گفتگو با سرهنگ بازنشسته ، «حسین منوچهر پارسا»، کارشناس روابط بین‏الملل
روزهای خاطره‎ساز سربازی
 

خدمت اجباری موضوعی است که هر از چندی به صدر تحلیل‌ها و اخبار رسانه‌ای کشور تبدیل می‌شود و نظرات موافق و مخالف زیادی را برمی‌انگیزد. عمده مخالفت‌ها بر سر از دست رفتن زمان است که پسران جوان مجبورند در دوره‌ای مهم از زندگی خود به آن تن بدهند. گفتگو با یک نظامی ‌بازنشسته، کسی که عمر خود را در ساختار نظامی ‌کشور گذرانده با محوریت همین موضوع، می‌تواند خواندنی باشد.

«حسین منوچهر پارسا»، دکترای روابط بین‏الملل، سرهنگ بازنشسته نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ‌و از چهره‌های ماندگار و برگزیده ارتش در اولین همایش اندیشه و قلم ارتش، به گرمی ‌از گفتگو استقبال می‌کند و نظر خود را به‎عنوان یک سرباز بازنشسته در نیروی زمینی ارتش باز می‌گوید.

جناب سرهنگ لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چند سال در ارتش خدمت کرده‌اید؟

به نام خدا، سرهنگ پیاده، حسین منوچهر پارسا هستم و با افتخار سی  سال در نیروی زمینی ارتش خدمت کرده‌ام. حالا چندسالی است که بازنشسته شده‌ام ولی کماکان خودم را سرباز کشورم می‌دانم. سربازی و خدمت زیر پرچم برای وطن، عشق است و من در دفاع از کشورم هیچ‎چیز را مانع نمی‌بینم. وقتی انسانی لباس سربازی می‌پوشد، وجب به وجب خاک کشور برایش از اهمیتی چندبرابر برخوردار می‌شود. شعار من همواره در طول خدمت این بوده که اگر دشمنی بخواهد تیری به سمت وطنم بیندازد، این تیر یا باید به سینه من بخورد یا با گلوله ام سینه متجاوز را هدف قرار دهم، اما کوچک‎ترین آسیبی نباید به مردم کشورم وارد شود.

کشور عزیزمان ایران بارها مورد تهاجم اقوام دیگر قرار گرفته و بخش‌هایی از آن ویران شده، اما هر بار به پاخاسته و اراده و فرهنگ خود را غالب کرده است. در این میان سربازانی وجود داشتند که هیچ‎گاه سر تسلیم فرود نیاوردند و با دلاوری‌های خود حتی دشمن را به تحسین واداشتند.

وقتی به تمدن‌های کهن نگاه کنیم، ایران قدیمی‌ترین تمدنی است که هنوز زنده است و دچار اضمحال نشده است. چرا این اتفاق افتاده؟ چون طی قرن‌های قرن، این سرزمین سرباز داشته، سربازانی که جانشان را در راه وطن از دست داده‌اند، اما اجازه از میان رفتن آن را نداده‌اند.

جناب سرهنگ، این مواردی که شما به آن اشاره کردید در مورد سربازانی موضوعیت دارد که در استخدام ارتش و نیروی نظامی‌ کشور هستند. در مورد خدمت سربازی عمومی ‌نظر شما چیست؟ سربازی چه مزیتی برای سرباز دارد؟

خدمت وظیفه عمومی ‌به‎جز تأثیری که می‌تواند برای کشور داشته باشد، برای سرباز نیز درس زندگی است. می‌توانم با اطمینان بگویم که شرایط خدمت در ارتش به گونه‌ای است که سرباز وظیفه را برای زندگی بهتر آماده‌تر می‌کند. اگر بخواهم به صورت فهرست‌وار مزایای خدمت سربازی عمومی‌ در ارتش را بگویم، قبل از هر چیز باید به بالا رفتن تحمل انسان اشاره کنم. سربازی آستانه تحمل افراد را بالا می‌برد که در سختی‌ها و فراز و فرودهای زندگی می‌تواند بسیار مؤثر باشد. تحمل شرایطی که شاید در نگاه اول اجباری و سخت باشد، قدرت و توان تحمل مشکلات را به‏نحو شایسته‎ای بالا می‌برد.

دومین تأثیر سربازی که در زندگی بی نهایت نقش مثبت دارد، فراگیری نظم است. سربازی در ارتش با نظمی ‌جدی و بی‎مثال همراه است. برنامه «سین» ارتش، اولین آموزه‌ای است که هر سرباز در پادگان با آن مواجه می‌شود. مطابق این برنامه، برای ثانیه به ثانیه سرباز از لحظه‌ای که از خواب بیدار می‌شود تا زمانی که دوباره قرار است استراحت کند، برنامه‎ریزی شده و هیچ کاری، حتی تفریح و استراحت سرباز، بدون برنامه نیست. آموزش نظم برای عموم افرادی که به سربازی می‌آیند، در آینده مثمر ثمرات زیادی است.

سومین مورد از مزایای خدمت مقدس سربازی، تبدیل نیروی انسانی به سرمایه است. در سازمان ارتش، به امر آموزش بسیار توجه می‎شود و سرباز از بدو ورود به خدمت تا لحظه اتمام آن دائم در حال آموزش است. این مهم انسان را از یک فرد معمولی به یک سرمایه تبدیل می‏کند. به‎طور مثال سرباز در دوره آموزش مقدماتی سربازی با آموزش‎های مستمر و مداوم رزمی آن‏قدر عرق می‏ریزد تا در میادین نبرد خون نریزد و کشته نشود.

گفته می‌شود بسیاری از سربازان در طول خدمت به استعمال دخانیات یا حتی مواد مخدر روی می‌آورند. نظر شما چیست؟

اولا این گزاره اصلا درست نیست، استعمال هر نوع دخانیات در پادگان‌های ارتش ممنوع است و همه می‌دانند در صورت حتی کشیدن یک نخ سیگار، تنبیهاتی در انتظار آن‎هاست. البته منکر نمی‌شوم در مورد سیگار این قوانین چندان بازدارنده نیست و به هر حال در گوشه و کنار پادگان‌ها شاید فضایی برای کشیدن سیگار پیدا شود، اما مسأله مهم درباره اعتیاد به مواد آن است که مطابق تحقیقات علمی، ‌ابتلا به اعتیاد و استعمال مواد، زمینه طولانی می‌خواهد. این طور نیست که فردی با حضور در یک جمع سیگاری، بلافاصله سیگاری شود. این موضوع در مورد اعتیاد به مواد مخدر بسیار جدی‌تر است. اگر فردی معتاد می‌شود، پزشکان و مددجویان مشکل او را به گذشته ارجاع می‌دهند. حتی در روش‌های ترک مواد نیز از فرد معتاد خواسته می‌شود به گذشته خود بازگردد و همه مشکلات خود را مرور کند تا از خلال آن راهی برای رهایی از اعتیاد پیدا شود.

به‎عنوان فردی که عمر خود را در یگان‌های ارتش گذرانده‌ام به جرأت می‌گویم اگر درصد بسیار اندکی از سربازان در این دوره معتاد بشوند، باز هم سربازی عامل آن نیست. سربازان وظیفه حداقل هجده سال سن دارند و اگر کسی را دیدید که در دوره سربازی معتاد شده باید علت انحراف را در شرایط کودکی، نوجوانی، شرایط اجتماعی، اقتصادی و عاطفی او جستجو کرد، نه در خدمت سربازی. حتی می‌خواهم بگویم برعکس، بسیاری از افراد هستند که زمینه اعتیاد دارند و وقتی به سربازی می‌آیند، سخت‌گیری‌ها و آموزه‌ها باعث می‌شود سراغ مواد نروند. به نظرم اگر آمار سربازان معتاد با آمار افراد جوان معتادی که به سربازی نرفته‌اند قیاس شود، مشخص می‌شود که سربازی به هیچ وجه عاملی برای آغاز اعتیاد یا حتی شروع به کشیدن سیگار نیست.

از دیگر سو در بسیاری از موارد ما سربازانی داشتیم و داریم که با اعتیاد به خدمت وارد می‌شوند. این افراد عموما نمی‌توانند دوره خدمت خود را طی کنند و فراری می‌شوند؛ یعنی باید یا اعتیاد خود را ترک کنند یا فراری شوند. همین گزاره نشان می‌دهد که دوره خدمت سربازی جایی برای اعتیاد نیست. اگر آماری از کسانی که در دوره سربازی در ارتش مجبور به ترک مواد شده‌اند تهیه شود، عدد بزرگ‌تری است نسبت به کسانی که احتمالا در دوره خدمت معتاد شده‌اند.

بسیاری از سربازان از برخوردهای تحقیرآمیز شکایت دارند. آن‌ها از چه چیزی حرف می‌زنند؟

برخوردهای تحقیرآمیز را در هر مکان و سازمان، از سوی افراد بیمار جامعه منکر نمی‌شوم. در طول خدمتم در ارتش نیز تعداد بسیار قلیلی از این برخوردها را توسط برخی از کارکنان ضعیف‎النفس دیده‎ام که به دلایلی از جمله ناتوانی در مدیریت، برخورد نامناسبی با سرباز یا کارکنان پایور زیردست خود داشته‌اند اما خوشبختانه اکثریت کارکنان ارتش به‎ویژه سلسله مراتب فرماندهی، نقش یک معلم شرافتمند و مربی دلسوز را برای سربازان داشته و دارند. شاید ندانید که در همین ساختار نظامی‌ برای فرماندهی که به هر دلیلی نتوانسته مدیریت کند تنبیه انضباطی در نظر گرفته شده است و ارگان‌های نظارتی (بازرسی و عقیدتی) با فرد خاطی برخورد می‌کنند.

رفتارهای توهین‌آمیز به‎صورت نادر و غیرسیستماتیک ممکن است در شرایطی نامتعارف وجود داشته باشد، ولی به‌شدت با آن برخورد می‌شود.

البته باید توجه داشت در یک محیط نظامی، برخورد تحکم‎آمیز، الزاما توهین یا تحقیر نیست. اگر سرباز به مافوق خود احترام می‌گذارد، این احترام به فرد نیست، به درجه یا در واقع به ساختار نظام ارتش است. طبیعی است افرادی که در محیط‌های غیرنظامی‌ بوده‎ا‌ند در ابتدای ورود به خدمت متوجه این موضوع نباشند. همچنین اگر سرباز، وظایف خود را به‎درستی انجام ندهد و به فرمان‏های فرمانده توجه نکند، تنبیه می‌شود. این تنبیه عموما به‎صورت جمعی است، یعنی اگر یک سرباز از یک یگان نتواند درست رژه برود، کل یگان تنبیه می‌شوند تا زمانی که همه درست رژه بروند. این توهین یا تحقیر نیست. این آموزش نظم و آموزش کار تیمی است که به دلیل ناآشنا بودن در ابتدا ممکن است توهین تلقی شود.

به نظر شما چرا پسران جوان تا این حد با سربازی مشکل دارند؟

به نظرم بخشی از این نارضایتی به ذات آدمی ‌باز می‌گردد. انسان به طور غریزی راحت‎طلب است و کار اجباری برایش سخت به‏نظر می‏رسد. در نظر بسیاری از ما آسایش و راحتی در خانه و نداشتن کار تعریف شده است.

به تازگی صحبت‌هایی در مورد سربازی حرفه‌ای شده، نظر شما چیست؟ این‎که سربازی به صورت اختیاری و از ابتدا با استخدام در ارتش انجام شود بهتر نیست؟

در مورد ارتش حرفه‌ای باید کارشناسان این موضوع از مجموع نیروهای مسلح با انجام یک ‌کار علمی ‌و تحقیقاتی به نتیجه برسند، این‏گونه نیست که من بخواهم در این مورد نظر صریحی بدهم. این اتفاق در بسیاری از کشورها افتاده که هر کس مایل باشد، برای دوره‌ای کوتاه یا بلند به استخدام ارتش در می‌آید. این‎که چنین روشی به صلاح کشور ما هست یا نه و آیا امکان پیاده‎سازی آن وجود دارد یا نه، همان‏طور که عرض کردم نیاز به کار کارشناسی دقیق دارد.

نظر خودتان چیست؟

نظر من این است که می‌توان دوره سربازی را کوتاه‎تر کرد، به‎ویژه برای فارغ‎التحصیلان دانشگاه، دو سال زمان زیادی است.

دوره خدمت سربازی به‌طور مشخص چه تأثیری بر یک فرد دارد؟

شما اگر از مردانی که به سربازی رفته‌اند، در مورد خدمت سؤال کنید، تا ساعت‌ها خاطره تعریف می‏کنند. این خاطره‎سازی و خاطره‎گویی‌ها، نشان از تأثیر سربازی بر آن‎هاست. در ارتش، مردان آموزش‌ها را به طور عینی یاد می‌گیرند و چیزهایی می‌آموزند که شاید خارج از پادگان نمی‌توان یاد گرفت. اگر بخواهم بگویم به طور ویژه چه تأثیری دارد می‌توانم به مواردی اشاره کنم. اول این‎که مردان در دوره خدمت، دوستان زیادی پیدا می‌کنند. آن‎ها در این دوره با افراد بسیار زیادی همکار می‌شوند و طبیعتا از بین آن‎ها اشخاصی نزدیک به خود را پیدا می‌کنند. بسیاری از ایرانی‌ها دوستانی از زمان سربازی تا آخر عمر دارند.

دومین مسأله روابط اجتماعی است. یادگیری بهبود روابط اجتماعی به طور ویژه برای افراد کم‎معاشرت یا افرادی که از شهرها و روستاهای بسیار کوچک به خدمت آمده‌اند، بسیار تأثیرگذار است.

سومین مورد، به‎دست آوردن توانایی شناخت افراد است. وقتی در دوره خدمت، معاشرت بیشتر و بیشتر می‌شود، به طور ناخواسته توانایی شناخت شخصیت‌ها و تیپ‌های شخصیتی فراهم می‌شود. این هم از مواردی است که از آن می‌توان به عنوان درس زندگی نام برد. در نهایت مورد مهم دیگری را اضافه می‎کنم.

سرباز در دوره خدمت درس شرافت می‌آموزد. درک می‌کند که در سازمان، اداره و محل کارش، حتی اگر کسی مراقب و مواظب نبود، باید کارش ر ا به بهترین شکل ممکن انجام دهد. هر فرد باید خودش مراقب و مواظب اعمال و کردار خودش باشد.

code

نسخه مناسب چاپ