هماهنگی وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک ؛کلید واژه موفقیت ورزشکاران
 

ابوالقاسم کیانی ـ مهمترین انتخابات یک فدراسیون در سال ۹۸ با انتخابات امروز در وزنه‌برداری رقم می‌خورد هر چند که پیش از این انتخابات چوگان و بیماری‌های خاص نیز برگزار شده است اما بدون‌شک وزن وزنه‌برداری یا کشتی که قرار است ۲۶ تیرماه انتخاباتش برگزار شود از سایر فدراسیونها، به مراتب سنگین‌تر است چرا که در عرصه‌های بین‌المللی تعیین‌کننده‌تر هستند و عموماً بیش از ۷۰ درصد افتخارات ورزش ایران که منتسب به متولیان ورزش می‌شود بین این دو ورزش، تقسیم می‌شود!

با این احوال و پس از چندگانگی‌های موجود در ورزش کشور که با آمدن دکتر سلطانی‌فر به مراتب بیشتر از گذشته نیز شده است، انتخابات فدراسیون وزنه‌برداری باز هم باعث شد تا نمود ناهماهنگی‌ها بین مدیران وزارتخانه بیش از پیش نمایان شود و منشأ آن هم بازمی‌گردد به اعلام برگزاری انتخابات در وزنه‌برداری به صورت الکترونیکی که بلافاصله اسبقیان رئیس دفتر امور مشترک فدراسیونها با اعلام بی‌اطلاعی از ماجرا، اعلام کرد هنوز هیچ تصمیمی در این زمینه گرفته نشده است و چنانچه وزارت ورزش صلاح بداند چنین اتفاقی می‌افتد در غیر اینصورت به همان شکل سنتی گذشته، انتخابات برگزار خواهد شد. البته هنوز چند ساعتی از اظهارنظر اسبقیان نگذشته بود که داورزنی معاون ورزش قهرمانی وزارت ورزش ـ که بعد از وزیر شدن دکتر سلطانی‌فر به نظر می‌رسد اوست که نفر اول تصمیم‌گیری‌هاست ـ اعلام کرد که این ماجرا بر عهده مجمع است و چنانچه اعضای مجمع بخواهند، انتخابات الکترونیکی خواهد بود وگرنه سنتی. به عبارت دیگر مشخص شد که تا چه اندازه ناهماهنگی بین دو مدیر بسیار نزدیک بهم در وزارتخانه وجود دارد!‌ البته ردپای رد تلویحی اظهارنظرهای اسبقیان توسط داورزنی به همین مورد ختم نمی‌شود و اوج آن، آنجایی بود که سال قبل مدیر دفتر مشترک فدراسیونها صراحتاً اعلام کرد که وزارتخانه تمام سرپرستان را از حضور در انتخابات ریاست فدراسیونها منع کرده تا شائبه اعمال نفوذها و رانت از بین برود اما پس از آن داورزنی با توجیهاتی اظهارنظر مدیر دفتر امور مشترک فدراسیونها را رد کرد و با آوردن استثنائاتی نهایتاً‌ کار به جایی رسید که اعلام شد طبق قانون که البته نظر وزارت ورزش هم هست، سرپرستان هم می‌توانند در انتخابات شرکت کنند و منعی برای آنها وجود ندارد. البته نمونه‌های این یک بام و چند هوایی نه فقط در انتخابات فدراسیونها که در ماجراهای بازنشسته‌ها در وزارت ورزش هم ادامه پیدا کرد تا جائیکه برخی از مدیران بازنشسته بلافاصله از سمت خود کنار رفتند و برخی دیگر تا مدت‌ها کنار نرفتند و قانون را نادیده گرفتند و نهایتاً هم بصورت صوری کنار رفتند در حالیکه اگر بیشتر از قبل در فعالیت‌های گذشته ورزشی دخیل نباشند کمتر هم دخیل نیستند. عدم اعمال نفوذ و دخالت وزارت ورزش هم در انتخابات رؤسای فدراسیونها هم از جمله مواردی است که شواهد آنرا رد می‌کند اما بهرحال وزارت حاضر نیست زیر بار آن برود.

با این شرایط مشخص نیست که بالاخره وزارت ورزش با خودش چند چند است و در بوجود‌آمدن این ناهماهنگی‌ها بعضی اوقات به نظر می‌رسد برخی از مدیران بیشتراز هر موردی برای توجیه کار مدیران بالادست به میدان آمده‌اند که اسبقیان هم می‌تواند در این ردیف قرار بگیرد.

بهرحال او بارها کاندیدای انتخابات ریاست چند فدراسیون بود اما هر چه که تلاش کرد در رسیدن به این پست موفق نشد تا وزارت ورزش پست مدیریت دفتر امور مشترک فدراسیونها را به او بدهد. پستی که تعیین‌کننده است و بقول خود او صلاحیت نامز‌د‌های انتخابی و مسائلی از این دست قبل از هر کسی به او منتقل می‌شود بنابراین قبل از هر کسی از مسائل مرتبط، اطلاع پیدا می‌کند اما اظهارنظرش در مورد تائید صلاحیت‌های نامزد‌های فدراسیون کشتی تا زمانی که قول داده بود محقق نشد تا مشخص شود که آنقدرها هم که می‌گوید از ماجراها مطلع نیست و یا اعلام ماجرای برگزاری انتخابات وزنه‌برداری به شکل الکترونیکی در حالیکه وی از این ماجرا ابراز بی‌اطلاعی کرد و داورزنی آنرا رد کرد که بیشتر به این ماجرا دامن زد.

اظهارنظرهای ضد و نقیض الی ماشاء‌‌الله وزیر ورزش در زمان منع بکارگیری بازنشسته‌ها در مورد رؤسای بازنشسته فدراسیونها به خصوص مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال هم که اما توسط روابط عمومی وزارت ورزش تکذیب می‌شد نیز نمونه‌هایی دیگر از ناهماهنگی‌های موجود در سطح مدیریتی و نه لایه‌های زیرین وزارتخانه است که بدون‌شک از این نظر دوره دکتر سلطانی‌فر را از دوره‌های پیشین و شاید هم از دوره‌های بعدی، متمایز خواهد کرد.

با این وجود به نظر می‌رسید نمونه‌هایی از چنین نابسامانی‌ها و ناهماهنگی‌هایی در کمیته ملی المپیک دکتر صالحی امیری وجود نداشته باشد و از آنجا که صالحی امیری با سلطانی‌فر بسیار نزدیک است انتظار می‌رفت وزارت ورزش بتواند در این زمینه به کمیته ملی المپیک نزدیک و ناهماهنگی‌هایش کمتر شود اما پس از آنکه رئیس کمیته ملی المپیک اعلام کرد کلیه فعالیت‌های فرهنگی این کمیته در المپیک ۲۰۲۰ توکیو به تیمی در وزارت ارشاد سپرده شده است اظهارنظر کاملاً متفاوت کیکاووس سعیدی سرپرست دبیری کمیته ملی المپیک، نشان داد که ناهماهنگی‌های مدیریتی وزارت ورزش به کمیته ملی المپیک هم کشیده شده است. با اعلام صالحی امیری برای طراحی فعالیت‌های فرهنگی کمیته ملی المپیک در المپیک ۲۰۲۰توکیو، اعلام شد تیمی با مدیریت عارف‌نیا از وزارت ارشاد به همراه تعدادی دیگر از همکارانش در حالی که فقط شعبانی بهار از کمیته ملی المپیک در این تیم حضور دارد تمام فعالیت‌ها را برعهده خواهند داشت اما اظهار نظر کاملاً متناقض سعیدی مبنی بر اینکه همه فعالیت‌ها از صفر تا صد با کمیته فرهنگی کمیته ملی المپیک است و نهایتاً از نقش حمایتی وزارت ارشاد سخن به میان ‌آورد، ماجرای اظهارنظرهای داورزنی در مقابل اسبقیان را به اذهان متبادر کرد تا این شبهه به وجود آید که آیا به واقع دکتر صالحی امیری که بزرگترین شاخصه‌اش، فرهنگی بودنش بوده نه ورزشی بودن، در این زمینه اشتباه یا عجله کرده است که این‌گونه و با تأکید مؤکد چندباره سرپرست دبیری کمیته ملی المپیک، ماجرا کاملاً به گونه‌ای دیگر تصحیح می‌شود؟ آیا دکتر صالحی امیری با صبغه پررنگ فرهنگی که دارد و به همین دلیل هم قطع به یقین به ماجرای ضعف‌های فعالیت‌های فرهنگی کمیته ملی المپیک واقف شده و قصد رفع مشکل را داشته است، عجولانه، ماجرایی را مطرح کرده که در مقابل سعیدی که بدون شک از نظر قابلیت‌های فرهنگی هیچ سنخیتی با صالحی امیری ندارد، ماجرا را جمع کرده است تا مثلا به زیر مجموعه فرهنگی کمیته ملی المپیک، برنخورد؟!

اما بحث ناهماهنگی‌ها در مجموعه وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک فقط یک روی سکه‌ای است که هر روز بیشتر نمایان می‌شود و روی دیگر آن شعارگرایی یا شعار محوری است که توسط این دو ارگان مرتبط هر روز، بیشتر از دیروز آشکار می‌شود چون رسانه‌های نزدیک به این دو ارگان بیش از هر موردی در نقش سخنگوی آنان ظاهر شده و اظهارنظرهایشان را منتقل کرده‌اند بدون اینکه آنرا نقد، ارزیابی یا پیگیری کنند.

ماجرایی که پس از نزدیکی این دورکن در ورزش ـ برخلاف دروه‌های قبلی ـ به وجود آمد و تمامی ضعف‌ها را پوشش داد چرا که در گذشته که اختلافاتی بین وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک وجود داشت رسانه‌های نزدیک به هر کدام، نقصان‌ها ضعف‌ها و کم‌کاری‌های دیگری را عریان می‌کردند بنابراین هر کدام از طرفین، همیشه خود را زیر ذره‌بین می‌دید و بالاخره سعی می‌کرد قدم های مثبتش را بیشتر کند اما امروز که این دو رکن به یکدیگر نزدیک شده‌اند، طبیعتاً رسانه‌های نزدیک به هر دو طرف هم فقط نقش سخنگویان آنان را ایفا می‌کنند و مبلغ آنان می‌شوند در حالیکه وزارت ورزش و کمیته المپیک به واسطه حمایت‌های خارج از عرف همین رسانه‌ها، خود را در مقابل سایر رسانه‌های منتقد مسئول نمی‌دانند که اگر می‌دانستند تا به امروز وزیر ورزش در نشستی خبری غیرگزینشی مقابل منتقدان می‌نشست و حداقل به گوشه‌ای از ده‌ها سوال مطروحه مهم، پاسخ می‌داد آن هم نه پاسخ‌هایی کلیشه‌ای و کلی بلکه جواب‌هایی با ورود به جزئیات ماجراهایی که بعید به نظر می‌رسد وزیر ورزش به زیر و بم بسیاری از ماجراها، آگاه باشد! جالب توجه‌تر اما اظهارنظرهای اخیر وزیر ورزش و رئیس کمیته ملی المپیک در مراسم افتتاح سالن‌ فارسی آکادمی ملی المپیک است. اظهارنظرهایی که در آن خیلی مبهم عده‌ای را متهم به نفاق افکنی کرده ـ لابد منتقدانی را که معتقدند باید وزیر و رئیس کمیته ملی المپیک بالاخره یک روز از پیله‌ای که دور خود تنیده‌اند و دلخوش به رسانه‌های نزدیک به خود هستند، خارج شده و پاسخگوی خیل عظیمی از سوالات بی‌جواب منتقدان باشند. ـ و اعلام کرده‌اند دوران نفاق افکنان به سر آمده و باید ساکشان را ببندند و بروند یا این که آنان خیر‌خواه ورزش نیستند؛ غافل از این که آنچه عامل تفرقه است ناهماهنگی‌ها و یک بام و چندهوایی‌ها در ورزش است که تا به امروز پاسخی به آن داده نشده و بدتر از آن، عدم اطلاع متولیان ورزش کشور از چنین مواردی و یا شاید هم اطلاع از آن، اما منفعل بودن نسبت به آن تا ماجراها، شامل مرور زمان شود.

جالب‌تر ماجرا آنجاست که دکتر صالحی امیری که حتی حضورش در ورزش به خاطر صبغه ورزشی‌اش نبود عده‌ای را متهم به خودخواهی‌هایی کرده که حاضر نیستند تلاش‌های شبانه‌روزی مدیران ورزش را ببینند در حالی که موضع‌گیری‌های متفاوت تبعیض آمیز و چندگانه متولیان ورزش در قبال موضوعاتی مشابه، مصداق بارزی از خودخواهی‌ها است.

با این احوال یک مورد را نمی‌توان کتمان کرد و آن اینکه همگونی بین وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک در دوره کنونی، آنچنان محکم است که موزه‌ای که با تلاش کمیته ملی المپیک به بار نشست به نام وزارت ورزش ثبت شد اما کمیته المپیک به آن اعتراض نداشت و در مقابل زحمات فراوانی که این کمیته برای بازسازی سالن فارسی آکادمی ملی المپیک انجام داد تا تمام فدراسیون‌ها و کمیته ملی المپیک و پارالمپیک و کلا تمام ارکان ورزش از آن بهره‌مند شوند- چون صالحی امیری معتقد است این سالن در شأن ورزش ایران نبود- اسبقیان اعلام کرد تصمیم‌گیری در مورد الکترونیکی برگزار شدن یا نشدن انتخابات فدراسیون‌ها، به تصمیم وزارت ورزش است تا شاید از این طریق به تعیین کنندگی بیشتر وزارت ورزش وجوانان در ورزش کشور، اشاره داشته باشد و نهایتاً از آنجا که هیچ ماست‌بندی از ترش بودن ماستش نمی‌گوید قاعدتاً تا زمانی که قرار باشد وزیر ورزش و صالحی امیری به زیرمجموعه‌های خود نمره بدهند قطعاً راضی از محکمه بر می‌گردند و با محکوم کردن منتقدان راضی‌تر ؛ اما از آنجا که کارشناسان خبره ورزشی هستند که باید فعالیت‌های ورزشی را ارزیابی کنند ماجرا مطابق معیارهای وزیر ورزش و کمیته ملی المپیک نخواهد بود حتی اگر خوشایندشان نباشد!

Email this page

نسخه مناسب چاپ