یادداشت
یادشان زمزمه نیم شب مستان باد
به یاد جانبازان شیمیایى و دردهاى سوزنده‌شان و با تقدیر از پروفسور نصرت‌الله فیروزیان
 

در ساعت چهار و نیم بعدازظهر هشتم تیر ماه سال ۱۳۶۶ چهار بمب شیمیایی به شهر کردنشین سردشت در شمال غربی ایران و سه بمب به روستاهای پیرامون آن برخورد کرد و هم اکنون ۳۲ سال از آن لحظه می‌گذرد. براى فراموش نشدن آن روز هشتم تیر ماه را «روز مبارزه با سلاح هاى شیمیایى و میکروبى» نام گذاشته‌اند. آنچه باعث نگارش این یادداشت است، علاوه بر تذکار ظلم فراموش ناشدنى صدام در استفاده از سلاح شیمیایى که با مساعدت مستقیم کشورهاى اروپایى صورت گرفت، یادکرد پزشک حاذق، شجاع، شریف و ایراندوست پرفسور نصرت‌الله فیروزیان و ابتکار ارزنده‌اش در افشاء جنایت صدام و حامیان غربى اش براى تجهیز عراق به بمب شیمیایى و معالجه مجروحان شیمیایى است.

پروفسور فیروزیان اکنون بازنشسته بیمارستان الیزابت شهر رکلینکهاوزن در جمهورى فدرال آلمان است که از حدود ۳۰ سال پیش به این سو با دایر کردن بخش ویژه ای معلولان ناشی از گازهای کشنده و شیمیایی را درمان می‌کند. پروفسور فیروزیان که افتخار دوستى و مصاحبتش را بسیار مغتنم مى‌دانم. آنگونه که خودش به اینجانب گفته است: تاکنون در حدود ۶۰۰ بیمار شیمیایی جنگی در این بیمارستان مورد معالجه قرار گرفته‌اند. وی می‌گوید هم‌اینک شمار جانبازان شیمیایی در ایران حدود سیصد هزار نفر است.

در فضاى مجازى نام پروفسور فیروزیان بیشتر اینگونه مطرح می‌شود: «فوق تخصص سرطان خون» که به صورت رایگان بیماران را مداوا می‌کند و چگونگى تعیین وقت ملاقات براى بیماران بى‌بضاعت و… این اطلاعات کاملاً واقعى است. او که هر از چندى به ایران می‌آید، فرصت را براى معالجه دردمندانى که امکان پرداخت هزینه‌هاى سنگین بیمارستانى را ندارند، مغتنم می‌شمارد. خودم مشاهده کرده‌ام که حتى بعضى اوقات داروهاى بیماران را هم خود تهیه می‌کند. البته در راه این اقدام خداپسندانه پروفسور فیروزیان موانعى وجود دارد که امیدوارم مرتفع شوند.

کوتاه سخن اینکه پروفسور فیروزیان انسان بسیار شریفى است که همه عمر و زندگى و تخصص خود را در خدمت انسان‌ها اعم از ایرانى و غیر ایرانى گذاشته است. مقیم آلمان است، با اینکه طبق قوانین آلمان به علت سن بالاى ۶۵ اجازه عمل جراحى و معالجه رسمى ندارد اما بیمارستانى که وى رئیسش بوده، بعداز بازنشستگى‌اش یک طبقه از بیمارستان را به نام «پروفسور فیروزیان» نامگذارى کرده و با اختصاص دفترى مجلل و چند دستیار اعم از پزشک و مدیر دفتر و… از وى قدردانى و از فکر و توانایی‌اش استفاده می‌کند…

ایشان در سال‌های اخیر در هر فصل یک ماه به ایران می‌آید، مدتی پیش تلفن کرد که مى‌خواهد بنده را ببیند، در بیمارستان تریتا در غرب تهران به دیدارش رفتم، کمک می‌خواست. می‌گفت وزارت بهداشت و درمان رسماً اعلام کرده که به علت شکایت پزشکان متخصص خون از معالجه رایگانت باید این کار را تعطیل کنى وگرنه مجوز معالجه در ایران را باطل می‌کنیم…

ایشان کسى بود که در دوران دفاع مقدس دو هواپیما از مجروحین شیمیایى ایران را به آلمان برد و با کار رسانه‌اى وسیع توانست فروش مواد شیمیایى مورد استفاده در بمب‌ها را که توسط یک شرکت آلمانى به صدام داده می‌شد افشا نماید. با تلاش وى مدیران آن شرکت آلمانى (صاحب و مدیر عامل) هر کدام به بالاترین مجازات معمول در قوانین آلمان یعنى پانزده سال زندان محکوم شدند، همچنین کتاب «تجارت مرگ» با راهنمایی ایشان توسط یک خبرنگار آلمانی تألیف شد که نقش ارزنده‌ای در افشای جنایات صدام در استفاده از سلاح‌های شیمیایی داشت.

بیش از بیست و پنج سال است که ایشان را می‌شناسم. در زمانی که دبیر شورای عالی ایرانیان خارج از کشور بودم، بنا شد نشستی برای ایرانیان متخصص مقیم آلمان برگزار کنیم. دنبال مؤسسه رسمی ثبت شده و خوشنامی بودیم، به مؤسسه «فیها» (انجمن متخصصین ایرانى مقیم آلمان) رسیدیم که در آن موقع مدیرعاملش پروفسور فیروزیان و دبیرش دکتر عباس خلیلى، پزشک ایرانی مقیم آلمان بود.

دکتر خلیلى پزشکى شریف و خدوم بود که در دوران دفاع مقدس خدمات شایانى در جبهه‌ها داشت، او دو سال پیش دار فانی را وداع گفت. با تلاش آنها سمینار باشکوهی با حضور جمع کثیرى از ایرانیان متخصص مقیم آلمان در شهر دوسلدروف برگزار کردیم.

از پروفسور خواستم که در مورد معالجه مجروحین شیمیایی دفاع مقدس سخنرانی کند. از روى تواضع امتناع می‌کرد اما با اصرار اینجانب سخنرانی بسیار گیرایی به همراه اسلاید و مستندات ارائه کرد که همه حضار آن جلسه با هرنوع تفکر و اعتقادى نسبت به ظلمى که به هم‌وطنانشان رفته بود، گریه کردند. جمله پایانی سخنرانى پروفسور فیروزیان این بود: «از دو هواپیما مجروح شیمیایی که به آلمان آوردیم، اکنون فقط به تعداد انگشتان زنده‌اند…»

Email this page

نسخه مناسب چاپ