درگفتگوی اطلاعات با بنیانگذار بزرگترین برندهای صنایع غذایی، فرش و نساجی اعلام شد:
نگاه کلان به اقتصاد ایران باید تغییرکند
 

دراین روزهای دشواری که اقتصاد ایران زیر فشار تحریم ها سپری می کند،بزرگترین سوال این است که چگونه می توان از ظرفیت های موجود اقتصاد ملی برای اصلاح شرایط بهره برد.

از نگاه تئوریک، اقتصاد ایران ظرفیت های بسیاری دارد که بالقوه هست و هنوز استفاده نشده است اما از بعد اجرایی و درنگاهی منطقی و واقعی و دست کم درشرایط موجود، امکان عملی شدن این ظرفیت ها وجودندارد.

احمد صادقیانکارآفرین نمونه وعضو هیات نمایندگان اتاق تهران دربخش خصوصی که بنیانگذار شماری از بزرگترین برندهای صنایع غذایی، فرش ونساجی کشوراست، درباره چرایی این موضوع معتقد است که تا تفکر کلان حاکم براقتصاد ایران تغییر نکند،چرخ دنده های سیستم اجرایی هماهنگ نبوده و لذا حرکت ماشین هم درراه صحیح قرار نمی گیرد.

وی می افزایدکه اصلاحات اجرایی درقوانین ومقررات تازمانی که نگاه مدیریت ارشد اقتصادی تغییرنکند،بی فایده است؛ چراکه نگاه نادرست حاکم همان اصلاحات را هم درمسیری اشتباه قرار می دهد که بجای راهگشایی،خود به عنوان مانع جدیدی در راه کسب وکار مطرح خواهد شد. مالیات برارزش افزوده نمونه بارزاین موضوع است که نگاه نادرست کلان،این قانون مفیدرا به ضد کسب وکار تبدیل کرده است.

ماحصل این گفتگو را در ذیل می خوانید:

*چرا قیمت غذا درایران این قدر بالاست؟ آن هم صنعتی که بیشتر مواد اولیه اش درداخل کشور قابل تامین است.

**به نظر من اینطور نیست. قیمت غذا در ایران درمقایسه با نرم جهانی ارزان است. بیشتر صنایع غذایی ما یارانه و ارز ارزان می گیرند تاجایی که نگرانی من این است که بخش اعظم کالاهای صنایع غذایی تولیدی کشور به خارج کشور قاچاق شوند. بخش بزرگی از صنایع غذایی ما نهاده های اصلی تولیدشان که روغن، شکر و آرد است را با قیمت های یارانه ای دریافت می کنندو همین موضوع قیمت غذا درایران را به گونه ای پایین آورده که تمایل وصرفه قاچاق آن افزایش یافته است.

جالب است که ما قبلا واردات کالای قاچاق داشتیم اما الان صادرات کالای قاچاق به صرفه شده وتمایل به خروج کالا افزایش یافته است و همه اینها بخاطر یارانه های هنگفتی است که دولت به غذا ونهاده های تولید صنایع غذایی می پردازد. اما اینکه چرا مردم حس می کنند قیمت غذا درکشور افزایش یافته به علت کاهش قدرت خرید وتوزیع نامناسب

یارانه ها درکشور است که سیستم ونظام درستی برای توزیع آن نداریم ومی بینیم علی رغم تخصیص یارانه هنگفت وکاهش قیمت غذا تا جایی که قاچاق آن از فروش داخلی اش به صرفه تر شده، بازهم دسترسی مردم به آن کم شده که این ناشی از ضعف سیستم برنامه ریزی و اجرایی اقتصادی و نگاه نادرست حاکم بر کلان اقتصاد کشور است که باعث هدررفت منابع می شود.

*یعنی ترمیم نگاه فعلی به توزیع یارانه ها می توانددردسترسی بیشتر مردم به رفاه موثر باشد؟

**دقیقا همینطور است.شما کجای دنیا راسراغ دارید که یارانه ها به طور عمومی واینطور دردسترس همه توزیع شود؟ یارانه مربوط به اقشار ضعیف است نه همه اقشار ولذا شیوه توزیع عمومی آن بسیار غلط است. مثالی برایتان می زنم. اخیرا درمشهد بودم ودیدم درمسیر کوتاهی منتهی به حرم مطهرهفت هشت داروخانه جدید بازشده وهمه افراد حتی اتباع خارجی داروهای یارانه ای

ارزان را خریداری و از کشور خارج می کنند. یعنی وقتی شما داروی یارانه ای را به طور عمومی ویکسان دراختیار همه قرار می دهی حتی تبعه خارجی هم از یارانه ات استفاده می کند و دارو را به قیمت ارزان می خرد و به کشورش می برد.یعنی در حقیقت منابع کمیابتان را به سایر اتباع کشورهای دیگر تقدیم می کنید.

کجای دنیا این گونه است؟ این نشان می دهد نگاه کلان اقتصادی ما به موضوعات مهم اشتباه است واین اشتباه باعث هدررفت منابع شده و همچنین تصمیمات بیرون آمده از این نگاه هم به ضد خودش تبدیل می شود.حال آنکه دریک نظام اصلاح شده، یارانه را عمومی توزیع نمی کنند بلکه مثلا وجوه یارانه دارو صرف کاهش قیمت دارو و عرضه عمومی داروی ارزان نمی شود بلکه صرف افزایش پوشش بیمه ها می شود.یعنی قیمت دارو آزاد و واقعی است اما پوشش بیمه آن قدر بالاست که بیماران واقعی با تجویز پزشک آن دارو را از کانال بیمه دریافت می کنند و یارانه شان را از این طریق هدفمند می گیرند.

دریک نظام اقتصادی سالم بیمه باید فراگیر بوده و پوشش کافی و کاملی داشته باشد تا یارانه دارو به دست نیازمندان واقعی آن برسد. درباره سایرکالاهای یارانه ای هم ماجرا همین است ودولت سالانه هزاران میلیارد تومان از منابع کشور را بدین شکل هدر می دهد و بازهم فقرا فقیرتر می شوند وبرخورداری ثروتمندان از یارانه افزایش می یابد.

*ماجرای نان وگندم هم دچار همین عارضه است.

** بله. درماجرای گندم چرخه جالبی از سودجویی وجوددارد.می دانید که قبلا قیمت گندم درکشور به گونه ای بالا بود که از قیمت خارجی آن بیشتر بوده و گندم به طور رسمی یا غیررسمی وارد و به عنوان خرید تضمینی به دولت فروخته می شد اما الان این چرخه برعکس شده یعنی الان قیمت گندم درداخل ارزانتر از خارج است. یعنی قاچاق آن به خارج کشور صرف می کند.اصولا هر کالایی چند نرخی شود، امکان سوء استفاده عده ای از آن وجوددارد و این درباره گندم بیشتر به چشم می آید.

جالب است که الان عده ای گندم رابه قیمت ارزان و برای خبازی از دولت می گیرند و بعد به قیمت خرید تضمینی به خوددولت می فروشند و هزاران میلیارد تومان سود نامشروع می کنند؛ تازه اگر این گندم به صورت قاچاق از کشور خارج نشود. باز جالب است بدانید زمانی که قیمت گندم خبازی به قیمت واقعی نزدیک شده بود مصرف سرانه نان به ۷۰ کیلوگرم رسیده بود که رقم متعادلی بود اما اکنون که قیمت گندم خبازی کاهش یافته مصرف سرانه نان به ۱۰۰کیلوگرم رسیده که این فاصله ۳۰ کیلوگرمی همان سوء استفاده ورانتی است که دراین میان وجوددارد و ناشی از تفکر نادرست حاکم برتوزیع یارانه هاست.

*درنتیجه شما معتقدید که ارز ۴۲۰۰ تومانی هم باید حذف شود؟

** بله حتما. الان که مدتهاست کالاها با ارز ۴۲۰۰ تومانی تولید یا وارد می شود، چقدر قیمت ها کاهش یافته یا دسترسی مردم به کالای ارزان بیشتر شده؟ قدرت خرید مردم بیشتر شده؟ پاسخ تمام این پرسش ها منفی است. چرا؟ چون هر جا مابه التفاوت قیمتی ایجادشود محل توزیع رانت است وهیچبگیر وببندی هم نمی تواند مانع دسترسی به رانت شود، چون آب از سرچشمه گل آلود است.

چون تفکر کلان حاکم بر اقتصاد ایران درباره یارانه ها ودیگر مسایل اساسی به دید کارشناسی نگاه نمی کند و از کاشناسان و اهل فن واقعی مشورت نمی گیرد؛ لذا خروجی هم نامطلوب است. یا اینکه سوخت را ببینید. قیمت بنزین وگازوئیل درکشورهای همسایه دست کم ۱۰ برابر قیمت داخلی است و این امر قاچاق را رونق می دهد.

تازه حق افراد فقیری که خودرو ندارند نصیب افرادی می شود که ۵ یا ۱۰ خودرو دارند. کجای این موضوع عدالت است؟ چرا ما نباید قیمت های سوخت را اصلاح کنیم و چرا اصرارداریم این قیمت های غیر واقعی باقی بمانند؟مگر نمی شود از محل اصلاح قیمت سوخت، سقف یارانه نقدی افراد را افزایش داد؟ مگر نمی شود سطح دستمزدها را افزایش داد؟

واقعا الان با ۴۴ هزار تومان مشکلی اززندگی حل می شود؟ تازه همان ۴۴هزارتومان را هم عمومی می پردازیم وکسانی که مرفه هستند هم از این یارانه استفاده می کنند و جالب است که این یارانه را حقشان می دانند. کدام حق؟ اصولا یارانه متعلق به نیازمندان وکسانی است که به منابع مالی دسترسی ندارند یا دسترسی شان کم است.

لذا این حق ثروتمندان نیست که یارانه بگیرند. این در حالی است که مجلس اختیار حذف یارانه ثروتمندان را به دولت داده اما دولت این موضوع را اجرایی نمی کند و از این طریق ماهانه هزاران میلیادرتومان پول به جیب کسانی می رود که حقشان نیست اما درمقابل قدرت خرید فقرا همان طور ثابت می ماند وتورم موجود هرساله این قدرت را تضعیف می کند.لذا این سیستم باید از جنبه های مختلف اصلاح شود. یعنی حتی با این نظام یارانه ، صادرات ما هم صحیح نیست .

ادامه دارد

نسخه مناسب چاپ