یادداشت
مقصر وقوع سیل، طبیعت نیست!
دکتر غلامرضا براتی*
سیل بلایی طبیعی نیست، انسانی است. مخاطرات را می‌توان به دو دسته طبیعی و انسانی تقسیم کرد. زمین‌لرزه مخاطره‌ای عموماً طبیعی ولی سیل در عموم مناطق جهان به‌ویژه مناطقی که به شدت مورد دستکاری انسان قرار گرفته، مخاطره و بلایی انسانی است.
۳ گروه در رخداد سیل‌های اخیر ایران (بهار ۱۳۹۸) دست داشته و دارند.
۱٫ مردم؛ در استان‌هایی مانند گلستان و مازندران وقتی صاحبان ثروت به اهالی روستاها و دامنه‌های کوهستانی، قیمت‌هایی گزاف برای خریدن زمین‌هایشان پیشنهاد دادند و شروع به تخریب دامنه‌ها و ساختن ویلاها کردند، مردم باید فکر امروز را می‌کردند که همین بارش به جای لطافت طبع، مرگبار شود.
۲٫ مسئولان؛ عموم مسئولان ذیربط و وکلا، در خرید و تغییر کاربری اراضی شیبدار در استان‌های مذکور برای ساختن ویلا، امکانات رفاهی و دسترسی‌های شخصی با یکدیگر مسابقه گذاشتند. البته در بعضی موارد دامنه‌ها و زمین‌ها پس گرفته و ویلاها تخریب شدند، ولی دامنه‌های ناپایدار شده هرگز به حالت طبیعی و سابق باز نمی‌گردند.
۳٫ سدسازان و در رأس آن‌ها،‌ وزارت نیرو؛ زمانی مسئولان این وزارتخانه با بلندگوی رسانه‌های همگانی گوش مردم را کر می‌کردند که در خوزستان با افزایش سدسازی، «آب بیشتری ذخیره کنیم»، «سیل را مهار کنیم»، «برق تولید کنیم» و در حال حاضر یکی یکی دریچه سدها را باز می‌کنند تا آب به دریا برود. سازمان‌های جهانی ازجمله سازمان هواشناسی جهانی (WMO)، از ده‌ها سال پیش هشدار داده بودند که در این مناطق از جهان سدسازی زیر سوال است، زیرا طی سال‌های اولیه ساخت سد، مخزن آن‌ها از رسوبات و گل و لای آکنده می‌شود و گنجایشی برای ذخیره آب نمی‌ماند. ضمن اینکه دیگر چنین سازه‌هایی قابل تخریب و حذف از عرصه زیست‌بوم‌ها نیز نیستند.
به راستی دلیل این حوادث چیست؟ جز این که ما به فرهنگ خود پشت کرده‌ایم و الگویی برای توسعه برگزیده‌ایم که با تاریخ،‌ جغرافیا و فرهنگ هزاران ساله ما سازگار نیست. تاریخ ما می‌گوید، بحران آب جنگ‌های عظیم و خون‌بار در این سرزمین به راه انداخته است. جغرافیای ما می‌گوید، آبخیزداری و آبخوان‌داری بر سد‌سازی در عموم سازند‌های رسوبی البرز و زاگرس اولویت دارد. فرهنگ ما می‌گوید، آب حرمت دارد، آسمانی است و یک ماده صرفاً فیزیکی نیست که وزارت نیرو به آن نگاهی کمی و مادی داشته باشد و در پناه پروژه‌های سدسازی،‌ با انگیزه‌های سود‌آوری به آن بیندیشد. کشور ایران مانند یک بدن است. هر استان با قابلیت‌های خود عضوی از این بدن است. زخم‌های کوچکی که بر این پیکره از ناحیه حوادث طبیعی وارد می‌شود، اگر دخالت‌های یکجانبه و افراطی انسانی نباشد، خودش بهبود می‌یابد. ولی نادیده گرفتن مهارت‌های بومی مدیریت و بهره‌برداری از آب و منحصر‌کردن مدیریت در پروژه‌های سدسازی و ساخت و اجرای تونل، این زخم‌ها را در خوزستان، گلستان و … که عضوی از این پیکر هستند به عفونت‌های حاد تبدیل کرده است و الان همان‌ها که سودهای کلانی از اجرای این پروژه‌ها به دست آورده‌اند، دم از تحمیل هزینه‌های سرسام‌آور دیگری برای شکافتن کوه‌ها، انتقال آب و زدن خاکریزها و دیواره‌بندی بستر رودها می‌زنند.
*عضو هیأت‌ علمی گروه آب و هواشناسی دانشگاه شهید بهشتی

Email this page

نسخه مناسب چاپ