مثلث طلایی ملت ـ ارتش ـ مقاومت ؛رمز ثبات لبنان
 

«امیل لحود» رئیس جمهوری اسبق لبنان تاکید کرد که آمریکا و اسراییل مخالف دریافت سلاح از ایران توسط لبنان هستند.

وی در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار ایرنا در بیروت تصریح کرد، اسرائیل و آمریکا برای ممانعت از فراهم کردن تجهیزات پیشرفته برای ارتش لبنان از طرف ایران فشار وارد می کنند. لحود خاطر نشان کرد، کسانی که می گویند ما نباید از ایران سلاح بگیریم چون ممکن است با این سلاح به دیگران حمله کنیم، دروغ می گویند، چون لبنان تاکنون به هیچ کشوری تجاوز نکرده و آن‌ها بودند که به خاک ما تجاوز می کردند.رئیس جمهوری اسبق لبنان همچنین درباره حضور آوارگان سوری در لبنان نیز گفت، اکنون مشکلی که لبنان دارد این است که آمریکا می خواهد که این آوارگان در کشور ما بمانند تا بتوانند در هر زمانی که خواست توسط آنها فتنه به پا کند.لحود با تاکید بر این که وزیر خارجه آمریکا به لبنان می آید تا از مسئولان لبنانی چنین چیزهایی بخواهد ، ادامه داد، «مایک پمپئو» همچنین به لبنان می آید تا اعتماد به نفس دوستان خود را بالا ببرد، ولی باید بداند که ما بسیار قوی‌تر از آن‌ها هستیم.

فرمانده اسبق ارتش لبنان در ادامه تصریح کرد، جنبش حزب الله لبنان اکنون تبدیل به یک نیروی بین المللی شده و ما توسط این نیروها در همه جا پیروز می شویم، به خصوص در سوریه که رییس جمهوری و رهبری مثل «بشار اسد» دارند.امیل لحود یکی از شخصیت‌های سیاسی و نظامی مسیحی لبنان در سال‌های اخیر است که به خاطر برخی ویژگی‌های شخصیتی مدارج ترقی را بسرعت در این کشور طی کرد.وی بعد از فرماندهی ارتش لبنان (۱۹۹۸) به عنوان رئیس جمهوری این کشور ۹ سال (۲۴ نوامبر ۱۹۹۸ تا ۲۳ نوامبر ۲۰۰۷) انجام وظیفه کرد.احترام ویژه به مقاومت و خانواده‌های شهدای لبنانی مقاومت، قاطعیت و شفافیت در صحبت با صدای بلند مانند یک فرمانده نظامی با وجود ۸۳سال سن، میهن‌پرستی، انجام روزانه ۳ ساعت شنا در سواحل لبنان و تاکید بر توجه به تعالیم خانوادگی مانند حمایت از افراد میهن پرست برای دفاع از وطن و عدم سرکوب آنان را می توان در صحبت با وی در اولین مرحله پی برد. در اولین تماس تلفنی برای مصاحبه خبرنگار ایرنا با آن موافقت کرد و قرار بر انجام آن در عصر یک روز بهاری در طبقه هفدهم پنت‌هاووس «آقای‌رئیس» در منطقه اشرفیه بیروت شد.

لحود گفت: کسانی که می گویند ما نباید از ایران سلاح بگیریم چون ممکن است با این سلاح به دیگران حمله کنیم، دروغ می گویند چون لبنان تاکنون به هیچ کشوری تجاوز نکرده و آن‌ها بودند که به خاک ما تجاوز می کردند.من به یاد دارم در سال ۱۹۹۶ میلادی بعد از جنگ «خوشه‌های خشم» یک هیات ایرانی به لبنان آمد و به ما گفتند که می‌خواهند به ما کمک کنند و من فرمانده ارتش بودم و به آن‌ها خوشامد گفتم. در سال ۲۰۰۶ میلادی نیز برای امدادرسانی به جنوب لبنان آمدند، در حالی که دیگران از عربستان و کشورهای خلیج فارس برای بازسازی لبنان پول می گرفتند و این پول‌ها ناپدید می شد.به جلسه کابینه رفتم و گفتند که کمک‌های مالی به مبلغ ۸ میلیارد دلار به لبنان آمده است، گفتم که بر اساس قانون این اموال باید به کابینه دولت ارائه تا بررسی شود که آیا می توانیم این هدیه‌ها را قبول کنیم یا خیر. به من می گفتند که می توانم آن‌ها را در اینترنت ببینم، گفتم که اینترنت دولت نیست و باید آن‌ها را به اینجا بیاورید.نتیجه این شد همه به جز حزب الله و «یعقوب الصراف» با «فواد سنیوره» موافق بودند و ۸ میلیارد دلار ناپدید شد.

درخواست پمپئو از لبنان برای حفظ آوارگان سوری

رییس جمهوری سابق لبنان در باره سفر وزیر خارجه آمریکا به بیروت گفت: من از «میشل عون» رییس جمهوری لبنان به دلیل موضع گیری‌های خوب او برای بازگشت آوارگان سوری به کشورشان تشکر کردم، اما مشکل از او نیست و مشکل از «میشل سلیمان» رییس جمهوری سابق بود که قبول کرد این آوارگان به لبنان بیایند.اکنون مشکلی داریم. آمریکا می خواهد آوارگان سوری در لبنان بمانند تا بتوانند در هر زمانی که خواست با استفاده از آنان فتنه دیگری به پا کند. وزیر خارجه آمریکا به لبنان می‌آید تا از مسئولان لبنانی چنین چیزهایی بخواهد.من به مسئولان لبنانی می گویم که من رییس جمهوری نبودم و فرمانده ارتش بودم و توانستم از وارد شدن آوارگان به لبنان جلوگیری کنم. ما قبول نمی کنیم کسی وارد خاک ما بشود بدون اینکه گذرنامه او را ببینیم، دو میلیون نفر به لبنان آمدند و ما گذرنامه‌های آن‌ها را ندیدیم.

حزب الله اکنون یک نیروی بین المللی است

لحود افزود: «حافظ اسد» (رییس جمهوری فقید سوریه) می خواست که در بیروت مسئولان وطن دوستی باشند که از لبنان محافظت کنند و لبنان به عنوان یک نقطه قوت برای سوریه حساب شود، چنانچه اسرائیل نتواند از این کشور وارد سوریه شود. این اتفاقات رخ داده و من به همین دلیل می گویم که حزب الله تبدیل به یک نیروی بین المللی شده و ما توسط این نیروها در همه جا پیروز می شویم به خصوص در سوریه که رییس جمهوری و رهبری مثل اسد دارند.ما نتایج وجود حزب الله را اکنون حس می کنیم و اسرائیل می خواهد که این جنگ همچنان ادامه داشته باشد، چون می خواهد قبل از خروج آمریکایی‌ها یک توافق نامه ببندد.

دو جریان منطقه ای، یکی حامی مقاومت و دیگری وابسته به آمریکا

فرمانده سابق ارتش لبنان گفت: تاریخ اکنون خودش را تکرار می کند، در منطقه جریانی هست که وابسته به آمریکا، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اروپا است و جریانی وجود دارد که به مقاومت و ممانعت ایمان دارد و این جریان در لبنان و سوریه و عراق هستند. مرز لبنان فقط با سوریه نیست، بلکه با تمامی کشورها و آمریکا است. قبل از بحران سوریه تک قطبی در جهان حاکم بود و کسی نبود که بعد از سقوط شوروی روبروی آمریکا بایستد.

شروع بحران سوریه از سال ۲۰۰۵

لحود افزود: شروع بحران سوریه در سال ۲۰۱۱ نبود و ما شروع آن را در سال ۲۰۰۵ دیدیم . بعد از سال ۲۰۰۵ میلادی یک دوره جدیدی شروع شد و ما تا آن زمان با «رفیق حریری» اختلافاتی داشتیم و این اختلافات شخصی نبود و اختلافاتی مبنایی بود، چون او به مقاومت عقیده نداشت و ما از سال ۱۹۸۹ میلادی به آن اعتقاد داشتیم.در بعد اقتصادی او می خواست که لبنان یک گذرگاه باشد و آب و برق را بخرند و همه چیز را در لبنان خصوصی سازی کند و چیزی برای مردم نماند. تبعیت او در آن زمان از عربستان و کشورهای خلیج فارس و ایالات متحده آمریکا و فرانسه «ژاک شیراک» بود.من از بعد راهبردی و استراتژیک سخن می گویم. ما معتقد بودیم که قدرت لبنان در قدرتش است و آن‌ها معتقد بودند که قدرت لبنان در ضعف آن است. این اختلافات به سیاست کشیده شد و در نهایت در سال ۲۰۰۴ پایان یافت به رغم اینکه همه جهان از جمله آمریکا و غرب می خواستند کشوری مقاوم به نام لبنان را از بین ببرند و لبنان را به زمانی بازگردانند که قدرت آن در ضعف آن بود. ولی قطعنامه‌هایی که صادر کردند از جمله قطعنامه ۱۵۵۹ نتوانستند کاری انجام دهند.حریری یک تاجر بود و دنبال بهترین قیمت‌ها می گشت. بعد از تمدید دوره ریاست جمهوری من هنگامی که نتوانست کاری انجام دهد، روزی پیش من آمد و گفت که هرکاری که می خواهی برایت انجام خواهم داد، رسانه‌ها در این خصوص چیزی نمی گویند. در آن زمان موضوعات بسیار مهمی مثل بیمه عمر و حقوق بشر پیگیری می شد همانگونه که اکنون نام آن‌ها را زیاد می شنویم.آن زمان قضیه واسطه مردمی مطرح بود که در همه کشورهای پیشرفته جهان وجود دارد و آن این است که مردم دیگر نیاز نیست برای مطالبه حقوق خود به روسای طوایف و مذاهب بروند، بلکه پیش واسطه مردمی (وسیط الجمهوریه) می روند و حقوق خود را مطالبه می کنند. مثلا اگر یک قاضی بود که نمی خواست پرونده شما را دادرسی کند یا اگر کسی مثلا حق شما را خورده بود.

آمریکا برای هر اقدامی در منطقه نظر اسراییل را می خواهد

وی تاکید کرد: متاسفانه جریان‌های سیاسی مخالف ما در لبنان گمان می کنند که می توانند مبانی استراتژیک لبنان را تغییر دهند. این جریان آمریکایی است که پشت سر آن اسرائیل ایستاده است. آمریکا در خاورمیانه برای هر اقدامی نظر اسرائیل را می خواهد. اسرائیل بر آمریکا منت دارد و رییس جمهوری آمریکا به جز با کمک لابی صهیونیستی نمی تواند رییس جمهوری شود. رییس جمهوری آمریکا همیشه رضایت اسرائیل را می خواهد.آن‌ها بر این اساس می خواستند که این وضعیت را در لبنان تغییر دهند که ترور فاجعه آمیز رفیق حریری اتفاق افتاد و با این ترور می خواستند حکومت را در لبنان تغییر دهند و متاسفانه نزدیک ترین‌ها به من ترسیدند و پیمان چهارجانبه تشکیل دادند. گروه‌های سیاسی مخالف با این موضوع این چنین برخورد کردند که می توانند از ترور حریری برداشت سیاسی کنند و ما طوری رفتار کردیم که انگار ترسیده ایم.در آن زمان با شبکه تلویزیونی فرانسوی «ال سی ای» مصاحبه کردم. در این مصاحبه چیزی را گفتم که اکنون هم می گویم. من چرا باید حریری را بکشم با اینکه همه خواسته‌های مرا برآورده کرد.

جنایت تکفیری‌ها با حمایت‌های اسراییل و آمریکا

لحود افزود: مجری برنامه از من پرسید چه کسی حریری را کشت . به او گفتم که دشمنان ما او را کشتند. پرسید دشمنان ما چه کسانی هستند، گفتم که اسرائیل و تروریست‌ها، این مصاحبه در سال ۲۰۰۵ اجرا شد. از من پرسید اسرائیل به تروریست‌ها چه ربطی دارند، در جواب گفتم که در این سال‌ها به این پی بردم که تکفیری‌ها اگر پشتیبانی اسرائیل و آمریکا و حمایت مالی کشورهای عربی برای تحریک آنان نبود، اکنون در منطقه وجود نداشتند. تکفیری‌ها به نیابت از اسرائیل جنایت‌های خود را انجام می‌دهند و در لبنان فتنه به پا می کنند.

ایجاد مثلث طلایی از سال ۱۹۹۱ در لبنان

رییس جمهوری سابق لبنان اضافه کرد: اسرائیل در آن زمان خاک ما را در جنوب لبنان اشغال کرده بود و من به آن‌ها می گفتم که اسرائیل باید از خاک ما بیرون برود تا بتوانیم در رابطه با این موضوع صحبت کنیم. تا هروقت که اسرائیل خاک ما را اشغال کرده است ، ما باید به مردم برای آزادسازی خاکشان از اشغال کمک کنیم و از آن زمان بود که مثلث طلایی در سال ۱۹۹۱ مطرح شد در حالی که من اصلا هیچ رابطه ای با حزب الله نداشتم و آن‌ها را نمی شناختم.من آن‌ها را به عنوان جزوی از ملت لبنان می شناختم که می خواهند به مناطق خودشان بازگردند و من به عنوان فرمانده ارتش ملی باید به آن‌ها کمک می کردم . در آن زمان دستور دادم که ارتش از مقاومت برای انجام عملیات خود علیه اسرائیل حمایت کند، ولی در عین حال به ارتش دستور دادم که مبادا پایگاه‌ها را به آن‌ها بدهید همانگونه که نیروهای فلسطینی پایگاه‌های ارتش لبنان را در سابق گرفته بودند.

در آن زمان بود که مثلث طلایی ملت و ارتش و مقاومت به وجود آمد و بعد از آن بود که قدرت مقاومت بیشتر شد و متاسفانه این را جز عده کمی از مردم لبنان نمی دانند. در سال ۱۹۹۳ یک اجماع جهانی برای پایان دادن به فعالیت حزب الله ایجاد شد و این درست بعد از آن بود که مقاومت در جنوب لبنان یک عملیات مهم علیه اسرائیل انجام داد و می خواستند در جنگ «حسابرسی» حزب الله لبنان را از بین ببرند، ولی کسی درباره این موضوع سخن نمی گوید.در سال ۱۹۹۳ میلادی از عالی ترین سطح نظامی یعنی شورای عالی دفاع لبنان تصمیمی گرفته شد که علیه حزب الله عملیات انجام دهند. همه لبنانی‌ها که بعضی از آن‌ها نیز اکنون با مقاومت هستند با این تصمیم موافق بودند و حزب الله تنها بود و من رابطه ای با آن‌ها نداشتم.بعد از انتخاب رفیق حریری به عنوان نخست وزیر لبنان در شورای امنیت قطعنامه ای صادر شد و در آن هنگام اسرائیل جنگ حسابرسی را شروع کرده بود.رفیق حریری به سوریه رفت چون می ترسید در لبنان بماند و یک هفته در آن کشور ماند چون جنگ حسابرسی در جنوب یک هفته به طول انجامید و من در جنوب بودم.رفیق حریری با من تماس گرفت و گفت که می خواهد یک تصمیمی از سوریه را به من ابلاغ کند. یعنی هم شورای امنیت و هم شورای عالی دفاع لبنان و هم سوریه این تصمیم را گرفته بودند.وی بعد از پایان جنگ حسابرسی از سوریه بازگشت تا این تصمیم را به من ابلاغ کند. به من گفت که باید حزب‌الله را با گلوله‌های آتش نابود کنید. در جواب به او گفتم که این‌ها از مردم لبنان هستند و می خواهند به روستاهای خود در جنوب لبنان بازگردند و من آن‌ها را شخصا نمی شناسم، ولی می خواهم به آن‌ها کمک کنم و اگر راضی نیستید می توانید کسی غیر از من را برای فرماندهی ارتش انتخاب کنید.

مخالفت با اقدام علیه حزب الله در سال ۱۹۹۳

این سیاستمدار لبنانی گفت: چرا من به رفیق حریری چنین گفتم. چون از خانواده خود یاد گرفته بودیم هیچ کاری را که وجدان ما از آن راضی نباشد، انجام ندهم. به من گفت که شخص دیگری را برای فرماندهی ارتش انتخاب خواهیم کرد. روز بعد دستگاه‌های امنیتی که مسئول نیروهای بین المللی و فرمانده نیروهای بین المللی بودند، قبل از من به دفترم رفته بودند و جلسه گذاشته بودند و نقشه را برای از بین بردن حزب الله را آماده کرده بودند.به «میشیل الرحبانی» رییس شعبه دوم گفتم که این نقشه را از میز من بردارند. به من گفت که دستور آن آمده و نمی دانست که حریری روز قبل از آن تصمیم سوریه را به من ابلاغ کرده بود. به من گفت که شورای امنیت و سوریه تصمیم گرفته اند و تا پانزده دقیقه دیگر دستور آن از لبنان صادر می‌شود و باید برای از بین بردن این گروه‌های مسلح به جنوب برویم. به او گفتم که کس دیگری را به عنوان فرمانده ارتش برای این کار انتخاب خواهند کرد و من با این تصمیم مخالفت کردم.

اولین دیدار با حافظ اسد در سوریه و حمایت‌های او

لحود اضافه کرد: «جمیل السید» معاون ارتش لبنان دو ساعت بعد از آن به سوریه رفت تا درباره این موضوع پرس و جو کند. نزد «ابو وائل محمد ناصیف» رفت و با حافظ اسد رییس جمهور سوریه حرف زد و بعد از آن با من تماس گرفت و گفت که اسد می خواهد با من آشنا شود.برای اولین بار به سوریه رفتم و از من استقبال کردند. من این‌ها را می‌گویم که بفهمید شروع مقاومت چگونه بود. از من استقبال خوبی کردند و من را به شام و ناهار دعوت کردند و تا روز بعد در سوریه ماندم تا با حافظ اسد رییس جمهوری سوریه دیدار کنم. من و اسد دو ساعت در آن جلسه گفت و گو کردیم و درباره روابط سوریه و لبنان سخن گفتیم و او به من گفت که مردم سوریه و لبنان یک ملت اما در دو کشور هستند.از من پرسید چرا تصمیمی که از سوی لبنان و سوریه و شورای امنیت گرفته شد را اجرا نکردم. به او گفتم که به من اجازه بدهید تا تربیت خود را به او بگویم. پدرم به من می گفت دو چیز از زندگی من هم مهم تر است، وجدان و عزتم . به او گفتم که من نمی توانم علیه هموطنان لبنانی خود عملیات نظامی انجام بدهم چون اسرائیل در خانه آن‌ها نشسته است و اگر این کار را کردم ، پس من عزت و وجدانم را از دست خواهم داد و اگر این کار را کردم بهتر است که بمیرم. خندید و گفت که از این موضوع مطلع نبود و گفت من یک تیم به لبنان فرستادم تا با آن‌ها تفاهم کنند. خدام و شهابی و غازی کنعان در این تیم بودند و به من گفت که من بهترین کار را انجام دادم و در کنارم خواهند ایستاد.

تصمیم برای نابودی حزب الله در سال ۱۹۹۳ قطعی بود

فرمانده سابق ارتش لبنان تاکید کرد: تاکید می‌کنم در سال ۱۹۹۳ اگر دیدار من با حافظ اسد پیش نمی‌آمد، حتما می خواستند من را برکنار کنند و شخص دیگری را برای فرماندهی ارتش انتخاب کنند و دو ساعت بعد از آن برای از بین بردن حزب‌الله عملیات خود را شروع می کردند و حزب الله در آن زمان نه سلاح داشت و نه موشک. بعد از این دیدار برعکس چیزی که می خواستند، اتفاق افتاد. در لبنان مطلع شدند که حافظ اسد از من برای باقی ماندن در فرماندهی ارتش پشتیبانی می کند. بعد از سال ۱۹۹۳ هنگامی که در جنگ پیروز شدیم همه آن‌ها به طرف مقاومت آمدند، دلیل آن هم این است که در سال ۱۹۹۶ بعد از جنگ خوشه‌های خشم همه آن‌هایی که می خواستند حزب‌الله را از بین ببرند، طرف حزب‌الله را گرفتند از جمله رییس جمهوری و رییس مجلس٫

امکان استفاده اسراییل از آوارگان نفوذی علیه امنیت لبنان

لحود افزود: اجازه دادند که هزاران آواره از سوریه به لبنان بیایند. هیچ کس حتی یک گذرنامه از آن‌ها ندید و حتما بین آن‌ها تروریست‌هایی بودند که از قفقاز و به نام آواره به لبنان آمدند. بین این همه آواره حتما تروریست وجود دارد و اگر اسرائیل بخواهد می تواند از آن‌ها برای ایجاد مشکلات در لبنان استفاده کند.

ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ