سرایه
گر سیر نشد تو را دل از ما
یک لحظه مباش غافل از ما
در آتش دل به سر همی گرد
ماننده مرغ بسمل از ما
چون ابر بهار می‌گری زار
گه گاه بگیردت دل از ما
یا در غم ما تمام پیوند
یا رشته عشق بگسل از ما
مگریز ز ما اگرچه نامد
جز رنج و بلات حاصل از ما
عطار در این مقام چون است
دیوانه عشق و عاقل از ما
عطار نیشابوری

code

نسخه مناسب چاپ