یادداشت اقتصادی
قصور مدیریتی و مدیریت قصور
کامران نرجه
برنامه ریزی برای جلوگیری از وقوع بحران و رفع سریع پیشامدهای ناگهانی یکی از اساسی ترین وظایف و کارکردهای مدیریت هر سازمان است. در واقع آنچه که به بالابردن اعتبار یک تشکیلات سازمان یافته کمک می کند، نحوه پیش بینی، برنامه ریزی و تصمیم گیری نظام مدیریتی آن سازمان در موارد بحرانی است؛ از طرف دیگر نظام پایش عملکرد و برخورد با قصور اجزای سازمان برای جلوگیری از تکرار اشتباه، یکی دیگر از ویژگی‌ها و وظایف اساسی مدیریت سازمانی به شمار می رود.

بدیهی است حکمرانی یک جامعه، همانند مدیریت یک سازمان از همین قواعد پیروی می کند. یعنی آنچه که اعتبار مدیریت جامعه را افزایش می دهد، میزان موفقیت برنامه ریزان آن در پیش بینی آینده و نحوه کنترل بحران‌ها است.

به استناد گزارش اخیر موسسه “اینفورم” که خطر بلایای طبیعی و بحران‌های انسانی را در کشورهای دنیا ارزیابی می‌کند، ایران یکی از ۱۰ کشور پرمخاطره دنیاست. زلزله، سیل، رانش زمین، آتش سوزی جنگل، طوفان، گردباد، تگرگ، بهمن، رعد و برق، ریزگرد، آلودگی هوا، تغییرات شدید درجه حرارت و خشکسالی، تصادفات رانندگی، سقوط هواپیما، ریزش ساختمان و… جزو انواع مخاطرات طبیعی یا غیر طبیعی هستند که ایران هرسال یکی یا چند نمونه از آنها را تجربه می کند. بنابراین مدیریت چنین کشوری به نظامی جامع برای پیش بینی رخدادهای آینده، برنامه ریزی و تصمیم گیری برای کاهش خسارت و کنترل فوری بحران ها نیازدارد.

موفقیت در چنین حکمرانی در وهله نخست مستلزم ایجاد نهادهایی است که هنگام بروز بحران به دنبال مقصریابی نباشند و تلاش خود را صرفاً معطوف به رفع فوری بحران کنند و در وهله دوم قدرت ارزیابی، مهندسی، اجرا، پایش و مستندسازی بحران ها را داشته باشند و از تکرار قصور مدیریت قبلی پرهیز کنند. اما تجربه برخورد با هریک از این سوانح در ایران ثابت می کند که هنوز چنین فرآیند مدیریتی در کشور ما ایجاد نشده است و به همین دلیل در هر سانحه یا بحران به جای پذیرش قصور مدیریتی به دنبال مدیریت قصور و توجیه ناکارآمدی ها هستیم.

در این مدل مدیریتی بلافاصله پس از وقوع هر بحران، ستاد فرار از فشار افکار عمومی فعال می شود تا از طریق یافتن یک مقصر(که معمولا در جریان سانحه از بین رفته است یا توانایی دفاع از خود را ندارد) به عنوان عامل اصلی معرفی شود و تمامی قصور به گردن او انداخته شود. چنین رفتاری بیش از آنکه قصور مدیریتی را تشریح کند، به دنبال مدیریت قصور و فرافکنی آنهاست.

هنگامی که زلزله ای رخ می دهد و گوشه ای از کشور را ویران می‌کند، بلافاصله تمام بنیه مدیریتی بسیج می شود تا قصور رخ داده در افزایش تلفات و خسارات را به گردن ناآگاهی زلزله زدگان از ضوابط صحیح ساخت و ساز مسکن بیاندازد، اما هیچگاه از نهادهای برنامه ریز، مجری و ناظر در ساخت و ساز ابنیه سئوال نمی شود نقش شما در اعطای مجوزهای جدید و کنترل پایداری ابنیه قدیمی چیست؟

وقتی با بحران آلودگی هوا مواجه می شویم، فوراً توجه خود را معطوف به استفاده مردم از خودروهای دودزا می کنیم و آن ها را به استفاده از وسایل نقلیه عمومی یا محدودیت تردد در معابر شهرها محکوم می سازیم، ولی هرگز از نظام مدیریت صنعت خودرو و نظارت بر محیط زیست نمی‌پرسیم چرا مجوز ساخت خودروهای فاقد استاندارد و ورود آنها به بازار مصرف را امضا کرده اید؟

در همین سیل اخیر، به جای آنکه درپی کشف قصور مدیریت بخش‌های مختلف تصمیم گیری و اجرایی باشیم، عمده تلاش خود را صرف توجیه تغییرات اقلیمی، محکوم کردن مردم به ساخت و ساز در حریم رودخانه ها، ایستادن در تفرجگاه های احداث شده در مصب رودها و کم توجهی آنها به نکات ایمنی کرده ایم و به نوعی مسئولیت قصور رخ داده در بروز سیل و افزایش تلفات را به گردن هر عاملی غیر از نظام مدیریتی انداخته ایم.

مگر پدیده سیل برای نخستین بار در تاریخ طبیعی ایران رخ داده که از بروز آن شگفت زده شده ایم و دائماً از تغییرات ناگهانی اقلیم حرف می‌زنیم؟ چرا نظام مدیریتی ما هنوز باور ندارد که جای جای این مرز و بوم به استناد هزاران رخداد ناگوار در ۵۰ سال اخیر همواره مستعد بروز زلزله، سیل و سایر مخاطرات طبیعی و غیر طبیعی است؟ مگر نه آنکه بسیاری از واحدهای مسکونی و تجاری تخریب شده در سیل اخیر با مجوز اعطایی از سوی شهرداری ها و بنیاد مسکن و تاییدیه نظام مهندسی ساختمان ظرف ۲۰ سال اخیر (با ادعای نوسازی، بهسازی و مقاوم سازی) دقیقاً در حریم عبور آب نقاط شهری و روستایی احداث شده است و حالا ساکنان مظلوم همین واحدها به کم توجهی نکات ایمنی و عدم رعایت ضوابط ساخت و ساز محکوم می شوند؟

آیا قصور رخ داده در عدم لایروبی رودخانه ها و مخزن سدها هم با مردمی است که تمامی دار و ندار خود را به واسطه بروز سیل و باز کردن دریچه سر ریز سدها از دست داده اند؟ آیا تاوان زیرآب رفتن آق قلا و گُمیشان را (که در طول تاریخ در همین نقطه پُربارش قرار داشته اند و کمتر با چنین پدیده ای روبرو بوده اند) هم باید ساکنان محروم آن بدهند یا مهندسانی که با احداث خط آهن، مسیر عبور آبهای اضافی به دریا را سد کرده اند؟ مسئولیت کشته شدن دهها انسان بی گناه که در تعطیلات نوروز به تفرجگاه ساخته شده توسط شهرداری شیراز مراجعه کرده اند، با خشم طبیعت و تغییر اقلیم است یا مدیرانی که مسیر تاریخی و طبیعی عبور سیلاب را با نخاله ها پر کرده اند تا ابداعات مهندسی خود را به رخ گردشگران بکشند؟

چه تضمینی وجود دارد تا در سایه این نحوه مدیریت فرافکن، شاهد تکرار سوانح دیگری در معماری های جدید مدیریت کلانشهرهای ایران نظیر پارک نهج البلاغه، بوستان آبشار و جوانمردان تهران (که دقیقا در مسیر سیل رو احداث شده اند) نباشیم؟ آیا تجارب سیل ۱۳۶۶ تجریش باعث شد تا شورای عالی معماری و شهرسازی ظرف ۳۲ سال گذشته مانع از عملکرد شهرداری در صدور مجوز ساخت صدها برج مسکونی در حریم رودخانه ها و ارتفاعات لغزنده شمال پایتخت شود؟

زلزله های مهیب بوئین زهرا، طبس، رودبار، بم و لرستان در ۵۰ سال اخیر تا چه اندازه مدیریت شهرسازی ایران را به فکر فرو برده تا از قصور خود عبرت بگیرد و مانع از ساخت ابنیه غیرمقاوم و تجمع جمعیت در مناطق پرخطر شود؟ اگر این عبرت حاصل شده، پس چرا ظرف ۱۰ سال گذشته بی توجه به هشدارهای مکرر محافل کارشناسی شاهد بیشترین رشد مرتفع سازی روی گسل های فعال تهران، نظیر گسل خرگوش دره و گسل دارآباد هستیم؟ آیا تمام این ساخت و سازها بدون مجوز و مخفیانه به دور از چشم ناظران صورت گرفته است؟ چرا به تمامی این ساخت و سازهای غیرمجاز، خدمات شهری نظیر انشعاب آب، برق و گاز تعلق می گیرد؟

چگونه باید پذیرفت که از مجموع ۷۰۰ دهانه پل و ابنیه جاده ای تخریب شده در سیل اخیر، حداقل ۳۰۰ دهانه پل یا تأسیسات جاده ای ظرف ۱۵ سال اخیر و در دوره مدیریت افرادی که هنوز در مسند سازمان های مسئول قرار دارند، ساخته شده است، ولی این افراد هرگز بار نامدیریتی‌های خود را به دوش نمی گیرند و هزینه ساخت مجدد آن را به بودجه عمومی کشور محول می کنند؟

آیا مدیری که به نمایندگی از دولت، مسئول نظارت بر ساخت جاده ها، ریل ها، تأسیسات آب، برق، گاز، مخابرات بوده و با امضای او بهره برداری از این تأسیسات آغاز شده و حالا با اولین سیل تمامی این سرمایه ها از بین رفته، مقصر نیست؟ آیا سازمانی که همه ساله ایمنی تردد از جاده‌های مختلف را پایش و تأیید می کند، اینک در برابر آب بُردگی هزاران کیلومتر بزرگراه، جاده اصلی، فرعی و روستایی مسئولیت ندارد؟ اساسا نقش نظام مدیریتی کشور در افزایش خسارات سیل اخیر به ۳۵ هزار میلیارد تومان چیست و چه کسی باید این لطمه بزرگ اقتصادی را جبران کند؟

سئوالات عدیده ای از این دست در ذهن مردم و محافل کارشناسی سبب می شود تا به این نحوه مدیریت در جامعه بدبین باشیم و اطمینان نکنیم که حوادث آینده، کم تلفات تر از وقایع قبلی خواهند بود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ