یادى از دکتر آیت‌الله‌زاده شیرازى
مرگى چنین میانه میدان
مهدی بزازدستفروش‏
 

‏۲۸ مرداد ماه ۱۳۸۶، دکتر سید باقر آیت‌اله‌زاده شیرازی بعد از ۴۰ سال تلاش خستگی‌ناپذیر، صادقانه و با اخلاص برای حفظ و احیای میراث ارزشمند فرهنگی این سرزمین در خلال برگزاری مراسمی که برای پاسداشت خدماتش ترتیب یافته بود به سوی ابدیت پرکشید. ‎شیرازی بنیانگذار مرمت علمی بناها، آثار و محوطه‌های تاریخی در ایران است. وی در طول حیات پرخیر و برکت خود، طرح و اجرای احیاء و مرمت صدها بنا و محوطه تاریخی در کشور را به عهده داشت و نقش موثری در مطالعات تاریخ معماری ایران، اشاعه دانش مرمت در کشور و تربیت نیروی انسانی متخصص در این زمینه ایفا نمود، نوشتار حاضر به یاد بود دوازدهمین سالگرد درگذشت این استاد نامدار عرصه میراث فرهنگی کشور تنظیم یافته است.‏
سید باقر آیت‌اله‌زاده‌شیرازی، فرزند سیدمحمدحسین، در سال ۱۳۱۵ در نجف اشرف در خانواده‌ای ایرانی، روحانی و دینی به دنیا آمد. وی از نوادگان میرزای بزرگ شیرازی است. او دوران کودکی و نوجوانی را در فضای بسیار غنی دینی، اعتقادی، فرهنگی و علمی در نجف و تهران طی کرد‎ ‎‏ وی در این باره می‌گوید:‏
‏ «من در یک خانواده مذهبی، سنتی و معتقد افتخار پرورش پیدا کردم و همیشه افتخار کرده‌ام که در چنین خانواده‌ای،‌چه از طرف مادری و چه از طرف پدری، به دنیا آمده‌ام. من فرزند سید محمدحسین شیرازی، نوه میرزای شیرازی هستم و مادرم، فرزند فاضل بزرگوار، آقا سید محمد کاظم شیرازی، از علمای طراز اول عالم تشیع و از مراجع تقلید دوران خود است.در چنین خانواده‌ای در نجف اشرف در سال ۱۳۱۵ هجری شمسی، شب تولد امام حسن(ع) در ماه رمضان متولد شدم. در آن فضای ملکوتی و زیبای نجف مدت کمی تا ۴ سالگی، زندگی کردم. دوران جنگ جهانی دوم با خانواده به تهران آمدیم.
مرحوم پدرم آنجا هنوز تحصیل می‌کردند و چون تحصیلات پدرم تمام نشده بود، به نجف اشرف رفت و آمد داشتیم. نجف اشرف، بزرگ‌ترین مرکز علمی روزگار خودش بود و از هر حیث بی‌نظیر بود، چه از نظر فضای فرهنگی و چه از نظر فضای علمی، با حضور شخصیت‌های توانمند و تاریخ بسیار کهنی که این حوزه داشت. من با این فضا مأنوس بودم و قطعاً زندگی در چنین فضایی در من بی‌تأثیر نبود. آن فضای روحانی و پر جنب و جوش علمی که ما شب و روز مباحث علمی را از کودکی می‌شنیدیم و در آن حضور داشتیم و می‌دیدیم، در ناخودآگاه من تاثیر بسیار زیادی داشت. در تمام فضای این شهر مقدس که البته شهر بزرگی نبود، حوزه‌های مختلفی وجود داشت و به دلیل تاثیر عمیق این محیط بود که ذات من ناخودآگاه به سوی علم و فرهنگ و سنت کشیده شد و تا به امروز هم در جهت خط اصلی و ناب سنتی حرکت کرده‌ام و باز هم ادامه می‌دهم»‏
شیرازی در سال ۱۳۳۵ موفق به اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان دارالفنون گردید. او در سال ۱۳۴۲ با درجه عالی در رشته کارشناسی ارشد معماری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل گردید. ‏
‏«هفت سال و نیم در دانشکده معماری بودم که دوران بسیار خوبی بود و فضای آموزشی بسیار خوبی داشت. علی رغم برنامه درسی که به نوعی بیگانگی داشت، از نظر شیوه تدریس و شیوه آموزشی خوب بود و با شیوه امروزی بسیار متفاوت‎ ‎، در آن زمان دانشکده معماری ما به کارگاه‌هایی تقسیم می‌شد که هرکارگاه یک استاد و مسئول داشت. در این کارگاه‌ها از دانشجوهای سال اول تا سال آخر بودند.یکی از کلاس‌ها کارگاه هوشنگ سیحون بود که استاد و معمار برجسته و زبردستی بود. ما از ایشان اولین چیزی که یاد گرفتیم بازگشت به خود بود. علی رغم اینکه در دانشگاه معماری مدرن تدریس می‌شد، اما او ما را به فضای سنتی راغب کرد؛ نه از طریق علمی، بلکه از طریق احساس و عاطفه ما را با فضاهای تاریخی‌مان مانوس کرد و این خیلی ارزشمند بود. از جمله چیزهایی که ایشان خوب به ما یاد می‌داد تعصب و غیرت نسبت به حرفه خود بود که یک معمار به حرفی که می‌زند و عملی که می‌کند باید اعتقاد داشته باشد و پایش بایستند. این میراثی بود که از ایشان گرفتیم و خودمان هم در ذاتمان خمیرمایه‌اش را داشتیم.
به این ترتیب تعلقمان به سنت و حرفه‌مان بیشتر شد. خیلی مهم است که آدم به حرفه‌اش اعتقاد داشته باشد و بداند خدمتی را که می‌کند بر اساس ضابطه و معیارهای علمی و اخلاقی انجام می‌دهد و از آن عدول نخواهد کرد. ما این اعتقاد را به معماری پیدا کردیم که وقتی کسی در این مملکت معمار می‌شود حداقل باید شاگرد خلف معماران بزرگ کشور مثل استاد علی اکبر بنا، استاد محمدرضا، استاد قوام‌الدین و آدم‌های بزرگ دیگر باشد و همیشه فکر می‌کردیم که باید خودمان در حرفه‌مان به مقامی برسیم. این در من به طور شخصی تاثیرات بیشتری گذاشت و گرایش من را به تاریخ، شخصیت‌های تاریخی و آثار تاریخی بیشتر کرد و روز به روز بیشتر من را به آن سمت کشاند»
شیرازی در سال ۱۳۴۳ برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفت و در سال ۱۳۵۰ با درجه عالی موفق به اخذ مدرک دکترا در رشته مطالعه و مرمت بناها و بافت‌های تاریخی از دانشکده معماری دانشگاه رُم گردید‎.
‎بعد از بازگشت به ایران، سمتهایی چون رئیس دفتر فنی سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران در استان اصفهان (از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۸) رئیس سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران و سرپرست اداره کل حفاظت آثار باستانی و بناهای تاریخی (از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۶) معاون اجرایی و قائم مقام سازمان میراث فرهنگی کشور (از سال ۱۳۶۶تا ۱۳۷۹ ) و عضویت در هیأت موسس و ریاست موسسه فرهنگی ایکوموس ایران‎ (Iran ICOMOS)‎، وابسته به شورای بین‌المللی بناها و محوطه‌ها وابسته به یونسکو را عهده‌دار گردید.‏
وی از بنیانگذاران سازمان میراث فرهنگی کشور بود که تهیه پیش نویس اساسنامه و لایحه قانونی تشکیل سازمان میراث فرهنگی کشور را عهده دار بود و در شکل گیری مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی نیز نقش تاثیر گذاری داشت. او دبیرکنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران و عضو هیأت علمی کنگره بود که تاسیس دبیرخانه کنگره، برگزاری سه دوره این کنگره ملی در ارگ بم و ویراستاری علمی وکوشش در چاپ پانزده جلد مجموعه مقالات سه کنگره مذکور (از سال۱۳۷۴ تا ۱۳۸۶) را عهده دار بود.
دکتر آیت‌اله‌زاده‌شیرازی موسس و عضو هیأت تحریریه فصلنامه علمی، فنی، هنری «اثر» وابسته به سازمان میراث فرهنگی کشور و تا شماره ۴۱، مدیرمسئول این فصلنامه بودند. این مجله، فضایی را فراهم آورد که تلاشگران صحنه میراث فرهنگی کشور قادر باشند نتیجه تلاشها و مطالعات خود را منتشر کنند. دکتر باقرآیت‌اله‌زاده‌شیرازی عضو پیوسته فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران و چهره ماندگار عرصه معماری، مرمت و حفظ آثار تاریخی، همایش چهره‌های ماندگار، ۱۳۸۰ بود‎.
‎‏۱۲ سال پیش (عصر روز ۲۸ مردادماه ۱۳۸۶) مجموعه هنرپژوهی نقش جهان فرهنگستان هنر در تهران میزبان فرهیختگان، علاقه‌مندان و دانشجویان رشته مرمت، معماری و شهرسازی بود که برای بزرگداشت دکتر باقرآیت‌الله‌زاده شیرازی، استاد پیشکسوت معماری و مرمت، گرد هم آمده بودند. از جمله چهره‌های شاخص حاضر در این جلسه می‌توان به: مهندس سید محمد بهشتی، دکتر مهدی حجت، زنده‌یاد شهریار عدل، دکتر اسکندر مختاری، مهندس محمدحسن محبعلی و… اشاره کرد‎. ‎در این آیین پس از سخنان حاضران، نوبت به دکتر باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی رسید، وی با قرائت آیه: «انا لانضیع اجر من احسن عملا» (آیه ۳۰، سوره مبارکه کهف) به درستی که ما اجر کسی را که کار خیر انجام می‌دهد، ضایع نمی‌گردانیم» گفت: در کودکی از پدرم پرسیدم که چه کاره شوم؟ گفت: کاری که خدا را راضی کند. من هم دیدم چه کاری بهتر از تعمیر مسجد و امام‌زاده. پس سعی کردم این کار را به نحو احسن انجام دهم‎.
‎استاد لحظاتی بعد از پایان سخنرانیش و هنگامی که دیگر حاضران در نشست درباره خاطرات و علاقه‌خود به ایشان صحبت می‌کردند، دچار حمله قلبی شد و هنگامی که نوای ملکوتی اذان مغرب در شامگاه ۲۸ مرداد ۱۳۸۶ به گوش می‌رسید، در جمع دوستان، همکاران، دانشجویان و علاقه مندان خود دنیای فانی را وداع گفت.
یادش گرامی و روحش شاد.‏

code

نسخه مناسب چاپ