خاطرات دفاع
 

همزمانی ماه رمضان با عملیات های دفاع مقدس باعث می شد رزمندگان با زبان روزه به میدان بروند و اگرچه تحمل گرسنگی و تشنگی در آن شرایط دشوار بود اما جو معنوی که بر جبهه حاکم بود، دشوارترین کارها را هم ساده می کرد. در ادامه خاطره سه تن از رزمندگان دفاع مقدس را از روزه داری در جبهه ها می خوانید.

جرم سنگین روزه داری

ما در دوران اسارت جز مفقودین بودیم یعنی نه ایران از ما خبر داشت و نه صلیب سرخ جهانی نام ما را ثبت کرده بود. به همین جهت مشکلات ما از سایر اسرا بیشتر بود. هیچ نام و نشانی از ما در جایی نبود. عراقی‌ها به ما خیلی سخت می‌گرفتند جز ارتباط و تکیه به خدا هیچ راهی نبود تنها امیدمان استعانت خداوند بود یکی از راه‌های تحکیم ارتباط الهی بحث نماز و روزه بود بچه‌هایی که با ما در اردوگاه ۱۲ و ۱۸ بودند تقریبا ماه رجب و ماه شعبان را در استقبال از ماه رمضان روزه می‌گرفتند هر چند که روزه گرفتن و نماز خواندن حتی به صورت فرادی هم جرم بود.

بـارهـا اتفـــاق می‌افتــاد کـه هنگــام نماز دژخیمان بعثی به بچه‌ها حمله می‌کردند و جهت آنها را از قبله تغییر می‌دادند و نماز را بهم می‌زدند حتی یک شب مجبور شدیم نماز مغرب و عشا را به حالت خوابیده و زیر پتو به جا بیاوریم. روزه گرفتن جرم سنگین‌تری بود بچه‌ها غذای ظهر را می‌گرفتند و در یک پلاستیک می‌ریختند چهار گوشه آن را جمع کرده و گره می‌زدند سپس این غذا را در زیر پیراهن خود پنهان می‌کردند و افطار می‌خوردند اگر موقع تفتیش از کسی غذا می‌گرفتند او را شکنجه می‌دادند. آن غذای سرد ظهر با غذای مختصری که احیانا در شب می‌دادند را بچه‌ها به عنوان افطار می‌خوردند و تا افطار بعد به همین ترتیب می‌گذشت.

روایت از: سردار مرتضی حاج باقری

تشنگی در گرمای خوزستان

سال ۶۰ ماه رمضان در اوایل مرداد ماه و گرمای بالای ۵۰ درجه خوزستان بسیار طاقت فرسا بود. رزمندگانی که از اقصی نقاط کشور به جبهه می‌آمدند حکم مسافر را داشتند و کمتر می‌توانستند یک جا ثابت باشند بعضی از آنها در یک منطقه می‌ماندند و از مسئول و یا فرمانده مربوطه مجوز می‌گرفتند و قصد ده روز نموده و روزه دار می‌شدند. روزهای طولانی بالای ۱۶ ساعت گرمای شدید و سوزان، نبرد با دشمن حتی در منطقه پدافندی شدت یافتن تشنگی و ضعف و بی حالی از جمله مواردی بود که وجود داشت اما به لطف خدا در ایمان و اراده‌ی رزمندگان خللی ایجاد نمی‌شد.

گرمای شدید باد و طوفان شن‌های روان و از همه مهم‌تر نبرد با دشمن آنهم برای کسانی که روزه دار بودند بسیار سخت بود. انسان تا در شرایط موجود قرار نگیرد درک مطلب برایش سنگین است. در آن عملیات بسیاری از عزیزان به وصال حضرت حق پیوستند در حالیکه روزه دار بودند و لبهایشان خشکیده بود اما به عشق اباعبدالله الحسین(ع ) و عطش کربلا رفتند و به شهادت رسیدند.

روایت از: رزمنده سید ابراهیم یزدی

روزه داری خلبان ها

سال دوم جنگ، ماه مبارک رمضان با مردادماه مصادف شده بود. خلبانان اگرچه برای پرواز باید از شرایط ویژه جسمانی برخوردار باشند اما شاهد بودم که آن دسته از خلبانان که روزه می‌گرفتند طوری برنامه‌ریزی می‌کردند که در زمان صبح عملیات‌های هوایی را انجام بدهند. گاهی آن‌ها باید زمان زیادی را پرواز می‌کردند برای همین همواره در داخل جیب g-suit هایشان (لباس مخصوص فشار هوانوردی) مقداری بادام، مغزگردو یک قمقمه کوچک آب می‌بردند تا در شرایطی که روزه‌داری بر آن‌ها غلبه کرد،روزه خود را بشکنند و علاوه بر انجام درست مأموریت‌های خود، اُفت قند خون و فشارشان موجب این نشود که اموال بیت‌المال که بسیار هم به آن‌ها نیاز داشتیم آسیب ببیند چون ممکن بود به خاطر افت فشار و قند خون شدید خلبانان هواپیما سقوط بکند.

روایت از: رضا رمضانی کهنه‌سرباز نیروی هوایی ارتش

برگرفته از: ایسنا، پایگاه اطلاع رسانی حوزه

نسخه مناسب چاپ