نگرانی ملک سلمان؛ طغیان ولیعهد برابر شاه؟
بخش اول
 

گزارش اخیر روزنامه گاردین انگلیس درباره نگرانی ملک سلمان شاه سعودی از کودتای ولیعهد در جریان سفر اخیرش به مصر یک بار دیگر نگاه‌ها را به اختلافات جدی پدر و پسر دوخت اما این نخستین سیگنال‌ها از تنش در دربار عربستان نیست.

به گزارش ایرنا، گاردین نوشت که نشانه‌های رو به رشدی از شکاف بالقوه بی‌ثبات کننده بین پادشاه عربستان سعودی و وارث وی وجود دارد .این روزنامه افزود: ملک سلمان ۸۳ ساله و ولیعهد خود در هفته‌های اخیر بر سر بعضی قضایا از جمله جنگ یمن و قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار سعودی اختلاف پیدا کرده اند به ویژه اینکه در پرونده قتل، سازمان جاسوسی آمریکا نیز تایید کرده است که ولیعهد دستور چنین اقدامی را صادر کرده است.

سفر شاه سعودی به قاهره

اما رویداد تنش زای جدیدتر زمانی رخ داد که ملک سلمان در اواخر ماه فوریه گذشته به مصر سفر کرد. به نوشته گاردین مشاوران شاه سعودی به او هشدار دادند که احتمال اقدام علیه او و امکان تهدید در جریان سفر وجود دارد. منابع آگاه به این روزنامه گفتند که اطرافیان ملک سلمان نگرانی شدیدی درباره تهدید احتمالی علیه قدرت او ابراز کردند به گونه‌ای که ۳۰محافظ جدید وفادار به شاه با نظارت وزارت کشور به جای محافظان قدیمی در سفر به قاهره برای شرکت در نشست عربی- اروپایی، سلمان را همراهی کردند. این منابع گفتند اقدام مذکور واکنشی سریع درباره نگرانی اطرافیان ملک‌سلمان از محافظانی بود که به ولیعهد او محمدبن‌سلمان وفادار هستند. مشاوران ملک سلمان همچنین تعیین افرادی از سوی دستگاه امنیتی مصر را نیز در طول حضورش در آن کشور نپذیرفتند.یک نشانه دیگر که دراین گزارش بر آن تاکید شده، این است که محمد بن سلمان در مراسم استقبال از پدرش در فرودگاه ریاض حضور نیافت؛ سیگنالی که گفته می شود هدف از آن ابراز نارضایتی پسر از پدر بود. یک اقدام غیرمتعارف دیگر محمد بن سلمان این بود که در غیاب شاه، ریما دختر بندر بن سلطان را به سمت سفیر عربستان در آمریکا منصوب کرد و برادرش خالد بن سلطان سفیر پیشین را در جایگاه معاون وزیر دفاع نشاند؛ جایی که منابع آگاه می گویند از نظر شاه سعودی برای خالد، زودهنگام است. این منابع تصریح کردند که اقدام مذکور بدون آگاهی ملک سلمان انجام شد و خشم او را برانگیخت. گفته شد که شاه و همراهانش این انتصابات جدید را در تلویزیون دیدند و برخلاف عرف، احکام نه به نام سلمان بلکه به نام «جانشین شاه سعودی» یعنی ولیعهد خوانده شد. پیشتر، ولیعهد سعودی در اقدامی غیرمتعارف قدم بر بام کعبه گذاشت؛ کاری که برخی مشایخ سعودی آن را اهانت به مقدسات دانستند و به ملک سلمان شکایت بردند. «بروس ریدل» یکی از مدیران اندیشکده «بروکینگز» در باره این اختلافات گفت: علایم پنهان اما مهمی از سوی قصر پادشاهی سعودی می رسد…یک جای کار می لنگد.

اختلاف بر سر پرونده فلسطین

شاه سعودی در ماه‌های اخیر هزینه‌های سنگینی را در ارتباط با اقدامات ولیعهد جوان پرداخت کرده است. محمد بن سلمان همچنان آماج محکومیت‌های بین المللی مرتبط با قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار عربستانی در کنسولگری سعودی در استانبول است .پیش از آن، اظهارات جنجالی بن سلمان در گفتگو با نشریه اتلانتیک آمریکا درباره پرونده فلسطین و قدس برای پادشاهی این کشور معضل ساخت. او گفت: «اسرائیلی‌ها حق دارند سرزمین خود را داشته باشند و در صلح زندگی کنند.» بعد از این اظهار، روزنامه لوموند فرانسه از اختلاف شاه و ولیعهد بر سر پرونده قدس پرده برداشت.خبرگزاری رویترز نیز به نقل از یک مقام بلند پایه سعودی گزارش داد: در عربستان تنها شخص شاه مسئول تصمیم گیری درباره این موضوع است نه ولیعهد . روزنامه نیویورک تایــمز آمریکا نوشت: در بازگشت به مواضع سنتی دیپلماسی سعودی، ملک سلمان به فرزند ماجراجوی خود تذکر داده است و این بار اول نیست که بن سلمان در عرصه منطقه‌ای، گام اشتباهی بر می دارد .

آرامکو و مرگ تدریجی ۲۰۳۰

تغییرات اخیر در ساختار پادشاهی سعودی از جمله احیای شورای امنیت ملی این کشور و تعیین مشاورانی مجرب در کنار محمد بن سلمان از سوی پدرش را برخی ناظران، اقدامی برای مهار ولیعهد کم تجربه سعودی دانستند.گزارش‌ها تاکید می کنند که بعد از طرح اصلاحات موسوم به «چشم انداز ۲۰۳۰» و خواست محمد بن سلمان برای عرضه پنج درصد سهام شرکت نفتی «آرامکو» به ارزش تقریبی ۱۰۰ میلیارد دلار در بورس و الحاق این شرکت بزرگ به صندوق سرمایه گذاری دولتی عربستان، ملک سلمان، آن طور که رویترز گزارش داد بعد از مشورت با مشاوران اقتصادی، وارد عمل شد و این تصمیم را به علت مغایرت با منافع عربستان سعودی، لغو کرد زیرا به گفته متخصصان اقتصادی همچون «عصام الزامل» اگر آرامکو شرکتی انحصاری در استخراج و تولید نفت نبود (سهام آن در بورس عرضه شده بود) اکنون بیش از ۲تریلیون دلار ارزش نداشت. این اظهار کارشناس عربستانی در راستای تصمیم شاه برای لغو تصمیم ولیعهد بود اما محمد بن سلمان الزامل را به زندان انداخت.

برکناری یا کودتا؟

روزنامه اسپانیایی پولیتیکو درباره اختلافات پدر و پسر حاکم بر عربستان نوشت: ملک سلمان در جستجوی فرد دیگری برای ولیعهدی خود است زیرا طرح‌های بن سلمان در داخل و خارج با ناکامی مواجه شده است. اکنون رسانه‌های غربی مانند گاردین از احتمال تهدید قدرت سلمان بن عبدالعزیز از سوی پسرش سخن می گویند؛ چیزی از قبیل کودتا و برخی دیگر از احتمال عزل فرزند به دست پدر سخن می رانند. محمد بن سلمان اما نشان داده است که هم تشنه قدرت بیشتر است و هم دارای سابقه اقدامات نامتعارف و عجیب. او یک بار دیگر کودتا کرده است؛ سفید، آرام و بدون خونریزی. در بازی تاج و تخت روزهای داغ ژوئن سال ۲۰۱۷ ؛ زمانی که بر عموهای رقیب و بانفوذ خود چیره شد، بر برخی با برکناری و بر بعضی دیگر با خانه نشین کردن آنها.

چرا کشورهای حوزه خلیج فارس برای داماد ترامپ فرش قرمز پهن می‌کنند؟

یک رسانه عرب زبان در واکنش به سفر داماد و مشاور ارشد ترامپ به خاورمیانه نوشت که هدف وی از این سفر تحت فشار قرار دادن کشورهای عربی برای موافقت با طرح صلح آمریکا برای فلسطین و اسرائیل موسوم به “معامله قرن” و حمایت مالی میلیاردها دلاری از آن است و امید است که این کشورها پس از شکست و خواری که از معاهدات قبلی در این باره نصیب‌شان شد به خودشان بیایند و مانع از اجرایی شدن طرح آمریکا شوند. به گزارش ایسنا، روزنامه فرامنطقه‌ای رأی الیوم در سرمقاله خود در ارتباط با سفر جارد کوشنر، داماد و مشاور ارشد دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به چند کشور عربی نوشت: “چرا کشورهای عرب حوزه خلیج (فارس) برای کوشنر، پدرخوانده “معامله قرن” فرش قرمز پهن می‌کنند؟ آیا خواسته‌های او مبنی بر استفاده از اموال این کشورها به منظور یهودی سازی نهایی قدس و جایگزینی یهودی‌ها به جای اعراب برآورده می‌شود؟ چرا حتی یک نمونه تظاهرات در رام‌الله و غزه مشاهده نمی‌کنیم؟ و دلیل اضافه شدن آنکارا به برنامه تور کوشنر در آخرین لحظات چیست؟ اظهارات “مختصری” که کوشنر در مصاحبه با شبکه اسکای نیوز در فرودگاه ابوظبی مطرح کرد، حاکی از آن است که طرح صلح آمریکا برای فلسطین و اسرائیل موسوم به “معامله قرن” چهار اصل و بند اساسی دارد که عبارتند از آزادی، عزت و کرامت، امنیت و شکوفایی اقتصادی . وی گفت که مهمترین عنصر در نظر ما؛ ادغام اسرائیلی‌ها در منطقه، جریان آزاد کالا و مردم و همچنین حل و فصل مسأله مرزها و وضعیت نهایی است. اما داماد ترامپ در جریان این مصاحبه حتی به شکل تصادفی و اتفاقی هیچ‌گونه اشاره‌ای به قدس اشغالی نکرد. انتخاب پنج کشور عرب در حوزه خلیج فارس برای این تور (امارات، عمان، بحرین، قطر و عربستان سعودی) هدف واقعی آن را فاش می‌کند. هدف کوشنر از این سفر تحت فشار قرار دادن دولت‌های کشورهای مذکور برای حمایت از این طرح در دو بخش بوده که قرار است جزئیات آن پس از انتخابات اسرائیل در نهم آوریل پیش‌رو به عنوان راه حل نهایی مسأله فلسطین و اسرائیل اعلام شود .

بخش اول این حمایت‌ها پرداخت مستقیم و یا غیرمستقیم مبالغی به عنوان غرامت به آوارگان فلسطینی در قبال صرف نظر کلی از حق بازگشتشان است، چراکه نوار غزه یکی از مهمترین مراکز تجمع این افراد است و حدود ۸۰درصد از ساکنان آن را آوارگان تشکیل می‌دهند. بدین ترتیب داماد رئیس‌جمهوری آمریکا می‌خواهد که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس وی را غرق در میلیاردها دلار برای حمایت مالی از طرح‌های اقتصادی کنند که فرصت‌های شغلی را برای جوانان ایجاد کرده و مسأله اصلی آنها یعنی حق بازگشت را از یادشان می‌برد و همچنین باعث می‌شود که آوارگان مقاومت در برابر اشغالگری را از برنامه‌های خود حذف کنند.

وی همچنین به دنبال ترغیب کشورهای همسایه با وسوسه‌های مالی برای اسکان آوارگان در کشورهایشان است. اما بخش دوم این حمایت‌ها که کوشنر به آن چشم دوخته این است که کشورهای فوق حدود ۲۵۰میلیارد دلار غرامت به یهودیان عربی بپردازند که پس از ۱۹۴۸به منظور حمایت از طرح صهیونیستی به فلسطین اشغالی مهاجرت کردند، چراکه به عقیده کوشنر، “شاگرد نجیب نتانیاهو” حل و فصل مسأله فلسطین و اسرائیل بدون پرداخت غرامت به این افراد امکان پذیر نیست و به همین دلیل وی یک شرکت حسابرسی بین‌المللی را مکلف کرده تا جزئیات این غرامت‌ها را طبق اسناد اسرائیل مشخص کند. نمی‌دانیم که واکنش و پاسخ کشورهای عرب حوزه خلیج فارس که کوشنر و هیئت همراه وی به آنجا سفر کرده‌اند، به این موضوع چه خواهد بود. این هیئت متشکل از جیسون گرینبلات، نماینده ویژه رئیس جمهوری آمریکا در روند صلح خاورمیانه و برایان هوک، نماینده ویژه امور ایران در وزارت خارجه آمریکا است و شاید وجود یک نماینده آمریکایی در امور ایران حاکی از آن باشد که وی در جریان این سفر و در صورت عدم پاسخگویی ایران مجموعه‌ای از تحریم‌ها و حتی تهدیدات را علیه این کشور اعلام کند. در همین راستا، خبرگزاری رویترز در گزارشی به نقل از دو دیپلمات در حوزه خلیج فارس نوشت که ملک سلمان بن عبدالعزیز پادشاه عربستان هر طرح صلحی را که شامل کشور فلسطین با پایتختی قدس و حق بازگشت نباشد را نخواهد پذیرفت اما اظهارات علنی و گزارش‌های رسانه‌ها با آنچه در اتاق‌های در بسته رخ می‌دهد، مغایرت دارد و امیدواریم که در این باره دچار اشتباه شده باشیم، چراکه مواضع عربستان در قبال این معامله، چه مواضع مثبت و چه مواضع منفی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و دلیل آن نیز موقعیت مالی عربستان و روابط ویژه آن با دولت فعلی آمریکا است که این روابط درحال حاضر به دنبال ترور جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد سعودی دچار تنش شده و همین موضوع ریاض را در وضعیتی قرار داده است که نمی‌تواند دست رد بر سینه آمریکا بزند.چهار اصلی که کوشنر درباره آنها صحبت کرد؛ یعنی آزادی، کرامت، امنیت و شکوفایی اقتصادی خاص و ویژه اسرائیلی‌هاست نه اعراب و حالا که کوشنر پدرخوانده “معامله قرن” و رئیس آن (ترامپ) قدس اشغالی را از این طرح حذف کرده‌ و کمک‌های مالی به آژانس کار و امداد آوارگان فلسطینی (آنروا) را فقط به این دلیل که مربوط به امور آوارگان است متوقف کرده‌اند، دیگر این طرح چه ارزش و اعتباری دارد؟با توجه به اظهارات کوشنر، “معامله قرن” تنها به عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل خلاصه نشده و شامل انتقال به مرحله تشکیل یک ائتلاف سیاسی و نظامی به بهانه مقابله با ایران نیز می‌شود و منظور داماد ترامپ از آزادی خیزش و حذف مرزها همین مسأله است. هدف وی از این اظهارات آزادی جنبش و خیزش و فعالیت اعراب میان کشورهای خودشان نیست، بلکه قصد کوشنر از صحبت‌هایش در این باره اسرائیلی‌ها و کالاهای‌شان است و این مرزها به حال اولیه خود یعنی بسته با “آهن و قفل” حتی بر روی فلسطینی‌ها باقی خواهد ماند که بزرگ‌ترین قربانیان این معامله در صورت اجرای آن هستند.

نپذیرفتن دیدار با مقامات آمریکا از جمله کوشنر در اعتراض به “معامله قرن” و یهودی سازی قدس و همچنین انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس توسط تشکیلات خودگردان فلسطین علی‌رغم فشارهای آمریکایی ـ عربی و اسرائیلی، چنانچه ادامه یابد، بیانگر یک موضع ملی مثبت است و مسأله‌ای که ما را به گفتن این حرف واداشت این است که موضع مذکور در سایه تداوم هماهنگی‌های امنیتی و تماس‌ها با اسرائیلی‌ها غیرمطمئن به نظر می‌رسد.”معامله قرن” در صورت مواجهه با یک پاسخ منفی و قوی فلسطینی مورد حمایت مقاومت نمی‌تواند اجرا شود اما واکنش‌های رسمی و شرم آور و سست فلسطین نسبت به روند عادی‌سازی روابط اعراب با حکومت اشغالگر و گشودن درهای‌شان به روی نتانیاهو، وزیران و تیم‌های ورزشی آن و همچنین واکنش آنها به کنفرانس اخیر ورشو قلب ما را به درد می‌آورد و باعث می‌شود که دستمان را روی قلب‌مان بگذاریم، چراکه فلسطینی‌ها حتی یک تظاهرات را هم برگزار نکردند که ده‌ها هزار در رام‌الله و غزه علیه این عادی‌سازی روابط در آن حضور پیدا کنند و این مسأله ضعیف‌ترین حد وطن پرستی است.جدای از این مسأله، موضوع افزودن آنکارا به برنامه تور کوشنر در آخرین لحظات آغاز این سفر حکایت از آن دارد که هدف از این سفر تحت فشار قرار دادن رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه برای موافقت با بخش مربوط به شهر قدس در “معامله قرن” است. هدف از این بخش از طرح آمریکا اختصاص قدس به عنوان پایتخت ابدی حکومت اشغالگر در ازای برخی پیشنهادات مالی و سیاسی است که احتمالا برخی از این پیشنهادها به پرونده سوریه ارتباط داشته باشد و امید است که نپذیرفتن این طرح توسط ترکیه الگویی برای برخی از کشورهای عربی باشد که روابط خود را با اسرائیل عادی کرده‌اند، به ویژه اینکه اردوغان موضع جدی‌ای را در قبال انتقال سفارت آمریکا به قدس اتخاذ کرد و به همین منظور یک کنفرانس اسلامی فوق‌العاده را در استانبول علیه این طرح برگزار کرد. کشورهای عربی و اسلامی و در رأس آنها ترکیه باید یک “نه بزرگ” به کوشنر و معامله او بگویند، چرا که اجرای این طرح بدین معنا است که هیچ‌گونه عزت و کرامتی برای اعراب و مسلمانان وجود نخواهد داشت. اجرای این طرح همچنین اشغال و یهودی‌سازی قدس را برای همیشه تثبیت و اسرائیل را “رهبر” منطقه می‌کند. نمی‌خواهیم عجولانه در این باره حکم کنیم و همچنان به ملت‌های عربی و وجدان ملی و بیدار آنها چشم می‌دوزیم و همین مسأله باعث شده است که ما نسبت به این موضوع اطمینان داشته باشیم که پس از گزیده شدن ملت‌های مذکور از دو سوراخ کمپ دیوید و اسلو و اینکه چیزی جز اهانت، شکست و خواری را به واسطه اسرائیلی‌ها نچشیدند، معامله کوشنر اجرایی نشده و موفقیت آمیز نخواهد بود.”از طرفی،تغییر موضع عربستان سعودی درقبال سوریه و اعزام یک فرد به عنوان کنسول به دمشق حاکی از تسلیم آن در برابر مقاومت و رضایت به بقای اسد در سوریه است.به گزارش خبرگزاری مهر، آخرین اخبار و اطلاعات حاکی از آن است که عربستان سعودی پس از قریب به هشت سال از اتخاذ مواضع خصمانه خود علیه دولت سوریه، اخیراً تغییراتی را در استراتژی خود در قبال این کشور ایجاد کرده است؛ تغییراتی که به نظر می‌رسد معنایی جز پذیرش شکست سیاست‌های ریاض در قبال دمشق، نداشته باشد.در همین ارتباط، بر اساس اطلاعات به دست آمده، مقامات سعودی یک فرد به عنوان کنسول و ۲کارمند را به سفارتخانه این کشور در دمشق اعزام کرده‌اند. گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از آن است که سفارت عربستان در دمشق هنوز درهای خود را به روی مراجعان باز نکرده اما همین اقدام نشان دهنده تغییر موضع ریاض در قبال دمشق است.سازمان حج سوریه از ۳ماه قبل درخواستی را به مقامات سعودی ارائه داده که طی آن خواهان تعیین زمان نشست با مسئولان سعودی برای رایزنی در خصوص اعطای مجوز به شهروندان سوری مقیم این کشور برای ادای فریضه حج شده است اما مسئولان سعودی تاکنون پاسخی به این درخواست نداده اند. گفته می‌شود اعزام کنسول و کارمندان سفارتخانه عربستان به سوریه در همین راستا صورت گرفته و ممکن است شهروندان سوری بتوانند امسال مناسک حج را به جا آورند.عربستان سعودی درحالی یک فرد به عنوان کنسول و ۲کارمند را به سفارتخانه ریاض در دمشق اعزام کرده است که پیشتر بارها و در مناسبت‌های مختلف مخالفت قاطع خود برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک با دمشق را تکذیب کرده بود. سعودی‌ها از زمان آغاز بحران سوریه در سال ۲۰۱۱تاکنون که قریب به ۸سال از آن سپری می‌شود، همواره ضمن ارائه کمک‌های مالی و تسلیحاتی به تروریست‌های تکفیری مستقر در این کشور، تمامی کانال‌های روابط دیپلماتیک با دمشق را مسدود کرده بودند تا مقامات سوری بیش از پیش تحت فشار قرار گیرند.اقدام تازه عربستان سعودی که نشان دهنده موضع جدید این کشور در قبال سوریه و تحولات این کشور است، در حالی رخ داد که ریاض طی ماه‌های گذشته تمام تلاش خود برای عدم سوق یافتن کشورهای عربی به سمت سوریه را به کار بست اما به هیچ نتیجه‌ای نرسید.

برهمین اساس، می‌توان از عدم موفقیت ریاض در این زمینه به عنوان یکی از عوامل مهم تغییر مواضع آن در قبال دمشق یاد کرد، چراکه اگر عربستان سعودی موفق به متقاعد کردن کشورهای عربی به عدم ازسرگیری روابط‌شان با سوریه می‌شد، شاید امروز شاهد اعزام کنسول و ۲کارمند به سفارتخانه عربستان در سوریه نبودیم. درهمین ارتباط، مقامات سعودی به خوبی مشاهده کردند که طی ماه‌های گذشته روابط شماری از کشورهای عربی با سوریه در مسیر عادی سازی قرار گرفته و فشارهای ریاض بر این کشورها برای بازگشت از حرکت به سمت سوریه جواب نداده است. به عنوان نمونه، «علی المملوک» رئیس دفتر امنیت ملی سوریه به تازگی طی سفری رسمی به قاهره، پایتخت مصر رفته است.وی در جریان سفر خود به مصر با مقامات امنیتی عالیرتبه این کشور دیدار و گفتگو کرد. از جمله این مقامات امنیتی عالیرتبه می‌توان به «عباس کامل» رئیس سازمان اطلاعات مصر اشاره کرد که دیدار مشترکی را با المملوک داشته است. دو طرف در جریان این دیدار در خصوص تحولات امنیتی منطقه و راهکارهای ازسرگیری مناسبات نظامی امنیتی دمشق و قاهره بحث و تبادل نظر کردند.از سوی دیگر، به تازگی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی تصاویری را منتشر کرده اند که نشان می‌دهد امارات متحده عربی درحال بازسازی مقر سفارت خود در دمشق، پایتخت سوریه است. این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که منابع خبری از گفت‌وگوی مقامات اماراتی و سوری برای از سرگیری روابط دیپلماتیک خبر می‌دهند. مسأله بازسازی سفارت امارات متحده عربی در سوریه حتی با واکنش رسمی برخی مقامات این کشور نیز مواجه شده است. در همین راستا، «فیصل المقداد» معاون وزیر امور خارجه سوریه اخیراً در این مورد گفته است: «تصمیم به بازگشایی سفارت امارات به خود این کشور بستگی دارد، چرا که کشوری مستقل است و حق اعلام و انتشار این خبر را دارد». بنابراین، کاملاً واضح و آشکار است که نمی‌توان خبر اقدام امارات برای بازسازی سفارتش در دمشق را صِرفا در زمره شایعات و اخبار جعلی شبکه‌های ارتباط جمعی قلمداد کرد. درهمین حال، می‌توان از کشور اردن به عنوان یکی دیگر از جمله کشورهای یاد کرد که پشت دروازه‌های سوریه به منظور عادی سازی روابط خود با این کشور در صف ایستاده است. اظهارات اخیر «عبدالله دوم» پادشاه اردن در خصوص سوریه و ماهیت روابط میان دمشق و امان با یکدیگر، می‌تواند بهترین منبع برای استناد به تمایل اردن به ازسرگیری روابط با سوریه باشد. «عبدالله دوم» پادشاه اردن اخیراً در اظهارنظری تصریح کرده است: «روابطمان با سوریه به روال قبلی بازخواهد گشت. شاهد آن هستیم که اوضاع در سوریه در حال بهبود است و اردن برای سوریه آرزوی خیر و نیکی دارد. ان شاءالله اوضاع در سوریه به حالت عادی بر می گردد». اگر همکاری‌های تنگاتنگ اخیر میان امان و دمشق برای بازگشایی گذرگاه مرزی «النصیب» را نیز در کنار اظهارنظر پادشاه اردن قرار دهیم، به خوبی درخواهیم یافت که اتفاقات جدیدی در عرصه عادی سازی روابط با سوریه، در حال رخ داده است.واقعیت آن است که عربستان سعودی پس از مشاهده این تحول عظیم در سیاست‌های کشورهای عربی در قبال دمشق، حدود یک ماه پیش برگزاری نشستی میان سران عرب را در کشور اردن تدارک دید. این کشور در نهایت موفق شد سران عرب را در کشور اردن در نشستی تحت عنوان نشست «بحر المیت» گردهم آورد تا با آنها در خصوص مواضع‌شان در قبال سوریه بحث و تبادل نظر کند. با این حال، سعودی‌ها در آن نشست نیز موفق به متقاعد کردن اعراب به عدم سوق یافتن به سمت سوریه نشدند و بدین ترتیب، خود نیز هم اکنون مجبور به تغییر سیاست‌هایشان در قبال دمشق شدند.

ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ