نگاه
کاهش قیمت‌ها و تولید قدرت نرم
سؤال این روزهای عمده کارشناسان اقتصادی سیاسی این است که بهترین راه تولید و افزایش قدرت نرم داخلی برای مقابله با تحریم‌های رو ‌به افزایش غرب چیست. نگاهی واقع بینانه و صریح به افق پیش‌رو نشان می‌دهد که امید چندانی به اقدام موثر اروپا چه در چارچوب کانال مالی اینستکس و چه از راه‌های دیگر نیست و با افزایش فشارهای قلدرمآبانه و بی‌منطق ترامپ، اقتصاد کشور بیش از پیش تحت فشار قرار می‌گیرد که این امر تولید قدرت نرم داخلی را تحت الشعاع قرار می‌دهد. روشن است تحقق مقاومت عزتمندانه در برابر آمریکا در چارچوب « نه مذاکره و نه جنگ» منوط به افزایش تولید قدرت نرم در داخل کشور است؛ ماهیتی که جز با افزایش رضایتمندی مردم قابل دستیابی نیست. در این راستا بدیهی است که در شرایط فعلی رضایتمندی مردم از کاهش سطح عمومی قیمت‌ها و ارزان شدن اجناس ـ دست کم اجناس ضروری و خدمات اصلی ـ می‌گذرد و متأسفانه این نقطه‌ای است که کم عملی همه قوا در آن به چشم می‌آید. مردم خواهان کاهش قیمت مرغ، گوشت، برنج، روغن، اجاره خانه و دیگر هزینه‌های عمومی هستند تاقیمت زندگی کاهش یافته و دست کم بتوانند استانداردهای چند سال پیش خود را حفظ کنند. آنان از حرف‌های تکراری خسته شده‌اند. از این خسته شده‌اند که مسئولان بزرگ و کوچک تمام قوا در برابر پرسش‌های چالش‌انگیز به‌جای این‌که راه‌حل عملی و موثر به همراه برنامه‌ زمان‌بندی اجرایی ارائه دهند، در مقام کارشناس و استادان دانشگاه، مقداری حرف درباره علل و ریشه‌های ایجاد مشکل ارائه می‌دهند، بی‌آنکه اشاره کنند که آنان را در جایگاه مدیریت گمارده‌اند و حقوق و مزایا می‌دهند تا مشکل را حل کنند. این‌که تبدیل به کارشناس بی‌عمل شوند.

افکار عمومی از این واقعیت متعجب و سخت گلایه‌مند است که چرا قوای سه‌گانه برای مبارزه با گرانی خدمات و کالاها کار موثری نمی‌کنند و این کم عملی را ناامید کننده می‌دانند؛ ناامیدی که مخل افزایش قدرت نرم است.

مثال‌های فراوانی در این‌باره وجود دارد. به عنوان نمونه مقامات صنفی تولید کننده گوشت قرمز می‌گویند قیمت واقعی گوشت ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان است نه ۱۲۰ یا ۱۳۰ هزار تومان فعلی؛ اما گروهی هستند که اجازه کاهش قیمت این کالای اساسی را نمی‌دهند! آیا کسانی که این خبر را می‌خوانند از بی‌عملی و نبود قاطعیت در برخورد با دلالان و افرادی که مسبب این وضعیت هستند گلایه‌مند و سرخورده نمی‌شوند؟ به ذهنشان نمی‌رسد که ممکن است دلالان به جاهایی وصل باشند که اراده‌ای برای برخورد با آنها وجود ندارد؟ یا درباره رشد شدید اجاره مسکن مردم می‌پرسند چرا یک طرح قاطع مبتنی بر پاداش ـ تنبیه برای موجوداتی که طمعکاری می‌کنند، تدوین و اجرا نمی‌شود؟ چرا شخصی که به گفته یک نماینده مجلسی دارای ۲۵۰۰ واحد مسکونی است و به همراه چند نفر دیگر قیمت‌گذاری مسکن در تهران را در دست دارد، مورد بازخواست و رسیدگی قرار نمی‌گیرد؟

از این دست نمونه‌ها فراوان است و به کرّات اعلام هم می‌شوند، اما معلوم نیست چرا بدنه مدیریت کشور از پایین تا بالا و در هر سه قوه، حساسیت لازم را به این گلایه‌های مردم ندارند؟ چرا به جای هم افزایی برای حل مشکلات مردم، یا یکدیگر را متهم کرده و چابکی را از هم می‌گیرند یا برای پوشش هزینه‌هایشان به‌جای صرفه‌جویی، طرح‌های فضایی ارائه می‌دهند، که خروجی‌اش پول کندن از جیب ضعیف مردم است؟ نمونه بارز این امر را در تدابیر شهرداری تهران برای تبدیل طرح زوج و فرد به محدوده آلودگی هوا با هدف نهایی دریافت پول بیشتر از مردم می‌توان مشاهده کرد. در نهایت این‌که باید به صراحت و از سر دلسوزی هشدار داد که خروجی عمل دستگاه‌ها

ـ تمامی دستگاه‌های حاکمیت ـ به نفع مردم نیست و آنان را گلایه‌مند کرده و از امید و نشاط عمومی کاسته است.

تأکید غیرضروری بر مسایل حاشیه‌ای و سکوت یا به قول معروف، پیچاندن مشکلات اصلی مردم و در رأس آن گرانی‌های اخیر، دمیدن به شیپور از سر گشاد آن است که فقط نفس و انرژی هدر می‌دهد.

روشن است که اگر حاکمیت در این شرایط حساس افزایش قدرت نرم و حمایت مردم و انسجام داخلی بیش از پیش می‌خواهد، راهش شعارهای تکراری و ارشاد مردم نیست. راهش برخورد قاطع با دلالان و عوامل رشد دهنده قیمت‌ها ـ‌ هر کسی که می‌خواهد باشد ـ کنترل مانورهای سوداگرانه و ظالمانه با ابزارهای مالیاتی، کاهش شدید دریافتی‌های دستگاه‌ها از مردم، مبارزه موثر با فساد‌ مالی و رشوه‌خواری، کاستن از دعواهای سیاسی که خیلی‌هایش با هدف سهیم شدن در قدرت و منافع صورت می‌گیرند و پرداختن به مسائل اصلی به جای مسایل حاشیه‌ای که روی اعصاب مردم می‌رود و خیلی‌ها را به طور غیر ضروری تحریک می‌کند، است. باید باور کنیم که شرایط کشور خطیر است و تنها راه مقابله با تهدیدها افزایش شدید تولید قدرت نرم در دست مردم عادی است؛ آنان‌که همیشه برای کشور و آب و خاکشان هزینه داده‌اند و این شرایط زندگی و این کم عملی،‌حقشان نیست که ناسپاسی هم است.

سیدعلی دوستی موسوی

Email this page

نسخه مناسب چاپ