واکاوی سرگذشت واقعی رادیو ـ ۱۶
محّرم و اولین«مقتل خوانى»ها در رادیو
حسن فرازمند
 

در شماره های گذشته از نویسندگانی چون:غلامحسین مستعان،محمد حجازی و عبد الرحمن فرامرزی به عنوان نخسنین نویسنگان رادیو ایران یاد کردم و این بار به سراغ پیر دیر نوشتن و زندگی کردن رفته ام. کسی که تا زنده بود،به پاینده بودن خود کمک کرد تا آنکه برگ های زرینی ازصفحات ادب این روزگار را به خود اختصاص داد.
او«ابوالقاسم پاینده»بود که همچون دیگر نویسندگانی که درشماره های قبل از آنها یاد کردم، در نخستین سال هال های شروع به کار رادیو ایران، به عنوان یکی از ستون های برجسته نوشتار و زبان رادیویی در این رسانه کارش را شروع کرد.
اوبا ترجمه تاریخ طبری،کمک شایان توجهی به باب مقتل خوانی در کشورمان کرد و اکثر وعاظ و مداحان با نقل وقایع مقاتل مختلف از روی این اثر ترجمه شده،به مقتل خوانی در ایام سوگواری سرور آزادگان می پرداختند و هنوز می پردازند.

ابوالقاسم پاینده که بود؟
زنده یاد ابوالقاسم نجف آبادی،معروف به پاینده، در سال ۱۲۹۲ هجری شمسی در نجف آباد اصفهان به دنیا آمد. در سال های نخست کودکی، همچون دیگر هم نسلان خویش، آموختن را از مکتب خانه آغاز کرد و صرف و نحو را آموخت. پاینده داستان هایی بس شیرین از دوران مکتب رفتن خویش به یاد داشت که رگه هایی از آنها را در برخی از قصه هایش می توان دید.
او پس از تحصیلات مقدماتی به اصفهان رفت و از سال ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۹، به آموختن منطق، فلسفه، بلاغت، فقه و اصول پرداخت، ولی دلمشغولی اصلی اش ادبیات بود و به خواندن آثار ادبیِ فارسی و عربی رغبتی تمام داشت. شوق آموختن در وی چنان بود که در کنار تحصیلات حوزوی، زبان فرانسه و کمی انگلیسی نیز یاد گرفت تا آثار برجسته ادبی جهانی را بخواند و با فرهنگ و ادب ملل دیگر نیز آشنا شود.

روزنامه نگاری پاینده
مرحوم ابوالقاسم پاینده، در سال ۱۳۱۱ از اصفهان به تهران عزیمت کرد و کار روزنامه نگاری را که در سال ۱۳۰۸ در روزنامه«عرفان»اصفهان آغاز کرده بود، با همکاری با نشریاتی از قبیل«شفق سرخ» و«ایران» ادامه داد. او مدتی هم مدیر مجله «تعلیم و تربیت» بود.
شادروان پاینده،روزنامه نگاری چیره دست به شمار می آمد و گذشته از مقالات سیاسی، اجتماعی، ادبی و تاریخی که در نشریات گوناگون کشور می نوشت، مدیریت مجله «صبا» را که در سال ۱۳۲۱ تأسیس کرده بود،عهده دار شد و آن را در زمره یکی از موفق ترین نشریات در تاریخ مطبوعات کشور ما ثبت کرد.
صبا به لحاظ حرفه ای،نشریه ای موفق بود که نویسندگان و مترجمان مشهوری با آن همکاری می کردند و در آن زمان، تنها مجله ای بود که هیأت تحریریه آن به طور منظم جلسه تشکیل می داد.

سال های گمشده من
روزنامه نویسی، شادروان پاینده را نیز چون بسیاری دیگر از روزنامه نگاران و صاحب قلمان، به محافل قدرت نزدیک ساخت و وی را در صف رجال سیاسی کشور جای داد؛ به طوری که در دوره دوم مجلس مؤسسان و دوره های بیست و یکم و بیست و دوم مجلس شورای ملّی، نماینده مردم نجف آباد، و در سال ۱۳۴۴ نماینده ایران در کنفرانس اسلامی مکّه بود.
البته پاینده به رغم سمت های سیاسی و موقعیت های اجتماعی خویش، همچنان و تا واپسین دم زندگی، همان طلبه ساده زیست روستایی باقی ماند و دغدغه ای جز خواندن، اندیشیدن و نوشتن نداشت. چندان که در پایان عمر پر برکت خود هم در منزل اجاره ای جان سپرد.
بنا به نوشته ادیب کوشا،آشنایان او بارها این سخن را از زبان وی شنیدند که از روزگار صاحب مقامی خویش، به عنوان«سال های گمشده من»یاد می کرد.

ادبیات داستانی
شادروان ابوالقاسم پاینده، در ادبیات داستانی این مرز و بوم، بی نام و نشان نیست. ذهن خلاق، قلم روان و نثر دلنشین برخی ازقصه های وی، آنها را در صف قصه های کوتاه خوب ادبیات معاصر فارسی جای داده است و به راستی می توان این قصه هارا سنگی بر زیربنای قصه ناب ایرانی شمرد. چنان که قصه هایی از او در شمار قصه های برجسته ادب معاصر ایران، به زبان های فرانسوی، انگلیسی، روسی و عربی ترجمه شده است.
پاینده، داستان نویس توانایی بود و گامی بلند و استوار در نمایاندن زندگی مردم اطراف خود برداشت. داستان های وی که به پیروی از محمد علی جمال زاده، پدر داستان معاصر فارسی نوشته شده، سبکی واقع گرایانه دارند و به کنایه و طنز آمیخته اند. در داستان های پاینده، خاطرات دوران کودکی، انتقاد از فساد دستگاه اداری و توجه به جنبه های خنده دار و طنز زندگی روستایی، جایگاه ویژه ای دارد.

یادگارهای پرارج
ازمرحوم ابوالقاسم پاینده،بیش از چهل اثر در موضوعات مختلف به یادگار مانده است. دراینجا به برخی از آنها اشاره می شود: کتاب املاء یا دستور نوشتن، ترجمه زندگانی محمد(ص)نوشته محمدحسین هیکل، ترجمه تاریخ سیاسی اسلامی در سه جلد، نوشته دکتر حسن ابراهیم حسن، سخنان محمد (ص) ، نهج الفصاحه، ترجمه مُروجُ الذَّهب مسعودی، ترجمه تاریخ طبری، علی (ع) ابرمرد تاریخ، و سرآمد همه آثارش، ترجمه قرآن کریم در سال ۱۳۳۶، که به سبب آن، در همان سال مورد تقدیر قرار گرفت و هنوز موضوع مقتل خوانی از روی ترجمه تاریخ طبری او در کنار مقتل خوانی شیخ مفید مرور می شود .

مناجات با حضرت حق
مرحوم پاینده، در ابتدای ترجمه قرآن خویش، طی مناجاتی با خدای متعال می نویسد: «خدایا، من این کوشش، خاص تو کردم و این رنج، به وفای آن نذر که با تو داشتم، بردم و از همه کسان رو به تو آوردم و دل بر تو نهادم و امید به تو افکندم و از آن لطف های بی کران و نظرهای نهان که تو را با بندگان هست، امید قوی دارم که این پیشکش ناچیز، در پیشگاه عزیز تو به معرض قبول افتد که احراز رضای تو ای خدای لایزال! مرتبتی مافوق مرتبت هاست….
خدایا! جان ما به نور هدایت خویش روشن کن و ما را از ظلمات آرزوها و هوس ها، به آن عالم صفا و وارستگی که خاص بندگان مطیع خویش کرده ای، راهبر باش که هر که با تو پیوست، از همگان رَست و موهبت جاویدان، این است.»

نهج الفصاحه
شادروان ابوالقاسم پاینده، در قلمرو فرهنگ دینی، آثار گرانسنگی از خود برجای نهاد که یکی از آنها کتاب دو جلدی و پرارج نهج الفصاحه است. او در این کتاب، به گردآوری و ترجمه احادیث و کلمات قصار بازمانده از پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله همت گماشت.
پاینده در مقدمه صد و هفتاد صفحه ای خود بر این کتاب، تاریخ اسلام و شیوه سخن گفتن رسول خدا(ص)را به خوبی بررسی می کند و در جایی از این مقدمه می نگارد:
«گفتار محمد صلی الله علیه و آله شیوه ای دارد که خاص اوست. این جان منور که ثبات کوه و مناعت آسمان و شکوه صحرا داشت، به هنگام کلام، از ضمیر دریاوَش خویش، مرواریدها می پراکند که نقّاد خبیر از محک آن به حیرت می شود که گفتار وی از آن اوج و حضیض ها که در سخن ها هست و از آن ضعف وقوت بیانی که بلای متکلمان گشته، مصون مانده است.»

وفات
شادروان،استاد ابوالقاسم نجف آبادی، معروف به پاینده، در سال های آخر حیات پربار خویش، انزوا گزیده بود و تمام وقتش را به تحقیق، تالیف و ترجمه می گذراند. او سرانجام پس از گذراندن عمری زندگی پرنشیب و فراز، در روز هجدهم مردادماه ۱۳۶۳، پس از مدتی نقاهت و از پسِ آن ده روز اغما، با این جهان زودگذر بدرود گفت و از جهان ما رخت برکشید و در
ابن‌بابویه به خاک سپرده شد. روانش شاد باد.

code

نسخه مناسب چاپ