یادداشت
چرا عادت به تکرار اشتباه داریم؟
فتح الله آملی
ظاهراً در اقتصاد ایران قرار نیست دخالت مصالح سیاسی بر مسایل اقتصادی پایان پذیرد. بارها و بارها تجربه کرده‌ایم و مرتکب تکرار تاریخ شده‌ایم اما درس نگرفته‌ایم. سیاستمداران ما به هر دلیل به خاطر مصالح سیاسی از گفتن تمام حقیقت و قبول آن طفره رفته‌اند و وقتی از کنترل بحران عاجز ماندند نتیجه عدم قبول منطق اقتصاد و واقعیت را به صورت نوسانات و تکانه‌های شدید اقتصادی،‌ افسار گسیختگی توّرم، و رشد اقتصادی منفی بر سر مردم و بویژه طبقات کم‌درآمد آوار کردند.
اخیراً برخی صاحب‌نظران و حتی مسئولان بلندپایه اقتصادی مجدداً‌ صحبت از ارزیابی قیمت ارز به میان می‌آورند که بهای واقعی دلار کمتر از هشت هزار تومان است. عده دیگری می‌گویند بهای ارز خارجی باید پائین و پائین‌تر بیاید. رئیس بانک مرکزی هم از کنترل بازار، اوضاع خوب ارزی، بازار متشکل ارزی، دخالت دولت در نرخ ارز و مسائلی از این قبیل سخن می‌گوید و ظاهراً مجدداً‌ قرار است تا زمانی که توان ارزی و ذخایر بانک مرکزی اجازه می‌دهد همه توان و قدرت خویش را به کار گیرند که دلار بالا نرود و حتی پائین هم بیاید و در نتیجه دو یا سه سال بعد که دیگر قدرت نگه داشتن این فنر وجود نداشت یکباره این انرژیِ به زورِ صلاح و سیاست و تحت فشار کنترل شده، به صورت انفجاری آزاد شود و با یک بهانه سیاسی تازه یا یک جرقه شعله‌هایش خرمن همه را بسوزاند و تخلیه این انرژی، همچنانکه دهه‌هاست با همین روش با انفجار و تخریب گسترده همراه بوده، به دو یا سه برابری قیمت‌ها و کاهش شدید ارزش پول ملی و ایجاد تکانه‌ها و تورم بنیان کن عدالت برباده منجر شود.
نگارنده هیچ منطق اقتصادی را در بیان اینگونه اظهارنظرها فهم نمی‌کنم. با وجود تحریم و با وجود رسیدن تورم به بالای ۳۰ درصد و با وجود محدودیت‌ فروش نفت و با وجود استمرار روشهای یارانه‌ایِ اشتباه گذشته و نیز حتی با وجود رشد منفی اقتصادی، با کدام ابزار و نشانه‌ها و با ملاحظه کدام تحول بنیادی و اصلاحات ساختاری در اقتصاد به چنین نتیجه‌ای رسیده‌ایم که می‌توان بهای ارز را پائین نگه‌داشت و حتی قیمت آن را پائین آورد؟ مگر غیر از این است که دوباره مرتکب عوامزدگی در اقتصاد و احاله بحران با ابعادی ویران کننده‌تر به سال یا سال‌های بعد شده‌ایم؟
کدام اصلاحات ساختاری را صورت داده‌ایم؟ کدام مناسبات را عوض کرده‌ایم؟ پشتوانه برنامه‌ای و عملیاتی ما برای افزایش قدرت پول ملی چیست؟ و آیا اگر در آینده‌ای نزدیک و یا در سال‌های آینده مجدداً شاهد رشد انفجاری بهای ارز و تورم لجام گسیخته و چندبرابر شدن قیمت‌ها شدیم پاسخ این بی‌مبالاتی و آسیب‌هایی که به بار می‌آورد و زخمی که بر پیکر مجروح مستضعفان و طبقات محروم جامعه می‌زند با کیست؟ آنها که مجدداً قصد تکرار این سناریو را دارند چه اقداماتی برای کاهش وابستگی به نفت، کاهش هزینه‌های جاری دولت، تقویت بخش تولید، اصلاح نظام بانکی و مالیاتی، هدفمند کردن واقعی یارانه‌ها، حذف رانت و فساد از جمله فساد چشمگیر ارز ۳ نرخی، مقابله با قاچاق، مفاسد اقتصادی، خصوصی‌سازی واقعی و… صورت داده‌اند؟
اگر چنین اصلاحاتی صورت نداده‌اند بر مبنای کدام منطق علمی و اقتصادی از ضرورت کاهش نرخ ارز و تقویت پول ملی سخن می‌گویند و چرا می‌خواهند با تکرار اشتباه گذشته مجدداً کشور و ملت را گرفتار شرایط خطرناکی کنند که در دوره‌های گذشته بارها شاهد آن بوده‌ایم و در همین دهه اخیر یک بار در سال ۹۱ و بار دیگر در سال۹۷ با تمام پوست و گوشت خود آن را حس کرده‌ایم؟
چرا عادت به تکرار تاریخ داریم و از یک سوراخ بارها گزیده می‌شویم و ملک و ملت را می‌گزانیم؟

Email this page

نسخه مناسب چاپ