واکاوی اهداف سعودی از حمله به یمن
تقلای عربستان برای خروج از مهلکه یمن
بخش دوم و پایانی
 

اشاره:
منطقه خاورمیانه هر روز دستخوش تحولات جدیدی می شود. آتش جنگ در سوریه، عراق و یمن هنوز فروکش نکرده و چند روزی است که بحران قطر نیز به کلاف پیچیده منازعات خاورمیانه اضافه شده است. قطع رابطه برخی کشورهای عربی و آفریقایی با قطر و فشار بر این کشور به بهانه حمایت از تروریسم تحرک جدیدی است که ناظران و کارشناسان را بهت‌زده کرده است. اما موضوعاتی که پشت این تحرکات است نشان می دهد عربستان اهداف جدیدی را در صحنه‌های نبرد پیگیری می کند. بخش‌هایی از مصاحبه خبرآنلاین با علی اصغر قریشی، سفیر سابق کشورمان در یمن را در شماره پیش خواندیم.ادامه این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:
– نظر شما این است که یمن حوزه نفوذ ایران محسوب نمی شود؟ یعنی از لحاظ عمق استراتژیک مانند سوریه و عراق نیست که ایران بخواهد نقشی در آنجا ایفا کند؟
*یک نکته مهم در مورد یمن که باید خوب آن را بشناسیم این است که زیدی‌ها خودشان هستند. یعنی ما باشیم، نباشیم، زیدی و زیدیه خودش است. یعنی ایدئولوژی مبارزه زیدی ربطی به ما ندارد. زیدی از سال ۱۲۲ قمری که زید قیام کرد، مبارزه کردند. اصلا اختلاف زیدیه با شیعه امامیه این است که شیعه امامیه معتقد به تقیه است و آنها معتقد به تقیه نیستند و می گویند باید مبارزه کرد. به محض اینکه یک عده از نظر خودشان کافی به دست آوردند باید قیام کنند و حالا بعضی اوقات عجله هم کرده و شکست خورده اند. در طول ۱۳۰ سال یعنی از سال ۱۱ تا ۲۵۰ که حکومت زیدی در شمال ایران تشکیل شد، که در تاریخ ما به نام حکومت علوی است، مرتب زیدی‌ها قیام کردند و شکست خوردند به خاطر همین عجله ای که داشتند. یعنی فکر می کردند که عِده و عُده کافی است و تقیه هم قبول نداشتند و قیام کردند. لذا زیدیه خودش است. البته بعد از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹میلادی، روحیه پیدا کردند و همان موقع هم عربستان و کلیه کشورهای سلطنتی که از پیروزی انقلاب به وحشت افتاده بودند، دست به کار شدند و شیخ مقبل الوادعی را با پول فراوان و کمکهای مالی فرستادند. در واقع پدر سلفی یمن همین شیخ مقبل الوادعی است که با کمک عربستان درست یکسال بعد از پیروزی انقلاب ما به یمن آمد و درست از همان موقع عربستان در یمن به شدت علیه ایران و شیعه تبلیغ می کرد.
– کمی به مسائل روز بپردازیم….. بعد از حضور ترامپ در منطقه و قرارداد سنگین تسلیحاتی عربستان با آمریکا، به نظرتان عربستان با فضای بازتری پیش می رود و آمریکا را در کنار خود حس می کند ؟ آیا می توانند کار انصارالله را یکسره کنند و حمله گسترده ای داشته باشند؟
* شاید یک مقدار به خاطر همین کمکها و تسلیحاتی که امید دارند آمریکا به آنها بدهد، مثلا کارهایی صورت گیرد. الان دوسال و دو، سه ماه است که مرتب با پیشرفته‌ترین هواپیماها و تسلیحات و با انبوهی از امکانات به یمن با مردمی فقیر حمله می کنند ولی کاری از پیش نبرده اند. الان هم اگر می توانستند صنعا را بگیرند، می آمدند و می‌گرفتند. یکسال و اندی پیش بود که طرحی دادند و گفتند: می خواهیم صنعا را بگیریم و از سه جبهه حمله می کنیم. یک جبهه از تعز در جنوب به سمت صنعا و یک جبهه از مأرب از شرق صنعا و جبهه دیگر ازحدیده در شمال غرب صنعا حمله می‌کنیم و صنعا را می‌گیریم. الان یکسال و اندی است که از تعز به جایی نرسیده‌اند. یعنی نیروی زمینی طرفداران‌هادی فقط با بمباران‌های عربستان یک مقدار می‌توانند پیشرفت کنند و جلو بیایند. خودشان بدون حملات هوایی عربستان کاری از پیش نمی‌برند. از طرف مأرب تا ۴۰ کیلومتری صنعا آمده اند و همانجا مانده‌اند. یعنی نمی‌توانند جلو بیایند برای اینکه منطقه کوهستانی است. چون بمباران هوایی بدون نیروی زمینی کاری از پیش نمی برد و نیروی زمینی هم نمی تواند جلو بیاید. انصارالله نیروی زمینی آنها را که جلو بیاید، می‌زند. حُدِیدِه را می‌خواستند بگیرند، بمباران کردند و تمام جرثقیل‌های بندر حدیده را نابود کردند ولی نتوانستند حدیده را هم بگیرند. تنها کاری که توانستند بکنند این است که با این بمباران‌ها و محاصره زمینی، دریایی و هوایی، گرسنگی و قحطی و بیماری وبا را برای یمن به ارمغان بیاورند. یمن باتلاق است.
الان هم با این تحول اخیر که در یک ماه پیش اتفاق افتاد که استاندار برکنارشده عَدن به نام «عیدروس الزبیدی» جدایی جنوب از شمال یمن را اعلام کرد و تشکیل شورای انتقالی داد، معادلات جدیدی در صحنه سیاسی یمن به وجود آمده است و مسائل یمن پیچیده تر شده است. گفته می شود امارات در قضیه بحران جنوب یمن و اعلام جدایی عدن از شمال نقش برجسته ای دارد.
– می توان گفت که منشاء تحولات جدید و اختلافات جدیدی که در منطقه پیش آمده به همین مسائل بر می‌گردد؟
* توجه کنید اختلاف بین امارات و عربستان که از قبل هم بود، بیشتر شده است. اختلاف بین قطر و عربستان و امارات و بخصوص اختلاف بین قطر و امارات را به همین قضیه جنوب یمن مربوط می دانند. در جنوب یمن در عدن، امارات فعال بود. اصلا اداره عدن را عربستان به امارات واگذار کرده بود. اماراتی‌ها می گویند که منصور‌هادی با اخوانی‌ها کار می کند. قبلا هم در دوره علی عبدالله صالح، با اخوانی‌ها بود. امارات به شدت با اخوان مسئله دارد. گرچه عربستان یک مقدار با اخوانی‌ها مشکل دارد منتها با اخوان یمن نوعی سازش دارد. به هر حال بیشتر به دنبال مصالحه است یعنی اگر بتواند اخوان یمن را هم به کار می گیرد. قبلا هم ۳۰، ۴۰ سال با اینها کار می کرد. عربستان آن زمان که یمن مشکلی نداشت و علی عبدالله صالح بود، حزب تجمع یمنی اخوانی با عربستان کار می کردند و مشکلی نداشتند ولی امارات به شدت با اخوان مشکل دارد.
قطر، اخوانی است و از اخوانی‌ها حمایت می کند. یعنی یکی از دلایل این اختلاف اخیری که سر و صدا هم به پا کرده، همین بحث اخوان المسلمین و حماس است که قطر از اخوان و حماس حمایت می کند و آنها و بخصوص امارات با اخوان مشکل دارند و این قضیه جنوب یمن یعنی اعلام استقلال از طرف یک جناحی از جنبش جنوب که اصطلاحا به آن حراک جنوبی می گویند، تمامی معادلات سیاسی را در منطقه بهم ریخته است. حتی یک تحلیلگر کویتی نوشته بود که اگر قضیه جنوب عدن عملی شود، اصلا فاتحه ائتلاف عربی در یمن خوانده شده است.
– استاندار این منطقه چرا این موضوع را اعلام کرده است؟
* عیدروس الزبیدی با اماراتی‌ها است. اصلا قضیه استقلال عدن را تماما به حساب

امارات مـی‌گـذارنـد که آنها تحریک کردند. اصلا امارات چرا در عدن و جنوب یمن حضور دارد؟ امارات در جزیره سٌقطرا که یک جزیره گردشگری توریستی یمن در دریای سرخ است و جزیره استراتژیک میون که در دهانه باب المندب قرار دارد حضور پررنگی دارد.
– به نظرتان از لحاظ سیاسی اراده ای برای اینکه مسئله یمن در میز مذاکره حل شود، وجود دارد؟
*باید بشود. بالاخره باید از طریق مذاکره و گفتگو حل شود. طرحی که خیلی وقت پیش در اوایل جنگ دکتر ظریف ارائه داد که حاوی ۴ ماده بود مبنای آن طرح گفتگوی خود یمنی‌ها بود. منتها در گفتگو اولا طرفین باید همدیگر را به رسمیت بشناسند و بعد هم حاضر شوند، هر دو طرف امتیاز دهند. یعنی مذاکراتی که حدود یکسال و دو، سه ماه پیش به مدت سه ماه در کویت انجام شده و به شکست انجامید، به گونه ای بود که طرف منصور‌هادی حاضر نبود انصارالله را به رسمیت بشناسد. انصارالله الان صنعا را در دست دارد و دولت یمن در دستش است.
– از لحاظ میدانی زیدی‌ها چه شرایطی دارند؟
*مناطق شمال که الان دست زیدی‌ها و انصارالله است، مناطق پرجمعیت یمن است.
حضرموت شاید از لحاظ مساحت نصف یمن باشد ولی جمعیت و موقعیت مهمی ندارد. جمعیت یمن در شمال یمن است. ۵ میلیون جنوب و ۲۰ میلیون شمال و در واقع حضرموت صحرایی بین یمن
و عربستان است که جمعیت خیلی کمی دارد.
– مذاکراتی که در این باره صورت گرفته چرا به شکست انجامید؟
* مذاکرات در کویت بین دو طرف یمنی بود. ما معتقدیم که مذاکرات باید یمنی- یمنی باشد. خودِ انصارالله هم حاضر است منتها منصور‌هادی بر سه نکته تاکید دارد و می گوید که این سه سند باید مبنای کار ما باشد. یکی طرح شورای همکاری خلیج فارس است که ۵ سال پیش باعث برکناری علی عبدالله صالح شد. یکی قطعنامه ۲۲۱۶ است و دیگری نتایج کنگره گفتگوهای ملی است. می گویند که این سه سند باید مبنای کار ما باشد. انصارالله این را قبول ندارد. قطعنامه ۲۲۱۶ می گوید که انصارالله باید از صنعا و کلیه شهرهای یمن خارج شود. تمام تسلیحاتی که از ارتش در دستش است را تحویل دهد. ولی انصارالله اینطور که خودشان گفته اند که حاضر است قدرت را با گروههای مختلف در یمن تقسیم کند و تنها راه حل مشکل یمن هم همین است که قدرت تقسیم شود. یعنی همه قدرتها، قبائل و احزاب که شامل انصارالله، حزب مؤتمر، حزب اصلاح و جنبش جنوب باید یمن را به صورت مشترک اداره کنند. یعنی قدرت باید به صورت ائتلاف درآمده و یمن را اداره کند.
– آیا چشم اندازی مانند گفتگوی آستانه که برای سوریه شکل گرفته بود برای یمن هم وجود دارد؟
*دولت اوباما تلاشی در این زمینه صورت داد. یعنی دولت اوباما برخلاف اصرار منصور‌هادی برای سه سند و خصوصا قطعنامه ۲۲۱۶ اصرار داشتند که قطعنامه بسیار بدی علیه انصارالله تهیه شده است. دولت اوباما و جان کری وزیر خارجه وقت در ماههای آخر دولت اوباما تلاش کردند و حتی در امان با انصارالله ملاقات کردند؛ آنها اصراری بر قطعنامه ۲۲۱۶ نداشتند بلکه دنبال راه حل میانه ای بودند که برای حل بحران یمن پیدا کنند و به روش سیاسی بحران یمن را حل کنند ولی فرصت نشد. یعنی خود‌هادی قبول نکرد که البته بعید است خودش به تنهایی تصمیم بگیرد حتما با پشتوانه عربستان این پیشنهاد را رد کرد. حتی حاضر نشد این طرح مکتوب شیخ اسماعیل ولد شیخ، نماینده ویژه سازمان ملل در امور یمن را به صورت رسمی بپذیرد .
– آیا طرح و نظر ایران هم همین است که بین گروههای مختلف مصالحه و تقسیم قدرت شود؟
* دولت آقای روحانی و وزارت خارجه یک طرف قضیه است و بالاخره جنبه‌های مختلف هست. وزارت خارجه و دولت آقای روحانی دنبال راه حل سیاسی هستند.
– طرح آقای ظریف چه بود؟
*اصل آن توقف جنگ و مذاکره یمنی- یمنی و اینکه گروههای مختلف با هم ائتلاف کنند و یمن را اداره کنند.
– در حال حاضر چشم انداز روابط ایران و عربستان به کدام سمت می رود؟
در حال حاضر شرایط به بدترین شکل است. البته ما در داخل آمادگی داریم و آقای روحانی بارها گفته و حتی کشورهایی برای میانجی گری بین ما و عربستان آمده‌اند و ما اعلام آمادگی کرده‌ایم ولی خود عربستان به کشورهای میانجی جواب نداده است .
– طی ۴ سال گذشته که آقای روحانی بود مهمترین مسئله خارجی را موضوع هسته ای می دانستند که تمام شد. ولی ۴ سال آینده را باید به حل کدام مسئله بیندیشند؟
* باید برای منطقه طرح‌هایی اندیشیده شود. یعنی مشکل ما با عربستان و کشورهای حوزه خلیج فارس که در اصل روابطمان را با عربستان حل کنیم.
– به نظرتان چه روشهایی وجود دارد؟ مثلا در مورد بحران قطر…
* باید تلاش کرد ولی به نظرم اینها جزئی است. یعنی استفاده از بحران اخیر بین قطر و عربستان و امارات مسائل دیگری ست. باید دیپلماسی مان فعال باشد. کویت هم بالاخره می خواهد که به حل مشکلات ما و کشورهای حوزه خلیج فارس کمک کند. عمان که از اول یک حالت بینابین داشت و شاید بهتر از همه بود. البته ما خودمان هم با قطر مشکلاتی بر سر مواضع آنها در سوریه داشته ایم.
– سوریه نقطه ای است که تقابل منطقه را به وجود آورده است؟ اگر این بحران حل شود مسائل بسیاری قابل حل است؟
* بله، سوریه مهمترین بخش است. حالا یمن خیلی مسئله ای ندارد. یعنی از لحاظ منافع ملی با ما فاصله دارد. بالاخره در سوریه درگیر شدیم و به این سادگی‌ها هم نمی‌توانیم خلاص شویم. اگر مسئله سوریه حل شود، یمن هم به دنبالش راحت تر حل می شود. البته نباید حل بحران یمن به حل بحران سوریه مرتبط شود. تلاش برای حل بحران یمن می‌تواند به نحو مستقل پیگیری شود.
– چشم انداز مذاکرات آستانه را چطور می بینید؟
* خیلی پیچیده است. یعنی بحران سوریه بسیار پیچیده شده است. همین که می گویند مخالفین به ادلب بروند یعنی ادلب یک محل تجمع برای کل مخالفین است که بالای آن هم کردها هستند. سوریه عملا به سه، چهار بخش تجزیه شده است.
– فضای حاکمیت عربستان چگونه است؟ به نظرتان این فضا با این مدل که جلو می رود می تواند موفق باشد؟
* آنجا هم مشکلاتی دارد. بحث جانشینی ملک سلمان هست که می خواهد حکومت را به پسر خودش منتقل کند و نه به محمد بن نایف و این اجلاس اخیر ترامپ با سران عربستان و شورای همکاری خلیج فارس و کشورهای عربی و اسلامی و خلاصه پذیرایی گرمی که عربستان از ترامپ کرد، بخش ناگفته اش همین حمایت ترامپ از انتقال پادشاهی به محمد بن سلمان (وزیر دفاع عربستان) است. حالا اینکه سرنوشت خود ترامپ چه شود و آیا تا آخر می ماند یا نه، مسئله ای است که در آینده روشن خواهد شد.

نسخه مناسب چاپ