رویارویی و پنهانکاری
نوشته: دیوید سَنِگر ـ مترجم: منوچهر‌بیگدلی‌خمسه ـ۱۴۴
 

پاتریک لیهی سناتور ورمونت در یک جلسه استماع در کاپیتول هیل به هولدر گفت که می‌داند صدور این تذکاریه «در داخل دولت مورد مجادلاتی بوده است.» صدای خنده‌های معنی‌دار در تالار استماع بلند شد و هولدر فقط پاسخ داد که «باید حقیقت داشته باشد».

این خنده، همان‌طور که هولدار خوب می‌فهمید، بازتاب این واقعیت بود که این گونه توجیهات حقوقی دیرزمانی پنهان نمی‌مانند. به هیچ رئیس جمهور آمریکا قدرت بی‌مهار داده نمی‌شود که بدون اطلاع بیشتر عموم از قواعد درگیری دستور کشتن بدهد.

اگر قرار باشد استفاده از پهپادها به مثابه سلاحی عمده در زرادخانه آمریکا محفوظ بماند، این سلاح می‌باید به صورت حساب شده به کار گرفته شود ـ و هر بار باید اعلام گردد که چرا این کاربرد ضرورت دارد.

در ماه مارس ۲۰۱۲ سناتورها به دعوت کاخ سفید در یک تالار امن توجیهی در کاپیتول هیل برای تماشای نمایشی که به قصد زهره ترک کردنشان طراحی شده بود، به ردیف نشستند.

سناتورها چهار ساعت و نیم بر پرده‌های نصب شده در این اتاق نمایشی زنده از حوادثی را تماشا کردند که اگر یک هکر مصمم ـ یا یک کشور دشمن ـ قصد خاموش کردن شهر نیویورک را داشته باشد، می‌تواند اتفاق افتد.

در این شبیه‌سازی، حمله از پیشرفته‌ترین نوع نبود. یک کارگر نیروگاه برق در نیویورک ایمیلی دریافت می‌کرد که ظاهراً دوست مورد اعتمادی فرستاده بود. او از کامپیوتر دفترش یک لینک را کلیک کرد. این یک حمله کلاسیک «صید ماهی با نیزه» بود، به قصد اغفال و اجازه دادن به کاربر برای آنکه بگذارد مهاجم سایبری وارد سیستم‌های کامپیوتری شبکه فشار قوی برق نیویورک شود.

دیری نگذشت که ابتدا چند مدار الکتریکی از کار افتاد، سپس چند مدار دیگر، و بالأخره تمام شهر در خاموشی فرو رفت. طبیعتاً موجی از گرما پدید آمد و ساعتها طول کشید تا اپراتورهای دستگاه دریابند که این قطع برق عادی نیست ـ و هیچ کس نمی‌توانست سر درآورد که مشکل از کجا منشأ می‌گیرد، تا قدم اول برای وصل کردن دوباره برق برداشته شود. دما افزایش می‌گرفت و عصبانیت بیشتر می‌شد. بعد ازآن فرض می‌شد که وحشت، غارت، آشفتگی و قتل‌ها در پی می‌آید.

منظور از این نمایش علناً سیاسی بود: کاخ سفید بر کنگره فشار می‌آورد تا طرحی را، که بسیار دیر شده بود، تصویب کند که به موجب آن شرکت‌های عامل زیرساخت‌ حساس نیروگاهها، شبکه‌های ارتباطات، بازارهای مالی به استانداردهای ملی، و نظارت عالیة ملی برای تأمین امنیت شبکه‌هاشان تن دردهند.

از جمله کسانی که برای توجیه این نمایش آمدند، ژنرال کیت الکساندر، گردانندة آژانس امنیت ملی و فرماندهی جدید سایبری، و جان برنان، رئیس ضدتروریسم پرزیدنت اوباما بودند.

الکساندر یکی از مهم‌ترین شخصیت‌ها در واشنگتن است که هرگز کسی نام او را نشنیده است. منصب دوگانة او در آژانس امنیت ملی (NSA) ـ که ترافیک صداها و داده‌ها در سراسر دنیا را رهگیری می‌کند ـ و فرماندهی جدید سایبری، بدان معناست که وی در ادارة آفند و پدافند سایبری آمریکا نقشی حیاتی دارد.

در دولت آمریکا در جای دیگر چیزی مانند فرماندهی سایبری وجود ندارد: این تشکیلات سازمانی است دورگه که به وسیلة پنتاگون و آژانس امنیت ملی از مقر آژانس با نزدیک به ۱۳۰۰۰ پرسنل اداره می‌شود.

ایدة تشکیل آن خاتمه‌دادن به کشمکش بر سر سایبر در دولت ایالات متحده و ترکیب قابلیت‌های NAS با توانایی‌های نیروی هوایی و نیروی دریایی بود.

نسخه مناسب چاپ