یادداشت
مِهر و قَهر (۳)
سید مسعود رضوی
کشور ما به سه دلیل، همواره در معرض خطرات بزرگ قرار دارد و به همین دلایل، اگر حتی وزارتخانه‌ای به نام سوانح و اتفاقات داشته باشیم، غافلگیری کاهش خواهد یافت و ممکن است بخش اعظم فجایع طبیعی و رویدادهای مصیبت‌بار مانند سیل اخیر را مدیریت و کنترل کنیم. علاوه بر آن، آموزش سراسری و مانورهای مقابله و ذخیره بودجه و امکانات نیز میسّر خواهد شد.

پیش‌بینی‌ناپذیر بودن بسیاری از وقایع طبیعی، مانع از آماده بودن نیست و ما که بیش از هر کشوری در جهان، آسیب‌دیده و صدمه‌های جبران‌ناپذیر را تحمل کرده‌ایم، می‌باید درس بگیریم و خود را مهیّای رویارویی با هجوم بی‌امان اتفاقات بنماییم. سه عامل درجه اول فجایع و آسیب‌های طبیعی در وطن ما عبارت است از: ۱ـ زلزله، ۲ـ قحط و خشکسالی، ۳ـ سیلاب‌ها و بارندگی‌های بی‌مهار.

لزومی نیست که دربارة سه مورد مذکور استدلال کنم و شاهد مثال بیاورم. ایران بر روی خطوط و گسل‌های عظیم زلزله قرار دارد، کم آبی همواره معضل و فاجعة‌‌ بخش اعظم مناطق حارّه و فلات مرکزی ایران بوده است، و از سوی دیگر، وجود رشته کوههای مرتفع در غرب و شمال ایران از یک سو، و نفوذ جریانهای مدیترانه‌ای و برخورد سرمای شمالگان و گرمای استوایی، در مناطق وسیعی از ایران، گاه و بیگاه موجب بارندگی‌های بی‌وقفه و جاری شدن سیلاب‌های ویرانگر شده و می‌شود. در مورد توفانهای مهیب، از جمله گردبادهای ویرانگر و سونامی نیز در دریاهای متصل به اقیانوس‌، خوشبختانه هنوز اتفاقی در ایران نیفتاده، اما تجربه‌ها و مقدّمات سالهای اخیر که در اثر تغییرات اقلیمی قابل مشاهده است، به ما هشدار می‌دهد.

گردبادهای غبارآلود هم در سطح وسیعی از جنوب و صفحات مرکزی ایران، و حتی یکبار توفان غبار که چند سال قبل در تهران مشاهده شد، مقدّمات هشدار دهنده‌ای است که ما را وا می‌دارد تا لوازم مقابله و آمادگی‌های ضروری در این مخاطره را هم از نظر دور نداریم. اما همان طور که گفتم مهم‌تر از امکانات، آموزش عمومی و روانی به مردم است. در شرایط دشوار اخیر که سیل مهیب و هجوم غرقابه‌های تندرو، خانه و اتومبیل‌ و دکل‌های بزرگ برق را مثل خاشاک با خود می‌برد، به دلیل فقدان آموزش، نبود تمرین‌های مناسب، و عدم آمادگی روانی در میان مردم، هنوز مسئولان نتوانسته‌اند بسیاری از مردم را راضی کنند تا به آمادگاه‌ها و مراکز امن و عمومی بروند و تا رفع خطر و دفع سیلاب از شهرهایی چون سوسنگرد دور شوند.

تاکنون از جنوب ژاپن تا اندونزی و برخی سواحل هند، به ترتیب سوانح و حوادث مؤلمه‌ای رخ داده است، ای بسا که در غرب اقیانوس هند و سواحل جنوبی ایران و پاکستان نیز اتفاقاتی با ابعاد متفاوت رخ دهد. امیدواریم چنین نشود و وطن عزیز و مردم شریف ایران از هر بلا و سانحه‌ای مصون مانند، اما اگر درس بگیریم و آماده باشیم، آسیب نخواهیم دید، همچنان که سیلاب‌های بی‌مهار از طغیان تاریخی رود زرد، سپس آب گرفتگی‌های عظیم در تایلند و سنگاپور، سپس سیل سراسری پاکستان که آن کشور را از حیث اقتصادی و سازه‌های زندگی بشری دهها سال به عقب راند، می‌باید ما را هشیار می‌کرد که بلایای طبیعی درست بیخ گوش ما رژه می‌رود و ما به آن چشم بسته‌ایم.

همیشه هشدار و پیشگیری بهتر از آسیب و درمان بوده و هست. اکنون که در مقابل مهیب‌ترین واقعة طبیعی پنجاه و شاید صد سالة‌ اخیر ایران عزیزمان قرار گرفته‌ایم، فرصتی برای مرور حوادث هم داریم. این امر، خاطرات زیاد و مخاطرات متعدد را زنده می‌کند و شاید به اسف و تألم باید خود را سرزنش کنیم که چرا غفلت و تأخیر کردیم؟

سیل‌بندها و آبگیرها و پروژه‌های آبخیزداری و آبخوانداری که موجب حفظ آب و جلوگیری از هجوم سیلاب می‌شد، باید در سراسر دشت‌های غرب و جنوب غربی و شمال و شمال شرقی و مرکز و حتی سیستان و بلوچستان، به مثابه پروژة عمران سراسری در نظر گرفته می‌شد و ازین پس در نظر گرفته شود.

معدن و بلکه اقیانوس آب شیرین که از آسمان جاری شده، نباید فقط ویران‌ کند و بحران بیافریند، بلکه قادر بود تمام مخازن زیرزمینی و سدها و رودهای ما را تغذیه کند و آسیب هم نرساند. شاید تنها می‌باید اندکی طغیان و مختصری بلا به مناطق حاشیه بزند. اما به جای آن، آسیب‌های بزرگ وارد شده است. لایروبی و گشایش مسیل‌ها و مسیر رودها و رودخانه‌ها و کانال‌های بزرگ و کوچک، و بالاتر از همه لایروبی سدها و رفع معضل سدّ نمک در کرخه که سالهاست گریبان مردم و کشاورزان را گرفته، باید وجهة همّت مسئولان و بزرگترین هدف‌های کوتاه و میان مدت در مدیریت کشور باشد. از رقابت و هرز رفتن سرمایه‌ها باید جلوگیری کنیم. دیگر وقت و فرصتی برای تبلیغات و ضربه زدن به یکدیگر نمانده است. مردمان جنوب و غرب ایران، پس از جنگ ویرانگر هشت ساله، اینک با مصیبت و جنگ آب و بلای طبیعی مواجه شده‌اند. مناطق جنگی این بار باید ساخته شود و هیچ عذری پذیرفته نخواهد بود. نمی‌توان موزه‌ای از تخریب و ویرانه نگاه داشت و بدان فخر کرد. این واقعه و سیلاب‌های بزرگ، باید ملت ما را متّحد کند و به ما بیاموزد که جز خود، هیچ تکیه‌گاهی نداریم و جز کار و سرمایة ایرانی، هیچ عامل دیگری نمی‌تواند به یاری مصیبت‌زدگان بیاید و نخواهد آمد. حتی دوستانی که در حساس‌ترین لحظات از نیرو و پشتیبانی ما بهره‌مند شده‌اند، اینک جز همدردی کاری نخواهند کرد، چه رسد به دشمنان و رقیبانی که سالهاست درهای خصومت را گشوده و راه مزاحمت را در منطقه و جهان باز کرده‌اند.

شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها در این لحظات، از باز نشر و گسترش شایعات بیهوده خودداری کنند. به ویژه صداوسیما باید از افراد متخصص و منابع مطلع، و کسانی که مرهمی بر زخم‌ها و آلام هستند بهره بگیرد. هنگام آزمایش بزرگ فرارسیده و در این آزمون معلوم خواهد شد شرف و نجابت، جوانمردی و بخشندگی، وفاق و انسجام ملی در این دیار کهن، مهم‌ترین سرمایة حیات فردی، اجتماعی و طبیعی مردم ایران بوده است و همواره خواهد بود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ