نگاه
مالیات بر ثروت ؛ اکسیر ضد تحریم
در شرایطی که به خاطر افزایش تحریم‌ها، درآمدهای نفتی و صادراتی روبه کاهش و در مقابل، هزینه‌های دولت و اداره کشور رو به افزایش است، یافتن منابع درآمدی جدید و خلاقانه مانند اکسیری است که اثرات تحریم‌ها را تا حد زیادی خنثی کرده و کشور را بیشتر متکی به خود می‌کند.

یکی از موثرترین این راه‌ها، یافتن انواع جدید و خلاقانه، مالیات بر ثروت است. روشن است که در قوانین جاری و در حال اجرای فعلی، انواع مختلف مالیات بر ثروت وجود دارد و در حد مقدورات و قدرت سازمان امور مالیاتی، وصول هم می‌شود، اما اینها قطعاً کافی نیست و مجموع شرایط کشور ایجاب می‌کند ثروتمندان انواع متنوع‌تری مالیات بپردازند و سهمشان در تأمین درآمد کشور افزایش یابد. در پاسخ به منتقدان افزایش مالیات بر ثروت و آنان که برای برقراری این مالیات در شرایط حاضر دلیل می‌خواهند هم باید گفت اولاً دریافت مالیات هرچه بیشتر از ثروتمندان در هر زمانی عین عدالت است و ثانیاً در شرایط تحریم که فعالیت‌های عادی و مولد اقتصادی با اخلال روبه‌رو شده و راکد است، مشاغل دلالی و خرید و فروش بیش از گذشته رونق می‌یابد و قطعاً کسانی که در این مشاغل فعالند، سرمایه‌دار و ثروتمندند و احتمالاً هم سودهای بادآورده خوبی به دست آورده‌اند که بعضاً از دید سازمان امور مالیاتی پنهان مانده است.

لذا رسته‌ها و انواع جدیدی از مالیات بر ثروت نیاز است که به انواع مختلف مالیات بر این درآمدهای دلالی را از محل‌های خرج کردن یا مخفی شدنش دریافت کند. لذا به عنوان اولین بخش باید گفت گسترش چتر مالیات بر ثروت در شرایط فعلی اقتصاد یک ضرورت انکار ناپذیر است و باید با قدرت و دقت و قاطعیت پیگیری شود. اما سوال این است که انواع جدید مالیات بر ثروت چه‌ها می‌تواند باشد؟

در پاسخ باید گفت چون مشاغل دلالی در اقتصاد ایران پنهان، پوشیده و غیررسمی انجام می‌شود و تقریباً از طریق شغلی نمی‌توان به درون آن دست یافت به ناچار باید به سراغ نمودهای ثروت، یعنی اشکالی که ثروت در آن خرج یا تبدیل شده و مورد معامله قرار می‌گیرد، رفت و مالیات آنها را گاه تا ۵۰۰ درصد افزایش داد. برخی صنوف نیز – مانند پزشکان جراح- که درآمدهای بسیار کلانی دارند و پنهان هم نیستند ، اصلاً مالیات نمی‌دهند یا به اندازه یک کارمند مالیات می‌دهند!

بدین ترتیب باید براساس عناصر و نشانه‌های نمود و نمایش و قرارگیری ثروت، الگوهایی ترتیب داد، پخته کرد و سنجید و سرانجام اجرا کرد.

یکی از این الگوها، افزایش هزینه‌ زندگی در مناطق مرفه‌نشین شمال تهران و سایر کلانشهرهاست یعنی باید هزینه خدمات عمومی ارایه شده در این مناطق به نسبت ارزش قیمتی املاک افزایش یابد. مثلاً چه معنی دارد که هزینه آب ، برق و گاز مثلاً زغفرانیه یا نیاوران تهران با جوادیه و شهرری و افسریه یکی باشد؟

آیا کسی که در زغفرانیه زندگی می‌کند، پولدارتر از کسی که در افسریه زندگی می‌کند، نیست؟ پس چرا باید هر دو به یک قیمت هزینه خدمات عمومی بپردازند؟ از این الگو می‌توان رسته‌های گوناگونی را استخراج و اعلام کرد که هرکس در مناطق مرفه‌نشین شهرها صاحب املاک تجاری ـ مسکونی است یا قادر به اجاره کردن این املاک است، متمول محسوب شده و باید مالیات بر ثروتش گاه بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ درصد ـ بنابر مصلحت سازمان امور مالیاتی ـ افزایش یابد.یا مورد دیگر اینکه مالیات بر خودروهای گرانقیمت هم باید به شدت افزایش یابد، مالیات بر ارزش افزوده بر اجناس لاکچری مراکز خرید گرانقیمت می‌تواند ۴ برابر شود و خلاصه قاعده هر کس بامش بیش، برفش بیش تا بیشتر از گذشته برای ثروتمندان اجرایی شود.

در نمونه‌های دیگر می‌توان مالیات بر تعداد معاملات دلالی نظیر مسکن، خودرو، ارز و سکه توسط افراد حقیقی و نه فعالان حرفه‌ای دارای مجوز صنفی وضع کرد. به گونه‌ای که اگر شخص حقیقی بیش از ۲ بار در ماه خودرو یا مسکن معامله کرد یا اجاره داد، مالیات کامل و حقه‌ای از او وصول شود. زیر نظر گرفتن گردش حساب بانکی و خریدهای فروشگاهی هم پیشنهاد دیگری است. می‌توان در فروشگاه‌های زنجیره‌ای قاعده‌ای گذاشت که خریدهای بیش از پنج میلیون تومان در ماه، مشمول مالیات بر مصرف بشوند. افزایش مالیات بر ارث، به شرطی که املاک مشمول ارث در نقاط مرفه‌نشین شهرها بود، یا رقم ارث از حد خاصی تجاوز کند، هم می‌تواند افزایش یابد.در کنار تمام اینها باید توجه داشت که اجرای هر یک از این گونه‌های مالیاتی هزینه‌های لجستیکی ، مالی، سیاسی و تبلیغاتی برای دولت و سازمان امور مالیاتی در برخواهد داشت و احتمالاً دارندگان ثروتهای کلان دست به جوسازیهای وسیعی با هدف مظلوم‌نمایی خواهند زد. حتی وارد کردن فشارهای شدید سیاسی و توصیه‌ها و اعمال نفوذ‌ها هم بسیار محتمل خواهد بود.

اما از آنجا که مصلحت کشور و عدالت اجتماعی ایجاب می‌کند، دولت و سایر قوا باید شجاعانه قدم در این راه بگذارند و با تقویت لجستیکی و پشتیبانی قانونی سازمان امور مالیاتی، به این سازمان جرأت و جسارت ورود به این عرصه را بدهند. البته اقناع افکار عمومی و توضیح دادن دقیق و شفاف این مالیاتها که حتماً قبلاً به خوبی سنجیده شده‌اند،‌ می‌تواند حمایت مناسبی را برای اجرا کنندگان فراهم آورده و جوسازیها را خنثی کند که هر جا مردم پای کار بوده‌اند، اجرای آن کار به سادگی ممکن شده است.

سید علی دوستی موسوی

Email this page

نسخه مناسب چاپ