتیاد به فقر است. نوعی تقدیر طلبی و جبرگرایی که به باور بسیاری از هندوان، در چرخه‌های زندگی، هر انسانی را در وضع و شرایط مخصوصی قرار می‌دهد که چارهای جز تحمل آن و رضایت دادن بدان موجود نیست! این باورها، یک مهاراجه را همسان یک باربر یا سایل حلبی آبادهای حاشیه کلکته و بمبئی قرار می‌داد و وضع هر دو را در تقدیرشان می‌نگریست و تعریف می‌کرد. وضعی متوازن و کاملاً طبیعی که پیش از تولد و موجودیت هر فرد برایش تعیین شده است.‏

‏ نهرو بر این باور بود که باید جهان بینی و سپهر فکری و باورهای شهروندان شبه قاره دگرگون شود. این کار در برابر مبارزه با سلطه استعمار کاریست هزاران برابر دشوارتر و تا این دیدگاه و این مناسبات دگرگون نشود، تغییری در زندگی و آینده هند و مردمانش پدید نخواهد آمد. این جمله عمیق و پرمایه نیز از همان عبارات است که: «فقر فقط فقیران را منحط نمی‌کند، حتی ثروتمندان و تحصیل کردگان و برخورداران هم ازین بیماری و ازین اعتیاد رنج می‌برند. همه با هم تاوان خواهند داد…»‏

در کشور ما نیز، لایه‌های فقر و گونه‌های متنوع آن غالباً در رویکرد اقتصادی مطرح بوده و از حیث مالی ملاحظه شده است. در واقع «فقر معیشت» و عدم برخورداری از لوازم اولیه و ضروری، بیشتر به چشم آمده و برجسته شده است. این خیلی طبیعی است، زیرا به رغم مشکلات اقتصادی و کمبودهایی که در ادوار مختلف در لایه‌ها و طبقات اجتماعی بروز داشته، فرهنگ فقر و اعتیاد بدان به عنوان تقدیر مردمان، هیچگاه ریشه‌دار نبوده و حتی در تاریخ و فرهنگ ما، جبرگرایی صوفیانه نیز از منظر بی‌نیازی و دل‌کندن از تعلقات دنیوی مطرح بوده است. حال آنکه باورهای دینی ما بر کار و تلاش و برخورداری و بهره‌وری از نعمات دنیوی و معنوی بنیان نهاده شده است؛ و بر کوشش و کار و فضیلت سعی و تلاش: ‏

لیس للانسان الا ما سعی… به روشنی بر مبنای تلاشگرانه و فضیلت کار و کوشش تأکید کرده و جهت زندگی یک مسلمان را نشان می‌دهد. این دیدگاه بازتابی عظیم در فرهنگ و ادب ما یافته است: برو کار میکن مگو چیست کارر که سرمایه جاودانیست کار…، توانا بود هرکه دانا بود ووو… نشانگر جهت و هدفگزاری زیست ایرانیان بوده است و این سرمایه و انگیزهای عظیم برای خوب زیستن و تولید و بهره‌وری و برخورداری نیز محسوب می‌شود.‏

این سرمایه بی‌همتا و ارزشمند فرهنگی نباید مخدوش شود. زیرا گسترش فقر و عادت به مشاهده انواع و اقسام زندگی‌های لهیده و تکیده در زیر بار فقر، به تدریج فرهنگ همزیستی و پذیرش فقر را فراگیر خواهد ساخت و متاسفانه این اتفاقی است که ممکن است در جامعه ما نیز رخ دهد زیرا آستانه و نشانه‌هایش در حال بروز و پیدا شدن است! باید به هر ترتیب ممکن از آن پیشگیری نماییم و در برابرش چاره‌جویی کنیم. ‏

تصور نکنیم ما که برخورداریم یا ثروتمندیم یا از حداقل معیشت و امنیت برخوردار خواهیم بود، مسئولیتی نداریم. فقر، ثروتمندان را هم منحط می‌کند و سرمایه و امنیت اجتماعی را به سوی فساد و نکبت خواهد برد. مانند جسدی که خواهد پوسید حتی اگر اینک سالم به نظر آید. پس بدون هیچ تعارف و ساده‌انگاری لازم است با قدرت در این باره سخن بگوییم و برایش چاره بیندیشیم. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ