یادداشت
مِهر و قهر (۴)
سید مسعود رضوی
قواعد زندگی اجتماعی و مدیریت کلان در سراسر جهان یگانه است و تجربه‌های بزرگ و کوچک در مواجهه با حوادث طبیعی و مصنوعی، غالباً همسان و همانند است. مهم‌ترین نکته، وحدت مدیریت و برنامة واحد و نظم عمومی است. در حقیقت اگر صدای مشخص و اهداف همسان و مقصد واحد وجود نداشته باشد، بسیاری از نیروها تلف می‌شود و به جای رسیدن به مقصد، بیراهه و کژراهه در پیش خواهد بود.

این چند جمله از آن جهت بیان شد که به مجموعة نامشخص و نامتوازن رجال، شخصیت‌ها، مدیران، فرماندهان، نامداران، و صاحبان اسم و رسم در مناطق سیل‌زده و مصیبت گرفته بگوییم، اگر یار شاطر نیستید، لااقل بار خاطر نباشید، و برای این‌که سوء تفاهمی برجای نماند و به وضوح سخن گفته باشیم، به بیانی دیگر، طرح موضوع کرده و مقصود و منظور را می‌گوییم:

هر بحرانی، نیازمند تعریف و نگاه کلان، برنامة دقیق و آمارهای قابل استناد، نقشه‌های مشخص و مناطق تعریف شده، بودجه‌های تخصیصی و محل‌های امداد، و بالاتر از همه مدیریت نیروهای ماهر و گروه بندی و اعزام به موقع، به محل سانحه و حادثه است. نظم و صبوری و امداد و نجات از یک سو، و توجه به فوریت‌ها و اولویت‌ها از سوی دیگر، در زمرة عناصر قابل محاسبه و انسانی است. هر بخش از آن، معطوف به هدفگذاری و فرماندهی متعهد برای امداد و یاریگری است و مجموعة نیروها و امکانات و برنامه‌ها نیز می‌باید در یک ستاد مشخص و زیر نظر فرماندهی و مدیریت واحد عمل کند تا از هرز رفتن و نابودی منابع جلوگیری شود و بیشترین بهره از امکانات محدود در زمان کوتاه به دست آید.

دولت و ستاد بحران و نیروهای مرتبط با آن، همان فرماندهی یگانه و مدیریت واحد است که در حال حاضر می‌باید بار مسئولیت را به دوش گرفته، و اقتدار کافی و تریبون‌های لازم را در اختیار داشته باشند تا سر و سامانی به یاریگری ملی و مهار بحران‌ها ببخشند. کاهش وزانت و وجاهت دولت و تلاش برای تغییر مرکز ثقل مدیریت به افراد و سازمان‌های موازی یا در سایه یا تبلیغاتچی، لطمه‌های جبران‌ناپذیر به فرایند تشریک مساعی به آسیب‌دیدگان و مقابله با آسیب‌های موجود می‌زند. در این زمینه هیچ تردیدی نداشته باشید و اگر از همان لحظات اولیه، صدا و سیمای رسمی کشور و افراد ذی‌نفوذ و نهادهای گوناگون، خود را متعهد به مدیریت متمرکز و واحد با اهداف مشخص و امکانات ضروری می‌دیدند، تا امروز بسیاری از مشکلات حل شده یا لااقل در حال رفع و رجوع بود.

چگونه باید به بسیاری از چهره‌ها و مدیران و سیاسیون و افراد ذی‌نفوذ توضیح داد که صحنه‌های فاجعه و بسترهای سیل و مصیبت، جای مناسبی برای مانورهای سیاسی و نمایش‌های تبلیغاتی نیست! اینجا پای جان و مال مردم، و رنج و درد عموم در میان است، پس نباید در فکر رقابت و دفع نیروهای منتقد و ضربه زدن به نیروهای دیگری که چون شما نمی‌اندیشند و اهدافی چون شما ندارند باشید! به چه زبانی باید التجا و خواهش کرد تا به جای ملوک‌الطوایفی تبلیغی و جارچی‌گری در گوشه و کنار، که نمک بر زخم مردم می‌پاشد، درخواست کنیم که همه پشت سر دولت و نیروهای متخصص در مهار بحران و امدادگران آموزش دیده در هلال‌احمر و دیگر سازمان‌ها و نهادهای مسئول بمانیم تا براساس نیازهای موجود، اگر ضرورت داشت و اجازه یافتیم، آستین همت بالا بزنیم و کمک و مساعدتی به هم‌وطنان و هم‌نوعان مصیبت‌زده بنماییم. آن هم نه فقط از سرِ دلسوزی و برای دادن صدقه و بذل و بخشش‌های رایج و برآمده از احساس شفقت، بلکه به عنوان برنامه‌ای ملی و تکلیف و وظیفه‌ای قانونی و انسانی و اضطراری، در کشوری که هم امکانات بسیار دارد، هم پهناور و دیرپاست، هم مردمانی بی‌همتا و آگاه و نجیب و کوشا دارد، و هم صاحب تجربه‌ها و تواریخی است که ای بسا پشت هر جامعه‌ای را خم کند اما نه این ملت را و این جامعه و تاریخ و میهن بزرگ را…

بنابراین،‌ تنها یک توصیة کوتاه به شخصیت‌های مختلفی که در روزهای اخیر همراه با محافظان و منشیان و راننده و همراهان و فیلمبرداران مشغول سفر و مصاحبه و مواجهه با مردم در مناطق سیل‌زده هستند، دارم و آن توصیه اینکه، اگر قصد کمک و امداد دارید، نیروها و امکانات خود را در اختیار ستاد بحران و دولت و هلال احمر بگذارید و بگذارید آنان تصمیم بگیرند چه کسی به کجا اعزام شود، چه امکاناتی در چه منطقه‌ای نیاز است و چه مقدار بودجه و اعتبار باید برای آسیب‌ها و آسیب‌دیدگان در نظر گرفت و محل تأمین و تخصیص چگونه خواهد بود؟!

Email this page

نسخه مناسب چاپ