یادداشت
مالیات و سلامت ـ ۶
سید مسعود رضوی
آمارهای نگران‌کننده درباره وضع بهداشت و درمان و افزایش هزینه‌های مربوط به دارو و درمان، خبر از یک بحران در آینده‌ای نه چندان دور می‌دهند، جامعه‌ ما به سوی فقیرتر شدن می‌رود و جامعه فقیر بیشتر بیمار می‌شود و از شرایط بهداشتی و امکانات پیشگیری نمی‌تواند به خوبی بهره‌مند باشد. در کنار این مسأله با موضوع مهاجرت پزشکان از ایران روبه‌رو هستیم. بنا به آمارهای رسمی، سالانه ۶۵۰ پزشک ایرانی مهاجرت می‌کنند و در ممالک مغرب زمین(آمریکا، کانادا، استرالیا، اروپای غربی و کشورهای اسکاندیناوی) ساکن می‌شوند. آمارهای دیگر، بین ۸۰۰ تا هزار پزشک را در سال هدف قرارداده و اگر آمار رئیس سابق نظام پزشکی ایران را در سال ۱۳۹۴ بخواهیم بپذیریم، در آن سال، دو هزار پزشک از کشور هجرت کردند. آمار تقلیلی اخیر، یعنی ۶۵۰ را هم اگر ملاک قرار دهیم، بازهم ۳۰۰ پزشک متخصص و ۳۵۰ پزشک عمومی را سالانه از دست می‌دهیم و ارزش مادی و علمی این مهاجرت رقمی بسیار گزاف است و زیانی غیرقابل احصاء محسوب می‌شود.

چرا این مهاجرت، برای کشور و ملت ایران غیرقابل جبران است؟ زیرا کل تعداد پزشکان ایرانی که پروانه طبابت یا همان شماره نظام پزشکی را گرفته و رسماً مشغول کار شده‌اند، حدود هشتاد و اندی هزار نفر است و چهل درصد این تعداد رزیدنت و بقیه پزشکان عمومی هستند. خوب، حالا سرانه پزشک نسبت به جمعیت را هم حساب کنیم که باید حداقل برای هر سیصد الی سیصد و پنجاه نفر یک پزشک داشته باشیم و در کشورهای پیشرفته، این رقم به یک پزشک برای هر صد الی دویست نفر است. در ایتالیا هر ۱۵۰ نفر و در هلند هر ۱۲۰ نفر یک پزشک دارند. اغلب این پزشکان، پزشک خانوادگی هستند و به صورت مستمر و در مقابل بهره‌ پرداختی بیمه‌های درمانی، به صورت مداوم و مجانی، تمامی امور مربوط به پیشگیری، آموزش، بهداشت، مایه‌کوبی(واکسن)، آزمایش‌های لازم، تهیه عکس و مدارک پزشکی و معرفی به بیمارستان و درمان‌های بستری و پیچیده‌تر در مراکز درمانی تخصصی، بدواً بر عهده ایشان قرار می‌گیرد.

ما تنها سرمایه‌ای که داریم هشتاد هزار پزشک است که اغلب در شهرهای بزرگ و اکثراً در تهران حاضر و مشغول هستند. این عده در مقابل سیل و خیل عظیمی از بیماران و معضلات پزشکی و حتی فرهنگ ناقص و غلطی که در اذهان عموم وجود دارد و گاهی خرافات کهن هستند، باید به کار علمی و دقیق برای درمان بیماران اهتمام بورزند. کاری صعب و دشوار و در عین حال ارزشمند و بسیار مفید و ضروری که در مقابل نیازهای جامعه، تقریباً یک سوم نیروی کار لازم را تشکیل می‌دهند، اما باید فقدان دو سوم باقیمانده را هم بردوش بگیرند.

تا اینجای کار، البته صعوبت و سنگینی بارمسؤولیتی که بر عهده پزشکان ایران قراردارد را به وضوح مورد تأکید قرار داده‌ایم، حتی لازم است این واقعیت را نیز بگوییم که در دولت یازدهم و دوازدهم که حسن روحانی سکاندار ریاست جمهوری بوده و هست، نارضایتی و خروج یا مهاجرت پزشکان ایرانی تشدید شده و این نمره منفی برای دولتی که طبقه متوسط شهری و تحصیلکردگان و متخصصان، از جمله پزشکان میهن، نقش اصلی را در پیروزی و بر آمدن آن بر عهده داشته‌‌اند، بسیار اسف‌انگیز و ناخوشایند است. با این حال، حقیقت را نمی‌توان انکار و کتمان کرد. آمارها سخن می‌گویند و رازهای پشت پرده را در برابر تبلیغات و حرف‌های فریبنده‌ای که برای ژست‌های سیاسی و خود‌نمایی‌های جلوه فروشانه مناسب است، برملا می‌کنند. در این مورد هم، متأسفانه با سرعتی غیرقابل درک، یکباره وارد فضایی آشفته شدیم. در ابتدای کار دولت روحانی، مسائل مربوط به بهداشت و درمان و امور پزشکی، یک مزیت بزرگ و دستاوردی چشمگیر تلقی می‌شد. رئیس دولت از کاهش هزینه‌های درمان و افزونی امکاناتی که قبلاً بر عهدة مراجعان و بیماران بود و حالا توسط کادرهای بیمارستان‌‌ها و درمانگاه‌ها در اختیار قرار می‌گرفت سخن می‌گفت، اما با فروپاشی طرح پرهزینة سلامت و نگاه دولت فرموده‌ای که در دورة وزیر سابق بهداشت و درمان و آموزش پزشکی وجود داشت، گویی وارد کشور یا جامعة دیگری شده‌ایم. همه چیز عوض شده و جالب آن‌که از مسؤولان دولتی تا پزشکان و کادرهای درمانی و بیماران و مردم، همه اظهار نارضایتی می‌کنند.

این‌ها بخشی از حقایق جامعه‌اند و گروهی از عوام‌گرایان و جلوه‌فروشان نیز اخیراً وارد گود شده و در این زمینه اظهارنظرهای غریب و عجیب می‌کنند، به‌ویژه صدا‌ و سیمای حکومتی ایران که به جای برخورد علمی و منصفانه، به جای استفاده از کارشناسان خبره در پزشکی، مدیریت سلامت و اقتصاد پزشکی و درمان، با اهدافی نامعلوم به حملات گسترده علیه پزشکان روی آورده و آنان را به مثابه غارتگران اموال مردم معرفی می‌‌‌کند. این شیوه بیان و این طریق برخورد، باید پایان یابد. بی‌شک بهانة مالیات پزشکان، آنقدر اهمیت ندارد که کل اذهان مردم را مشوب کرده و علیه اطبا و فرماندهان عرصة سلامت تحریک و تهییج نماییم.

همة ما می‌دانیم که در تمامی اقشار، جماعتی هستند که جز به سود و مادیات و افزایش رقم‌های حساب بانکی توجه ندارند. در پزشکی هم به تبع دیگر امور چنین است. همانند بازارهای بی‌ملاک و بی‌دفتر و دستکی که در ته یک حجره کوچک، رقم‌های میلیاردی را شمارش می‌کنند و به هیچ احدی هم پاسخگو نیستند. یا به مانند کارشناسان نااهلی که به نام بانک‌ها و به جای امانتداری، اموال مردم را به وثیقه‌های واهی یا بی‌آنها، به دوست و آشنا و همسر و پدر و مادر داده یا توزیع ارزهایی که معلوم نیست چگونه به قیمت دولتی دود شده و به هوا رفته است…، در پزشکی هم با تاجران سلامت روبه‌رو هستیم. هم متخصصانی که یک شاهی مالیات نمی‌دهند اما ماهانه میلیارد‌ها تومان درآمد دارند، هم بیمارستان‌ها و درمانگاه‌هایی که مراجعان را به تمامی معنا می‌دوشند یا مافیای گسترده‌ای که به نام لوازم و صنایع پزشکی یا واردات و توزیع داروهای ضروری و عمومی، بی‌سر و صدا مشغول درو کردن دارایی ملت و به شماره‌انداختن نفس بیماران کم‌توان و فقیر و حقوق‌بگیران است…

در چنین شرایطی، چه باید کرد؟ چه کسی مقصر است و چه کسانی باید تاوان و جریمه بدهند یا چه برنامه‌ای برای بهبود امور می‌توان داشت؟

نسخه مناسب چاپ