بازی ، تمرین زندگی است
 

بازی بخش جدانشدنی زندگی است. میل به بازی از ابتدای کودکی تا پایان عمر در وجود هر انسانی هست و برای همین قدمت بعضی از بازی ها و اسباب‌بازی‌ها به هزاران سال می رسد.
با بازی کردن می‌فهمیم دنیا چیست، ما که هستیم، چه توانایی‌هایی داریم و چگونه با محیط هماهنگ شویم.
کسانی‌که بازی کردن را بلد نیستند یا بازی نمی‌کنند، زندگی کردن و لذت بردن از مراحل مختلف زندگی را هم یاد نمی‌گیرند. زیرا بازی، تمرین زندگی است.
بعضی‌ها البته به اهمیت بازی آگاه نیستند و آن را کاری بیهوده یا وقت تلف‌کردن می دانند.
تجربه ثابت کرده‌است که معمولا بی موقع و بد و نادرست بازی کردن باعث می‎شود این ذهنیت به وجود بیاید و بازی خوب و بد داشته باشیم.
در واقع بازی که باعث تمسخر، تحقیر، آسیب جسمی و ذهنی، آزار دیگران و مزاحمت بشود، یا بازی با آبرو و احساس و سلامتی و جان موجود زنده دیگر، هیچ وقت تمرین زندگی یا تکمیل شخصیت به حساب نمی‌آیدو مورد نظر ما نیست.
یک الگوی خوب
کشور فنلاند یکی از موفق‌ترین سیستم آموزشی‌های جهان را دارد. کودکان مشق شب ندارند و اجازه دارند کودکی کنند.
آنها همراه با طبیعت تحقیق می‌کنند و روز بعد در مورد آموخته‌های خود حرف می‌زنند.
آنها کنار درس خواندن، زندگی کردن و شاد بودن و همکاری را می‌آموزند.
فنلاند، کوتاه‌ترین زمان مدرسه را در سال و در روز دارد ودر زندگی بچه‌ها چیزهای مهم‌تری غیر از درس خواندن هم وجود دارد. زمین بازی بچه‌ها، مطابق میل بچه‌ها ساخته‌می‌شود و بچه ها یاد می‌گیرند خوشحال و خوشبخت باشند، بخندند و به خود و دیگران احترام بگذارند. وقتی آنها با دوستانشان بازی می‌کنند، مغزشان رشد می‌کند.
معلوم است بچه‌هایی که آن‌قدر آزادانه زندگی می‌کنند، دانش‌آموزان موفقی هم می‌شوند. این بچه‌ها نیاز به سختگیری، فشار، ترساندن و تنبیه ندارند و کسی فکر نمی‌کند که با آزادی و خنده و بازی و احترام و شنیده شدن، بچه‌ها لوس می‌شوند.به نظر شما، اگر این سیستم در ایران نیز اجرا می‌شد، آیا همین نتیجه به دست می‌آمد؟

code

نسخه مناسب چاپ