یادداشت
واقعیات سیاسی و بحرانهای جاری
سید مسعود رضوی
هنوز بحران سیل و مشکلات بی‌شماری که پیامد این واقعه است، در نقاط مختلف و متعدد کشورمان فروکش نکرده و معلوم نیست که چه زمانی از صدمات به طور کامل فارغ شویم و در فکر بازساختن و بازپرداختن به زندگی عادی و بازگشت به شرایط متعارف باشیم.

از سوی دیگر در مورد فشارهای خارجی و تحریم یکجانبه و زورگویانه آمریکا نیز با سویه‌های تازه‌تری از مشکلات روبرو شده‌ایم، زیرا لازم است که ما درباره مسئله‌ای که درباره سپاه به مثابه یک بازوی مهم نظامی پیش آمده و رئیس‌جمهور آمریکا نیروی مهم نظامی در کشور و منطقه را به صورتی غیر معمول و باز هم زورمدارانه در فهرست خودخوانده تروریستی قرار داده است، حساس باشیم و به تحلیل و توضیح دقیق اوضاع و احوال کنونی اهتمام و دقت بورزیم.

این مسئله شاید بر اساس اهداف سیاسی و نظامی، برای تغییر ژئوپولیتیک حواشی مرزهای ما و یا حتی اهداف تبلیغاتی بیان شده باشد اما به هر حال تغییراتی در موازنه‌ها و معیارهای منطقه و نهادهای بین‌المللی ایجاد می‌کند که بسیار خطرآفرین خواهد بود. این خطرات نباید در محیط سیاسی و نظامی و مجموعه نیروهای متحد و مؤتلف با ایران و یا نیروهایی که هیچ اصطکاک و برخوردی با ما ندارند، تأثیرگذار باشد و ظاهراً هدف نهایی آمریکایی‌ها همین است که در همین محدوده شکاف ایجاد کنند و به تدریج ما را در وضع مخاطره‌آمیزی قرار دهند که از یک سو دشمنان بیشتر و از سوی دیگر دوستان مردد داشته باشیم.

برای رویارویی با این توطئه‌ها بهتر است به صورت واقع بینانه فکری کرد و هرچه زودتر، موازنه‌ها و شرایط داخلی و منطقه‌ای را در سیاستگزاری و راهبردهای نوین معرفی و تثبیت کرد. نمیتوان و برای نگارنده مقدور نیست که بیش از این در این موضوع ورود نمایم؛ اما تعلّل و سهل‌گیری در شرایط کم ثبات منطقه ممکن است به زیان ما تمام شود و لذا برای حفظ هژمونی نیروهای ایران و داشتن دست بالا در سیاست و دفاع و موازنه‌های نظامی، لازم است واقع بینی پیشه کنیم و تحرک ویژهای را شاهد باشیم؛ و البته شاید تغییراتی نیز در چینش و نمایش قدرت هم ضرورت داشته باشد.

ایران عزیز باید همواره مرکز قدرت و نماد وحدت مردم و اقوام و افکار متنوع باشد و در این زمینه تنها نظامیان نباید به تحلیل و راهبردهای خود اتکا کنند. شنیدن مجموعه نظرات متخصصان سیاست و امور بین‌الملل، هم ضروری و لازم است و هم قطعاً مفید خواهد بود.

افزون بر این مسائل، جنگ و منازعه در افکار عمومی و رسانه‌های اجتماعی نیز حساسیت فراوانی دارد. ما درگیر بحران طبیعت شده‌ایم و همزمان تحت فشار و تحریم و خصومت آمریکا و متحدان و مستعمره‌های آن نیز هستیم. آنچه به ما کمک خواهد کرد، تنها بیان یکجانبه و یکسویه نظرات و خواسته‌های فرماندهان و مدیران کشور نیست، بلکه اقناع افکار عمومی و خرسندی و رضایت اکثریت است و این مسئله از یک موضوع ثانوی و درجه دوم به یک موضوع مهم و درجه اول تغییر یافته است.

هیچ نیروی نظامی و رسانه‌ای در کشور ما فارغ از تأثیر رسانه‌های جمعی، شبکه‌های اجتماعی، بنگاه‌های خبرپراکنی، تحلیلگران رسانه‌ها یا نویسندگان و گزارشگران منفرد و صاحبان نظر و قلم دیگر بی‌تأثیر نیستند و ممکن است اتحاد با آنها یا جلب نظرشان موازنه‌های کنونی و آتی را تغییر دهد. شک نداشته باشید که تحولات بزرگ و اساسی همواره در راه است. به ویژه در خاورمیانه و جهان اسلام که زهدان بزرگترین رویدادهای نیمه اول قرن بیست و یکم میلادی بوده، هست و خواهد بود. از انقلاب ۱۳۵۷ هجری خورشیدی (۱۹۷۹ میلادی) تا بهار عربی و خزان زودهنگامش تا اتفاقات اخیر و تمایلات ضد دیکتاتوری و آزادی‌طلبانه در الجزایر و سودان یا تعیین تکلیف جنگ طولانی در لیبی و سوریه…

بی‌شک آزادی و ترقی‌خواهی، آرمان اغلب مردمانی است که در زمین ناآرامِ این سرزمین‌ها به میدان آمده و خونشان خیابان‌ها را رنگین کرده است… ما نقش مؤثری داریم و می‌توانیم همچنان تعیین‌کننده باشیم؛ اما مثبت و گره‌گشا یا منفی و شکننده، بستگی به تحلیل و ارزیابی ما و نیز اهداف و منافعی دارد که در پی آن هستیم.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ