یادداشت
مِهر و قهر(۱)
سیدمسعود رضوی
خبرهای مربوط به سیل و بارندگی فراتر از معمول، درس‌های طبیعت است برای ما و برای همه کسانی که با دور انداختنِ تجربه‌های بشری و تمهیدات ضروری برای ساخت و سازهای شهری، مناطق پرجمعیتی را از نفس انداختند و بی‌دفاع در مقابل بلایای طبیعی قرار دادند. گلایه کردن فایده ندارد و ما هم قصد نداریم به مانند برخی مسئولان و برجستگان در قایق و هلی‌کوپتر و پشت میز و تریبون، به انتقاد از رقبا یا دفعِ نظر و رفعِ راهکار آنها بپردازیم.

آنچه امروز برای ما ضروری است، حفظ انسجام ملّی و افزایش روح امداد و تشریک مساعی است. مردم ایران، تاریخ بزرگ و طولانی مصایب و حملات و آفات و بلایا را پشت سر دارند. هنوز درگیر تحریم و تقابل و رقابت و مشکلاتی هستند که در خاورمیانه روزگار ما، مضاعف هم شده و ممکن است مخاطرات بزرگی ایجاد کند یا مقدمه مخاطرات تازه‌تر باشد.

سیل ویرانگری که از گلستان و آق‌قلا و گمیشان شروع شد، باید ما را هشیار می‌کرد. امّا اندکی تعلل سبب شد تا شهرهای غربی کشورمان، خاصه معمولان و پلدختر و خرم آباد آسیب ببینند. اگر تمامی آسیب‌ها قابل دفع نبود، امّا بی‌تردید، بخش‌هایی از آن را می‌شد محاسبه کرد و زودتر دست به اقدامات پیشگیرانه و تخلیه اهالی از حواشی خطرخیز زد. اما گویا این بارش‌ها را سر باز ایستادن نیست. سعدی بزرگ به زیبایی، دو وجه خوب و بد باران را متذکر شده بود که اگر در لطافت طبعش اختلاف نیست اما تنها گل و طراوت به بار نمی‌آورد، خار سیلان و خانه‌های ویران هم همچون خار مغیلان و شوره‌زار خس‌زده و لای و لجن هم بخش دیگری از این بارندگی است!

طبیعت ایران نیز به مانند بسیاری جوانب دیگر، گویی اهل افراط و تفریط است و این بارها در تاریخ ما تکرار شده است. قحط و خشکسالی و توفان‌های شن و نمک، آرزوی ابر و باد و مه و باران را در دل‌ها می‌کارد، اما هنگامی که باران بیش می‌بارد و ابرها حامل قطراتی افزون‌ترند، انگار بٌغض زمین هم می‌ترکد و از هر شکاف و ترک و زمین خسبیده و خشکیده‌ای، اشک و رود و آب طغیان می‌کند. ما که منتظر فصل‌ها و سال‌‌های پرباران مانده‌ایم، اینک به جای لذت‌ از این طراوت و آبیاری طبیعت، باید برای جلوگیری از خرابی‌ها بکوشیم و در ترمیم فاجعه‌ها و ویرانی‌ها از پای ننشینیم.

خوشبختانه امروزه با امکاناتی روبرو هستیم که مردم را در دورترین مناطق می‌توان رصد کرد و از روزها و حتی هفته‌ها قبل می‌توان وضع آب و هوا و طغیان رودها و کیفیت پذیرش و امتناع را در آبرفت‌ها و سیلاب‌ها پیش‌بینی کرد. نگوییم هشدارها کافی نبوده، که سالهاست درباره آسیب‌های زیست محیطی و نابودی و تحقیر پوشش گیاهی سخن گفته می‌شود و گروه‌ها و افراد بسیاری در این باره مطالعه کرده و کوشیده‌اند. پژوهش‌های داخلی و خارجی جملگی بر یک نکته وفاق دارند و آن بهره‌گیری بی‌رویه و ناصحیح از زیست بوم‌ها و گیاهان و درختان و زمین و حتی معادن است.

از سوی دیگر رها کردن آلاینده‌هایی نظیر سوخت‌های فسیلی در هوا و زمین، ریختن زباله‌ها و انبوه پسماندهای شهری در بیابان‌های بی‌همانند ایران، سرازیر شدن فاضلاب‌ها به رودهایی که شریان اصلی حیات ایران محسوب می‌شوند و مسدود کردن رگ‌های زمین به واسطه حفر چاه‌های عمیق و سازه‌های غول‌پیکر، و هزاران موضوع کوچک و بزرگ در سراسر کشور، زنگ‌های خطر را به صدا در آورده‌اند. سال‌هاست که زنگ‌ها به صدا درآمده‌اند و مهر طبیعت، به قهر طبیعی بدل شده است.

روزگار جدید، با آغاز سال جدید، به ما هشدار داده است تا بیش از این خطا نکنیم. اکنون یک معضل فوری پیشاروی ماست که عبارت از امداد به هموطنان است و جلوگیری از آسیب‌های بیشتر به سیل‌زدگان که مناطق جغرافیایی وسیعی را شامل می‌شود. دولت و نهادهای نظامی و هلال‌احمر شاید کسری از کارها و امدادها را هم نتوانند انجام دهند. عزم ملی باید و روح جمعی و خروش همگانی از سوی ملتی که شعارش همواره چنین بوده است: بنی آدم اعضای یک‌ پیکرند ـ که در آفرینش ز یک گوهرند ـ چو عضوی به درد آورد روزگار ـ دگر عضوها را نماند قرار…

اما اولویت دیگر، بازاندیشی و بازکاوی رابطه ما با محیط زیست چهار فصل و بی‌نظیر ایران است و احیای آن و اینکه هیچ پول و سرمایه و کان و معدنی به قدر این کوه‌ها و دشت‌ها، دریاها و رودها، کویرها و بیابان‌ها، جنگل‌ها و گلستان‌ها و سرزمینی که همزمان زمستان یخ‌بسته در جایی و تابستان سوزان و گُر گرفته در جایی دیگر دارد، نیست و تنها سرمایه و بزرگ‌ترین خانه امید ما همینجاست.

Email this page

نسخه مناسب چاپ