هیتلر علیه استالین/۲
یک زلزله سیاسی
اووه کلوسمان/ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
 

سرعت افزایش میزان علاقه مردم و رای‌دهندگان به حزب ستیزه‌جو و تهاجمی در تابستان ۱۹۳۰ از سرعت افزایش نرخ بیکاری پیشی گرفت. در‌‌ همان حال گرایش‌های سیاسی در حزب نیز افزایش می‌یافت و بسیاری از احزاب تلاش داشتند که به هر صورت ممکن قدرت تاثیر شعارهای هیتلر را در ذهن مردم کاهش دهند، تلاشی که البته نتیجه‌ای در بر نداشت.

در جریان انتخابات رایش‌تاگ در سپتامبر ۱۹۳۰ بود که شدت گرایش مردم به ناسیونال‌‌سوسیالیست‌ها معلوم شد. روز ۱۰ سپتامبر ده هزار نفر از مردم در خیابان پوتسدام و در مقابل کاخ ورزش برلین تجمع کردند. ۱۶ هزار نفر به داخل سالن رفتند و به دلیل ازدحام جمعیت بود که ماموران پلیس یک ساعت قبل از آغاز مراسم درهای سالن را بستند. حزب نازی در جریان این انتخابات در مجموع ۳۴ هزار مراسم و گردهمایی برگزار کرد.

در آن روز سپتامبر طرفداران هیتلر با فریادهای شادی به استقبال سخنان وی رفتند. هیتلر در آن سخنرانی گفت که «سرمایه‌داری و بنیه قوی مالی» باید در جهت خواست‌های مردم شکل بگیرد. در‌‌ همان روز هیتلر در یک روزنامه حزبی به ورشکستگی دیگر احزاب اشاره کرد و قول داد که حزبش برای «اتحاد ملت» عزمی راسخ خواهد داشت.

چهار روز بعد بود که آلمان یک زلزله سیاسی را تجربه کرد. حزب نازی توانست ۶.۴ میلیون رای و در مجموع ۱۸.۳ درصد آرا را به خود اختصاص دهد و ۱۰۷ نماینده خود را در حالی که اونیفرم‌های قهوه‌ای رنگ به تن داشتند راهی رایش‌‌‌تاگ کرد.

اواخر آگوست ۱۹۱۹ گوبلز نظرات حزب متبوع خود را فرمول‌بندی کرده و گفت که حزب نازی «مخالف دمکراسی‌ای است که مترادف تحمیق ملت در سیاست داخلی است و مخالف آن پارلمانتاریسمی است که چیزی بیشتر از سازماندهی حماقت از بالا و بی‌مسئولیتی از پایین نیست.»

رای‌دهندگان از طبقات مختلف اجتماعی بودند. البته حزب نازی به ویژه در مناطق پروتستان‌نشین روستایی رای بیشتری داشت، به ویژه در میان کشاورزان مستقل. این حزب در یکی از نشریات خود از «اراده و مسیر ما» نوشت و اعتماد کامل جمعیت روستایی را شاهدی بر درستی این اراده و راه عنوان کرد. شعار هیتلر یعنی «حفظ و حمایت از کشاورزی اساس وجود ماست» مانند آبی خنک و گوارا بر روح تفتیده کشاورزان مقروض و فقیر اثر می‌کرد. برنامه هیتلر و حزبش برای لغو سود‌های گزاف بانکی نیز خیال کشاورزانی را راحت می‌کرد که از مصادره محصول غله خود بیم داشتند.

حزب نازی با موفقیت در این انتخابات به حزبی مردمی و ملی بدل شد و رفته رفته طرفدارانی از طبقه متوسط از جمله کارفرمایان جزء و کارمندان دولتی را نیز به سوی خود جذب کرد. دانشگاهیان جوان نیز به زودی تحت تاثیر حزب نازی قرار گرفتند. اتحادیه دانشجویان نازی از سال ۱۹۳۰ در انتخابات کمیته‌های عمومی دانشجویی معمولا پیروز می‌شد. این حزب به خاطر حضور و رهبری مدیران و افراد جوان نیز جذابیت داشت. هیتلر که هشت سال بزرگتر از گوبلز بود، در سال ۱۹۳۰ تازه به سن ۴۱ سالگی رسید. این در حالی بود که رهبران احزاب بورژوای آلمان از جمله حزب سوسیال‌دموکرات در آستانه سالخوردگی بسر می‌بردند.

حزب نازی در انتخابات سال ۱۹۳۰ توانست رای بسیاری از طرفداران احزاب ناسیونالیست و همین‌طور شمار بالایی از کارگران و افرادی را که معمولا رای نمی‌دانند از آن خود کند. این حزب به عنوان تنها نیروی موجود در کنار حزب کمونیست توانست دست به سازماندهی خیل بیکاران بزند و بدین ترتیب بود که در انتخابات رایش‌تاگ در دو سال بعد یعنی جولای سال ۱۹۳۲ یک سوم از رای‌دهندگان این حزب را کارگران قهوه‌ای‌پوش تشکیل می‌دادند. وضعیت به گونه‌ای شد که حتی نشریه «پرچم سرخ» ارگان حزب کمونیست آلمان اعتراف کرد که رای‌دهندگان امروز حزب نازی‌‌ همان کسانی هستند که سال‌ها در کارخانه‌ها تحت آموزش حزب کمونیست بوده‌اند.

هیتلر با زیرکی توانست از قدرت کارگران به نفع خود استفاده کند. او به همراه حزب خود در نوامبر ۱۹۳۰ از یک اعتصاب کارگران فلزکاری در برلین حمایت کرد و افزون بر آن همواره از مبارزات کارگری ستایش کرده و از «بی‌رحمی کارفرمایان» و «حرص و آز» آنان شکایت داشت. او تاکید داشت که جنبش نازی باید «با قدرت هر چه تمام‌تر به نفع کارگران اقدام کند» و البته این برنامه هیتلر نیز موفقیت‌آمیز بود. به هنگام پذیرش اعضای جدید، سهم کارگران در سال ۱۹۳۳ به میزان متوسط ۴۰ درصد رسید.

code

نسخه مناسب چاپ