۲۰۱۸، سال تداوم ناامنی در شمال آفریقا
بخش اول
 

صابر گل عنبری در گفتگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که کشورهای شمال آفریقا در سال جاری با همان چالش‌های امنیتی و سیاسی سالهای پیش مواجه هستند. عوامل زیادی می تواند این چالش‌ها را تشدید کند. تداوم بی‌ثباتی سیاسی، اختلافات سیاسی میان کشورها، موج بازگشت نیروهای داعش از سوریه وعراق، نفوذ القاعده، دخالت قدرت‌های خارجی و غیره از تهدیدات پیش روی این منطقه است .در سال ۲۰۱۳ بعد از ظهور داعش در سوریه و در ادامه ژوئن ۲۰۱۴ گسترش دامنه نفوذ آن به عراق این گروه ترروریستی برنامه تکثیر و حضور در سایر مناطق را در دستور کار قرار داد که یکی از این مناطق کشورهای عربی شمال آفریقا بود؛ مصر، لیبی و تونس و تا حدودی هم الجزایر کشورهایی هستند که نشانه‌های ظهور داعش در آنها طی ۲سال اخیر پدیدار شده است، نیروهای ارتش مصر و لیبی بارها با تروریست‌های داعش درگیر شده‌اند.
این درگیری‌ها به ویژه در مصر در منطقه سیناء و در مرزهای لیبی و مصر به ویژه پس از اعدام شهروندان قبطی مصر توسط داعش و انتشار فیلم ویدئویی آن شدت بیشتری داشته البته شدت فعالیت داعش در لیبی به دلیل شرایط نا به سامان این کشور بیشتر از سایر همسایگان شمال آفریقایی آن است. درگیری‌های نیروهای امنیتی با داعش در یک سو و عملیات و اقدامات تروریستی داعش در سوی دیگر سال گذشته میلادی را برای این منطقه از آفریقا به سالی از ناامنی در حال گسترش بدل کرد که می تواند علیرغم تمام تلاش‌های این کشورها در دفع تهدید داعش، سال جاری میلادی را هم، سالی همراه با خشونت و ترس از تروریسم کند. دیپلماسی ایرانی برای تحلیل شرایط و وضعیت کشورهای شمال آفریقا در سال ۲۰۱۷ و نیز ارزیابی اقتضائات این کشورها در سال جاری میلادی گفت وگویی را با صابر گل عنبری، کارشناس مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا داشته که در ادامه می خوانید:
- اساساً جایگاه و ظرفیت کشورهای شمال آفریقا بعد از شکست داعش در سوریه و عراق در سال ۲۰۱۷ را نسبت به پذیرش این گروه را چگونه ارزیابی می‌کنید؛ آیا می توان این تحلیل را داشت که به واسطه فاصله نزدیک این حوزه (کشورهای شمال آفریقا) داعش از ظرفیت‌های ژئوکالچریک (فرهنگ غالب اسلام) و نیز امتیازات ژئوانرژیک مانند هلال نفتی در لیبی و ذخایر غظیم نفتی خارج از حوزه شمال آفریقا مانند نیجریه به فکر بازسازی خود در این مناطق بوده و سپس به خاورمیانه بازخواهد گشت؟
* از چند جهت شمال آفریقا این ظرفیت را دارد. نخست این که در گذشته شمال آفریقا و در کل، صحرای بزرگ و حتی منطقه ساحلی یکی از خاستگاه‌های اصلی گروه‌های سلفیت جهادی بوده است. در بخش‌هایی از این منطقه از جمله الجزایر و مصر حضوری فعال و پایگاه داشته اند. اساسا ریشه‌های سلفیت جهادی به دهه هفتاد میلادی قرن گذشته در مصر یکی از هفت کشور شمال آفریقا بر می گردد. چه از لحاظ تئوری پردازی و تشکیلاتی که داستان با جماعت المسلمین یا همان جماعت دعوت و هجرت به رهبری شکری مصطفی شروع شد. کما این که در این دهه نیز محمد عبدالسلام فرج کتاب “الفریضه الغائبه” را نوشت و بحث “دشمن نزدیک” (رژیم‌های عربی) را مطرح کرد. چه در عرصه عملیاتی نیز که شاهد ترور انور سادات، رئیس جمهوری مصر به دست خالد اسلامبولی هستیم. در الجزایر نیز در دهه نود، لغو نتائج انتخابات که در آن جبهه نجات اسلامی پیروز شده بود، واکنش خونین برخی گروه‌های مسلح اسلامی از جمله جماعت مسلح اسلامی “جیا” را به دنبال داشت که بیش از یک دهه ادامه داشت. در این دهه نیز این گروه‌ها در الجزایر رشد زیادی داشتند. دوم این که برخی کشورهای شمال آفریقا پس از شروع بهار عربی در ۲۰۱۱ تجربه ای مشابه عراق و سوریه داشته اند. اساسا همین شمال آفریقا خاستگاه اصلی انقلاب‌های عربی بود که بعدا به خاورمیانه سرایت کرد. همین اوضاع آشفته و نارضایتی‌ها، همچنین مقاومت برخی حاکمان در برابر اعتراضات از جمله در لیبی، و از سوی دیگر شرایط خاص مصر از انقلاب تا کودتا و بعد از آن تاکنون، شرایط امنیتی، سیاسی و اجتماعی شکننده ای را برای بروز و ظهور و تداوم گروه‌های تندرو فراهم کرده است. سوم این که ساختار قبیله ای و جغرافیایی مناطقی در شمال آفریقا از جمله در مصر، لیبی و الجزایر ظرفیتی را برای این جریان‌ها فراهم کرده و تجربه این گروه‌ها نشان داده است که از این ساختارهای اجتماعی بهره برداری‌های بهینه ای کرده اند. وضعیت جغرافیایی نیز در شکل گیری و تداوم فعالیت این گروه‌ها در این منطقه نقش داشته است.
اما راجع به بخش دیگر سوالتان عرض کنم که همواره داعش روی مناطقی دست گذاشته است که از منابعی از جمله نفت برای تامین مخارج سلطه سرزمینی خود برخوردار باشد. از این منظر، هلال نفتی لیبی همواره مطمع نظر گروه داعش بوده و هست. این منطقه نفتی ۸۰ درصد از نفت کشور لیبی را در خود جایی داده و میان دو منطقه “سرت” و “بنغازی” واقع شده که گروه‌های جهادی از جمله گروه تندرو داعش در طول این منطقه فعال است. داعش همواره در سال‌های اخیر از جمله در چند ماه اخیر حملات پراکنده ای به نوار جغرافیایی ۲۰۰ کیلومتری که هلال نفتی در آن واقع است، داشته است. به عنوان مثال در همین نوامبر گذشته در منطقه “هراوه” در نزدیکی خلیج “سدره” تحرکات مشکوکی از نیروهای داعش مشاهده شد که به دنبال آن ارتش تحت فرماندهی خلیفه “حفتر” اعلام آماده باش داد. در این میان، چندگانگی حاکمیتی در لیبی و تداوم اختلافات سیاسی ظرفیتی را برای داعش فراهم کرده است که هر لحظه امکان حمله مجدد آن به منطقه نفتی وجود دارد. در نیجریه نیز وضعیت زیاد فرقی نمی کند. بوکو حرام همواره به دلتای نیجر چشم طمع داشته و حملاتی را به زیرساخت‌های نفتی و گازی در این منطقه انجام داده و تعدادی از مهندسان نفت را در حملات جداگانه‌ای کشته است. در همین میان هم، اراضی تحت کنترل بوکوحرام در شمال شرقی نیجریه نفت خیز است و دولت نیجریه به علت اوضاع حاکم بر این مناطق، در عملیات اکتشاف و استخراج نفت با مشکل جدی مواجه است.
اما در خصوص بخش پایانی سوال شما باید عرض کنم که سخن گفتن از بازگشت داعش به خاورمیانه به این سادگی نیست. اولا اگر منظور از بازگشت سلطه سرزمینی باشد که این یقیناً دور از انتظار است، اما اگر منظور عملیات‌های داعشی است، خوب این مساله به ثبات و اوضاع سیاسی حاکم بر کشورهایی بر می گردد که داعش از آنها بیرون رانده شوند. چنین عملیات احتمالا تداوم خواهد یافت. هنوز نیروهایی از داعش چه در سوریه و چه در عراق حضور دارند، هر چند این حضور پراکنده و جنبه سلطه سرزمینی مثل گذشته را ندارد، اما خود یک تهدید است.خود لیبی استعداد تبدیل شدن به پایگاه داعش را دارد و همین مساله اروپایی‌ها را بسیار نگران کرده است. یقینا طرح‌هایی برای مقابله با این مساله دارند. در سال ۲۰۱۸ اگر بحران داخلی لیبی لاینحل بماند و گشایشی حاصل نگردد، احتمالا شاهد توسعه سرزمینی داعش در این کشور باشیم که همین مساله خطراتی را برای اروپا هم به دنبال دارد. اما سلطه آن بر کل لیبی با توجه به حضور گروه‌های مسلح قدرتمند دیگر بسیار بعید است.
- با توجه به حوادث تروریستی نسبتاً شدید در مصر در طی سال گذشته میلادی شرایط و آثار این دست از حوادث را بر شرایط این کشور چگونه ارزیابی می کنید؟ ائتلاف گروه تروریستی “ولایت سینا” یا همان “انصار بیت المقدس″ در ائتلاف نوامبر ۲۰۱۴ با داعش می‌تواند چه آینده‌ای را برای صحرای سینا رقم بزند؟ مجاورت این مناطق با اسرائیل اساسا می تواند تهدیدی علیه تل آویو برای سال آتی باشد، چرا که مرکز پژوهش‌های امنیت قومی رژیم صهیونیستی ارزیابی استراتژیکی را از خطراتی که این رژیم در سال جدید میلادی با آن مواجه است، انجام داد، در این ارزیابی تهدید سوم در سال ۲۰۱۸ برای اسرائیل، داعش است که به رغم شکست در عراق و سوریه به مرزها با اسرائیل نزدیک شده است. نکته مهم اینجاست که این ارزیابی نشان می دهد که داعش فعالیت‌هایش را به جنوب سوریه در مرز با جولان و سینا منتقل کرده است و حضور داعش در این دو منطقه برای اسرائیل خطر محسوب می شود.
* چنانی که اشاره کردید سال ۲۰۱۷ یکی از خون بارترین سال‌های مصر بر اثر وقوع چنین عملیات و حوادثی بود. در این سال با وجود افزایش حملات ارتش مصر، حملات ولایت سینا، همچنان تداوم داشت و شاهد عملیات‌هایی بودیم که در طول تاریخ مصر بی سابقه بوده است. از جمله حمله به مسجد الروضه در نوامبر گذشته که هر چند هنوز در‌هاله ای از ابهام قرار دارد و گویا داعش رسماً به عهده نگرفته، اما دولت مصر، این گروه را متهم کرده است. در این حمله بسیار خونبار ۳۱۱ نفر کشته شدند. در کنار این نیز، حملات سنگینی نیز علیه ارتش و پلیس مصر صورت گرفت. خود داعش در آماری اعلام کرد که تنها در چهار ماهه اول سال ۲۰۱۷، ۱۷۲ نیروی ارتش و پلیس مصر را کشته است. بعد از آن هم دهها عملیات دیگر از جمله حدود چهار عملیات علیه کلیساهای قبطیان مصر صورت گرفت که دهها کشته و زخمی داشت. بنیاد “سیاسات خاورمیانه ای واشنگن” (TIMEP) در گزارشی در همین اواخر ۲۰۱۷، تعداد عملیات‌های ولایت سینا از ژانویه تا نوامبر این سال را حدود ۳۳۲ عملیات اعلام کرد. در این گزارش آماده است که این عملیات از لحاظ کمی کم تر از ۲۰۱۶، اما خون بارتر بوده است. حقیقتاً، دورنمای روشنی برای صحرای سینا متصور نیست. چند فاکتور تاثیرگذار در این زمینه وجود دارد. اول این که همچنان نگاه دولت مصر به این منطقه امنیتی است و مشکل را تنها در بعد امنیتی آن می بیند، نه اجتماعی و اقتصادی و سیاسی. تا زمانی که این نگاه حاکم است و ارتش تنها متولی سیناست، نمی توان افق روشنی را برای این منطقه مهم و راهبردی متصور بود. تا زمانی که در کنار مبارزه با گروه‌های تندرو در سینا، برنامه مدونی برای توسعه انسانی و اقتصادی منطقه وجود نداشته باشد، بهبودی اوضاع آن دور از انتظار است. اما درباره خطرات ولایت سینا برای اسرائیل باید گفت که با وجود این که هر از چند گاهی شاهد راکت پراکنی‌هایی از سینا به سمت مناطقی در فلسطین اشغالی هستیم، اما با توجه به معادله “دشمن قریب” و “دشمن بعید” در داعش، فعلا بعید است که عملیات ولایت سینا به سمت اسرائیل شیفت پیدا کند. فعلا اولویت داعش در سینا نیروهای نظامی مصری است. اخیراً هم اولویت معناداری در عملیات ولایت سینا هویدا شده و آن هم، اقدام علیه مقاومت فلسطین در نوار غزه است. چند روز قبل ولایت سینا فیلم کوتاهی از اعدام یک مصری از قبیله سوارکه پخش کرد که به اتهام ارسال سلاح برای مبارزان گردان‌های شهید عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس اعدام شد. در این فیلم، ولایت سینا، گردان‌های قسام را مشرک و مرتد توصیف کرد. این تحول خطرناکی است و می رود که عملیات داعش در سینا به نوار غزه شیفت پیدا کند نه اسرائیل.
- لیبی اندکی پس از سقوط دیکتاتور سابق این کشور، معمر قذافی، درگیر جنگ‌های متعدد و بی پایان داخلی است، به طوری که در حال حاضر دو دولت اسلامی (طرابلس و مصراته ) و سکولار (طبرق)، هر یک بر بخش‌هایی از این کشور حکمرانی می کنند و در پی هرج و مرج‌های بی سابقه ای که لیبی در حال تجربه آن است، ارتش این کشور نیز در ضعیف ترین موقعیت خود قرار دارد. آیا این شرایط می تواند در سال ۲۰۱۸ لیبی را به پایگاه اصلی داعش در شمال آفریقا بدل کند؟ در سایه گمانه زنی‌های حضور سیف الاسلام قذافی برای انتخابات ریاست جمهوری شانس حضور او نیز در صورت به قدرت رسیدن او تاثیراتش بر تحولات لیبی را چگونه می بینید؟
* اول اجازه بدید نکته ای را تصحیح کنم، ما در لیبی چیزی به نام حکومت سکولار و اسلامگرا نداریم. این تقسیم بندی احتمالا به خوانش اشتباهی نزد خواننده محترم منجر می شود و این تصور را القا می کند که دو حکومتی شدن لیبی اساسی ایدئولوژیک دارد که این درست نیست. در حقیقت ما در لیبی سه دولت داریم، یکی در طرابلس تحت عنوان دولت “وفاق ملی” که مورد شناسایی بین المللی است و دولت قانونی لیبی محسوب می شود و دیگری دولت “طبرق” یا دولت “موقت لیبی” که مورد حمایت خلیفه حفتر و برخی حامیان منطقه‌ای آن است. سومی هم حکومت نجات ملی است که پایگاه آن مصراته است و در طرابلس هم نیروهایی دارد. حکومت نجات ملی برخاسته از همان کنگره ملی لیبی است که قبل از توافق صخیرات مغرب در ۲۰۱۵، قدرت را در طرابلس واگذار کرد، اما بعد از کارشکنی‌های خلیفه حفتر دوباره به صحنه بازگشت. ببینید در پاسخ به سوال اول، خدمت تان عرض کردم که اوضاع سیاسی و امنیتی شکننده شمال آفریقا به ویژه در لیبی، این کشور را به مستعدترین منطقه برای حضور جدی داعش و بقیه گروه‌های تندرو تبدیل کرده است. با توجه به شکست داعش در سوریه و عراق و وجود گزارش‌هایی درباره بازگشت تعداد قابل توجهی از عناصر آن به مناطقی در شمال آفریقا و در راس آنها خود لیبی بعید به نظر نمی رسد که سال ۲۰۱۸ شاهد تبدیل شدن لیبی و دقیق تر عرض کنم، بخش‌هایی از این کشور در مرکز و جنوب به پایگاه داعش باشیم. ژنرال توماس والدوزر فرمانده “فریکوم” (فرماندهی نیروهای آمریکا در ساحل) می گوید که هر اندازه فشارها به داعش در سوریه و عراق بیشتر شود، جنگجویان این گروه بیشتر دنبال جای پا در لیبی می‌گردند. کشورهای همسایه لیبی نیز با توجه به اوضاع نابسامان این کشور، چنین نگرانی جدی دارند. به همین خاطر این کشورها در حال رایزنی با هم برای حل مشکل لیبی هستند. اما اختلافات متعدد میان خود این کشورها و تعدد وابستگی خارجی طرف‌های حاکم بر لیبی، مشکل بزرگی فراروی حل بحران داخلی لیبی است. همین یک ماه پیش بود که آقای عبدالقادر مساهل، وزیر امور خارجه الجزایر گفت که پس از شکست‌های داعش در سوریه و عراق، گزارش‌های اطلاعاتی حاکی از آن است که منطقه ما، منظور ایشان شمال آفریقاست، با بازگشت جنگجویان خارجی در داعش مورد تهدید جدی است. حقیقتا گر چه بهار عربی تغییر و تحولاتی را در کشورهای مشمول آن ایجاد کرد، اما دولت‌های قبلی هنوز به طور کامل از میان نرفته اند و مشغول بازتولید خود هستند. به عربی به آنها “الدوله العمیقه” گفته می شود. در مصر مجدداً توانست به قدرت باز گردد. در یمن نیز تلاش‌هایی در جریان است تا پسر علی عبدالله صالح قدرت را در آینده در دست گیرد. در لیبی نیز تلاش‌هایی وجود دارد تا سیف الاسلام قذافی به قدرت برسد. در حقیقت آزاد کردن او، مقدمه ای برای این مساله است. یک محور عربی قدرتمند به رهبری عربستان و امارات که جریان ضد انقلاب‌ها را هدایت می کند، پروژه بازگرداندن وابستگان دولت‌های پیشین به قدرت را دنبال می کند. از این منظر، بعید نیست که در آینده طرح به قدرت رساندن سیف الاسلام قذافی وارد فاز اجرایی شود. وی از دوستان محمد بن زاید و محمد دحلان است. البته اوضاع لیبی خیلی پیچیده است. به این راحتی هم، این اتفاق نمی تواند روی دهد. گروه‌های مسلح در لیبی قدرت زیادی دارند و به این سادگی با این مساله کنار نمی آیند. ساختار لیبی قبیله ای است و در چنین ساختاری نیز، قدرت‌های حامی سیف الاسلام نهایت تلاش خود را برای جلب قبایل بزرگ با ریاست جمهوری او انجام خواهند داد.
ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ