یادداشت
پاسداشت استاد خانیکی آنچه گفته شد و آنچه ناگفته ماند
محمد نوری - سردبیر سابق روزنامه ایران
 

آخرین روزهای هفته‌ای که گذشت اهل رسانه و دانشگاه برای پاسداشت یکی از مردان نیکنام و فروتن این عرصه آستین همت بالا زدند.‌هادی خانیکی بعد از ۴۰ سال کوشش بی منّت در میدان سیاست، دانشگاه و رسانه شایسته چنین محفل و مجلسی بود. او نامی احترام برانگیز در همه سالهای پرتلاطم سیاست و فرهنگ ایران بوده است. کسی که هرچند تبار او به یک جریان سیاسی(اصلاح طلبان) می رسد اما همواره کوشیده از قالب تنگ نگاه جناحی فراتر رود و حرفه سیاست ورزی و رسانه داری را صبغه علمی و ابعاد حرفه ای و اخلاقی بخشد.

آئین‌های نکوداشت بر اساس یک درد و دغدغه مشترک برپا می‌شود؛ دغدغه غربت و هراس از عزلت نخبگان. گویی تاریخ ایران زمین در گذار از راههای پرفراز و نشیب این ندا را در گوش نسل امروز نجوا کرده است که بی مهری به صاحبان اندیشه و علم لطمه جبران ناپذیر بر مردم و جامعه وارد می کند.

اما سه وجه شخصیت این استاد روزنامه نگاری و ارتباطات:

۱-خانیکی با آنکه سری در سیاست داشته و نام او در شورای مرکزی ۲ حزب اصلاح طلب دیده می شود اما ریشه و بنیادش را بر بستر دانشگاه و فرهنگ استوار کرده است. شاید به همین دلیل هردو سمتی که در سالهای گذشته عهده دار شد، از جنس فرهنگ بوده‌اند (معاونت فرهنگی وزارت ارشاد و معاون دانشجویی وزارت علوم). جذابیت‌های حوزه فرهنگ و دانشگاه در نظر او چنان بوده که بر وسوسه پیشنهاد وکالت و وزارت در این مدت چشم بسته است.

اما آنچه بیش از این خانیکی را سزاوار نشستن در جرگه«رجال فرهنگ» می کند، آثار و مکتوبات او است. در اغلب نوشته‌ها و خطابه‌های او آرزوی «اولویت و ارجحیت فرهنگ بر سیاست و اقتصاد» نمایان است و این که او در بحث پرمناقشه«توسعه و اصلاحات ایرانی» همواره جانب و جهت را فرهنگ گرفته است. نظریه «گفت و گو» که بی شک خانیکی یکی از مروجان آن در عصر ماست، از همین دغدغه او سرچشمه می گیرد. گفت و گو جانمایه فرهنگ است و همه کسانی که در پی علمی کردن اداره جامعه یا اخلاقی کردن سیاست و رابطه حکومت و مردم هستند، بر اصل گفت و گو تکیه می کنند. آثار مکتوب و شفاهی خانیکی در این باب پرشمار است چه آن زمان که متن گفت و گوی تمدنهای خاتمی را تدوین کرد و چه زمانی که نطق معروف رئیس دولت اعتدال را در مراسم تحلیف نوشت.

خانیکی هنوز هم در این روزهای پر تنش و پر از سوءتفاهم اهل سیاست برای گشودن روزنه گفت و گو می نویسد و سخن می راند

۲- رسانه داری حرفه اصلی خانیکی است. از اولین سالهای بعد از انقلاب، او همکار و همنشین اهل رسانه شد و تا به امروز از «فضیلت نوشتن» دست نشسته است. نثر و ادبیات او در نگاه اصحاب قلم به

۳ ویژگی«اعتدال، سنجیدگی و غنای محتوا» شناخته شده است. او در عرصه رسانه از اولین‌ها است که بعد از حضور سید محمد خاتمی در کیهان، در نشریه جریان ساز آن روز کیهان فرهنگی نقش آفرینی می کند بعد از آن نیز مسئولیت نشریات گفت و گو و آئین را عهده دار می شود.

نکته بارز در حیات رسانه ای خانیکی تلاش او برای «به روز ماندن» است کاری که برخی از اساتید ایرانی از آن غفلت ورزیدند با آنکه روزنامه نگاران پرشمار از مکتب و مدرسه او برخاسته اند اما هنوز هم با فروتنی خود را شاگرد روزنامه نگاری می خواند و پای آموزه‌ها و یافته‌های جدید دانشجویان و محققان می نشیند.

خانیکی اگر سهم وافر از ارادت روزنامه نگاران برده است به این سبب است که او برای ارتقای دانش و استاندارد روزنامه نگاری تلاش کرده است همواره پیگیر مشکلات روزنامه نگاران و حقوق صنفی آنها بوده و در نوشته‌هایش تنزل شأن این حرفه و تحقیر و تضعیف روزنامه‌نگاران را خسران بزرگ برای جامعه و حکومت خوانده است.

۳- دانشگاه و دانشکده ارتباطات خانه اصلی او است انس و ارتباط خانیکی با دانشجویان رنگی از عشق دیرین و دلنشین نسل معلمان قدیم را دارد. کسی که با ترک وزارت راهی کلاس روزنامه نگاری شد و تا به امروز علیرغم رنج و بی مهریها این خانه و خانواده را ترک نکرده است. او در دانشگاه علامه جایی که کانون تسویه‌های سیاسی و شاهد موج اخراج و بازنشسته اجباری اساتید بود برای حفظ میراث پدر روزنامه نگاری ایران، استاد معتمدنژاد تلاش بسیار کرد

اما سخن پایانی، در روز تکریم‌هادی خانیکی بسیاری از همکاران و شاگردان قدیم و جدیدش دست به قلم شدند و فراوان در فضیلت او در سیاست و رسانه نوشتند اما جای این پرسش خالی ماند که دوستانش، براستی چه میزان منش و سلوک او را در عمل پاس داشته اند. این درد بزرگی است دوستانی که به زبان خود را شاگرد مکتب او می خوانند اما در عمل راه دیگری می پیمایند و شاید تنها بهره آنها از خانیکی، استفاده از اعتبار نام و نفوذ او برای دستیابی به کرسی‌های تازه قدرت و ثروت است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ