یادداشت
مهر و قَهرِ طبیعت (آخرین بخش)
سیدمسعود رضوی
نکته‌هایی که از سر درد و ناگزیر، همراه با پیشنهادات و نظریات انتقادی دربارة سیل و فاجعة بزرگ اخیر بیان شد، تنها گوشه‌ای از مسائل و معضلاتی است که جامعه و ملّت بزرگ ایران با آن رویاروست. نه اولین فاجعه و مشکل ما بوده و نه آخرین خواهد بود، اما حق آن است که مراقب باشیم و درس بگیریم و بکوشیم با ایجاد سایت‌های علمی و فنی، و زیرساخت‌ها و تحقیقات و درک درست از موانع انسانی و پدیده‌های طبیعی، منافع و سرمایه‌های انسانی و مادّی و سازه‌های شهری و روستایی را حفظ کنیم تا چنین که گذشت، غافلگیر نشویم و سیل و آوار و زلزله و گردباد و غبار و تخریب زیستگاه‌‌ها و فاضلابهای بیماری‌زا و … موجب نابودی و تباهی کشورمان نشود.

باری، واپسین نکته‌ای که لازم است بیان کنم، به‌غیر از موازی کاری و عدم تمرکز و تعهد به مدیریت واحد، دادن وعده‌های غیرعَمَلی و بیان سخنان غیرعلمی و مشکل‌زا از سوی افراد و نهادهای حاضر در صحنة سیل اخیر است. ازجمله، این کلمات و سخنان یکی از حاضران و بازدید‌کنندگان از مناطق مصیبت کشیده که دو ماهه تمام مشکلات را به وسیلة یکی از نهادها از میان بر خواهیم داشت و خوزستان پس از سیلاب، دو ماه دیگر مثل روز نخست، شاهد حل مشکلات خواهد بود. این در حالی است که وزارت کشاورزی و دولت، تنها در برخورد با معوقات پرداخت‌های سابق کشاورزان‌، به تازگی و به فوریت تنها توانسته‌اند تعهدات سابق و دارای تأخیر مربوط به سالهای ۹۶ و ۱۳۹۷ را تأمین نموده و در خوزستان و لرستان شروع به پرداخت نمایند.

در حقیقت می‌باید دربارة مشکلات و معضلات جاری، با مردم به‌صورت واقعی سخن گفت. شکی نیست امید‌دادن و سخنان بشارت‌آفرین و معطوف به آینده بسیار لازم و مفید است، اما تبلیغات هم حد و اندازه‌ای دارد و آنچه که آشکارا غیرواقعی باشد و مردم احساس کنند، کسانی مشغول تبلیغات واهی و بهره‌برداری از وضع موجود برای مطرح‌ساختن خود و دوستان در رسانه‌ها هستند، موجب سرخوردگی شده و نتیجه معکوس به بار خواهد آورد.

اگر پاسخ داده شود که چرا در شرایط صعب این نکات را مطرح می‌کنیم، باید به این دوستان پاسخ داد که ما چهل سال است در شرایط مقاومت و جنگ و بحرانهای پساجنگ و قهر طبیعت و برخی مصایب و مشکلات به سر می‌بریم و در حال حاضر علاوه بر معضلات مربوط به سیل بزرگ و بی‌سابقه، با صدمات تحریم و توطئه‌های آمریکا و مستعمرات آن در منطقه هم روبه‌رو هستیم. علاوه بر این، مراجع متعدد و منابع خبر و اطلاعات از انواع گوناگون در دست تمام مردم هست و هر یک به عنوان خبررسان و تحلیل‌گر و صاحب رای و نظر، از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های ارتباطی عمل می‌‌کند. بنابراین صدق و صحت برای مردم ارزشمند است و پس از سالها مقابله و مقاومت، مبارزه و خصومت،‌ مشکلات و معضلات، زلزله و سیل و بحرانهای عظیم، مردم هم کمبودها را درک می‌کنند و هم نقایص و آسیب‌ها را می‌شناسند. اگر قرار است آسیب و بیماری، ساخته و درمان شود، باید از مردم کمک و یاری گرفت و باید با مردم صادق بود و به افکار عمومی اعتماد کرد.

کسانی که امروز وعده‌ای می‌دهند که قابل تحقق نیست، ریشة اعتماد عمومی و وحدت اجتماعی را می‌خشکانند و این امری نیست که قابل جبران باشد. در سیل و مصایب مختلفی که پیامد این فاجعة طبیعی و انسانی است، سه عنصر می‌تواند بسیار حیاتی باشد و امیدواریم این سه مورد حتماً مورد توجه تمام مسئولان و مدیران کشورمان، و حتی دلسوزان و فعالان در رده‌های مختلف قرار گیرد تا بتوانیم از این مرحله هم عبور کنیم و کشور عزیز و مردم بزرگوارمان را در کاروان زمان به پیش ببریم.

نخست وحدت مدیریت و تمرکز در مراکز اصلی تصمیم‌سازی و عملی و اجراست. دولت و ستادهای بحران و هلال احمر کشور در این زمینه مرجع و مرکز اصلی هستند و باید بقیه سمعاً و طاعتاً در حوزه‌های مشخصی که آنان تعیین می‌کنند به کار و فعالیت بپردازند. خواه بودجه و منابع مالی از خزانه دولت تأمین شده باشد و خواه از مراکز و منابع انسان‌دوستانه و نیکوکارانه افراد و گروه‌های مختلف اجتماعی به دست آمده باشد.

دومین مسئله، مشخص کردن اولویت‌هاست و این که مردم باید در جریان حقایق قرار گیرند و به خصوص در مناطق آسیب‌دیده و سیل‌زده، ساکنان و اهالی بدانند در چه وضعی قرار دارند و تا چه حد و طی چه زمانی می‌توانند به شرایط طبیعی و متعارف بازگردند.

صداقت و آرامش در میان مردم،‌ ارتباطی ناگسستنی دارد و هر سخن نابجا و وعده غیرعملی می‌توانند موجب واکنش و خشم مردمی شود که ممکن است تصور کنند با افراد بی‌مسئولیت و غیرصادق روبه‌رویند. چند مورد تندی و ناراحتی و واکنش که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، معلول و محصول همین مسئله است.

اما سومین و مهم‌ترین مسئله، درک شرایط دشوار کنونی و به‌کارگیری تمام دستگاه‌ها و امکانات کشور برای عبور از این مرحله و جلوگیری از فراموشی مردم و مناطقی است که امروز دستخوش فاجعه و مصیبت شده‌اند. سالها از زلزله بم می‌گذرد و هنوز بسیاری از خرابه‌ها برجاست، حتی بازسازی جنگ هم پس از چند دهه، در بسیاری مناطق ناموفق بوده و امروز می‌بینیم که تنها دشمن انسانی نیست که ممکن است به مملکت ما هجوم آورد، بلکه خصم طبیعت نیز، از بی‌توجهی و تخریب محیط‌زیست و آسیب به زمین و سرزمین به تنگ آمده و طغیان کرده است.

تمام مردم و مسئولان ایران باید این نکته آخر را به خاطر سپرده و بزرگترین هدف خود قلمداد کنند: اقلیم ایران و محیط‌‌زیست آن، طبیعت و کوه و دشت و جنگل و کویرش، آب و هوایش، دریا و دریاچه‌هایش، سنگ و درخت و کلوخش، باید مورد محافظت و مهر قرار گیرد و گرنه قهر طبیعت نابودمان می‌کند. تمام اجزای حیات طبیعی در اقلیم ایران، از پرنده و خزنده، از آبزی و پستاندار، از رام و وحشی، همه و همه در خطرند و ما انسانها، شهروندان و محافظان خوبی نبوده‌ایم. خطا کردیم و تاوان می‌دهیم. باید روش و منش خود را تغییر دهیم و باید هر خطابه و هر کتاب و هر کلاس و هر رسانه‌ای، ابتدا به مسائل زیست‌محیطی و آموزش‌های مرتبط با آن بپردازد و سپس به سراغ دیگر مسائل برود.

درباره محیط‌زیست و اولویت‌ها و مخاطراتش، طی یادداشت‌های دیگری، به تفصیل و سلسله سخن گفته خواهد شد. نظامی شاعر حکیم ما فرمود:

چو بد کردی مباش ایمن ز آفات

که واجب شد طبیعت را مکافات

Email this page

نسخه مناسب چاپ