کودتای نظامیان در سودان حرکتی برای دور زدن مردم
 

برخی کارشناسان مسائل آفریقا بر این باورند که کودتای صورت گرفته در سودان و برکناری عمر حسن البشیر رییس جمهوری این کشور، در واکنش به اعتراضات مردمی، جهت حفظ و تقویت نظام در این کشور صورت گرفته است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، ارتش سودان ۲۲ فروردین ماه با انتشار بیانیه‌ای که ارتشبد «عوض بن عوف» وزیر دفاع این کشور، آن را قرائت کرد، برکناری «عمر حسن البشیر» رییس جمهوری این کشور را پس از ۳۰ سال حکومت، تایید و سه ماه حالت فوق العاده و یک ماه محدودیت رفت و آمد در این کشور واقع در شمال آفریقا اعلام کرد. وزیر دفاع سودان همچنین از تشکیل یک شورای انتقالی نظامی خبر داد که برای ۲ سال اداره امور کشور را برعهده خواهد گرفت. هر چند، احمد عوض بن عوف، تنها یک روز پس از رهبری کودتا از مقام خود کناره‌گیری کرد.وزیر دفاع سودان، خبر کناره‌گیری اش را از طریق تلویزیون ملی این کشور اعلام و ژنرال عبدل فتاح عبدالرحمان برهان را به عنوان جانشین خود معرفی کرد.ده‌ها هزار تن از مردم سودان از نوزدهم ماه دسامبر گذشته با حضور در خیابان‌های کشور خواستار قطع حمایت ارتش و برکناری البشیر رئیس‌جمهوری این کشور دست به تظاهرات می‌زنند .حتی مردم سودان طی روزهای گذشته پس از بازداشت عمرالبشیر بلافاصله با برگزاری تظاهراتی در برابر مقر ارتش در پایتخت خواهان تشکیل شورایی غیر نظامی برای اداره موقت این کشور شدند و نشان دادند که حضور نظامیان در قدرت را برنمی تابند. معترضان سودانی می‌گویند شورای نظامی بخشی از حکومت پیشین است و تا زمان ایجاد دولت انتقالی غیرنظامی به اعتراضات خود ادامه می‌دهند.با توجه به اهمیت موضوع و تحولات اخیر کشور سودان، پژوهشگر ایرنا با «جعفر قنادباشی» کارشناس ارشد مسائل آفریقا به گفت و گو پرداخت.

جرقه اولیه تظاهرات مردمی سودان

قنادباشی در ابتدای این گفت و گو بیان داشت: جرقه اولیه در کشور سودان در مورد گرانی نان شروع شد البته مردم در مجموع از عملکرد دولت سودان ناراضی بودند و لذا نتوانستند مشکلاتی را که از قبل تحمل می کردند را تحمل کنند .سودان در طول دوره حکومت عمر البشیر همواره مشکلات اقتصادی داشته است و مردم این کشور با فقر روبه رو بوده اند و هیچ گاه زندگی رفاهی نداشته اند.وی افزود: یکی از دلایل عمده تشدید اعتراضات در سودان حرکت رژیم سودان به سمت پادشاهی عربی بود لذا مردم این کشور نتوانستند هم فقر و هم مشکلات ناشی از شکاف طبقاتی را تحمل کنند. لذا تظاهرات مردمی سودان گسترش پیدا کرد و به سمت و سوی یک حرکت سیاسی رفت.

ارتش و جایگزینی نظام دموکراتیک در سودان

این کارشناس مسائل افریقا بیان داشت: هیچ گاه ارتش کارگردان خوبی برای انتقال قدرت نبوده است و در افریقا و جهان سوم هم ارتشیان به صورت ناموفق عمل کرده اند و همواره صحبت کردن از برقراری دموکراسی می کنند ولی تمهیدات برپایی انتخابات به گونه‌ای رقم می خورد و شرایط به نوعی آماد می شود که به نفع نظامیان و جناح قدرت باشد .

وی افزود: ارتش سودان تحت تاثیر سیاست‌های عربی است و در جنگ یمن ارتشیان این کشور حضوری فعال داشته اند و در واقع یکی از ارکان اصلی نیروهای حمله کننده به یمن یودند و در چند سال گذشته علیه مردم یمن جنگیدند ارتش سودان از نظر مردمی در داخل این کشور محبوبیتی ندارد و نمی تواند زمینه به وجود آوردن غیر نظامیان بر قدرت را فراهم کنند.وی افزود: مردم سودان نمی توانند به ارتشی اعتماد کنند که به نفع بیگانه کار می کند و از دید عربی و قومی به مردم نگاه می کند نه از دید مسلمان بودن، علاقه مند به موضوعات مذهبی نیستند و نمی‌توانند زمامدار و کارگردان صحنه انتخابات در کشور سودان باشند.

قضیه دارفور و نقش آن در سقوط دولت عمر البشیر

قناد باشی کارشناس مسائل آفریقا در این زمینه بیان داشت: قضیه دارفور که در آن جنگی بین ارتش سودان و شبه نظامیان در این کشور صورت گرفت داستانی است که غربی‌ها در آن اغراق کردند و بزرگ نمای رسانه ای صورت گرفت در دارفور دولت سودان عملکرد جنایت کارانه داشت اما نه در حد و اندازه ای که دولت‌های غربی از آن سخن گفتند.وی یادآور شد: از جهتی غربی‌ها کوشش کردند تا تعداد کشته شدگان این واقعه را بیش از ۱۰۰هزار نفر جلوه دهند که اگر چنین بود شاید تعداد مجروحین رقمی بالاتر از ۳۰۰هزار باشد که اساسا چنین نیست و راه اثبات آن سخت به نظر می رسد.وی افزود: در مجموع ارتشیان سودان در حکومت ۳۰ساله گذشته خود که خود عمر البشیر نیز یک ارتشی بود عملکرد قابل قبولی از نظر مردم سودان نداشته اند و تا زمانی که دولت سودان به سمت غرب گرایشات سیاسی همسو داشت و همراه سیاست‌های امریکا در یمن بود و مماشاتی با اسرائیل کرد دولت‌های غربی از اظهار نظر در مورد وقایع دارفور سکوت کردند و حرفی از دارفور در رسانه‌ها مطرح نشد. و در مجموع قضیه دارفور در سقوط عمر البشیر بی تاثیر نبوده است.

جدایی سودان جنوبی و نقش آن در سقوط دولت عمر البشیر

به گفته قنادباشی،۷۰ در صد نفت سودان در جنوب این کشور قرار دارد اگر فروش حاصل از درآمدهای نفتی به اقتصاد سودان ترزیق می شد مسلما بخش قابل توجه از مشکلات اقتصادی سودان حل می شد و شاید ما شاهد چنین تحولاتی در مورد سودان نبودیم.وی افزود: از نظر اقتصادی جدایی سودان جنوبی نقش زیادی در سقوط دولت عمر البشیر داشته است و دلارهای که از طریق شرکت در جنگ یمن وارد سودان می شد نیز به خوبی مورد استفاده نگرفت که بتواند مشکلات ناشی از اقتصاد در این کشور را حل نماید و دولت خارطوم نیز در جدایی دولت سودان خوب عمل نکرد و نتوانست از طریق عرق ملی مانع جدایی سودان جنوبی از این کشور شود و در واقع با سیاست غربی‌ها جهت جدایی سودان همسو شد.وی یادآور شد: گرچه سودان توسط یک همه پرسی و با رای اکثریت از کشور جدا شد اما دولت سودان نیز نتوانست با به کارگیری دیپلماسی و بهره برداری از چاه‌های نفت مشترک از میدان نفتی با سودان جنوبی وارد بهره برداری شود و جدایی سودان جنوبی از این کشور و از دست دادن بخش عظیمی از اقتصاد نفتی در پی این جدایی از دلایل اصلی سقوط دولت عمر البشیر در تاریخ کشور سودان محسوب می شود .

آگاهی داشتن عمر البشیر ازوقوع کودتا

این کارشناس مسائل آفریقا بیان داشت: عمر البشیر در جریان کودتا قرار داشت زیرا که کودتا بر دوگونه است یا براندازانه است یا جهت حفظ و تقویت نظام و کودتایی که در سودان صورت گرفته است جهت حفظ نظام سودان بود که در واکنش به اعتراضات مردمی صورت گرفته در این کشور انجام گرفت. به گفته قنادباشی، بر خی کودتای سودان را کودتا نمی دانند در صورتی کودتا انجام می‌گیرد که نظامیان خواستار تغییر کلی در رژیم باشند اما تغییر مهره‌ها در نظام سیاسی سودان به خاطر حفظ نظام در این کشور صورت گرفته است.

وی اظهار داشت: در کشور سودان نیز این گونه بوده است فرمانده اصلی حکومت انتقالی و رئیس شورای انتقالی ژنرال بن عوف دستیار عمر البشیر بوده است که در اسفند ماه پارسال توسط ایشان انتخاب شده و چون اعتراضات علیه ایشان شدید بود آقای برهان انتخاب گردید که ایشان نیز از نیروهای وفادار به آقای عمر البشیر هستند و فرمانده نیرو‌های اعزامی سودان به یمن بودند و از افراد نزدیک به عمر البشیر هستند و هیچ کوششی برای مجازات عمر البشیر انجام نمی دهند.

نقش عربستان در تحولات اخیر سودان

به گفته قنادباشی، دولت عربستان نگرانی شدید از تحولات در سودان داشت چون دولت سودان در سال‌های اخیر چرخش به سمت عربستان نموده بود و یکی از ارکان تشکیل دهنده نیروهای اعزامی به یمن محسوب می شد .قنادباشی افزود: سعودی‌ها نگران تغییرات اساسی در سودان بودند و ژنرال بن عوف نیز قبل از تحولات اخیر طی یک سفر به ریاض با ایادی رژیم سعودی مشورت کرده بود و شخصی که مورد اعتماد دولت عربستان است و دولت سعودی می‌خواهد کسی در سودان قدرت را در دست بگیرد که مخالف سیاست‌های عربستان در منطقه نباشد.وی بیان داشت: دولت ریاض کوشش می کند که حوداث اخیر در سودان را مدیریت کند و نظام سودان را حفظ نماید و شاید نتوانند در این زمینه موفق شوند زیرا که مردم سودان مخالف حمایت عربستان از نظام سودان هستند و خواستار تغییر کلی در بدنه قدرت در این کشور هستند.

راه حل بحران سیاسی در سودان

این کارشناس مسائل آفریقا در این زمینه اظهار داشت: راه حل بحران سیاسی در سودان در این است که مردم این کشور به سمت مردم سالاری دینی حرکت کنند چون سودان کشوری مسلمان است و باید قانون اساسی مبتنی بر فرهنگ داخلی تصویب شود و به سمت و سوی حرکت کند که خواست مردم این کشور در آن باشد.وی اظهار داشت: چون اکثریت مردم سودان مسلمان هستند هیچ قانون اساسی وارداتی را نمی پذیرند و نمی خواهند زیر سلطه دولت عربستان و غرب باشند و باید دولتی در این کشور شکل بگیرد که مبتنی بر آراء و خواست مردم این کشور شکل بگیرید نه اینکه که بر پایه زد و بندهای سیاسی در پشت پرده سیاست صورت گیرد.

سکوت معنادار عربستان و امارات

با وجود اینکه در ابتدا عربستان و امارات در واکنش به سقوط حکومت عمر البشیر هیچ موضع‌گیری نداشتند اما در حال حاضر هر دو نگران کشیده شدن این کشور به سمت آشوب هستند؛ آشوبی که منجر به بی‌ثباتی در شاخ آفریقا و متضرر شدن منافع این دو کشور می‌شود.به گزارش ایسنا، به نوشته روزنامه فرامنطقه‌ای رای الیوم، الیزابت دیکنسون، از گروه بین‌المللی بحران‌ می‌گوید، در سال‌های اخیر سودان به لحاظ استراتژیک برای کشورهای عرب حوزه خلیج فارس بسیار پر اهمیت بوده است و سقوط عمر البشیر به نوع خود رویدادی محوری و مهم است.بعد از چند روز سکوت عربستان و هم‌پیمان اصلی‌اش امارات، آنها بالاخره به نام “ثبات” به کنار رفتن عمر البشیر در پی کودتای ارتش و زیر فشار مردم این کشور واکنش نشان دادند.اما قطر همچنان به سختی سکوت اختیار کرده در حالی که قبل از اینکه البشیر به ریاض نزدیک شود نفوذ قابل توجهی در خارطوم داشت.به هر حال بیانیه واکنش ریاض و ابوظبی به سرنگونی هم‌پیمان‌شان با دقت و وسواس خاصی در بکارگیری عبارات و واژگان تنظیم شده بود.این دو کشور عربی بر “حمایت از ملت سودان” تاکید و نسبت به “گذار مسالمت آمیز″ ابراز امیدواری کرده و وعده‌های مبهمی درباره یاری به این کشور غرق در نابسامانی اقتصادی دادند .کریم بیطار از آکادمی روابط بین‌الملل و استراتژی گفت، عربستان و امارات در برابر هرگونه آشوب مردمی مقاومت می‌کنند.وی به خبرگزاری فرانسه اظهار کرد: آنها گروه‌هایی هستند که ترجیح می‌دهند وضع به همین منوال باقی بماند زیرا نگران هر گونه جنبش ملی – میهنی و اپیدمی شدن این مساله هستند. بیطار می‌گوید، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نسبت به وقایع سودان نگران هستند و نهایت تلاش خود را برای تضمین روند گذار در چارچوب تداوم باقی ماندن این کشور زیر سلطه ارتش به کار می‌گیرند.مصطفی العانی از مرکز تحقیقات خلیج فارس اظهار کرد، کشورهای حوزه خلیج‌فارس گذار خشونت‌آمیز قدرت را نمی‌خواهند و نمی‌خواهند شاهد فاجعه دیگری نظیر رویدادهای لیبی،‌ سوری و عراق باشند و معتقدند تنها راه، گذار مسالمت‌آمیز قدرت است.وی افزود: ریاض و ابوظبی به این نتیجه گیری رسیده‌اند که در سودان تا زمانی که روند زیر سلطه ارتش باقی باشد تغییر حتمی و قطعی بود همانطور که در الجزایر این گونه شد. عربستان و امارات حساسیت خاصی نسبت به تنش‌هایی دارند که نمی‌توان آنها را مهار کرد نظیر اتفاقی که در لیبی افتاد و این کشور از سال ۲۰۱۱غرق در آشوب و ناامنی شد و گروه اخوان المسلمین که دشمن دیرینه آنهاست در مصر و تاحدودی در تونس روی کار آمد. این دو کشور در مشارکت نظامی در یمن، تردید نکردند زیرا آنها حوثی‌ها را نزدیک به ایران می‌دانند و نمی‌توانستند شاهد تسلط حوثی‌ها بر بخش‌های بسیاری از یمن از جمله صنعاء، پایتخت باشند.در جنگ یمن حمایت ارتش سودان بنا به تصمیم عمر البشیر رئیس‌جمهوری مخلوع در قالب ائتلاف سعودی حاصل شدبرخلاف آن به نظر نمی‌رسد قطر که با ریاض و ابوظبی نزدیک به دو سال است اختلاف دارد از اتفاقات سودان خوشحال باشد؛ به گفته بیطار، این کشور تمایلاتی به حمایت از اپوزیسیون دارد مضاف بر اینکه نزدیکی دوحه به نظام البشیر آن را در وضعیت ناخوشایندی قرار داد.

گذار تحت کنترل

دیکنسون می‌گوید، سودان بر منافع حیاتی بسیاری از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس تاثیر دارد زیرا سودان هم‌پیمان اصلی سعودی‌ها در مواجهه با نفوذ ایران در شاخ آفریقا بود و همچنین نیروهایی را به یمن گسیل کرد.وی می‌افزاید، این کشور بازیگری تعیین کننده در نزاع بین اتیوپی و مصر درباره استفاده از آب رود نیل است که مولفه اصلی در امنیت غذایی آینده برای کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس است. دیکنسون ادامه داد، یکی از اهداف کشورهای عرب حوزه خلیج فارس پایبندی به امنیت سودان یعنی حفظ موسسات دولتی در جریان اصلاحات و روند گذار است. این کارشناس تاکید می‌کند: ما در خلیج فارس در سال ۲۰۱۱نبودیم زمانی که این کشورها کاملا در قبال گذار حساس بودند و نسبت به وضعیت شکننده کل منطقه مرحله گذار تحت کنترل را بهترین راه می‌دانستند.گروه بین‌المللی بحران در بیانیه‌ای هشدار داد، در صورت غرق شدن سودان در آشوب، تنش‌ها ممکن است فرارمزی باشند و به کشورهای دیگر نیز منتقل شوند.

پایان انقلاب‌های سودان و الجزایر خوش خواهد بود؟

کشورهای شمال آفریقا با دشوارترین محک خودشان مواجه هستند؛ آیا آنها می‌توانند مقابل گرایش به سوی حاکمیت خودکامه مقاومت کنند؟”به گزارش ایسنا، روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت: پس از تحریک ارتش سودان به عزل عمر البشیر، رئیس‌جمهوری نامحبوب سودان، اعتراضات سازمان‌یافته مخالفان رژیم نظامی به اعتماد ختم نشد. آنها عوض بن عوف، ‌رهبر کودتاچیان را وادار به استعفا کردند. حال آنها منتظرند و در خیابان‌ها کمپ زده‌اند تا ببینند آیا ژنرال جایگزین او، عبدالفتاح البرهان می‌تواند دغدغه معترضان برای دولت تحت رهبری غیرنظامیان را درک کند یا خیر.واضح است که تشکیلات امنیتی-نظامی سودان که ۳۰سال است بدون چون و چرا قدرت را به طور گسترده‌ای در اختیار داشته است، ایده اندکی از چگونگی برخورد با تظاهرات جمعی مسالمت‌آمیز و غیر خشونت‌بار معترضانی دارند که در ماه‌های اخیر خارطوم و شهرهای دیگر را پر کرده‌اند. بسیاری از تظاهرکنندگان جوان و از طبقه متوسط جامعه هستند. بسیاری از آنان را زنان تشکیل می‌دهند. جنبش آنها روی طیف سیاسی و اجتماعی گستردگی دارد نه مذهبی و ایدئولوژیک. ژنرال‌های سودان به معنای واقعی کلمه، عادت دارند که کنترل اوضاع را در دست داشته باشند. در حال حاضر آنها با چالشی کاملاً جدید مواجه هستند. جهان به نظاره نشسته است. آنها می‌دانند که نمی‌توانند -و بسیاری از سربازانشان نمی‌خواهند – برای پایان دادن به این آشوب به جبر متوسل شوند. سلاح‌های آنها عملاً کارآمد نیست.

بنابراین آنها باید مذاکره کنند و بدانند که هر مذاکره‌ای ممکن است به برکناری آنها منجر شود و همان طور که مجازات قضایی در انتظار عمر البشیر است که در کاخش بازداشت شد، همان روند هم در انتظار آنهاست. اما اوضاع هنوز هم به گونه‌ای است که مستعد ورود به مسیر اشتباه است. در حالی که ارتش هیچ برنامه‌ای ندارد، جمعیت شاغلین سودان(SPA) که سردمدار اعتراضات شده است، به وضوح برنامه‌هایی دارد. مانیفست آن موسوم به “اعلامیه آزادی و تغییر” درخواست کرده است تا دولت موقت ملی “از افراد واجد شرایط بر اساس شایستگی، صلاحیت و شهرت خوب” تشکیل شود. هدف اصلی آن ایجاد “ساختار دموکراتیک صحیح” به منظور برگزاری انتخابات آزاد است.عمر زین العابدین، سخنگوی این شورای نظامی که در حال حاضر تحت رهبری ژنرال البرهان است، گفت ارتش “هیچ تمایلی به نگه داشتن قدرت بیش از حد لزوم” ندارد. او خواستار گفت‌وگوی ملی با “تمام نیروهای سیاسی” شده است اما تظاهرکنندگان فشار را حفظ کردند. جمعیت شاغلین سودان که از “پیروزی اراده توده‌ها” شادمان است، خواستار “اعتصاب کامل تا زمان دستیابی به انتقال کامل قدرت” شده است. انقلاب‌ها به ندرت با شادمانی و خوشی به پایان می‌رسند و باید دید که آیا سودانی‌ها می‌توانند اراده خودشان را حکم‌فرما کنند یا خیر. به عنوان مثال، الجزایری‌ها با دقت این تحولات را دنبال خواهند کرد. تقاضای مشابه برای اصلاحات اصولی موجب شد تا این ماه الجزایری‌ها هم شاهد انقلابی باشند که طی آن عبدالعزیز بوتفلیقه، یک رئیس‌جمهوری سالخورده دیگر عزل شد.رهبران اقتدارگرا که ابایی از سلطه بر کشورهای خودشان ندارند، معمولاً به دنبال تحریک دیگران هم هستند. بر خلاف خارطوم، سیاستمداران مدنی همچنان کنترل الجزایر را در دست دارند اما نگرانی در آنجا این است که سیستم تغییری نخواهد کرد. احمد قاید صالح، ژنرال ارشد ارتش الجزایر از یکی از دوستان بوتفلیقه به عنوان رهبر موقت حمایت کرده است که باید تکلیف انتخابات جدید را مشخص کند. ژنرال صالح اخیراً به معترضان علیه “سماجت و درخواست‌های غیر قابل تحقق” هشدار داده است.در شرق الجزایر، لیبی است؛ کاملاً قابل فرض است که اکثر مردم لیبی هم حکومت‌های فراگیر و دموکراتیک را به تکه‌تکه شدن سیاسی، قومی و جغرافیایی که کشورشان را از زمان سقوط معمر قذافی گرفتار کرده است، ترجیح می‌دهند. اما یک حمله نظامی به دولت تحت حمایت سازمان ملل متحد در طرابلس از سوی یکی دیگر از ژنرال‌های خارج از کنترل به نام خلیفه حفتر، امید به خروج از این باتلاق را به باد داده است.تمام این سه بحران در شمال آفریقا به شکاف گسترده‌ای بین نیازهای عادی مردم و نخبگان حاکم اشاره دارد. هر سه کشور دارای جمعیت جوان و رو به گسترش هستند. به عنوان مثال نیمی از ۴۲میلیون جمعیت الجزایر در سن ۲۷سالگی یا کمتر هستند. انتظارات متمرکز بر مشاغل خوب، آموزش و پرورش، فرصت‌های اقتصادی و حکومتداری دموکراتیک و بازتر به شکل بی‌نظیری رشد می‌کنند. با این حال، یک روند متناقض و موازی که شمال آفریقا همراه با بقیه جهان درگیر آن است به تازه‌ترین سبک رهبری “مستبدان” تبدیل شده است. این امر مستلزم حکومت استبدادی یا اقتدارگرا است که دیدگاه‌های ملی‌گرایانه و غیر قابل تحمل را ترویج می‌دهد و حاکمیت قانون، آزادی‌های فردی و آزادی بیان را زیر پا می‌گذارد. حاکمیت مستبدان آمریکا، روسیه و چین را درگیر کرده است. این رویه مقلدهایی در سراسر خاورمیانه، از ترکیه و اسرائیل تا مصر و حوزه خلیج فارس پیدا کرده است .رهبران اقتدارگرا که ابایی از سطه بر کشورهای خودشان ندارند، معمولاً به دنبال تحریک دیگران هم هستند. به این ترتیب حاکمان غیر منتخب عربستان سعودی و امارات متحدۀ عربی که از ژنرال حفتر در لیبی حمایت می‌کنند، چنین روحیه‌ای را در او می‌بینند. هر دو کشور همچنین از عمر البشیر حمایت کردند و بی‌تردید مشتاق هستند تا اطمینان حاصل کنند جانشینان او راهش را ادامه می‌دهند. در صف مخالفان آنها برای نفوذ بر خارطوم هم، رهبران مستبد ترکیه و قطر قرار گرفته‌اند. آمریکای دونالد ترامپ و اسرائیل بنیامین نتانیاهو هم روی این بازی قمار کرده‌اند. اولویت اصلی آنها ادامه همکاری “ضد تروریسم” است، نه اصلاحات دموکراتیک. فشارهای پشت صحنه آمریکا ممکن است به توضیح استعفای ناگهانی روز جمعه احمد بن عوف کمک کند. او که پیش از این از سوی آمریکا به همدستی در نسل‌کشی در دارفور متهم شده بود، رهبری نبود که واشنگتن بتواند به راحتی با آن کار کند.بنابراین جنبش طرفدار دموکراسی سودان نه تنها باید بر نخبگان نظامی ارتش بلکه باید با مداخله نیروهای “مستبد” خارجی که از آن با اهداف خودخواهانه حمایت می‌کنند، غلبه کند. این نبردی سخت است و آنها باید اطمینان حاصل کنند که دوباره فریب نخواهند خورد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ