درباره زنده یاد استاد سعید نفیسى
نفیسى در چند سطر
دکتر محمود امیدسالار
 

سعید نفیسی از مهم‌ترین ادبا و محققان ایرانی قرن اخیر بود. همایی(ص ۲۷۱) او را از جهت کثرت و تنوع تألیفات به جلال‌الدین سیوطی(متوفی ۹۱۰ق) تشبیه کرده است(همایی، همان‌جا). از او دو زندگی‌نامه به قلم خودش در دست است: یکی با عنوان«سرگذشت من» و دیگری با عنوان خاطرات سیاسی، ادبی، جوانی (نک:منابع).
آنچه در باب زندگی او در منابع مختلف موجود است، بیشتر براساس همین زندگی نامه‌های خود نوشت فراهم آمده است. علاوه بر اینها، سالشماری هم از زندگی او در شماره ۵۵ مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، که یادنامه اوست،‌ موجود است («زندگی سعید نفیسی در چند سطر»، ص ۲۶۰). همسر او نیز دو مقاله مفید دارد که در آنها برخی از خصوصیات اخلاقی و عادات آن مرحوم را با لطافت و تیزبینی تصویر می‌کند(نفیسی، پریمرز،«آغاز و پایان یک زندگی» ، و «عمری با سعید نفیسی»). اما متأسفانه هیچ کدام از این نوشته‌ها از اشتباه و تناقض خالی نیست.
خاندان نفیسی از اعقاب حکیم برهان‌الدین نفیس‌بن عوض‌بن حکیم کرمانی(۸۱۲ ـ ۸۹۰ ق)، طبیب دربار الغ بیک‌بن شاهرخ تیموری(۸۱۲ ـ ۸۵۳ ق) بوده‌اند. دو کتاب معروف برهان‌الدین در علم طب، یعنی شرح موجزالقانون علاءالدین ابوالحسن علی‌بن‌ابی‌الحزم قرشی(متوفی ۶۸۷ق)، و شرح الاسباب و العلامات نجیب الدین محمد بن علی طبیب سمرقندی(متوفی ۶۱۸ق)، از کتب معروف درسی، تا قرن چهارم ق، از اوست (نفیسی ، سعید،«شرح احوالات من و وقایع اتفاقیه تهران قدیم»، ص ۱۸؛ نک:‌همایی، همان‌جا). خاندان پدری نفیسی تا یازده پشت همه طبیب بوده‌اند (نفیسی، سعید، همان‌جا). پدرش، میرزا علی‌اکبرخان، ملقب به ناظم‌الاطباء (۱۲۶۳ ـ ۱۳۴۲ق)، از حاذق‌ترین پزشکان ایران در زمان قاجاریه بود و در ادب و لغت نیز دست داشت. قاموس معروف ناظم‌الاطباء، که به فرهنگ فرنودسار هم معروف است و گویا اولین فرهنگی است که تلفظ مدخلها را با حروف لاتینی به دست داده، تألیف اوست.
ناظم‌الاطباء سه بار ازدواج کرد و سعید نفیسی از همسر سوم او، جلیله جمال‌الدوله، یکی از بانوان خاندان خواجه نوری، بود.
دو همسر پیشین ناظم‌الاطباء قبلاً فوت کرده بودند، اما ناظم‌الاطباء از همسر اولش دو پسر داشت، که یکی از آنها، یعنی دکتر علی‌اصغر مودب السلطنه نفیسی، بعداً در زندگی و تعلیم و تربیت سعید نفیسی تأثیر عمیقی برجای نهاد. دکتر علی‌اصغر نفیسی بیست و دو سال از سعید نفیسی بزرگ‌تر بود و در ضمن همسر او خواهر زن پدرش بود. یعنی ناظم‌الاطباء و پسر ارشدش دو خواهر را در حباله نکاح داشتند و زن برادر سعید نفیسی در عین حال خاله او هم محسوب می‌شد(نفیسی، خاطرات سیاسی، ادبی، جوانی، ص ۶۲۵).
سعید نفیسی فرزند ارشد ناظم‌الاطباء از همسر سومش بود(همو، «سرگذشت من»، ص۱۰). پدرش، که از پزشکان دربار ناصر‌الدین‌ شاه بود، با شاه به ییلاق جاجرود رفته بود. چون خبر ولادت فرزند طبیب به شاه رسید، شاه که از تاریخ خاندان نفیسی آگاه بود، دستور داد که او را به نام جد هشتمش، میرزا سعید شریف طبیب کرمانی، «سعید» نام نهند.
بنابراین، نام سعید را در واقع ناصرالدین شاه بر او نهاد(همان‌جا).
سعید نفیسی در ۱۸ خرداد ۱۲۷۴ ق در تهران به دنیا آمد. تاریخ تولد او را خود او به تقویم میلادی ۸ ژوئن ۱۸۹۶ نوشته است(همان‌جا). اما این تاریخ درست نیست، زیرا ۱۸ خردادماه ۱۲۷۴ ش برابر با ۸ ژوئن ۱۸۹۵ م است. این اشتباه در محاسبه از نوشته نفیسی به تألیفات همه کسانی که سرگذشت او را نقل کرده‌اند راه یافته است(امیدسالار، ص ۱۱۷).
طبق سنت قدیم ایران، سعید نفیسی الفبا را در شش سالگی پیش یکی از لله‌‌هایش یاد گرفت(نفیسی، سعید، خاطرات سیاسی، ادبی، جوانی، ص ۵۹۳، ۶۴۵). سپس او را به مدرسه شرف، که از اولین مدارس نوین ایران بود و پدرش آن را تأسیس کرده بود، فرستادند(همان، ص ۶۶۴، ۶۶۶). اما چون این مدرسه تا سال سوم ابتدایی بیشتر نداشت، برای ادامه تحصیل به مدرسه علمیه منتقل شد و دو سال آخر دوره ابتدایی و سه سال اول متوسطه را در این مدرسه خواند.
این مدرسه از بهترین مدارس ایران آن روز و مختص به فرزندان خانواده‌های متعینی بود که نمی‌خواستند فرزندانشان را به مدارسی که اروپاییان اداره می‌کردند بفرستند(همان، ص ۶۷۵ـ ۶۷۷). گزارش‌های خود نوشت نفیسی از تحصیلات متوسطه‌اش دقیق نیست. زیرا یک جا می‌نویسد که دوره متوسطه را در آن مدرسه طی کرده بود (همان، ص ۶۵۱)، و جای دیگر می‌گوید که فقط دو سال اول متوسطه را در مدرسه علمیه خوانده است(همان، ص ۳۸۷، ۶۳۱).
عبدالعظیم قریب گرگانی در سال چهارم معلم زبان فارسی مدرسه علمیه بود و دستور زبان فارسی را، که در آن زمان تدریس آن معمول نبود، در آن مدرسه تدریس می‌کرد (همان، ص ۶۹۶). نفیسی زبان فرانسه را هم در این مدرسه نزد میرزا علی‌اکبر خان نقاش باشی مزین‌الدوله و عباسقلی قریب فراگرفت؛ این دومی در کلاس با شاگردان به زبان فرانسه سخن می‌گفته است (همان، ص ۶۴۳، ۷۰۲ـ۷۰۳). بنابراین، نفیسی، قبل از رفتن به اروپا، با زبان فرانسه آشنا بوده است. علاوه بر تحصیل در مدرسه، عربی را نزد مرحوم معتمدالعلمای طالقانی خواند.
برادر نفیسی، علی‌اصغر مودب‌الدوله، او را پس از اتمام سال سوم متوسطه در مدرسه علمیه، با برادر کوچک‌ترش، حسن، برای ادامه تحصیل به اروپا برد و سعید در پاییز سال ۱۲۸۸ش، در سن سیزده سالگی در مدرسه‌ای به نام کولژ‌لاتن در شهر نوشاتل سوئیس نام نویسی کرد(همو، «شرح احوالات من…» (ص ۱۰۹). در این مدرسه او را در کلاس «پنجم لاتینی» نشاندند. او در این مدرسه دانش فرانسه خود را تکمیل کرد و با زبانهای لاتینی و یونانی هم آشنا شد. پس از یک سال تحصیل در سوئیس، به صلاحدید خانواده، به فرانسه رفت و تحصیلات دبیرستان خود را در پاریس به پایان رساند(همو، «سرگذشت من»، ص ۵). در این دوران نفیسی کتابی را با عنوان معالجه تازه برای حفظ دندان و دهان، از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کرد، و در سال ۱۲۹۰ ش در تهران به چاپ رساند.
دربارة تاریخ بازگشت نفیسی به ایران، در منابع اختلاف است. بعضی آن را سال ۱۲۹۷ ش (منیب‌الرّحمان، ج VII، ص ۸۷۹؛ آرین‌پور، ج۳، ص۲۵۹) دانسته و بعضی دیگر آن را تا سال ۱۳۰۰ ش (مشیر سلیمی، ص ۷) به تعویق انداخته‌اند، ولی خودش به تکرار آن را سال ۱۲۹۷ ش ذکر کرده است. علّت دقیق بازگشت او از اروپا معلوم نیست. اما چون جنگ جهانی اوّل در زمان تحصیل او درگرفت، و ارسال پول برای دانشجویان ایرانی ساکن اروپا دشوار بود، بسیاری از ایشان ناگزیر پیش از اتمام تحصیلاتشان به ایران بازگشتند (نفیسی، خاطرات سیاسی، ادبی، جوانی، ص ۴۰۵). ظاهراً نفیسی جزو این دانشجویان بوده است. بنابراین، به‌رغم گفتة برخی که نفیسی در اروپا تحصیلات دانشگاهی کرده بوده («زندگانی سعید نفیسی در چند سطر»، ص ۲۵۹) و با توجّه به اینکه خود او در تقاضای اجازة انتشار یک مجلّة ادبی، که در سال ۱۲۹۵ ش خطاب به وزارت معارف و اوقاف نوشته، متذکّر شده که «یک قسمتی از دورة عالیه را در مدارس سویس و «فاکولتة پاریس» خوانده است (بهزادی، ص ۲۸۵). پس از بازگشت به ایران، و پیش از تأسیس دانشگاه تهران، او از مدرسة حقوقی که در تهران تأسیس شده بود لیسانس حقوق گرفت (نفیسی، سعید، همان، ص ۷۰۴).
زندگی و تحصیلات چهارسالة نفیسی در اروپا در ذهنیّت او تأثیر عمیقی بخشید، چنان‌که برخی از کارهای علمی او به تقلید از فعالیت‌های محققّان اروپایی در شناساندن فرهنگ و تاریخ خودشان صورت گرفته است (همان، ص ۴۷۲). نفیسی بر زبان فرانسة ادبی کاملاً مسلّط بود و با زبان‌های ایتالیایی، روسی، انگلیسی و لاتینی چندان آشنایی داشت که می‌توانست به آسانی از این زبان‌ها در تحقیقات خود بهره برد (نفیسی، پریمرز، «عمری با سعید نفیسی»، همان‌جا). آشنایی نفیسی با هنر و ادبیّات غربی در نوشته‌های او کاملاً مشهود است.
مثلاً در توصیفی که در بهمن ۱۳۳۴شرفوریة ۱۹۵۶ م از انشای فرج‌الله خان بهرامی نوشته است، نثر او را با برخی از خصوصیات نقاشی‌‌های رامبران و استادان «مکتب فلامان» (= مکتب نقاشی قرن پانزدهم و) و حال و هوای انشای او با موسیقی واگنر قیاس می‌کند، چنان‌که سبک نگارش صادق هدایت را با سبک ادگار آلن‌پو، نیچه، و داستایوسکی، قابل قیاس می‌بیند (نفیسی، سعید، خاطرات سیاسی، ادبی، جوانی، ص ۱۹۳). این نوع توصیفات، که حاکی از آشنایی نویسنده با ادبیّات و هنر غربی است، پیش از نفیسی در نوشته‌های محققان ایران کمیاب است.
تأثیر ادبیات اروپایی در کارهای نفیسی در کوشش‌های اولیه‌اش در تألیف داستان‌های کوتاهی که در پاورقی برخی روزنامه‌ها در پایان جنگ جهانی اول (پاییز ۱۲۹۷ م) منتشر می‌کرده (همان، ص ۳۱۰، ۴۵۲، ۴۵۴) و نیز در عضویتش در جمعیت آلیانس فرانسز تهران مشهود است (همان، ص‌۷۰۵). نفیسی کوشش‌هایی هم در طریق اشاعة هنر اُپِرا انجام داد و با کمک دوستش، رضا کمال شهرزاد*، اشعار یک اُپِرا کُمیک را، که خانم پری آقابابیان با عنوان «الهه» ساخته بود، سرود. این اپرا در «گراند هتل» تهران به روی صحنه رفت (همان، ص ۱۶۵). همچنین نمایشنامه‌‌ای در باب بدبختی دختران ایرانی و اجحافاتی که بر آنها می‌رفته است نوشت که با عنوان «آخرین قربانی یک دختر» در تهران اجرا شد (همان، ص ۶۲۴). در این دوران، نفیسی از معدود مردانی بود که به زنان آزادی‌خواه کمک می‌کرد و بدین‌کار فخر می‌ورزید (همان، ص ۱۶۹، ۱۷۳، ۶۲۳ ـ‌۶۲۴).
نفیسی، پس از بازگشت به ایران، ابتدا مدّت کوتاهی به تدریس زبان فرانسه در دبیرستان‌های اقدسیة و سن‌لویی پرداخت (نفیسی، سعید، «شرح‌‌احوالات من…»، ص ۲۲ ـ ۲۳؛ همو، خاطرات سیاسی، ادبی، جوانی، ص ۷۶٫) اما فعالیت‌های فرهنگی او در این زمان منحصر به تدریس نبوده، چنان‌که، در تأسیس «دبیرستان ملّی سیروس»، با مصطفی نیرالسلطان نوایی، علی‌اصغر صدر، حبیب‌الله آموزگار شیرازی مشارکت داشته (همان، ص ۱۳۸ ـ ۱۳۹) و با چند تن از دوستان دیگرش رایگان در آن مدرسه تدریس می‌کرده است (همان، ص ۲۹۷ ـ ۲۹۸).

code

نسخه مناسب چاپ