مادرانگی و شاعرانگی؛ تصویری دلنشین از یک زوج سالمند
گلاب آدینه و شمس لنگرودى در دوباره زندگی
سیدرضا صائمی
 

«دوباره زندگی» به عنوان نخستین فیلم بلند رضا فهیمی است که پیش از این فیلم کوتاه«کودکان ابری» او جوایز بسیاری را از جشنواره داخلی و خارجی دریافت کرده بود.
«دوباره زندگی»، قصه‌ مرد و زن میانسالی است که قصد رفتن به خانه‌ سالمندان را دارند، اما دست روزگار آنها را مجبور به ادامه‌ زندگی در کنار یکدیگر می‌کند.
فارغ از قصه فیلم و حال و هوای غمناکی که دارد، دوباره زندگی از آن فیلم های حال خوب ‌کن است.
شاید بخشی از این ویژگی به حضور گلاب آدینه و شمس لنگرودی به عنوان بازیگران اصلی فیلم برمی گردد که یکی به عنوان نماد مادرانگی و دیگری نماد شاعرانگی به روایت زندگی می ‌پردازند. روایتی که از تداوم جریان زندگی حرف می زند.
«دوباره زندگی» بخش عمده ای از تم و مضمون خود را مدیون دو بازیگر اصلی خود است. دو بازیگری که تمام بار معنایی و پیچیدگی های آن را بر دوش دارند.
اگرچه قصه از حیث رخداد، التهاب بیرونی ندارد و لذا با موقعیت های پر تنش و کنشی مواجه نیستیم،اما با نوعی تعلیق درونی و فراز و نشیب های رفتاری و عاطفی در آن مواجهیم که می توان آن را از طریق رمزگشایی از بازی ‌ها بازنمایی کرد.
در این فیلم با گلاب آدینه ای مواجهیم که اگرچه همان سویه های مادرانگی همیشگی را با خود دارد، اما شخصیتی درونگرا و آرام دارد که نشانه ای از جنب و جوش زیر پوست شهر و بی ‌قراری های مهمان مامان در آن نیست.
شاید همین تصویر ذهنی از آدینه، متفاوت بودن او در نقش ریحان در «دوباره زندگی» را پررنگ تر می کند و مختصات کاراکتر را با منطق روانشناختی قصه هماهنگ می سازد. آدینه با کنترل بدنی بر بازی های بدنی خود و نگاه غم ‌زده ‌ای که دارد، به ریحان هویتی متمایز از سایر نقش هایش می بخشد. و از آن سو با مرد قصه مواجهیم که شاعرانگی ‌اش را به عنوان تصویر ذهنی از قبل داریم و حالا با شخصیتی مواجه می شویم که نه تنها با هویت و ویژگی های او در مقام شاعر که حتی با تصویر تازه ‌ای از او در مقام بازیگر مواجه هستیم که نسبت به نقش های قبلی اش، متمایز است.
برخلاف ریحان، اصلان از شخصیت برون ‌گراتری برخوردار است و سعی می کند این روحیه را به همسرش نیز منتقل کند. برون گرایی اصلان البته همچنان با آرامش وطمأنیه شخصی شمس لنگرودی درهم تنیده می شود و آن را به بازی ملتهب و پرتنش بدل نمی سازد.
در فرایند قصه البته شاهد یک چرخش رفتاری هم هستیم. در ابتدا ریحان غمگین و گوشه گیرتر است و در پایان اصلان به واسطه تجربه تلخ مرگ فرزند، درونگراتر می شود و حالا نوبت ریحان است که انگیزه و امید به زندگی را در او تقویت کند. به واسطه اینکه کل قصه بر ‌دوش این دو بازیگر است، حجم بازی او نسبت به سادگی قصه بالاست و در واقع فیلم از جنس فیلم هایی است که توان بازیگری بازیگرانش را به چالش و آزمون می کشد. آرامش و طمانیه هر دو بازیگر کمک می کند تا علیرغم تراژدی درونی قصه، حال مخاطب خوب شود. بخش مهمی از این حال خوب، از حس و حالی است که این دو بازیگر به کالبد و روح قصه می دمند.
آدینه و لنگرودی در دوباره زندگی، تصویری از یک زوج سالخورده دلنشین را در حافظه سینمایی ما ثبت می کنند. تماشای دوباره زندگی در این زمانه یاس و افسردگی می تواند به یک فیلم درمانی بدل شود.
فیلمی که نشان می دهد همه آنچه که برای مرگ و بازنشستگی و سالمندی فراهم شده، می ‌تواند برای زیستن و دوباره زندگی کردن مورد استفاده قرار گیرد.

code

نسخه مناسب چاپ