یادداشت
مالیات و سلامت(بخش آخر)
سیدمعسود رضوی
پزشکان ایران، تنها متولی سلامت مردم نیستند، آنها بخش مهمی از سرمایه‌های مادی و علمی، و حتی معنویت و آرامش مردمان این کشور کهنسال و ماندگاراند. مردم به طبیبان، حکیم می‌گفتند و نه تنها نقش ارجمند پزشکی جسم و تن(ابدان) را برای ایشان قایل بودند، بلکه آرامش و آسایش جان و روان(ارواح) نیز در زمره کار و تخصص پزشکان بوده است. هرگاه در مقابل مردمان با فرهنگ و صاحب فضل، نام پزشک و کلمه طبیب برده می‌شود، تجسمی از بوعلی و رازی، اهوازی و جرجانی، و در ابعادی جهانی، از بقراط و جالینوس تاکخ و پاستور و امثال ایشان در نظرها تجسم می‌یابد. من از این هم فراتر می‌روم، طبیب‌ها، با عیسی بن‌مریم(ع) و اعجازی که در نفس و دَمِ مسیحایی آن نبی بود، منزلت می‌یابند. همچنان که در روزگاران معاصر، در حرفه پزشکی، از طبیبی چون آلبرت شوایتزر و پرستاری چون فلورانس نایتینگل و قدیسه ترزا که خود را وقف مراقبت و درمان جذامیان و بیماران فقیرترین نقاط هند و دیگر مناطق جهان کرد، یاد می‌شود. در ایران نیز نام پزشکانی بسیار شایسته و صاحب منزلت و فضیلت را بر بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های دور و نزدیک می‌بینیم. هر یک، در خدمت به همنوعان و در درمان آلام هموطنان، آیتی بودند. اخیراً یکی از مورخان، اسنادی از دوران مشروطیت و نهضت جنگل به نگارنده نشان داد که خاطرات و صفات دکتر حشمت و دو پزشک دیگر، یکی اهل قزوین و دیگری اهل انزلی را بیان کرده و کوشش شبانروزی و بی‌چشمداشت ایشان را در هنگامه جنگ داخلی گیلان و قبل از آن برشمرده بود. در اینجا مجال وصف نیست تا دانسته شود، پزشکی و طبابت در کشورما، تنها مربوط به همین یک سده اخیر و نظام جدید ویزیت و پزشکی آکادمیک نیست. هرچند به لحاظ علمی، این واپسین حلقه تکامل عقل و علم و روش‌ها و ابزارها و کشفیات و درمانهای پزشکی است و باید آن را ارج نهاد، اما به همان نکته اول باز می‌گردم که مردم، پزشک را معادل حکیم دانسته و روح و جسم خود را تسلیم وی و مرهون معالجت و محافظت ایشان می‌دانسته‌اند.

باری، اکنون، وقتی به سخنان و فریادهای بیهوده پوپولیست‌ها و نادانانی که تنها آب‌‌ها را گل آلود می‌کنند در تلویزیون و برخی فضاها و شبکه‌های مجازی می‌اندیشیم، بیشتر به یاد مطایبات عبید زاکانی می‌افتم و نه به آن تاریخ پرشکوه آرامش بخش؛ زیرا وقتی جامعه‌ای آشفته شد و اعتماد مردم از مدیران و قافله‌سالاران سلب گردید، تمام گروه‌های مرجع هدف قرار گرفته و یکی یکی از قطار اعتماد و اتکای مردم پیاده می‌شوند. در این مسیر، البته دولتیان و تصمیم‌سازانی که بی‌وقفه قانون وضع می‌کنند، اما اوضاع نابسامان را نمی‌شناسند و بی‌مشورت با عقلا و کارشناسان، خود را عقل کل پنداشته و تغییرات بزرگ در بنیادهای محکم و کهن می‌دهند، مسئولیت این بی‌اعتمادی و هرج و مرج را دارند. اما ما و مردم و پزشکان نیز در این زمینه بی‌تقصیر نیستیم. فضاهای دو قطبی که یک سوی آن خوبان و در سوی دیگر مقصران و بدها صف کشیده‌اند، جزئی از زندگی و اندیشه‌ کنونی‌ماست. هیچ فضای حایل و خاکستری که حلقه وصل میان دو گروه و دوجانب مختلف باشد وجود ندارد و اصلاً در فرهنگ ما، این حلقه‌های واسطه‌ بی‌معنایند. یک شبه پزشکان غارتگر می‌شوند و شب دیگر مظلوم و ستمدیده؛ همچنان که بخشی از مردم نیز گاه با رویکرد به طرف طب غیرعلمی و استقبال از رمال‌ها و دکاندارانی بی‌سواد در عرصه طب علفی و تجربی و تعویذ و اوراد و اوراق و نسخه‌های تنجیمی، راه را بر صلاح می‌بندند و موجب نسخ علم و کسالت فرهنگ و اندیشه‌ می‌شوند.

این مسایل به دلیل فضای مسموم تبلیغاتی و آشفتگی در عرصه رسانه‌ها، عدم آزادی و عدم شناخت گروه‌های مرجع در عرصه علم و فرهنگ رخ می‌دهد. نمونه آخرین از این دست مسایل، تمسخر گسترده و طنزی است که درباره آموزش کارتخوان به پزشکان و عدم اجرای مصوبه‌ای در این باره به دلیل ناآشنایی جامعه پزشکی و نیاز به آموزش کار با کارتخوان رخ داد. هم سخنگوی نظام پزشکی و هم رسانه‌ها در این بابت جفا کردند و بسیاری از مردم نیز با گرم کردن این تنور، به آتش خسارت باری که افروخته شده دامن زدند. در یادداشت‌ پیشین گفتیم که سرمایه ما در یک کشور هشتاد میلیونی، عبارت است از چهل و پنج هزار پزشک عمومی و سی و پنج هزار رزیدنت یا متخصصان رشته‌های خاص پزشکی، و از این تعداد، اغلب در شهرهای کلان و قلیلی در شهرستان‌ها و مناطق دور افتاده حاضر و ساکن و در حال خدمتند. این سرمایه، حدود یک چهارم میزان مورد نیاز در این دوران سخت و تحریم‌های نفس‌گیر است. چه دستهای پلیدی، می‌خواهند پزشکان را در وضع تقابل با مردم و نا کار آمدسازی در حساس‌ترین لحظات تاریخ قرار دهند؟

هیچ پزشکی نیست که نخواهد مالیات بدهد. اگر هم هست، به لحاظ نظری و در مقام یک شهروند ایرانی نمی‌تواند این ادعا را به بحث بگذارد و از آن دفاع کند. پزشکان ایرانی، بیشتر از آن که از دولت و آشفتگی قوانین، یا فقر عمومی و عدم بهداشت و فزونی بیماران در مراکز اندک گله‌مند باشند، از اقلیتی پزشک تاجر مسلک، سرشناس و بسیار ثروتمند(مولتی میلیاردر) شاکی هستند. کسانی که می‌دانند اگر بحث شفافیت و حسابرسی و مالیات‌ها به درستی مطرح باشد، آن زمان هیچ موازنه معقولی میان حجم و کیفیت کارشان با میزان درآمد و سطح زندگی سلطنتی و فوق اشرافی ایشان وجود ندارد. بدتر از آن، میزان خدمت و سرمایه‌گذاری داخلی و حجم کثیر خروجی ارز ایشان برای مصارف غیرکاری و علمی ـ غالباً تفریحی، هزینه خانواده‌های ساکن خارج، خرید‌های تجملی و انباشت ارز و حتی خرید مسکن و سهام و اوراق بهادار در برخی کشورهای دیگر و … اینها حقیقت است و باز هم تأکید می‌کنیم که نباید اقلیتی از این اشراف را با اکثریت زحمتکش پزشکان وطن‌پرست دانست.

تعرفه‌های پزشکی با آگاهی مردم، با بالارفتن تعداد پزشکان به شکل معقول و در فرایندی مناسب، با حفظ پزشکان و ایجاد شرایط احترام‌آمیز و مناسبی که مهاجرت نکنند، با ایجاد مراکز درمانی و دانشکده‌های کارآمد، با جذب دانشجویان ایرانی پزشکی در سراسر جهان و … می‌تواند به تراز متعادلی برسد. در غیر آن صورت همین وضع ادامه دارد و بدتر هم خواهد شد. اگر چنین نباشد، همین کشورهای حاشیه جنوبی، مابقی سرمایة کاری و علمی ما را در پزشکی خواهند بلعید. هر چند هیچ کجای جهان چنین بهشتی از حیث درآمدها برای پزشکان خاص و متخصص و اسم و رسم‌دار وجود ندارد. در حال حاضر ناکارآمدی و به‌هم‌ریختگی دولت و وزارت بهداشت، نظام سلامت را تهدید کرده و پوپولیست‌های تریبون‌دار و رسانه‌دار نیز مثل همیشه به اسم مردم و مستضعفان، شروع به دنبال‌گیری هدف‌های شوم و مشئوم خود کرده‌‌اند. سازمان مالیاتی باید ضمن تعامل میان کارشناسان خود با مدیران و نمایندگان جامعة پزشکی، راه‌حل‌های درست و درجه اول بیابد و به کار بندد تا جامعة دردمند ایران، بیماران و مردمی که حداقل توقعات آنها نیز پشت‌ درهای بسته فراموش شده، بیشتر از این آسیب نبینند. پزشکان ایران نیز که خود در زمرة دانشوران و صاحبان علم و اندیشه هستند، می‌دانند که هیچ کجا مثل ایران نمی‌تواند خوب و سربلند زندگی کنند، به شرط آن که خود نیز در عرصة مالیات و دیگر عرصه‌ها سهم منصفانه داشته باشند.

عجالتاً این بحث را به پایان می‌بریم تا با ارائه نظرهای رسیده و دیدگاه‌های دیگر، به یک جمع‌بندی برسیم و در هفته‌های آینده با مشاهدة عملکرد دستگاه‌های مختلف مالیاتی و بهداشتی و رسانه‌ای، یک نظر گاه عامتر و دقیق‌تر را مد نظر قرار دهیم، لذا بحث‌های فراوان دیگر را در این موضوع، عجالتاً به اتمام می‌رسانیم.

نسخه مناسب چاپ