یادداشت سردبیر
یارانه؟!
علیرضا خانی
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرد حذف۳ دهک پردرآمد از فهرست یارانه‌بگیران، از اول مهرماه، آغاز می‌شود.

داستان پرداخت یارانه در ایران، روایتی طویل است. مشخصاً پرداخت یارانه در عصر جدید از زمان پیدایش و صادرات نفت خام آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. برای جلوگیری از روند غیرقابل تداوم پرداخت یارانه و خسارت‌هایی که به اقتصاد کشور وارد شد، در سال ۱۳۸۷ لایحه هدفمندکردن یارانه‌ها که توسط دولت به مجلس ارائه شده بود، تصویب شد و به صورت قانون درآمد.

از آذرماه سال ۸۹ پرداخت نقدی یارانه‌ها به مبلغ ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان به ازای هر ایرانی آغاز شد. در آن زمان در حدود ۶۰ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر مشمول پرداخت یارانه نقدی شدند. قرار بر این بود که بهای کالاهای مشمول یارانه، از جمله انواع سوخت، واقعی شود و دولت به جای آن یارانه نقدی به مردم پرداخت کند. این کار می‌توانست مواهب ذیل را به همراه داشته باشد.

‌ متوقف شدن قاچاق انبوه کالاهای ارزان یارانه‌ای به خارج و جلوگیری از خروج سرمایه ملی

کاهش اسراف در مصرف همان کالاها در داخل

افزایش راندمان اقتصاد ملی

مدیریت هزینه کرد یارانه نقدی توسط مردم

اما در عمل هیچ یک از اتفاقات فوق به درستی رخ نداد و حتی بر اساس آمار رسمی وزارت اقتصاد فاز اول این طرح با شکست روبرو شد و موجب ورود خانواده‌های بیشتری به زیر خط فقر شد. درباره چرایی این شکست، طبعاً اقتصاددانان باید کاوش و استنتاج کنند تا طرح‌های بعدی به سرنوشت آن دچار نشود.

اینک پس از گذشت ۹ سال از پرداخت یارانه نقدی شمار یارانه بگیران از ۶۰ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر آن سال به ۷۸ میلیون نفر رسیده و موجب شده مبلغ پرداختی دولت به علاوه رقم پرداختی به خانواده کمیته امداد و بهزیستی به عدد درشت ۴ هزار و ۲۵۰ میلیارد تومان درماه برسد. دولت در این مسیر، هزینه کلانی می‌پردازد بدون اینکه عملاً انتفاع چندانی برای مردم داشته باشد. چرا که پرداخت یارانه ریالی با عدد ثابت، پس از

۹ سال در کشوری که نرخ‌های تورم سهمگینی دارد، به منزله سایش ارزش واقعی رقم پرداختی دولت تا نزدیک صفر است.

در سال ۸۹ یارانه ۴۵ هزار تومانی کم و بیش معادل ۴۵ دلار قدرت خرید داشت اما اینک این قدرت خرید به کمتر از ۴ دلار رسیده است. به عبارت ساده‌تر، اکنون هر ایرانی با یارانه دریافتی‌اش می‌تواند ماهانه یک ساندویچ بخورد. بدیهی است این یارانه با هدف اولیه‌اش یک دنیا فاصله دارد.

اینک، با این حساب پرداخت یارانه نه تنها موجب افزایش قدرت خرید مردم نشده است، بلکه دیگر اهداف پرداخت یارانه نقدی از جمله کاهش میزان یارانه مستقیم سوخت را نیز تحصیل نکرده است. طبق آخرین آمار آژانس جهانی انرژی ایران با پرداخت سالانه ۴۵ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار یارانه سوخت درصدر کشورهای جهان قرار دارد. جالب است که چین یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفری، سالانه ۳۸ میلیارد دلار یارانه سوخت می‌پردازد.

شدت مصرف انرژی هم در ایران همچنان بالا و در حدود ۵ر۴ برابر میانگین جهانی است. شدت مصرف انرژی به معنی معادل میزان نفت خامی است که برای تولید کالاهایی به ارزش ۱۰۰۰ دلار مصرف می‌شود.

در ایران برای تولید کالاهایی به ارزش ۱۰۰۰ دلار در حدود ۸۹ر۰ بشکه نفت مصرف می‌شود در حالی که میانگین جهانی این رقم ۱۹ر۰ است.

بنابراین پرداخت یارانه نقدی علاوه بر اینکه عوارض و آسیب‌های جدیدی ایجاد کرد به هیچ یک از اهداف اعلامی خود نیز نرسید. دولت اینک، وانمود می‌کند که صرفاً می‌خواهد یارانه اقشار پردرآمد را قطع کند و برخی مسئولان دولتی می‌گویند که نمی‌خواهیم به زندگی سایر اقشار آسیبی برسد! گویی رقم فعلی، در زندگی مردم نقشی بزرگ ایفا می‌کند! بی‌گمان، با روند فعلی تورم، قدرت خرید واقعی یارانه کنونی، تنها طی یک سال آینده به قدری تنزل خواهد کرد که چنانچه به یکباره حذف شود، تقریباً کسی متوجه نخواهد شد.

بدیهی است، دولت با مجموعه کارشناسانش در وزارت اقتصاد و بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه، خود به این نکته کاملاً واقف است. اگر دولت، اعتقادی به پرداخت یارانه نقدی داشت خود به نیکی می‌دانست که رقم آن را سالانه با لحاظ نرخ تورم باید افزایش می‌داد، اما ثابت نگه‌ داشتن رقم ریالی یارانه، به معنای تعمد دولت در استهلاک تدریجی ارزش واقعی آن و رسیدن به نقطه صفر است.

بسیار بهتر بود دولتی که به پرداخت یارانه نقدی اعتقادی ندارد، به جای اینکه سیاستمدارانه صبر کند تا مرور زمان ارزش یارانه را به صفر برساند، طرحی نو برای کاهش شکاف طبقاتی و کمک به اقشار مظلوم و پرشمار زیرخط فقر ارائه می‌داد.

نسخه مناسب چاپ