یادداشت
مصائب اقتصاد عوامزده
فتح الله آملی
متأسفانه برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در یک اقدام کاملاً شتابزده و احساسی و با عرض تأسف فراوان تا حدی عوامگرایانه و شاید هم لجوجانه به بهانه جلوگیری از اقدام خودسرانه دولت برای افزایش قیمت بنزین و سهمیه‌بندی آن، به دنبال تصویب طرح دو فوریتی درخصوص ممنوعیت سهمیه‌بندی و افزایش قیمت بنزین و گازوئیل تا پایان سال ۹۸ هستند.
جالب آنکه در سال رونق تولید آنهم با وقوع یک حادثه طبیعی و رویداد پیش‌بینی نشده، درست در نخستین روزهای سال که بخش مهمی از جمعیت کشور را از کار و زندگی انداخت و هزاران میلیارد تومان خسارت برجای گذاشت، همه بخوبی می‌دانیم که بیش از هر زمان دیگری به بودجه و درآمد نیاز داریم. در شرایط سخت تحریمی به سر می‌بریم و درآمد نفت ما هم خیلی کم شده و می‌شود و جبران خسارت سیل به هزاران میلیارد تومان پول محتاج است. و باز کاملاً پیداست که قاچاق و رانت و فساد ناشی از یارانه غیرقابل قبول سوخت، چه خسارت جبران ناپذیری به کشور و ملت وارد آورده و می‌آورد و با همه این دانسته‌ها و فهم دقیق همه این واقعیت‌ها از تصمیم‌گیری درست واهمه داریم.
مطمئن باشید هفته‌ها و ماههای طولانی سیل‌زدگان کشور با آثار و تبعات فراوان سیل درگیر خواهند بود و از این پس وقتی اوضاع کمی آرام گرفت، در مراجعه به دولت و بانک و این اداره یا آن اداره فراوان خواهند شنید که بودجه نداریم. بودجه نیامده، درخواست دادیم، منتظر اعتباریم و… جمعیت فراوانی خانه و کاشانه خویش را از دست داده‌اند. بیمارستانها، درمانگاهها، مدارس، جاده‌ها و راههای زیادی باید ترمیم شوند و یا دوباره ساخته شوند. هزاران خانه خرابه شده و باید دوباره ساخته شود و همه اینها پول می‌خواهد و اینها جدای از هزاران تن محصول کشاورزی است که هنوز زیر آب است و درآمدی نصیب هزاران کشاورز نخواهد کرد. آری درست در چنین اوضاع و احوالی که قرار بود همه چیز در خدمت تولید و رونق تولید و کمک به مردم سیل‌زده باشد و با وجودی که استارت آغاز اصلاحات ساختاری اقتصاد از جمله مقابله با کسری بودجه دولت و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی طبق دستور رهبری و توافق سران قوا در جلسه اقتصاد مقاومتی و از همان روزهای قبل از سال زده شده بود و مقرر شد که در ماههای آغازین سال با اصلاح قیمت سوخت و از جمله بنزین و گازوئیل این حرکت آغاز شود، به محض یک هجوم همه جانبه به پمپ بنزین‌ها که نشت خبر آغاز سهمیه‌بندی از طریق فضای مجازی و نا پختگی در نحوه اطلاع رسانی و اجرای آن باعث و بانی آن بود، به یکباره همه عقب نشستند. وزارت نفت گفت که ما نبودیم. دولت گفت ما نبودیم. مجلس گفت ما خبر نداشتیم و…خلاصه معلوم نشد که پس کی بود و چه بود که یکمرتبه چنین شد؟یکی ازمسئولان رسانه‌ای وزارت نفت بازداشت می‌شود که این خبر را کی به رسانه‌ها داده؟
سخنگوی قوه‌قضائیه هم اعلام می‌کند که بعد از بازپرسی از بازداشتی مربوطه وقتی علت انتشار این خبر دروغ را پرسیدم گفت که یک مقام بالادستی این خبر را داده و… و خلاصه هیچ چیز معلوم نشد و هیچکس نفهمید. در این میان عده‌ای از مجلس هم که معمولاً‌ در این هفته‌ها و ماهها نمی‌خواهند هیچ لکه‌ای دامانشان را بگیرد و هیچ گردی برچهره هیچ نماینده‌ای بنشیند که روی درصد رأیشان در اواخر سال اثر بگذارد تا در نظر عوام بد جلوه کنند، خواسته یا ناخواسته تمام قد در برابر استارت آغاز اصلاحات ساختاری ایستادند و چون بسیاری از موارد بر مدار پوپولیسم قرار گرفت، ابتدا کل طرح را معلق نگهداشتند و حال هم در حرکتی عجیب‌تر و عوامگرایانه‌تر می‌خواهند کاملاً افزایش قیمت بنزین و گازوئیل را ممنوع کنند تا همه برایشان کف بزنند و بخاطر خدمتی که مثلاً به طبقات ضعیف و محرومان جامعه صورت داده‌اند یک عمر دعاگویشان شوند! دولت هم که اینروزها از هر طرف به طرفش تیر فتنه می‌بارد و بخاطر اشتباهاتش البته کاری‌ کرده که کمتر کسی هم جرئت می‌‌کند از او دفاع کند. اصلاً دوست ندارد مسئولیت هیچ اتفاقی را بر عهده بگیرد و کار خود را از اینکه هست هم خرابتر کند. در این میان اما گویی هیچ عقل سلیم یا شجاع دل بی‌باک و یا عاقل دوراندیش و مجاهد و نیک‌نفس و دلسوزی نیست که جرئت کند و بگوید به هر حال سالهاست که قرار است کاری در این کشور صورت گیرد تا این اقتصاد و این جامعه فلک‌زده از تورم مزمن، رکود و بدتر از آن رکود تورمی، دلالی و رانت‌خواری و فساد، فاصله وحشتناک طبقاتی و بدهی و کسری بودجه خنده‌دار و همیشه روبه تزاید دولت، مزیت سرشار واسطه‌گری و دلالی و عدم مزیت نسبی سرمایه‌گذاری در تولید و خلاصه از مشکل بیکاری و بی‌عنایتی و بی‌توجهی به بخش تولید رهایی یابد و اشتغال رونق گیرد. باید از جایی شروع کرد. اگر قرار باشد هر بار با یک صف شلوغ در پمپ بنزین و یا چند اعتراض در جلوی یک موسسه اعتباری و یا نصب چند پلاکارد مقابل یک بانک و در یک کلمه با هر فشار کوچک یا بزرگ اجتماعی‌ ناگزیر به عقب‌نشینی از مواضع اصولی و حرکت‌های توسعه‌ای و نجات‌بخش اقتصاد کشور گردد و بدتر از آن نهاد‌های تصمیم ساز هم تسلیم همین فشار شوند، باید فاتحه هر جراحی و اصلاح اقتصادی را در کشور خواند و همچنان از کنار امراض و بیماری‌هایی که هر روز سرطانی‌تر و وخیم‌تر می‌شوند بی‌تفاوت گذشت و منتظر مرگ تدریجی اقتصاد کشور نشست.
البته یکی از دلایل بروز چنین وضعیتی کاهش اعتماد عمومی و نیز آستانه تحمل ملت است که واقعاً در موارد عدیده‌ای خود را بی‌پناه و دولت را بی‌تفاوت می‌بینند اما اگر همین مردم ببینند که عدم النفع ناشی از یارانه وحشتناک تنها بنزین و نفت گاز، در خوش بینانه‌ترین حالت رقمی حدود ۱۸۰۰ میلیارد تومان در روز است که تنها با بودجه یک ماه آن می‌توان خسارات تمام سیل‌زدگان را پرداخت و با بودجه ۶ ماه آن می‌شود یارانه ۴۵ هزار تومانی را به ۲۰۰ هزار تومان برای هر نفر رساند تا خودشان هر چقدر می‌خواهند بنزین استفاده کنند و این پول را به زخم دیگری از هزار زخم دیگر زندگی خود بزنند و یا هزار کار دیگر که قطعاً از دود‌کردن این پول در ریه‌های شهرهایمان بهتر است، در برابر سیاست‌های دولتشان و مسئولانشان بی‌تفاوت نخواهند ماند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ