نقل اخبار بد، عادتی دیرینه!‏
 

بسیاری از اما، اگر در یک روز، ۱۰ اتفاق خوب کوچک و بزرگ هم برایمان بیفتد، آن را برای کسی تعریف نمی‌کنیم. اما امان از روزی که اتفاقی بد، هر چند کوچک در زندگی مان روی دهد. اولین نفری را که کنارمان می‌نشیند، خواه آشنا باشد یا غریبه، مجبور به شنیدن ناله و نفرین می‌کنیم و تا گریه طرف مقابل را در نیاوریم رها نمی‌کنیم! آنقدر ناله می‌کنیم تا روز و روزگار فرد شنونده نیز خراب شود و بعد رهایش می‌کنیم.‏

این عادت دیرینه هزار دلیل می‌تواند داشته باشد. از شکل گرفتن نوعی الگوی ذهنی تا مراقبت از چشم بد! اما گستردگی بروز این عادت به‌طور روزانه و توسط درصد بسیاری زیادی از افراد جامعه، کم کم آن را از یک عادت فردی با تاثیرات شخصی خارج و به معضلی اجتماعی تبدیل کرده است. جامعه‌ای که از آن صدایی جز بد گویی و اعلام نارضایتی از همه چیز به گوش نمی‌رسد!‏

چشم نظر!‏

بازگو کردن اتفاقات نا خوشایند و پنهان کردن خوبی‌ها در جامعه ایران، دلایل متعددی دارد که برخی از آنها، علیرغم اینکه مضحک به نظر می‌رسد، اتفاقا بسیار جا افتاده است. محمد ۳۸ ساله، در بازار تهران حجره کوچکی دارد و به فعالیت مشغول است. او در این مورد به گزارشگر روزنامه می‌گوید: الان و هر وقت دیگر، از هر بازاری از اوضاع بازار سئوال کنید، ساعت‌ها برایتان ناله می‌کند که اوضاع بسیار خراب است. بعضا چنان ناله و زنجموره می‌کنند که آدم دلش می‌خواهد پولی از جیبش در آورده به آنها بدهد. اما واقعیت بازار این نیست. فراز و فرود دارد، اما ‌هیچ وقت بازار به آن شکلی که بازاریان می‌گویند خراب نیست.‏

محمد در مورد علت این رفتار در بازار توضیح می‌دهد: این رفتار به نوعی عادت شده، اما ریشه در این ذهنیت دارد که فکر می‌کنند اگر واقعیت را بگویند، مورد حسودی قرار می‌گیرند یا به عبارتی “چشم می‌خورند”! وی اضافه می‌کند: تقریبا غیر ممکن است از یک بازاری به جز این چیز دیگری بشنوید. همین حالا، اگر شما یک مشتری بودید و در مورد اوضاع بازار از من سئوال می‌کردید، به جای گفتن این حرف‌ها، خود من ساعت‌ها برایتان از بدی اوضاع و احوال صحبت می‌کردم!‏

مسافرکش‌های بی‌چاره!‏

برخی از افراد، به دلیل شغل خود در معرض حجم بیشتری از منفی گویی‌ها هستند، به ویژه رانندگان که از اولین لحظه شروع کار، تا آخرین ثانیه در ارتباط مستقیم با افرادی غریبه هستند. کسانی که شاید هیچ شناختی از آنها ندارند و همین یک بار و برای همیشه آنها را ببیند، اما مجبورند هزار درد بی درمان آنها را تحمل کنند.‏

آرمان مسافرکش شخصی است. پراید دارد و راننده یکی از تاکسی‌های اینترنتی است. او در بعضی از ساعت، اپلیکیشن خود را خاموش کرده، چرخشی مسافر می‌زند. می‌گوید: بی‌چاره ترین‌ها، مسافرکش‌ها هستند. بسیاری از مردم عادت دارند از سر صبح که از خانه بیرون می‌آیند، انرژی منفی خود را سر دیگران خالی کنند و در دسترس‌ترین فرد هم راننده‌ها هستند. در بسیاری از موارد، واقع چاره‌ای جز شنیدن حرف‌ها و ناله‌های دیگران

نداریم.‏

وی توضیح می‌دهد: در برخی موارد متوجه می‌شوم که این ناله‌ها چندان جدی هم نیست. مثلا خانمی‌ بود که از مشکلات اقتصادی خیلی می‌نالید. به طوری که داشتم فکر می‌کردم از او کرایه نگیرم یا حتی کمکی به او بکنم. در میانه‌های راه از تماسی که با او گرفته شد، متوجه شدم به آرایشگاه بسیار گران قیمتی که تبلیغات محیطی هم دارد می‌رود و نوبت ناخن دارد! طبعا کسی که تا این حد گرفتار مشکلات مالی است به مانیکور فکر نمی‌کند یا اگر بکند هم به آن آرایشگاه معروف که برای چنین کاری، خون پدرش را می‌طلبد، نمی‌رود.‏

وی با بیان چند مثال دیگر می‌افزاید: پس از یکی دو سال رانندگی به این نتیجه رسیده‌ا‌م که وقتی کسی زیادی منفی گویی و ناله می‌کند، خودآگاه یا ناخودآگاه قصد خراب کردن حال دیگران را دارد. بهترین راه این است که مطلقا جوابی ندهم. چرا که در صورت جواب دادن، فرد به صحبت‌هایش یا به عبارتی به نالیدن ادامه می‌دهد و مدام دوز آن را زیاد می‌کند.‏

رقابت در منفی‌گویی

برخی جمع‌های دوستانه، محلی برای به اشتراک گذاشتن بدبختی‌هاست. در این میان، طبق یک قانون نانوشته، هر کسی بدبخت‌تر باشد برنده است! از این رو، وقتی کسی از مشکلی که برایش پیش آمده می‌گوید، نفر بعدی سعی دارد، حتما مشکل بزرگتری را مطرح کند. این روند به گونه‌ای پیش می‌رود که کار به غلو و اغراق می‌کشد و در نهایت، نتیجه چند ساعت دورهمی‌دوستانه، خستگی ذهنی و اعصاب خرد است.‏

نادر، ۵۲ ساله به عادت‌های مرسوم در برخی از شهرستان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: در یکی از استان‌های جنوبی، مردم به ویژه بانوان بر سر بیان بیماری‌های خود رقابت دارند و به محض اینکه به هم می‌رسند، شروع به بیان دردها و بیماری‌های جسمی ‌خود می‌کنند.

وی می‌افزاید: بعضا رقابت بر سر اینکه چه کسی بیمارتر است(!) به اغراق یا اصطلاحا به خالی بندی هم می‌رسد و در نهایت یکی از طرفین نشانه‌هایی از بیماری را بروز می‌دهد که مطابق علم پزشکی، نیم ساعت بیشتر به زمان مرگش باقی نمانده است!‏

احمد غلامی، ‌طراح گرافیک، ۳۵ ساله است. وی نیز می‌گوید: ما عادت داریم اتفاقات بد را برای یکدیگر تعریف کنیم و حتی نوعی رقابت در غرولند و ناله کردن‌ها داریم. وی توضیح می‌دهد: من خودم از همین دسته از افراد بودم، اما سال گذشته برایم اتفاقاتی افتاد که به خودم آمدم و متوجه شدم، لحظه لحظه زندگی من مملو از انرژی‌های منفی شده است. فضاهای منفی بزرگی در اطرافم بود که اجازه فعالیت‌های روزمره را نیز از من گرفته بود. ‏

وی توضیح می‌دهد: از یک اتفاقی که در زندگیم افتاد، تصمیم گرفتم تا از فضای منفی فاصله بگیرم. از آن پس، اتفاقات و چیزهای خوبی که در زندگیم پیش می‌آید را هر روز می‌نویسم و الان حجم بزرگی از این اتفاقات که بعضا بسیار ناچیز و گذرا بودند، در ذهن خود دارم. این روش باعث شد تا کم کم حس کنم، استرس‌هایی که سال‌های قبل متوجه ام بود، چندان جدی و واقعی نبود؛ در واقع آن استرس‌ها محصول قرار گرفتن در یک ذهنیت منفی، ایجاد می‌شد.‏

غلامی‌ در ادامه به منفی بافی حرفه‌ای اشاره می‌کند و می‌گوید: اقتصاد ایران دچار مشکل است و طبیعتا طراحان گرافیک هم به همین دلیل دچار مشکلات زیادی هستند. اما آنچه در عمل اتفاق می‌افتد، این است که حتی اگر فردی از نظر اقتصادی وضع قابل قبولی داشته باشد و قراردادهای بسیار خوبی هم داشته باشد، باز هم تلاش می‌کند انرژی منفی به دیگران منتقل کند.‏

این طراح در پایان گفتگوی خود با گزارشگر روزنامه می‌گوید: من نمی‌توانم از دیگران بخواهم خود را تغییر دهند، اما کاری که در توان دارم این است که از کسانی که انرژی منفی دارند و بی دلیل دیگران را آزار می‌دهند دوری کنم، کاری که که چند مدت است در حال انجام آن هستم.‏

ارزش خبری اتفاق بد‏

اگر سگی پای انسانی را گاز بگیرد، این خبر نیست. خبر زمانی خبر است که انسانی پای سگی را گاز بگیرد! این مثال اول علم ارتباطات است که سعی دارد، یکی از ویژگی‌های مهم خبر کلاسیک را یادآوری ‌کند: ارزش‌های “تضاد و برخورد” و یا “استثنا و شگفتی”! ‏

اما این ویژگی ممکن است به مرور، آسیب زا باشد. فرض کنید شما هر روز خبری را در مورد ضرب و جرح یک همسایه توسط همسایه دیگر بخوانید. رسانه‌ها این خبر را با آب و تاب منعکس می‌کنند، چرا که به دلیل ارزش خبری “تضاد و برخورد”، مورد توجه همگان است و این توجه برای رسانه محل کسب درآمد است.

روزی یک خبر در این مورد، به مرور همسایه آزاری را امری عادی نشان می‌دهد و قبح آن را از میان می‌برد. در این حالت است که الگویی در ذهن جامعه نقش می‌بندد: همسایه آزاری چندان موضوع بدی هم نیست. نتیجه این روند، اقدام علیه همسایه به ساده‌ترین دلیل ممکن است.

به عبارت ساده تر، تکرار یک خبر منفی مثل همسایه آزاری، بعد از مدتی باعث می‌شود تا یک الگوی رفتاری در میان جامعه ساخته شود. این الگو وقتی بیشتر ثبوت پیدا می‌کند که فردی مورد اعمال خشونت توسط همسایه خود شود. از آن پس وی به خود اجازه اقدام مشابه را خواهد داد.‏

فاطمه مرتضوی، کارشناس ارشد ارتباطات در این مورد می‌گوید: واقعا این طور نیست که تاکید آکادمیک روی اخبار با بار منفی باشد. در واقع این خود رسانه است که به اشتباه به عنوان یک سنت تمرکز روی اخبار منفی را در دستور کار دارد.

وی می‌افزاید: مبحث “استثنا و شگفتی” و “تضاد و برخورد” به شوک‌ها یا هیجانات اختصاص دارد و هر چه میزان این شوک بیشتر باشد، رسانه احساس موفقیت بیشتری می‌کند. در صورتی که میزان یا دوز هیجان هم باید طبق مطالعات روان شناختی جامعه مورد نظر باشد، اما معمولا بی توجه به این مقدمات، رسانه‌ها گرفتار بازی “بیش‌تر تحت تاثیر قرار دادن” می‌شوند و از آن جایی که خبر اتفاقات مثبت معمولا با نوعی ملاطفت روانی و آرامش عاطفی همراه است، پس اخبار مثبت رسانه را به شوک مورد نظر برای میخکوب کردن مخاطب نمی‌رسا‌ند، از این رو نه تنها بیشتر به اخبار منفی بها داده می‌شود، بلکه از انتشار اخبار مثبت نیز صرفنظر می‌شود.‏

این کارشناس ارشد ارتباطات تاکید می‌کند: البته این موارد را نباید مشخصا به خبرنگاران نسبت داد، بلکه تصمیم گیری در مورد رویکردهای این چنین برعهده سردبیران، مسئولان و سیاست گذاران یک رسانه است و این موضوع جزء سیاست‌های کلی رسانه محسوب می‌شود.‏

فاطمه مرتضوی با بیان نکات بالا، تصریح می‌کند: از این نظر، ما نیاز به اصلاح مدیریتی در رسانه داریم.‏ وی می‌افزاید: افراط در پوشش اخبار منفی با تزریق یأس در جامعه، در نهایت به کاهش سرمایه اجتماعی و از بین رفتن اعتماد منجر می‌شود. جامعه مایوس، دچار سرخوردگی و ناامیدی و فقدان اعتماد است و در واقع به صورت مفهومی‌ و انضمامی، فاقد کارکرد تلقی شود. افراد چنین جامعه‌ای چون حس جامعه بودن و همبستگی ندارند، نسبت به قوانین و هنجارهای جامعه خود بی اعتنا می‌شوند. به عبارتی، پوشش افراطی اخبار منفی، در طولانی مدت قانون گریزی و هنجارستیزی به همراه دارد.‏

مرتضوی ادامه می‌دهد: در چنین جامعه‌ای افراد معمولا دو نوع رفتار دارند. اول، شروع به تخریب هر چه بیش‌تر جامعه از راه‌های مختلف و کانال‌هایی که دسترسی دارند، می‌کنند. مثلا آسیب به ساختارها از طریق زیر پا گذاشتن قوانین کل اقتصادی یا اجتماعی تا مثلا ریختن زباله در خیابان و غیره… دوم، از آن جامعه گریزان می‌شوند و سیل مهاجرت از نخبه و غیرنخبه با روش‌های قانونی و غیرقانونی صورت می‌گیرد.‏

این کارشناس ارشد ارتباطات بار دیگر تاکید می‌کند: بها دادن به اخبار منفی به عنوان یک “روش”، دستور غیرمستقیم سیاست گذاران رسانه‌ها است و نه نتیجه کار خبرنگاران.‏

از سویی، در برخی از برهه‌ها، افراد یا گروه‌های سیاسی برای کسب نتیجه سیاسی، به طور سازماندهی شده، اخبار بد منتشر می‌کنند. به عبارتی، انتشار اغراق‌آمیز اخبار بد سیاسی، دست آویزی است که گروه‌ها و احزاب با آن به نبرد انتخاباتی پا می‌گذارند و تلاش می‌کنند تا با ایجاد فضای منفی، آرای بیشتری برای خود کسب کنند. این دو عامل، از عوامل رسانه‌ای گسترش اخبار منفی است که می‌تواند بر این عادت دیرینه و سنتی جامعه ما تاثیر تشدید کننده بگذارند.‏

‏ سجاد تبریزی

نسخه مناسب چاپ