بهگزارش جماران به نقل از روابط عمومی دفتر حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق کشورمان در این دیدار با تبریک میلاد با سعادت حضرت ثامن الائمه امام علی بن موسی الرضا(ع)، جایگاه آن امام همام به عنوان معلم بزرگ ادب، علم و معرفت؛ اخلاق، انسانیت و خدا و خداشناسی را یادآور شد و گفت: امیدوارم که به برکت وجود او و پیامبر عظیمالشان و همه امامانمان بتوانیم راه آیندهمان را روشنتر از گذشته بیابیم و طی کنیم و ارزشهایی که مورد توجه این بزرگواران بود در وجود خودمان و در جامعهمان پیاده شود. وی همچنین با اشاره به همزمانی این ایام و سال جدید تحصیلی، تصریح کرد: پیشاپیش خسته نباشید میگویم به همه کسانیکه در عرصة آموزش و پرورش این مهمترین بخش جامعه ما تلاش میکنند، چه در اداره آن، چه در تعلیم و چه در تربیت. معلمان عزیز، مربیان بزرگوار و مدیران محترمی که آماده میشوند تا برای میلیونها عزیزانی که چه بذرهایی هستند که کاشته میشوند تا در آینده تبدیل به درختهای تنومند در جامعه ما باشند، چه نهالهایی که در حال رشد و نمو هستند، خدمت کنند، تا انشاءالله جامعهای در آینده داشته باشیم، بهتر از جامعهای که امروز هست.
رئیسجمهور اسبق کشورمان در ادامه با خیر مقدم گویی به انبوه دانشآموزانی که از مقطع پیشدبستانی تا پایان دبیرستان در آموزش و پرورش حضور خواهند یافت، آنها را روح جامعه معرفی کرد و گفت: ما مسئولیت بزرگی نسبت به این عزیزان داریم. امیدواریم با امیدی که با انتخابات در جامعه ما ایجاد شده و طلایههای تحول مثبتی که براساس ارزشهایی که در انقلاب ما بود در جامعه ما پدید آمده است شاهد تحولات چشمگیر در جهت شناخت بهتر ارزشهای انقلاب و مصالح ملک، ملت و پیاده شدن آنها در جامعه باشیم.
وی در ادامه با استناد به نظریات ابن خلدون مبنی بر اینکه مبنا، مایه و پایه جوامع و حکومتها عبارتست از عصبیت، افزود: او با تحولاتی که در این عصبیت میشود، تحولات جامعه را تبیین میکند. به نظر وی هر وقت عصبیت محکم و استوار باشد و حاکمیت بر پایه این عصبیت استوار باشد، جامعه؛ مستحکم است، وقتی سست میشود، حکومت هم سست میشود و شیرازه جمع متزلزل میشود تا عصبیت دیگری بیاید و آن دیگری را براندازد و این دور تاریخی تکرار میشود. وی ادامه داد: ابنخلدون در حالی که خلافت اسلامی را میستاید، اما تحول خلافت اسلامی به امپراتوری را یک امر طبیعی میداند، میگوید بعد از خلافت راشده، حکومت اسلامی تبدیل به حکومت امپراتوری شد، ولی میگوید این مسیر، مسیر طبیعی بود. آنچه در صدر اسلام پیش آمده بود، خلاف طبع جوامع و سیر تاریخی جامعه بود؛ گرچه ارزش داشت. از آنها تقدیر میکند ولی میگوید خلاف طبع جامعه بود. جامعه برگشت به طبیعت اصلی خودش و جریان را ادامه داد.
خاتمی در ادامه یادآور شد: ابنخلدون فهمیده بود که با اسلام تحولی ایجاد شده و متوجه شده است که بعد از ۵۰ـ۴۰ سال تحول دیگری ایجاد شده است که ما میگوییم انحراف از آن معیارها. او میگوید بازگشت جامعه به طبیعت خودش. البته زمان زیادی طول کشید و فداکاریهای فراوانی شد که جامعه، عرف و عقلانیت بشری به این نتیجه برسد که به جای اینکه عصبیت پایه جمع و حکومت باشد میتواند «اراده و خواست و رضایت مردم» پایه جامعه باشد و روح دموکراسی هم در دنیای جدید همین است. و مسأله، مسأله ارزشمندی است. و به جای جامعه عصبی و جامعه قومی و قبیلگی و عشیرگی، جامعه مدنی مستقر شود. رئیسجمهور اسبق کشورمان در ادامه با تأکید بر اینکه سیر تاریخی ما با سیر تاریخی غرب متفاوت است، گفت: غرب در سیر تاریخی خودش به جامعه مدنی رسیده با ارزشهای خودش. از جمله اینکه حرمتی که انسان دارد و انسانی که در آنجا هست آن انسان، انسان زمینی است، یعنی با آمال و ارزشهایی که متعلق به این دنیا است، اعتبار داده میشود. یا به کلی شأن متعالی وجود انسان نفی میشود یا مورد کم اعتنایی قرار میگیرد. بنابراین معلوم است که نقش من مسلمان ایرانی در مورد انسان با بینش غربی متفاوت است و طبعاً جامعة «انسان بنیاد» من هم نمیتواند همان شکل، فرم و حتی محتوای آن جامعه را داشته باشد و یکی از عوامل از خود بیگانگی و آشفتگیمان در تفکر، نظم و نظام همین است.
خاتمی در بخش دیگری از اظهاراتش با تأکید بر اینکه ما جامعه مدنی نخواهیم داشت، مگر اینکه حکومتها حکومتهای غیر جبار، غیر دیکتاتور و غیر مستبد باشند و در آن «مردم اعتباری» داشته باشند و میان حکومت، توده مردم و نهادهای مردم بنیاد ارتباط وجود داشته باشد، افزود: انسان را محور قرار دادن خیلی مهم است. دستاورد مهم بشر این است که به این نتیجه رسیده که اراده، خواست و رضایت مردم مبنای نظم جامعه و حکومت است و هیچ حکومتی اعتبار ندارد، مگر اینکه استوار بر اراده و خواست مردم باشد. و نیز اینکه انسان حرمت، کرامت و منافع و حقوقی دارد که باید به آنها برسند. نهادهای مدنی هم از جمله این امر مهم را نمایندگی میکنند.
وی در ادامه با مروری بر انتقادهای مطرح شده علیه خود، زمانی که مسأله ریشه در مدینه النبی داشتن جامعه مدنی را مطرح کرد، گفت: وقتی بنده گفتم جامعه مدنی ما ریشه در مدینهالنبی دارد، داد و فریادها بلند شد که این دو با هم متعارض است که نتیجه بد فهمی دوستان است.
بنده نمیگویم شکل جامعهای که در زمان پیامبر(ص) بود را عیناً بیاوریم، بلکه من به عنوان مسلمان میگویم ارزشهایی وجود داشت که در این زمان هم میتواند و باید وجود داشته باشد. وی افزود: کسی که معتقد است دوران اسلام گذشته و دین در جامعه دخالت ندارد و دین امر منفی است و باید جوامع متجدد شوند، طبیعی است که نمیتواند حرف مرا هضم کند. این است که میگویم قالبها را با محتوا اشتباه نکنیم. من به عنوان مسلمان که اعتقاد به اسلام دارم صحبت میکنم، ارزشهای آن زمان را میخواهیم پیاده بکنیم.
خاتمی در ادامه خاطرنشان کرد: بنده انسان را و حرمت و کرامت و محوریت او را به رسمیت میشناسم، ولی انسانی که علاوه بر اینکه در این دنیا هست و باید شرایط این جهان را بشناسد، نیازهای این جهانیاش دارای ارزشهای متعالی است. من انسان خلق شده در زمین را که در غرب پدید آمد و بسیاری از حضرات هم همان الگو را میپسندند، جفای به انسانیت میدانم. انسان زمینی است و باید زمینی باشد. همه انسانها باید از مزایای زندگی این جهانی برخوردار باشند، آزاد و مستقل باشند، ولی به عنوان یک مسلمان شرقی، انسانی را مطلوب میدانم که سر در آسمان دارد.
رئیسجمهور اسبق کشورمان ادامه داد: من هم میگویم انسان محوری، جامعه مدنی، پای در زمین و سر در آسمان، مردم سالاری، اما در عین حال مردمی که بنده میگویم مدنیتی که بنده میگویم حقوق و حق و محوریتی که مراد من است و انسان مورد نظرم آن انسانی است که هم شأن خدایی دارد و هم بعد زمینی. اتفاقاً در تربیتی که ما میکنیم باید هر دو بُعد را در نظر بگیریم.
حجتالاسلام سید محمد خاتمی با تأکید بر اینکه علاقهمندیم جامعهمان دینی باشد و ارزشهای دینی در جامعه ما باشد، خاطرنشان کرد: ولی در این باب حرف و حدیث داریم. ممکن است اختلاف نظر داشته باشیم، در مورد ارزشهایی که دیگران میگویند، در مورد فهم حکومت دینی، ولی ما هم جزء کسانی هستیم که دلمان میخواهد حکومت سازگار با دین داشته باشیم. سیدمحمد خاتمی اضافه کرد: در حکومت سازگار با دینی که بنده میگویم انسان در آن محترم است، نه اینکه ما انسان را بیاعتبار بکنیم و بیاییم برای یک بخش خاص جامعه همه امکانات و زمینه را فراهم بکنیم و دیگران را صاحب حق ندانیم. در جامعه دینی و حکومتساز و با دین مورد نظر ما، یک غیر مسلمان هم مثل مسلمان صاحب حق و حرمت و کرامت است. من این حرف را میزنم.
وی در ادامه با تأکید بر لزوم شناخت تحولات غرب و آشنا بودن با آن، یادآور شد: مسأله ما مسأله تقلید از غرب نیست. و در جهت دیگر، مسأله ما که پایبند به سنتیم این نیست که شکلها و فرمها را به عنوان امور مقدس بخواهیم پیاده کنیم و ظاهربینی بیتوجه به روح سنت را جایگزین حقیقت دین کنیم.
وی با تأکید بر اینکه یک سنت الهی داریم که به تعبیر قرآن غیرقابل تبدیل است، ولی در مقابل هم کلمه (Tradition) است که دارای شکلها، فرمها، گرایشها و رویکردهایی است که در تاریخ وجود داشته و منسجم شده، به صورت قانون و نظام درآمده، اینها شکل و فرم است و قابل تغییر است و باید نوسازی شود. البته ریشههای سنت را نمیتوان تغییر داد، هیچ کس بدون اتکا به پایگاه سنت نمیتواند در سنت تحول ایجاد کند. ما به عنوان کسانی که صاحب هویت تاریخی، فرهنگی و دینی هستیم سنتها برایمان محترم است، ولی نباید شکلگرا و فرمگرا شد. اخلاق اسلامی و روش اسلامی و نحوه تعامل با دیگران از نظر اسلامی کجاست؟ نباید شکل را حقیقت دانست و از محتوا غافل شد.
خاتمی در ادامه با تأکید بر اینکه انسانی را میخواهیم محور و مدار کار قرار بگیرد که پای در زمین و سر در آسمان دارد، افزود: ما در همان حال که دین را قبول داریم، جهان و تحولات آن را نیز یک واقعیت میدانیم و معتقدیم جامعه ما باید براساس ارزشها و اصولی که داریم و از لحاظ تحولات جامعه بشری استوار شود. اینها کار نظری است.
متأسفانه فضای مناسبی نبوده که بشود این بحثها صورت بگیرد و بعد به صورت نمونه در خارج پیاده شود. فوری انگ سیاسی به آن زدهاند و فضا را بستهاند.
وی با خاطرنشان کردن این مسأله که ما هیچ ادعایی نداریم که در حکومت باشیم، تصریح کرد: میگوییم فضا را بازتر کنید که حق قانونی و شرعی و دینی خودمان را انجام دهیم، بنشینیم صحبت و بحث کنیم اگر فکری داریم بتوانیم آن فکر را در چارچوب جامعه مطرح کنیم. بیش از این توقعی در جامعه نداریم. خاتمی در بخش دیگری از سخنانش به نقد نظری که بر واگذاری امور آموزش و پرورش به دولت تأکید داشت پرداخت و گفت: باید نشست، صحبت و بحث کرد. با توجه به اینکه ما چگونه به آموزش و پرورش و به انسان و تربیت نگاه میکنیم، خودمان اقدام کنیم. کسی که جلوی ما را نگرفته است.
وی بر ایجاد مدارسی که چهره رحمانی اسلام را نشان میدهد، تأکید کرد و گفت: باید مدارسی ایجاد کنیم که در آن همزیستی میان گرایشهای مختلف، دینهای مختلف، مذاهب مختلف را نشان میدهد و اسلام را در عرصه اجتماعی با دو عنصر قسط و اخلاق ببیند و حرمت و انسانیت را پاس دارد. نشان دهیم و به فرزندانمان بیاموزیم. رئیس بنیاد باران با بیان اینکه مهمترین دوره شکلگیری شخصیت انسان بین کودکی و نوجوانی است، افزود: البته شخصیت در خانه هم شکل میگیرد، ولی شخصیت اجتماعی او، اجتماعیپذیری انسان، این که خود را عضوی از جامعه بداند، در درون جامعه باشد، و حتی رشد اندیشهها و پرسشهای اساسیتر از پرسشهای سطحی، در دوران مرز بین کودکی و نوجوانی شکل میگیرد.
وی با طرح این سؤال که امور تربیتی برای این مسأله چه فکری کرده است؟ خاطرنشان کرد: متأسفانه حکومتی شدن مسأله آموزش و پرورش، ابراز و اعمال سلیقههای خاص، آفت است. در فضای آموزش و پرورش باید آزادی وجود داشته باشد، تا کار انجام بگیرد. وی در ادامه خطاب به فرهنگیان حاضر در جلسه گفت: شما نباید منتظر بمانید تا دولت در همه کارها کمک کند، باید از امکانات جامعه استفاده کرد و میشود این کار را کرد. شما که نمیخواهید کار سیاسی کنید. میخواهیم به نوجوان و جوان ایرانی برسیم که محتوای درستتری را از اسلام، تحول و توسعه، به فرزندانمان منتقل کنیم، تا چگونه در خیابان راه بروند و ضوابط را رعایت کنند. یادشان دهیم چگونه دیگران را تحمل کنند. یادشان دهیم انسان اهل گفتگو است. یادشان دهیم نیاز مهم دنیای ما صلح است. باید جامعه را رشد بدهیم.
وی همچنین با طرح این سؤال که چرا در جامعه، «حذف» اصل میشود و در آن سلیقهها و گرایشها با توسل به هر وسیلهای حذف میشوند، گفت: بودند کسانی که در این مدت امکانات در اختیارشان بود، ولی جز به حذف و توسل به هر شیوهای برای حذف نمیاندیشیدند، والا ما زندانی و دلهای پر از کینه نداشتیم. باید بچههایی تربیت کنیم که به غیر از حذف به باهم بودن هم بیندیشند. سیدمحمد خاتمی ادامه داد: امروز واقعاً تأسف میخورم در کشورمان بین شیعه و سنی که هیچ، بین دو جریان که شیعه اثنی عشری و شیعه مرتضی علی هستند، اینطور مرزگذاری میشود. یکی میشود کافر مطلق و دیگری میشود مسلمان مطلق. ولی آنچه امیدبخش و غرورانگیز است، رشد بالای ملت ما و بخصوص جوانان است که توانست در تحولات امروز عقلانیت، متانت و قناعت را به منصه ظهور برساند. مسئولان کشور باید حق اینها را ادا بکنند. نباید گذاشت فضایی که باز شده، بسته شود.
خاتمی با بیاناینکه همه باید برای جمهوری اسلامی، انقلاب و حقوق مردم و توسعه کشور تلاش کنند، تصریح کرد: اگر احساس میکنید واقعاً خلأیی وجود دارد، شما شخصیتهای آموزش و پرورش در تهران و شهرستانها هستید، بیایید برای خدمت به آموزش و پرورش و خدمت به مردم و برای آن معیارهایی که دارید، نهادی تاسیس کنید. برای این امر منتظر پول گرفتن از دولت نباشید، کارتان را انجام دهید. شما در سراسر کشور اندیشهتان را پیاده کنید و از مردم هم کمک بگیرید و معتقدیم در جامعه از آن استقبال خواهد شد. رئیس بنیاد باران در پایان با تأکید بر تلاش در جهت حرکت به سمت جامعه مدنی که متناسب با تاریخ، هویت و شرایط روزگار است، گفت: اصلاحطلبی واقعی را میتوان نه در مقابل دولت، بلکه در کمک به دولت و بیش از آن به ملت در عرصه جامعه و در عرصه آموزش و پرورش دید. باید این ظرفیت را دست کم نگرفت.