«والفجر یک» تلفیقی از فتح و ناکامی
 

عملیات والفجر ۱با رمز «یا الله وانصرنا علی القوم الکافِرین» در محور جبل فوقی به صورت گسترده در تاریخ ۲۱فروردین ماه ۱۳۶۲انجام شد. بیشتر نیروهای ایرانی در این عملیات از نیروهای سپاه بودند. در حین این عملیات، ایرانی‌ها به عین‌خوش حمله کردند. هدف اصلی عملیات تسخیر فکه در شرق عماره بود. عمده این عملیات توسط پاسداران انجام شد.

در ۲۱فروردین ۱۳۶۲، ۵۰ هزار نیروهای ایرانی از دزفول به سمت غرب حرکت کردند. هدف ایرانی‌ها از این عملیات قطع ارتباط بصره با سایر نقاط عراق بود. ایرانی‌ها این عملیات را در یک روز بارانی شروع کردند تا از گزند حملات هوایی عراقی مصون بمانند.

اگرچه در نبرد «والفجر یک» اکثر اهداف از پیش تعیین شده تصرف و تأمین شد، ولی عدم پیشروی به موقع و کامل و نیز عدم الحاق یگان‌های عملیاتی در برخی محورها سبب شد که پاتک‌های شدید دشمن، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را از دستیابی به تمامی اهداف محروم کند.

عملیات والفجر یک، از سلسله طرح‌های دوازده‌گانه موسوم به «کربلا» به منظور جبران عدم الفتح نبرد والفجر مقدماتی، تکمیل اهداف عملیات محرم و بازسازی روحیه رزمندگان اسلام در شمال غرب منطقه عمومی فکه، حد فاصل غرب ارتفاعات مرزی و راهبردی «حَمرِین» در شمال تا ارتفاعات «جَبَل فوقی» در جنوب به اجرا درآمد.

اهداف راهبردی:

اهداف راهبردی این عملیات را می‌توان وصول به شهر راهبردی «العماره» در استان «میسان» کشور عراق و تهدید منطقه عمومی بصره از شمال به حساب آورد.

اهداف عملیاتی:

اهداف عملیاتی این نبرد می‌توانست انهدام وسیع قوای موجود دشمن در منطقه و دستیابی به چاه‌های حوزه‌های نفتی «بِزِرگان و فوقی» در خاک عراق، «بیات و پایدار» در خاک جمهوری اسلامی ایران و نیز تأمین شهرک صنعتی «زبیدات» و تأسیسات پالایشگاهی آن منطقه در خاک عراق باشد.

اهداف تاکتیکی:

مهمترین اهداف تاکتیکی این عملیات، تکمیل تصرف و تأمین تمام ارتفاعات حَمرِین و دستیابی به ارتفاعات جَبَل فوقی به منظور قرار گرفتن در مواضع پدافندی مطمئن‌تر، مجبور ساختن ارتش عراق به قرار گرفتن در دشت و نیز کنترل و اشراف کامل بر مناطق دشت سمیده و فکه بود.

مأموریت

نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران متشکل از نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و یگان زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مأموریت داشتند به ارتفاعات حَمرِین و جَبَل فوقی تک کرده تا ضمن انهدام قوای موجود دشمن در منطقه و عقب راندن آنان از غرب ارتفاعات حَمرِین به دشت «بِزِرگان» ارتفاعات مذکور را تصرف و تأمین کنند؛ سپس آماده باشند بنا به دستور تک را به سمت غرب و جنوب ادامه دهند.

پس از خاتمه عملیات ناکام و پر تلفات والفجر مقدماتی در غروب روز جمعه ۲۲ بهمن ماه سال ۱۳۶۱ هجری شمسی، فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به این نتیجه رسیدند که عمق منطقه عملیاتی وسیع بوده است؛ در نتیجه باید محدود شود؛ ضمناً به علت نداشتن طرح جایگزین با فرماندهان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر سر همان طرحی که از اواخر آذرماه و اوایل دی‌ماه آن سال ارتشی‌ها بر روی آن اصرار می‌ورزیدند توافق کردند.

منطقه‌ای که نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران به عنوان زمین اصلی منطقه نبرد پیشنهاد کرده بود، ادامه عملیات محرم از دامنه جنوبی ارتفاعات حَمرِین به سمت غرب، تصرف و تأمین ارتفاعات جَبَل فوقی در صورت امکان، وصول به شهر «حلفاییه» به عنوان هدف اولیه و تصرف و تأمین شهر راهبردی «العماره» به عنوان هدف نهایی و راهبردی عملیات بود.

اولین طرح عملیاتی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) در روز شنبه سی بهمن ماه سال ۱۳۶۱ منتشر و جهت دریافت مأموریت، طرح‌ریزی و اجرا به قرارگاه‌های عملیاتی کربلا و نجف ابلاغ شد.

اگرچه در دستورات هماهنگی قید شده بود که قرارگاه‌های تابعه حداکثر تا پنجم اسفندماه فرصت دارند طرح عملیاتی خود را تهیه و به قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) ارسال کنند ولی اسناد قرارگاه‌های کربلا و نجف نشان می‌دهد که طرح عملیاتی قرارگاه کربلا در ششم اسفندماه و طرح عملیاتی قرارگاه نجف، پانزدهم اسفندماه سال ۱۳۶۱ هجری شمسی منتشر و به قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) ارسال شده است.

به علت در دسترس بودن بخشی از رزمندگان عملیات والفجر مقدماتی در منطقه و سازماندهی سریع یگان‌های رزمی، شناسایی‌ها و طرحریزی‌ها تا نیمه فروردین ماه سال ۱۳۶۲ خاتمه یافت و در روز بیستم فروردین ماه کلیه یگان‌ها جهت انجام مأموریت اعلام آمادگی کردند.

سرانجام در ساعت ۲۲:۱۰ یکشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۶۲ عملیات والفجر یک، با رمز «یا الله وانصُرنا علی القَومِ الکافِرینَ» آغاز شد.

چگونگی عملیات

عملیات والفجر یک در سه مرحله انجام شد؛ در هر مرحله علیرغم تصرف و تأمین اهداف به علت عدم هماهنگی و وجود اشکالات متعدد در فرایند هدایت و کنترل نیروها، الحاق میان یگان‌های عمل کننده صورت نگرفت و دشمن با استفاده از آتش پرحجم توپخانه صحرایی و نیز به کارگیری وسیع هلیکوپترهای رزمی خود پاتک‌های سنگینی را علیه رزمندگان خودی اجرا کرد به طوری که عده زیادی از شهدا و مجروحین خودی در منطقه به جا ماندند و امکان بازگرداندن آنان توسط تیم‌های جمع آوری و تخلیه ارتش جمهوری اسلامی ایران و تعاون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میسر نشد و اکثر اهداف تصرف شده توسط دشمن باز پس ستانده شد.

بدین ترتیب، اگرچه در نبرد والفجر یک اکثر اهداف از پیش تعیین شده تصرف و تأمین شد ولی عدم پیشروی به موقع و کامل و نیز عدم الحاق یگان‌های عملیاتی در برخی محورها همچنین عدم تثبیت مواضع متصرفی، سبب شد که پاتک‌های شدید دشمن نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را از دستیابی به تمامی اهداف محروم کند.

نتایج عملیات

در پایان این عملیات ۶ هزار و ۷۵۰ نفر از نیروهای بعثی کشته، زخمی و اسیر شدند؛ ۹۸ دستگاه تانک و نفربر زرهی منهدم، پنج فروند هلی کوپتر و سه واحد ۵۵۰ نفری جیش الشعبی، سه گردان کماندویی و ۴ گردان مکانیزه آسیب دید و بخشی از بلندی های حمرین، چندین روستا در حاشیه رودخانه دویرج و پاسگاه مرزی پیچ انگیزه آزاد شد که در مجموع ۱۵۰ کیلومتر وسعت را در بر می گرفت. با این حال عملیات والفجر یک عملیات موفقی نبود.

بازخوانی علت های ناکامی

رسم فرماندهان بر این بود که بعد از هر عملیات فارغ از موفقیت یا عدم موفقیت دور هم جمع می شدند و در جلسه های متعددی بدون هیچ ترس و واهمه ای نقاط قوت و ضعف آن را مورد ارزیابی قرار می دادند.پس از پایان این عملیات همین اتفاق افتاد و دور هم جمع شدند.

جلسه با ارائه گزارشی از عملیات و کاستی های آن به وسیله فرماندهان قرارگاه کربلا شهید احمد کاظمی و سرهنگ سلیمانجاه آغاز شد.شهید احمد کاظمی مهم ترین مسائل قرارگاه های عملیاتی تحت امر قرارگاه کربلا را چنین عنوان کرد: «در مرحله اول این عملیات، کربلای۱ و ۴ در خط ۱۳۹ الحاق داشتند، اما فرماندهی آنها از این جریان اطلاع نداشتند و تقریباً کنترل این عملیات از دست فرماندهی خارج شده بود، به ‌طوری ‌که نیروها از مسیر اصلی منحرف شده و در عمق منطقه، یک قرارگاه دشمن را منهدم کردند، اما منطقه را پاکسازی نکرده بودند. این نیروها خط مقدم دشمن را در ۴۵ دقیقه گرفتند.

چون نیروهای قرارگاه کربلای ۲ کم بود، با ناباوری وارد عملیات شدند و با این حساب تپه ۱۷۵ و خاکریز سوم دشمن را هم گرفتند، اما کم ‌کم دشمن خاکریز سوم را از ما گرفته و درحال عقب‌ نشینی هستیم که بیشتر نارسایی‌ها از جانب دو گردان ادغامی بود.

فرماندهی کربلای ۵، که تنها قرارگاهی بود که اسیر گرفت، می‌گویند ما ارتفاع ‌۱۲۹ را گرفتیم و خود اسرا می ‌گفتند که عمق میدان مین به بیش از هزار متر می ‌رسید.

فرماندهان می‌ گویند که ما محور کم داشتیم و نتوانستیم سازمان دشمن را از بین ببریم. زمان شروع عملیات هم دیر بود و ما باید عملیات را ساعت هفت بعدازظهر شروع می‌ کردیم…. در کل قرارگاه حدود ۳۵۰ نفر مفقود از سپاه و ۲۵ نفر از ارتش داشتیم.»

حال نوبت سرهنگ سلیمانجاه بود تا درباره مشکلات قرارگاه ‌های کربلای ۱ و کربلای ۴ در جناح راست عملیات قرارگاه کربلا سخن بگوید. او گفت: «ازجمله مشکلات ما دیر پای کار آمدن قرارگاه کربلای ۴ بود، تا حدی ‌که

تانک‌ های این قرارگاه شب عملیات به منطقه آمدند و حتی آمدن تانک‌ های این قرارگاه در شب عملیات باعث‌ پاره ‌شدن سیم‌ها و قطع ارتباط قرارگاه کربلای ۴ با کربلای۱ شد.»فرمانده لشکر ۲۱ حمزه مشکل ادغام نیروهای ارتش و سپاه در قرارگاه کربلای ۴ را اینگونه برشمرد: «ازجمله نواقص بسیار عمده این قرارگاه، ادغام دیرهنگام دو یگان کربلای ۴ (لشکر۱۴ امام حسین(ع) از سپاه و تیپ ۲ لشکر۷۷ خراسان از ارتش) بود که باعث بروز مشکلات زیادی شد. ضمن آنکه وقتی دو گردان با هم ادغام شدند استعداد گردان‌ های ادغامی حدود ۸۰۰ نفر شد که کنترل آن توسط یک فرمانده گردان عملاً امکان‌پذیر نبود.»

وی درباره پیوستن نیروهای دو قرارگاه کربلای ۱ و ۴ که از مشکلات حین عملیات بود و شهید کاظمی نیز به آن اشاره کرد، گفت: «الحاق چند نفر نیروی گم‌ شده با هم را نمی‌توانیم الحاق دو یگان بنامیم.»

سلیمانجاه به مشکل دیگری اشاره کرد و گفت: «دشمن با کمین ‌هایش در مقابل ما یک خط تشکیل داد و

تانک ‌هایش را از دسترس نیروهای ما دور نگه ‌داشت و ما با حجم بالای نقل ‌و انتقالات، دشمن را هوشیار کردیم.»گزارش فرماندهای قرارگاه کربلا که به پایان رسید نوبت فرماندهان قرارگاه نجف رسید تا مشکلات را مطرح کنند.

سرهنگ منوچهر دژکام، فرمانده قرارگاه نجف ارتش درباره عملیات یگان ‌های این قرارگاه و مشکلات موجود گفت: «باید در تاریخ ثبت بشود که ما از چه موانعی عبور کردیم، خصوصاً اینکه دشمن از تک ما کاملاً اطلاع داشت به ‌طوری ‌که یک اسیر می‌ گفت ساعت ۱۰ شب به ما اطلاع دادند که ایرانی ‌ها ساعت ۱۱ شب حمله خواهند کرد.»

و سپس اشکالات موجود در عملیات کرد و آنها را اینگونه برشمرد:

۱٫ ضعف فرماندهی در کلیه سطوح؛

۲٫ ضعف تشکیلات؛

۳٫ ضعف تجهیزات و کمبود آن؛

۴٫ ضعف آموزش و اطلاعات؛

۵٫ نبود تبادل اطلاعات بین سپاه و ارتش؛

۶٫ دور بودن فرماندهان یگان ‌های ادغامی از یکدیگر؛

۷٫ آتش شدید دشمن در تمام ساعات عملیات؛

۸٫ تجمع نیروهای خودی و افزایش تلفات؛

۹٫ تک در تاریکی شب با وجود موانع بسیار زیاد؛

۱۰٫ عدم تخلیه سریع شهدا و مجروحان؛

۱۱٫ ضعف در توجیه نیروهای عمل‌کننده؛

۱۲٫ کمبود کادر و نیروهای کارآزموده؛

۱۳٫ نداشتن پشتیبانی نزدیک هوایی؛

۱۴٫ برتری آتش پشتیبانی قرارگاه کربلا به‌ جای قرارگاه نجف ؛

۱۵٫ توجیه ‌نبودن نیروها و فرماندهان به زمین عملیات؛

۱۶٫ کامل ‌نبودن آموزش برخی نیروهای بسیج و فرماندهان گردان‌ها.»

منبع دفاع پرس و جماران

Email this page

نسخه مناسب چاپ