گام هایی به سمت تغییرات فرهنگی در ورزش کشور
 

ابوالقاسم کیانی ـ همیشه در بحث سطوح کلان مدیریتی ورزش یکی از ارکان انگیزشی برای فعالیت‌های بیشتر و بهتر لایه‌های زیرین، نه فقط حمایت‌های همه‌جانبه، بلکه هشدارهایی است که بعضاً نه به شکل آشکار بلکه از طریق آلارم‌هایی، صورت می‌پذیرد تا مسئولان مربوطه، اصطلاحاً حساب کار دستشان بیاید و وظایف محوله را به بهترین شکل انجام دهند که در غیر اینصورت پست سازمانی‌شان به خطر خواهد افتاد. تاکنون کم اتفاق نیفتاده که مدیری صبح که سر کار آمده متوجه شده باید باروبندیلش را جمع کند و جایش را به دیگری بدهد بدون اینکه کمترین آمادگی را برای این ماجرا، داشته باشد.

استفاده از مشاوران متخصص در برخی از عرصه‌ها در یک مجموعه مدیریتی، بخشی با مدیری برای آن، تعریف شده از جمله این هشدارهاست که چنانچه مدیر این بخش، آن را درست و به موقع درک نکند می‌تواند موجبات از دست رفتن پستش را بهمراه داشته باشد.

اتفاقی که یک سال پیش در کمیته ملی المپیک رخ داده آنچنان از سوی متولیان در زیرمجموعه مربوطه، درک نشده که امروز وظیفه‌ای مهم و دهان‌پرکن را که پیش از این انجام می‌دادند، ستادی با یک مدیر خارج از مجموعه مدیریتی رسمی کمیته ملی المپیک برعهده گرفته در جایی که تمامی برنامه‌ها از صفر تا صد را طراحی و اجرا می‌کند تا جایی که فقط به همکاری بخش مرتبط در کمیته ملی المپیک، بسنده می‌شود.

یکی دو هفته قبل بود که دکتر صالحی امیری، رئیس کمیته ملی المپیک اعلام کرد قرار است فعالیت‌های فرهنگی این کمیته توسط تیمی از وزارت ارشاد هدایت شود.

در همان زمان اعلام شد که ریاست این تیم برعهده امین عارف‌نیا ،مدیری از مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. تأکید بر این ماجرا که فقط یک نفر از کمیته ملی المپیک یعنی شعبانی بهار در این تیم شرکت دارد، نشان داد که طبیعتاً رئیس کمیته ملی المپیک با رصد برنامه‌های فرهنگی گذشته این کمیته در بازی های المپیک، آسیایی و حتی جهانی، از فعالیت‌های موجود رضایت نداشته و قطعاً آن را متناسب با شأن بخش فرهنگی کمیته ملی المپیک نمی‌دانسته است در غیر اینصورت که ماجرا مثل قبل پیش می‌رفت.

در آن زمان بود که گویا متولیان بخش فرهنگی کمیته ملی المپیک، متوجه آلارم شدند هر چند یکسال دیرتر از آنچه که باید رخ ‌داد. قاعدتاً از آنجا که تشکیل یکباره این ستاد، سئوالاتی مبنی بر کارآمد نبودن بخش فرهنگی کمیته ملی المپیک را به ذهن متبادر می کرد طبیعتاً فعالان این بخش بیش از هر کس دیگری کنجکاو ماجرا بودند.

همان هایی که یک سال قبل و زمانیکه امین عارف‌نیا با عقبه‌‌‌ای فرهنگی و سابقه کار با صالحی امیری در وزارت ارشاد به عنوان مشاور رئیس کمیته ملی المپیک منصوب شد، باید حساب کار دستشان می‌آمد که این مشاور از آن مشاوران صوری و نمایشی نیست چرا که بحث فرهنگ در ورزش از سوی متولیان مربوطه چه در کمیته ملی المپیک و چه در وزارت ورزش و جوانان با فعالیت‌هایی بی‌تأثیر و کمرنگ دنبال می‌شد و ضعیف بودن مدیران مربوطه باعث می‌شد که هر روز بخش «فرهنگی» ورزش، کمرنگ‌تر و برنامه‌های سمبلیک فرهنگی که پشت هیچکدام از آنها، فعالیت‌ها و بررسی‌های میدانی دیده نمی‌شد، بی‌تأثیرتر از قبل باشند در حالیکه متولیان فرهنگ ورزش هم، قصد مقصر جلوه دادن دیگران را داشتند تا پذیرفتن مسئولیت در وظیفه محوله را که در آن موفق، نبودند! پس کار ستاد فرهنگی که امروز وظیفه فعالیت‌های فرهنگی المپیک ۲۰۲۰ توکیو را برعهده گرفت، از یک سال قبل و چراغ خاموش استارت خورد اما قطعاً چنانچه متولیان بخش فرهنگی کمیته ملی المپیک آمدن عارف‌نیا را یک هشدار تلقی می‌کردند، شاید امروز می‌توانستند مثل گذشته متولی فعالیت‌های فرهنگی المپیک ۲۰۲۰ توکیو باشند البته به شرط اینکه تغییر رویه را در دستور کار خود قرار می‌دادند.

علی ‌ای‌ حال، اعلام تشکیل چنین ستادی از سوی صالحی امیری بیش از هر کسی، بخش فرهنگی کمیته ملی المپیک را غافلگیر کرد و ظاهراً چنان به آنان برخورد که شاید در قبال گلایه ضمنی آنان کیکاوس سعیدی سرپرست دبیری این کمیته وارد میدان شد و طی مصاحبه‌ای مبسوط در یکی از خبرگزاری‌ها در حمایت از همکارانش اعلام کرد تمامی برنامه‌های فرهنگی المپیک توکیو از صفر تا صد با بخش فرهنگی کمیته ملی المپیک است و مشارکت وزارت فرهنگ و ارشاد بیشتر جنبه حمایتی دارد. موضوعی که همان زمان هم خیلی منطقی به نظر نمی‌رسید بخصوص که مسئول این ستاد با پروژه‌هایی که مدنظر دارد عضوی از وزارت فرهنگ و ارشاد بود و البته مصاحبه مبسوط او با یکی از خبرگزاری‌ها و پاسخ های مشروح وی به سئوالات طرح شده، تأیید کرد که تمامی برنامه‌های فرهنگی برای المپیک توکیو، از صفر تا صدش در این ستاد، طراحی می‌شود در حالیکه بخش فرهنگی کمیته ملی المپیک هم همکاری دارد و البته قرار است قسمت عمده منابع مالی لازم از طریق این کمیته و بخشی هم از طریق اسپانسرها باشد.

امین عارف‌نیا طی گفتگوی خود با یکی از خبرگزاری‌ها با اشاره به اینکه از همان یک سال قبل که به عنوان مشاور صالحی امیری مشغول به کار شد این ماجرا را پرورانده بود، تأکید کرد که برنامه‌های رسمی و کلاسیک و خاص و نمادینی که پیش از این در رویدادهایی نظیر المپیک یا جام جهانی برپا شده پاسخگوی نیازها نبوده با توضیحات مبسوطش نشان داد که نیاز به تغییر نگرش و رویه موجود برای تأثیرگذاری برنامه‌‌های فرهنگی المپیک، لازم و ضروری است و در این راه نه فقط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بلکه شهرداری‌ها و گروه‌های بومی و محلی هم می‌توانند کمک‌رسان های خوبی باشند.

عارف‌نیا یک تنه، از همه آنچه که نهایتاً برای تغییر برنامه‌های بی‌تأثیر فرهنگی در ورزش لازم است، با ارائه برنامه‌های پیش‌بینی شده در المپیک توکیو، گفت و با اشاره به اینکه برنامه‌های فرهنگی این ستاد با پایان یافتن المپیک، پایان نمی‌یابند،‌ آب پاکی را روی دست کسانی ریخت که تا به امروز کمترین تأثیرگذاری را در امور محوّله داشته‌اند تا اشاره‌ای تلویحی بر این باشد که علی‌رغم همه توجیهات ریز و درشت متولیان فرهنگی ورزش کشور در به گردن نگرفتن تقصیرهای حوزه فرهنگی، اگر تغییر رویه ندهند روزی می‌رسد که حضور آنان هم در صندلی مدیریت فرهنگی ورزش مثل برنامه‌های بی‌تأثیرشان، سمبلیک و نمادین باشد و افراد متخصص جایشان را خواهند گرفت.

Email this page

نسخه مناسب چاپ