مخاطرات یک کارگزار حکومتی
سیدمسعود رضوی - بخش اول
 

خاطراتی درباره واقعه مسجد گوهرشاد و خراسان در عصر رضاخان

خاطره‌نویسی به رکن مهمی در تاریخ و تاریخ‌نگاری تبدیل شده و حتی نهادها و مؤسساتی هم برای ضبط و ثبت اقاریر و خاطره‌های افراد متنفذ و بزرگان و بازیگران دوران‌های مختلف در تاریخ معاصر سامان یافته است. در کشور ما نیز چندین و چند مؤسسه از این نوع برپا شده که برخی از آنها چندان اعتبار و حسن شهرتی ندارند، اما برخی دیگر بر اساس ضوابط و اصول حرفه‌ای، اعتماد خوانندگان و استناد پژوهندگان را جلب کرده‌اند.

نگارنده سالهاست کتب خاطرات را در هر زمینه‌ای مرور می‌کنم و البته اگر نثر و قلم خوشخوان و سهل و ممتنعی داشته باشد، بیشتر می‌پسندم. کتاب خاطره‌ها، بر محور یادمان‌ها و دانسته‌ها و برخی اسناد شخصی صاحب کتاب ساخته و پرداخته می‌شود و حق آن است که بر محور همان فرد یا شخص هم شکل بگیرد و به پیش برود. اما نباید خاطره‌پردازی به‌گونه‌ای باشد که به مرکز عالم و آدم تبدیل شده و دیگران را مستحیل کند.

کثیری از خاطره‌نویسان و خاطره‌گویان، از نقش خود و تأثیر و افاده گفتار و کردار و افکارشان سخنها می‌گویند و برخی سعه صدر بیشتری دارند و گاهی معایب و لغزش‌ها را هم در کار خود بیان می‌کنند و از «انتقاد به خود» هراسی ندارند. برخی هم برای توجیه گذشته و شکست‌ها و فرصت‌های از کف رفته داد سخن داده و کتاب‌های خاطره را سیاه کرده‌اند. اما اغلب بزرگان و تاریخ‌سازان، یا مردان اندیشه و فرهنگ و هنر و علوم و فنون، یا رؤسای مذهب و افراد معنوی و بالاخره نظامیان و ورزشکاران و شخصیت‌های مورد توجه و مقبول عموم، حرفی برای گفتن دارند و اگر واقعاً خبره و نخبه دوران خویش در رشته و فن و کار و باری بوده‌اند، پس سرگذشت ایشان درس تجربه است و کلاس عبرت و مایه ادراک روزگار، لااقل چنان است که بدانیم «چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد»!

نخستین کتابی که در عرصه خاطره‌نگاری خوانده‌ام، جسته و گریخته، «شرح زندگانی من» اثر جاودانه زنده‌یاد عبدالله مستوفی بود و آخرینش خاطرات استاد فقید و حقوقدان برجسته معاصر، دکتر ناصر کاتوزیان با عنوان «از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود؟» و اکیداً به دوستان و خوانندگان گرامی توصیه می‌کنم که از این دو اثر شیرین و پرمحتوا غفلت نکنند و بهره‌ای از وقت و فرصت را به خواندن این آثار اختصاص دهند. اطمینان و ضمانت می‌دهم که اصلا زیان نخواهند کرد؛ اما فواید و نکته‌های مهمی را فراچنگ خواهند آورد.

اما در ایام اخیر که نگارنده را کسالتی هم دست داد، کتاب دیگری از همین سیاق مطالعه کردم به نام «خاطرات سیاسی سیدمحمدعلی شوشتری» که انتشارات کویر به اهتمام غلامحسین میرزاصالح، به چاپ رسانده است و البته در ذیل این عنوان هم نوشته است: «خفیه‌نویس رضاشاه پهلوی»؛ اما تا آنجا که من خواندم، از متن این خاطرات و مقدمه ۲۳ صفحه‌ای و آموزنده نعمت قاضی که بسیار شیرین و مفید تحریر شده، دستگیرم شد، وی کارگزار و خادم حکومت در آن دوران بوده و معتمد پهلوی اول، اما گزارشگر محرمانه یا خفیه‌نویس بودنش اصلا از هیچ کجای این کتاب بر و درنمی‌آید. همان‌طور که به عنوان «به اهتمام» روی جلد هم باید خرده گرفت زیرا نه مقدمه و نه متن کار جناب میرزاصالح نیست و حاشیه و توضیح و شرح و بسط و اضافات و اسنادی بر آن نیفزوده که بر اساس آن، چنین اسم‌گذاری توجیه شود، مگر در آوردن فهرست اعلام و تصاویری که فقط در یکی از آنها، عکسی یا بهتر بگویم حضور و اثری از محمدعلی شوشتری هم در آن دیده می‌شود.

بگذریم، این اثر یکی از مهمترین آثار تاریخی ایران درباره خراسان و شهر مشهد در دوره رضاخان است و شرح تحول مشهد و تغییر بافت آستانه مقدسه امام‌رضا(ع) و حواشی و حوالی آن را عرضه می‌کند؛ اما مهمتر از آن، واقعه تاریخی بسیار عجیب تجمع معترضان در حرم و صحن آستان قدس رضوی و کشتار مسجد گوهرشاد را با جزئیاتی عجیب و به شیوایی یک رُمان‌نویس خبره در چندین و چند صحنه به صورتی دقیق، ظریف و خواندنی بیان و تبیین کرده است. مطالبی هم درباره مرحوم مدرس و علل و اسباب شهادت مظلومانه آن نماینده شجاع و صدیق و خطیب، در خواف را بیان کرده است. سرجمع از کتاب‌های بسیار عالی درباره روزگار پس از قاجار است و به‌خصوص برای خراسانیان و علاقه‌مندان به آستانه حضرت ثامن‌الحجج امام‌رضا(ع) و تاریخ توسعه و تحولات و سازمان تولیت و خدام و مستوفیان آن آستان معزز و معظم، بسیار ارزشمند و مهم است. پس تفصیل نمی‌دهم و می‌روم سر اصل مطلب.

آقای نعمت قاضی، وکیل اسبق مجلس شورای ملی طی مقدمه‌ای درباره خاندان و پدر و مادر و اعقاب سیدمحمدعلی شوشتری مقدمه‌ای جالب و شیوا نوشته که طی آن درمی‌یابیم که ایشان از نوادگان آسیدحسن جزایری و عموزاده عالم و دانشمند برجسته مرحوم آقا سیدصدرالدین جزایری و برادر ناتنی شادروان دکتر شمس‌الدین است.

نسخه مناسب چاپ