مصرف و مصرف گرایی
 

با توجه به رشد مصرف گرایی و تاثیرات روانشناختی و جامعه شناختی این پدیده در جامعه، به نظر می رسد عوامل مختلفی نظیر توسعه شهر نشینی، تغییر فرهنگ عمومی و نحوه فعالیت رسانه ها بر گسترش این امر تاثیر گذار بوده اند.

به گزارش ایرنا، مصرف و مصرف گرایی پدیده ای چند بعدی است که از جهات مختلف قابل بررسی است. در هر جامعه ای این پدیده یعنی مصرف و مصرف گرایی متاثر از عوامل متعددی از جمله فرهنگ عمومی، هنجارها و ارزش های حاکم است.

در حقیقت مصرف گرایی اصالت دادن به مصرف و هدف گذاری برای رسیدن به رفاه و دارایی های مادی است. این امر آثار متعدد و گوناگون اقتصادی، سیاسی، روانی و به ویژه جامعه شناختی در جامعه می گذارد که از جمله این آثار می توان به تبدیل ثروت و مصرف به ارزش و غلبه آن بر دیگر ارزش ها، نمایش ثروت، شکاف طبقاتی و نابرابری اجتماعی، احساس محرومیت و… نام برد.

گرچه مصرف گرایی توام با نیازهای کاذب است اما در تعاملات اجتماعی نمود پیدا می کند و به نظر می رسد عوامل مختلفی نظیر تغییر مبنای ارزشی از ارزش های معنوی به سمت ارزش های مادی، نابرابری های اجتماعی و شکاف طبقاتی، سلطه نهاد اقتصاد بر نهادهای جامعه پذیری در این زمینه موثر باشد

باید اشاره داشت: مصرف گرایی یکی از مشخصه های بارز جوامع جدید و مدرن است و به عنوان یکی از روش های بازنمایی هویت فردی شناخته می شود. در گذشته عمدتا تولید به عنوان یک روش مهم ارائه هویت اجتماعی کاربرد داشت، اما امروزه مصرف گرایی و نوع کالاهای مصرفی اهمیت وافری پیدا کرده است. این تغییر باعث شده که جوامع امروزی را به عنوان جوامع مصرف گرا در نظر بگیرند که با طبیعت مبتنی بر بازارهای بسیاری از نظام های اقتصادی همگام و سازگار باشد.

امروزه هر کسی در جوامع مدرن مصرف می کند هر چند که سطح مصرف گروه های اجتماعی متفاوت است. مصرف فقط کالاهایی را که تولید و فروخته می شود ، شامل نمی شود بلکه بطور گسترده شامل عقیده ها، خدمات و دانش است و حتی مکان ها، خرید کردن، خوردن، مد،فراغت و سرگرمی هم مصرف می شوند. البته در این زمینه عوامل مختلفی تاثیر گذار هستند

در این زمینه دکتر مرتضی قلیچ جامعه شناس و مدرس دانشگاه می گوید: قبل از هر چیز باید بین دو مفهوم «بد مصرفی» و «مصرف زدگی» تفکیک قائل شویم. در ادبیات دینی ما یک امر مذمومی وجود دارد به نام بدمصرفی یا اسراف که منظور از آن استفاده بیش از حد و برداشت بیش از اندازه از طبیعت است، مثلا بیش از اندازه مصرف کردن آب، نان، انرژی و غذا. به این موارد اسراف می گوییم که در ادبیات و آموزه های دینی ما امری مذموم تلقی شده است.

وی می افزاید: مفهوم بعدی «مصرف زدگی» است. که اگر از منظر جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی این موضوع را بررسی کنیم، مصرف یک امر «معنامند» است. انسان ها مصرف می کنند تا تبادل معنا اتفاق بیافتد. مصرف در انگاره جامعه شناختی برای کسب هویت اجتماعی است.

این مدرس دانشگاه گفت: مصرف زدگی از منظر روانشناسی و فلسفه وجودی واجد پیامدهای نامطلوبی است. از منظر فلسفه وجودی یا در معنای روانشناسی انسان‌گرا، انسان در اثر مصرف بیش از حد گویا به بعد جمادیت خود بسیار تقلیل می یابد. انسان گویا فراموش می کند که قرار است زندگی کند. زیستن انسانی به دلیل مصرف زدگی فراموش می شود. انسان ها در اثر مصرف گرایی خودشان را فراموش می کنند. تقلیل انسان به آن بعد حیوانیت یکی از پیامدهای مصرف گرایی است که فلسفه وجودی انسان به آن اشاره می کند.

وی افزود: پیامد بعدی روانشناختی مصرف گرایی، نگرش کالایی به همه جهان است. انسان ها به دوستی، عشق،‌ هم‌نوع، جهان، طبیعت پیرامون و هر آنچه که قابل تصور است، نگرش کالایی پیدا می کند. یک پدیده روانشناختی دیگری که به مساله مصرف زدگی ارتباط پیدا می کند، بی رحمی و سنگدلی نسبت به محیط زیست است. اینکه باید همه عالم و آدم برده انسان باشند و انسان مصرف کند تا خودش را امیر تلقی کند و همه موجودات روی زمین برده این فرد باشند.

قلیچ تصریح می کند: پیامدهای مزبور، آثاری است که روان شناسان و فیلسوفان اخلاق نسبت به مصرف مطرح کرده اند و فیلسوفان اخلاق به طور مشخص به رنج و ملال انسان مدرن در اثر مصرف تکیه کرده اند.

وی در خصوص آسیب شناسی مصرف گرایی می گوید: موضوع بعدی که به نوعی می توان از منظر آسیب شناسی به آن نگاه کنیم، مصرف گرایی است که جامعه شناسی متاخر به این موضوع بیشتر تاکید دارد. پرسش جامعه شناختی اینجاست که چه اتفاقی افتاده این میزان از مصرف گرایی در جامعه رواج پیدا کرده است؟ هر نظام اقتصادی و هر نظام اجتماعی، به موازات اینکه تولیدو توزیع دارد، مصرف هم دارد. اما مصرف از آنجایی تبدیل به یک مساله اجتماعی می شود که با ابعاد هویتی و فعالیت های روزمره زندگی انسان ها پیوند می‌خورد. به عبارت دیگر، روابط اجتماعی ما بر حسب مصرف کالاهایی تعریف شود که مصرف می کنیم. مثلا مصرف برندهای تجاری، موسیقی، فضا، پوشاک و خوراک که تعیین کننده هویت ما هست.

این جامعه شناس افزود: مصرف گرایی افراطی با چند پدیده هم‌زمان شده است. اگر از زبان آمار بهره بگیریم، مصرف با چند پدیده مدرن دیگر همبستگی مستقیم دارد. یکی از اصلی ترین پدیده ها که با مصرف گرایی همبستگی تام دارد و مصرف گرایی در بستر آن در حال رخ دادن است،شهرنشینی و به تبع آن کلان‌شهرنشینی است. کلان شهر نشینی هویت شهرها را هم تعریف می کند.

وی اضافه می کند: هویت شهرهایی که در گذشته بر اساس «تولید» تعریف می شد امروزه بر اساس «مصرف» تعریف می شود. اینکه چه چیزهایی شهروندان آن شهرها مصرف می کنند و چه فضاهای مصرفی را شهرها فراهم کرده و ایجاد کرده اند، تعریف کننده آن شهر و شهروندانش محسوب می‌شود.

قلیچ در خصوص تاثیر کلان شهرها بر پدیده مصرف گرایی می گوید: کلان شهرها به قول “گئورگ زیمل” دارای ویژگی های خاصی هستند. وی در این زمینه مقاله ای تحت عنوان حیات ذهنی و کلانشهر دارد. او با مقایسه کلانشهرها و شهرهای کوچک بر این موضوع تاکید می کند که انسان ها در کلان شهرها گمنام هستند و به واسطه این گمنامی امکان اینکه برچسب های زیادی به انسان ها زده شود، وجود دارد و برای خلاص شدن از این برچسب ها به سراغ مصرف می روند.

با مصرف کالاها، کلانشهری ها سعی می کنند معنایی را به کالا بدهند و در عین حال سعی می کنند یک هویتی را کسب کنند.

وی افزود: از طریق مصرف کالاها و حضور در مراکز حاص است که کلانشهرها با مصرف پیوند می خورد. از سوی دیگر باید حواسمان به این باشد که کلانشهری که با مصرف گرایی توام شده، به معنای این روحیه است و نه به معنای کلانشهر از بعد جغرافیایی.

روحیه به این معنا که امروزه تمام کسانی که در شهرهای کوچک زندگی می کنند ویژگی رفتاری کلانشهری دارند. در بسیاری از کلانشهرهای ما امروزه در غالب مناطق “مگامال” هایی ساخته شده است و این “مگامال” ها و پاساژها و مراکز خرید شهروندان را به مصرفی جذاب و تماشایی دعوت می کنند.

این مدرس دانشگاه در خصوص اینکه آیا ایران یک جامعه مصرفی است یا خیر، می گوید: اینکه بگوییم جامعه ایرانی جامعه مصرفی هست یا نه، باید به فرایند شهرنشینی و پیدایش روحیه کلانشهری دقت کنیم. اگر بخواهم این بخش را جمع بندی کنیم باید بگوییم که مصرف هست که ویژگی های امروز و آینده شهرهای دنیا را رقم می زند. شهرهای جدید در مقایسه با شهرهای قدیم که به واسطه تولید تعریف می شدند.

اما در شهرهای جدید به واسطه مصرف و به این که کالاها چگونه در شهر مصرف می شود، اطلاق می شود. این تفکیک خیلی مهمی است و اگر بخواهیم ببینیم که جامعه ما جامعه مصرفی است یا نه. باید به این اشاره کنیم که ما شهرهای بسیار زیادی داریم که در فرایند ۲۰ سال اخیر متولد شده اند

و تعداد کلان شهرهای ما با معیار جمعیت روز به روز افزایش می یابد.

وی افزود: تعداد شهرهای کشور ما روز به روز بیشتر می شوند و این یکی از نشانه های مصرفی بودن جامعه ما است. یعنی ساکنان این شهرها در یک مناسبات اجتماعی و فرهنگی متفاوتی زندگی می کنند و این مناسبات اجتماعی و فرهنگی مبتنی بر گمنامی و مبتنی بر یک شیوه زندگی کلانشهری است.

قلیچ در خصوص رسانه و تاثیر رسانه بر مصرف گرایی اظهار می دارد: مولفه بعدی تبیین کننده مصرف گرایی، البته نبایستی نگاه رتبه ای داشت، رسانه ای شدن زندگی روزمره است.

به هر حال، رسانه ها و فعالیت های رسانه ای چه به صورت تبلیغ مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم از طریق بازنمایی رسانه ای یا بازنمایی فیلم های سینمایی و معناهای نهفته در سریال ها و ارایه تصویر آرمانی از فرد مطلوب، همان فعالیت های مصرفی را انجام می دهند.

وی افزود: رسانه ها سعی می کنند کالاها، خدمات و رفتارهای مصرفی را تشویق کنند. اگر بخواهیم از منظر همین مفهوم به جامعه ایرانی نگاه کنیم، ایران جامعه ای به شدت رسانه ای است. اگر بخواهیم یک نگاه تحلیلی داشته باشیم، جامعه ما هم به خصوص در چند سال اخیر این ولع و عطش مصرف گرایی را پیدا کرده و این شدت پیدا کردن در همین رسانه های جدید نمود دارد.

این جامعه شناس عنوان کرد: در زندگی روزمره و فضای مجازی یک مفهومی راه افتاده تحت عنوان لاکچری بودن. لاکچری به این معنا که اگر در یک فضای بسیار شیک و بسیار گران قیمتی غذا می خورید، آن را به صورت زنده پخش کنید. اگر در یک کنسرتی شرکت کرده اید، اگر در جایی حضور دارید که یک سلبریتی هم آنجا حضور دارد، حتماً با آن سلبریتی عکس بگیرید یا بصورت زنده پخش می کنند. اگر در یک جای بسیار گران قیمتی خرید کردند آن را در صفحات مجازی خودشان به نمایش می گذارند. اینها نشان می دهد که به نوعی جامعه ما دارد فرایندهای مصرفی شدنش را طی می کند.

وی بیان داشت: رسانه ای شدن جامعه توام با جدال نشانه شناختی شده است. مصرف نشانه شناختی بیشتر ناظر بر این مفهوم است که برند کالا از زاویه نشانه شناختی از ارزش مصرفی اش، آن میزان زحمتی که برایش کشیده شده و تلاشی که شده، دوامش و منابعی که مصرف شده، اهمیت بیشتری دارد.

به عنوان مثال، اگر آرم یا برندی بر روی لباس خورده شود و حتی آن لباس پاره شده باشد، از آنجایی که این نشانه و این برند اهمیت دارد و نه ظاهر و نه دوام آن؛ در سبد ترجیحی مصرف کننده قرار می گیرد. از این منظر شهر با یک جنگ و جدال نشانه شناختی مواجه است.

قلیچ افزود: به هر طریق، جامعه ایران یک جامعه شهرنشین است و روستا نشینی اش با شهر نشینی اش کاملا متفاوت است. در عین حال بخش زیادی از مناطق غیر شهرنشین هم تمایلات شهرنشینی دارد. علاوه بر شهرنشینی که عمدتاً با فاصله طبقاتی شدیدی همراه است،مسایل ساختاری و طبقاتی هم در مصرف گرایی دخالت دارد.

ناگفته پیداست که وضعیت اقتصادی و درآمدهای بالا بر میل به مصرف کالاهای لوکس تاثیر می گذارد. طبق آمار سال ۹۶ بانک مرکزی، ۱۰‌ درصدِ ثروتمندانِ ایران ۸ برابرِ ده درصدِ فقیرِان جامعه غذا می‌خورند، ۵۷ برابر بیش‌تر پول خرج آموزش می‌کنند و هزینه تفریح کردنشان هم ۵۸ برابر است. لذا باید بر روی این مساله تامل کنیم که جامعه جدید، جامعه تمایز طلب است وجامعه تمایز طلب حتما جامعه لذت جو هم هست.

ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ