در دام دشمنان نیفتیم | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » تفسیر اخبار » در دام دشمنان نیفتیم

در دام دشمنان نیفتیم

انعکاس اخبار و روید اد ها د ر رسانه های ایران
، عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که متن آن به شرح زیر است:
«بعد از آنکه اظهارنظرهای تند جمهوریخواهان آمریکا علیه ایران نتوانست آنها را به هدفشان برساند،‌ مجلس سنای آمریکا با هدف بی‌نتیجه گذاشتن مذاکرات هسته‌ای ایران و ۱+۵ دولت آمریکا را موظف به گرفتن موافقت کنگره در مورد هرگونه توافقی در زمینه هسته‌ای با ایران و لغو تحریم‌های ایران کرد. این مصوبه البته هنگامی قانون خواهد شد که کنگره نیز آن را تصویب کند و باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا نیز آن را امضاء نماید.
اینکه ۱۵۰ نفر از نمایندگان کنگره آمریکا بلافاصله پس از مصوبه ضد ایرانی سنای این کشور با امضاء نامه‌ای به اوباما حمایت خود را از ادامه مذاکرات هسته‌ای با ایران اعلام کردند، به این دلیل است که مصوبه سنا را قبول ندارند و آن را کارشکنی علیه حزب دموکرات و شخص رئیس‌جمهور با هدف ناکام گذاشتن دموکرات‌ها در انتخابات ریاست جمهوری آینده می‌دانند.
موضع گیری‌های موافقان و مخالفان مذاکرات هسته‌ای در آمریکا و ایران در روزهای اخیر کاملاً‌نشان می‌دهد یک جریان فعال که یکسر آن در آمریکا و سر دیگر آن در ایران است عزم خود را برای ناکام گذاشتن این مذاکرات جزم کرده است. نکته قابل تامل اینست که این دو سر، هیچ توافقی با همدیگر به عمل نیاورده‌اند ولی بدون آنکه توافق نامه‌ای شفاهی یا کتبی میان آنها وجود داشته باشد، با گفتارها و رفتارهای خود، مشترکاً و متفقاً برای به نتیجه نرسیدن مذاکرات تلاش می‌کنند.
در مقابل، طرف‌های مذاکره کننده و حامیان آنها در ایران و آمریکا با درک این واقعیت تلخ که چنین جریانی درحال تلاش برای ناکام کردن مذاکرات است، مطالب روشنی را درباره این جریان مطرح می‌کنند و برای خنثی کردن اقدامات آنها فعالند.
در آمریکا باراک اوباما می‌گوید هر مصوبه‌ای را که مانع توافق باشد وتو خواهد کرد و در ایران نیز وزیر امور خارجه می‌گوید ما در مذاکرات هسته‌ای، با دولت آمریکا طرف هستیم نه دیگران. آقای ظریف علاوه بر این، هفته گذشته گفته بود برای پایان دادن به موانع ساختگی بر سر راه مذاکرات هسته‌ای مصمم هستیم. دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز روز جمعه گفت: ایران، فریب نقشه غرب در بازی رقابت منطقه‌ای را نخواهد خورد.
در این میان، حمله نظامی عربستان به یمن و شرایط حاد منطقه نیز به ابزاری برای مخالفان مذاکرات هسته‌ای تبدیل شده است. آنها تلاش می‌کنند ایران را از حالت عدم مداخله در این جنگ خارج کنند و به وضعیتی بکشانند که بتوانند شرایط کشور را غیرعادی جلوه دهند و از رهگذر این شرایط، مانع ادامه مذاکرات هسته‌ای شوند. این سخن دریابان شمخانی که گفته است: «جمهوری اسلامی ایران فریب نقشه غرب در بازی رقابت منطقه‌ای را نخواهد خورد کما اینکه در قضیه داعش نیز فریب داعش سازان را نخوردیم» اعلام یک سیاست دقیق و راهبردی در جهت جلوگیری از بهانه‌سازی‌های دشمن است.
تاکید پیاپی مسئولان وزارت امور خارجه کشورمان بر عدم مداخله ایران در یمن، اقدام هوشمندانه‌ایست که از یکطرف هرگونه بهانه‌ای را از دست دشمنان خارج می‌سازد و از طرف دیگر تلاش‌های مخالفان داخلی مذاکرات هسته‌ای را خنثی می‌کند. همین دیروز بود که عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان، همراه با اعلام وعده برقراری آتش بس ۵ روزه در یمن از روز سه‌شنبه این هفته، ایران را به مانع تراشی بر سر راه استقرار آرامش در منطقه متهم کرد. این دروغ بزرگ وزیر خارجه تازه کار عربستان، که از قضا خود او از دست اندرکاران تهاجم نظامی عربستان به یمن می‌باشد، اگر با واکنش غیرهوشمندانه مسئولان سیاست خارجه کشورمان مواجه شود می‌تواند ما را وارد همان دامی نماید که دشمنان برایمان گسترده‌اند.
دو هفته قبل،‌ هنگامی که دکتر ظریف وزیر امور خارجه کشورمان پیام تبریکی برای همین آقای عادل الجبیر به مناسبت انتصاب وی به عنوان وزیر خارجه عربستان فرستاد، مخالفان به این اقدام خرده گرفتند. این خرده‌گیری در ظاهر نیز قابل توجیه بود زیرا عربستان وارد جنگ با مردم مظلوم یمن شده بود و کسی که مخاطب پیام تبریک آقای ظریف بود، از جمله مبتکران این جنگ و اولین شخصی بود که خبر حمله نظامی عربستان به یمن را اعلام کرده بود. اما با اینحال، اقدام وزیر امور خارجه کشورمان در ارسال پیام تبریک به وزیر امور خارجه تازه منصوب شده عربستان یک اقدام در جهت منافع و مصالح جمهوری اسلامی ایران بود.
دلایل متعددی می‌توان برای این قبیل موضعگیری‌ها برشمرد که روشن‌ترین آنها یکی ضرورت جلوگیری از ورود جمهوری اسلامی ایران به درگیری‌های منطقه و دیگری تلاش برای باز گرداندن صلح و آرامش به کشورهای اسلامی است. اینکه هر روز آتش یک جنگ در یکی از کشورهای اسلامی شعله‌ور می‌شود و در حال حاضر بسیاری از کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا دچار جنگ‌های داخلی هستند یا با کشورهای دیگر درحال جنگند، امری عادی نیست. این، خواست و اراده دشمنان ملت‌های منطقه و ملت‌های مسلمان است که با برنامه‌ریزی دقیق، مسلمانان را به جان همدیگر انداخته و حرث و نسل آنان را به نابودی می‌کشانند و با استفاده از این فرصت، سلاح‌های خود را می‌فروشند و اهداف استعماری خود را نیز دنبال می‌کنند.
مسلمانان باید برای بازگرداندن امنیت به منطقه، جلوگیری از هرگونه درگیری جدید و خنثی کردن توطئه‌های دشمنان، تمام تلاش خود را بکار بندند.
این وظیفه مهم بر دوش ما ایرانیان به ویژه مسئولین اعم از سیاسی و نظامی بیش از دیگران سنگینی می‌کند. همه باید برای برگرداندن مکر و حیله دشمنان به خودشان و پرهیز از بهانه دادن به دست آنان، هوشمندانه عمل کنیم. حفظ آمادگی دفاعی و برخورد قاطع با متجاوزان، وظیفه‌ای حتمی و تعطیل ناشدنی است، اما این وظیفه حتمی با تحریک و بهانه دادن به دشمن که نوعی در زمین مورد نظر دشمن بازی کردن است تفاوت اساسی دارد.»
معیار واقعی ارزیابی یک توافق هسته‌ای
معیار واقعی ارزیابی یک توافق هسته‌ای چیست، عنوان یادداشت صفحه اول روزنامه ایران است به قلم سیدجلال دهقانی فیروزآبادی استاد دانشگاه که نویسنده در آن نوشته است:
«مذاکرات هسته‌ای ایران و ۱+۵ به سمت تدوین توافقنامه نهایی سوق پیدا کرده است. همزمان طیف مخالفان مذاکره نیز همچنان به طرح شبهات مختلف در این باره می‌پردازند. اما همانند سایر موضوعات سیاست خارجی در بحث دیپلماسی هسته‌ای واقعیت جایی در میان دو دیدگاه خوش‌بینانه و بدبینانه محض قرار دارد. در حالی که برای یک ارزیابی واقع بینانه و منصفانه از توافق هسته‌ای این اصول دهگانه را باید به عنوان معیار به کار بست.
اول، در ارزیابی توافق هسته‌ای باید از منطق «همه» یا «هیچ» پرهیز و از منطق «هم این» و «هم آن» پیروی کرد. چون هیچ توافقی بدون هزینه نیست و هر دستاوردی مستلزم و متضمن صرف هزینه است.
دوم، ارزیابی واقع بینانه مستلزم شناخت دقیق اهداف اعمالی خود و رقیب است نه اهداف اعلامی و ایذایی او. زیرا در بسیاری از مواقع طرح اهداف اعلامی حداکثری دال بر داشتن اهداف حداقلی اعمالی و دادن امتیازات قابل توجه در عمل است. ماهیت فکت شیت امریکا را برپایه این اصل می‌توان تحلیل کرد.
سوم، ارزیابی هر توافقی، به عنوان یک گزینه انتخابی، باید در مقایسه و نسبت با گزینه‌های ممکن دیگر سنجیده و برآورد شود چون یک گزینه غیربهینه در مقایسه با یک گزینه نامطلوب دیگر می‌تواند بهینه و معقول باشد. به گونه‌ای که یک گزینه بد می‌تواند خیرالشرین باشد.
چهارم، یک توافق حاصل فرایند یک مذاکره پیچیده دیپلماتیک است. مذاکره نیز ماهیتاً متضمن مصالحه مرضی الطرفین مبتنی بر برد هر دو طرف است. اما بازی برد – برد به معنای برد مساوی دو طرف نیست؛ بلکه بدان معناست که حاصل جمع جبری آن مثبت است و برد یکی مساوی باخت دیگری نیست.
پنجم، ارزیابی صرفاً به صورت کمی و بر پایه جمع جبری امتیازات طرفین صورت نمی‌گیرد به گونه‌ای که تعداد امتیازات یک طرف به تنهایی نمایانگر میزان برد وی نیست؛ بلکه ارزیابی کیفی معیار تعیین‌کننده است، چون ممکن است یک امتیاز کسب شده توسط یک طرف ارزش و اهمیت بیشتری از چند امتیاز داده شده از سوی او داشته باشد، برای نمونه، حفظ توان هسته‌ای مبنی بر غنی‌سازی در داخل ایران امتیازی است که در مقایسه با پذیرش بعضی از محدودیت‌ها از ارزش راهبردی بیشتری برخوردار است لذا نباید آن را تنها یک امتیاز ساده با ارزش عددی یک برآورد کرد.
ششم، هر توافقی باید بر پایه دستاوردهای فنی درون متنی و غیر فنی برون متنی مورد ارزیابی قرار گیرد چون در پی یک توافق هسته‌ای با ۱+۵ بسیاری از دستاوردهای سیاسی و امنیتی خارج از متن حقوقی و فنی حاصل می‌شود. در رأس این دستاوردهای فرامتنی نیز غیر امنیتی شدن فعالیت هسته‌ای و سپس خود جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. وضعیتی که بسیاری از ظرفیت‌های ملی کشور بویژه قابلیت‌های دیپلماتیک آن را که مصروف تنش هسته‌ای می‌شود آزاد می‌کند. هفتم، در ارزیابی توافق هسته‌ای باید منافع و دستاوردهای کوتاه مدت را با منافع و دستاوردهای دراز مدت ناشی از آن سنجید، چون ممکن است برای یک دستاورد راهبردی دراز مدت صرف نظر کردن از برخی منافع و امتیازات کوتاه مدت تاکتیکی ضرورت یابد. هشتم، ارزیابی باید در چارچوب سه ضلعی منافع و امنیت ملی، قدرت ملی و شرایط موقعیتی حاکم بر مذاکرات و کشور صورت گیرد چون مصالحه و مذاکره بر سر منافع غیر حیاتی برای تأمین منافع حیاتی و در رأس آن بقا و امنیت ملی بر پایه به کار‌گیری بهینه عناصر قدرت ملی مناسب در شرایط موقعیتی خاص خود عقلانی و به صرفه است. نهم، مذاکرات هسته‌ای ایران و ۱+۵ ماهیتی نامتقارن دارد. در مذاکرات نامتقارن طرفین در صدد یافتن راه حل‌های رضایت‌بخش هستند و نه دستاوردهای بهینه به طوری که یافتن راه حل‌های پایدار برای حل و فصل اختلافات دیرینه به صورت ریشه‌ای و دائمی ضرورت می‌یابد. از این رو، در ارزیابی توافق ناشی از این مذاکرات باید نامتقارن اهداف و دستاوردهای طرفین را لحاظ کرد. دهم، توافق هسته‌ای باید بر مبنای این اصل راهبردی ارزیابی شود که در اثر آن دست کم قدرت نسبی و منزلت منطقه‌ای موجود ایران حفظ و تضمین می‌شود. قدرت ملی نیز صرفاً برحسب قدرت سخت تعریف نمی‌شود بلکه قدرت نرم یکی از مهمترین مؤلفه‌ها و مقوّمات آن است.»
بازی نمایش قدرت در پرونده هسته‌ای
بازی نمایش قدرت در پرونده هسته‌ای، عنوان یادداشت صفحه اول روزنامه جهان صنعت است به قلم نادر کریمی جونی که متن آن در پی آمده است:
«جنگ لفظی ایران و ایالات متحده بر سر توافق هسته‌ای اکنون وارد مرحله عملی شده و در حالی که عمده ناظران مسایل بین‌المللی توقیف یک کشتی تجاری با پرچم تحت‌الحمایه ایالات متحده را هشدار به آمریکا درباره تهدیدهای آن کشور علیه تهران ارزیابی می‌کنند، نمایندگان سنا با تصویب طرح جدید که حمایت کاخ سفید را هم در اختیار دارد، به موضوع توافق هسته‌ای ورود کرده و درصدد مدیریت آن هستند.
گام بعدی که در تهران دنبال می‌شود، اقدام مقابله به مثل از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی است. به این ترتیب نمایندگان ایرانی می‌خواهند مانند همتاهای آمریکایی خود اجرای توافق هسته‌ای را به تصویب برسانند و بر روند اجرای آن نظارت کنند.
این در حالی است که سیدعباس عراقچی و مجید تخت‌‌روانچی و همتاهای اروپایی و آمریکایی‌شان، آرام‌آرام و خط به خط متن نهایی توافق و آیین‌نامه اجرایی را می‌نویسند. رفتار ایشان به‌گونه‌ای است که گویی اتفاق مهم و ناامیدکننده‌ای نخواهد افتاد و در پایان روند این نگارش همه چیز به خوبی به پایان خواهد رسید.
اکنون پرسش عمده آن است که میان این دو جهت‌گیری کدام‌یک اصیل و محل اعتناست؟ پاسخ به این پرسش از آن رو مهم است که این دو جهت‌گیری کاملا در تناقض با یکدیگر بوده و هر کدام که اصیل و قابل اعتنا شناخته شود، شانس دیگری برای تحقق و اثرگذاری به شدت کاهش می‌یابد.نکته جالب در این میان آن است که با وجود همه این اقدام‌های عملی و لفاظی‌ها که گاهی حملات تندی را هم به همراه دارد، نمایندگان تمامی طرف‌های مذاکره‌کننده نه فقط میز مذاکره را ترک نمی‌کنند بلکه درباره روند حاضر مذاکرات نیز با بدبینی یا ناامیدی سخن نمی‌گویند و همین امر باعث شده تا روند نگارش توافقنامه نهایی نه فقط توجه بیشتری را به خود جلب کند بلکه از پیشرفت بیشتر و امیدوارکننده‌تری برخوردار باشد.در یک قرینه قابل توجه در حالی روابط تهران- ریاض به نقاط خطرناک رسیده و مقامات سعودی از هر موقعیت برای سرزنش و اتهام‌زنی علیه تهران استفاده می‌کنند، دیدار رئیس‌جمهور فرانسه با پادشاه عربستان حاوی هیچ حمله‌ای به تهران نبود. حتی بیانیه‌ای که در پایان این دیدار صادر شد، با جملات و عبارت‌های محافظه‌کارانه و دیپلماتیک درباره توافق هسته‌ای ایران صحبت کرده بود و چرخشی آشکار در مواضع ریاض درباره موضوع هسته‌ای ایران را نشان می‌داد.
قرینه دیگر آن است که بعد از توافق اولیه در لوزان اگرچه گاهی مقامات غیرمسئول و پایین‌رتبه توقف مذاکرات را خواستار شده و بر رسیدن به یک پیروزی از راهی غیر از گفتگو صحبت کرده‌اند اما تمامی مقامات ارشد و میانی کشورهای ۱+۵ و ایران با دقت می‌کوشند از بیان مواضعی که اصل مذاکرات و روند نگارش توافق را به خطر اندازد، خودداری کنند. اتفاقا در لابه‌لای موضع‌گیری‌ها در مواردی شنیده می‌شود که با وجود لفاظی‌های تند، مقامات بر این نکته که مذاکرات و روند نگارش متن ادامه می‌یابد و مخالفتی با آن وجود ندارد، اصرار می‌ورزند.با این حساب روشن است که پایان پرونده مناقشه‌برانگیز هسته‌ای و نتیجه‌گیری از تلاش‌هایی که تاکنون انجام شده، هدف مورد توافق همه طرفین است و کسی حاضر نیست در این نقطه همه چیز را به هم بریزد و به نقطه صفر بازگردد. اگر چنین باشد، آن‌گاه قابل درک است که گفتارها و حتی رفتارهایی که از سوی طرفین درگیر انجام یا اتخاذ می‌شود، برای تحمیل شرایط خویش به توافقنامه و امتیازگیری یا بهره‌برداری برای مصرف داخلی است. از همین رو است که بازیگران پرونده هسته‌ای ایران کاملا مراقب هستند تا بازی نمایش قدرت به اصل توافق و نقطه پایان آن لطمه نزند.»
ادبیات دیپلماتیک روحانی
ادبیات دیپلماتیک روحانی، عنوان سرمقاله روزنامه آرمان امروز است به قلم دکتر احمد شیرزاد فعال سیاسی اصلاح‌طلب که متن آن در پی آمده است:
«روابط ایران و عربستان در چند دهه اخیر، فراز و نشیبهای زیادی به خود دیده است اما هیچگاه درطول این سالها، مقامات ایرانی به صورت مستقیم مقامات سعودی را مورد خطاب قرار نداده و بعضاً طرف مقابل بیش از همه قبح احترام را شکسته است. گلایه‌ها و روابط سرد به نحوی است که سیاستمداران دو کشور در بیانات خود نام کشورهای یکدیگر را با حس غیردوستانه به زبان می‌آورند. عربستان با متهم کردن ایران به برهم زدن نظم منطقه به حمایت تهران از مردم یمن اعتراض دارد. با این وجود نوع ادبیاتی که در برابر حکام سعودی استفاده می‌شود بسیار مهم است. ادبیات برخورد با حکام عربستان باید با دقت و ظرافت به کار گرفته شود و البته عرصه گفتار سیاسی در دست دیپلما تهاست چراکه آنها به خوبی می‌دانند چگونه سخن بگویند تا دو کشور از ادبیات دیپلماتیک خارج نشوند. مجموع سخنانی که ازطرف مقامات دولتی و شخص آقای روحانی و خصوصاً آقای ظریف مطرح شده است اگر هم معترضانه باشد، همراه با توهین نیست. سخن اخیر آقای رئیس‌جمهور درمورد عربستان هرچند لحن انتقادی دارد اما غیردیپلماتیک نیز نیست؛ اکنون روابط دو کشور در مسئله یمن متضاد است و مسلم است که مسئله یمن راهکار نظامی ندارد و کاملاً به نفع منطقه است که راه‌حل چند ماده‌ای آقای ظریف به‌طور جدی برای حل این چالش به مرحله اجرا درآید چرا که بعد از بمباران بی‌وقفه بر سر مردم یمن که منجر به کشته شدن چند هزار نفر شده است، نهایتاً چار‌ه‌ای جز تن دادن به یک راه‌حل سیاسی در مورد یمن وجود ندارد. طرحی که ازطرف ایران برای صلح در یمن ارائه شد، کاملاً منطقی است و می‌تواند یک راه‌حل مناسب برای پایان مناقشه باشد. سخنان آقای روحانی درباره مردم یمن یک موضع کلیدی داشت که بسیار دلچسب و مطلوب است؛ رئیس‌جمهور خطاب به مقامات هلال‌احمر اعلام کردند که مسئولان این نهاد باید به مراکز بین‌المللی و صلیب سرخ جهانی فشار سیاسی وارد کنند تا کمکهای بشردوستانه ایران به مردم یمن ارسال شود. همچنین آقای روحانی اعلام کردند اگر کسانی نگران هستند که در قالب کمکهای بشردوستانه سلاح به حوثی‌ها برسد، کمکها را از ایران تحویل گرفته و از طریق دولتهای ثالث به مردم یمن برسانند. این ادبیات و پیشنهاد آقای روحانی، ایران را در موقعیت تبلیغاتی بهتری قرار خواهد داد زیرا نشان می‌دهد که ایران در مقام عمل نیت خیر و بشردوستانه قرار دارد. ضمن اینکه باید توجه داشت حوثی‌های یمن به اندازه‌ای سلاح دارند که نیازی به سلاح ایرانی نداشته باشند. آنچه آنها نیاز دارند کمکهای بشردوستانه است که ایران حاضر است در اختیار مردم بی‌دفاع یمن قرار دهد. همچنین سخنان آقای روحانی، به نوعی پیام ایران به حکام عربستان است تا بدانند از طریق حملات نظامی به جایی نخواهند رسید و دیر یا زود کسانی که عربستان را تشویق به اعمال خشونت می‌کنند، همان حمایت‌کنندگان از مواضع خود دست برخواهند داشت و عربستان را در یمن تنها خواهند گذاشت و در صورت تنها ماندن، سعودیها شکست سختی را متحمل خواهند شد.»
نگاه دوقطبی به یک موضوع ملی!
نگاه دوقطبی به یک موضوع ملی! عنوان یادداشتی است در صفحه اول روزنامه آفتاب یزد به قلم آیت قیصربیگی فعال سیاسی که متن آن در پی آمده است:
«پرواضح است که مسئله فن آوری صلح‌آمیز هسته‌ای یک موضوع کاملا ملی است و نبایست بده بستان‌های سیاسی و مطالبات حزبی و جناحی روی آن تاثیرگذار باشد. کما اینکه مقام معظم رهبری شاید به جهت در پیش رو بودن دو رویداد بسیار مهم مذاکرات هسته‌ای و انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی سال ۹۴ را سال دولت و ملت هم دلی و هم زبانی نام نهادند. چه خوب است که دولت و ملت نیز یکصدا و یک دل در جهت این شعار راهبردی در حرکت باشند چراکه این مهم وحدت رویه را در پیگیری مطالبات ملی فراهم می‌سازد. با این حال امروز در بحث ملی فن آوری صلح‌آمیز هسته‌ای گاهی اوقات مشاهده می‌شود که مطالبات به صورت حزبی و جناحی مطرح می‌شوند. به طور مثال گروهی که آن زمان خود در راس دولت بودند و سوال در مورد بحث پرونده هسته‌ای را خط قرمز اعلام می‌کردند امروز اصرار عجیبی به انتشار «فکت شیت» ایرانی دارند. جالب‌تر اینکه آنها حتی به صحبت‌های رئیس‌جمهوری که خود ید طولایی در بحث مذاکرات هسته‌ای دارد، همان شیخ دیپلماتی که در بحث پرونده هسته‌ای هم دیروز و هم امروز مورد اعتماد رهبر معظم انقلاب بوده است، در اعلام فکت شیت ایرانی شک می‌کنند! از موارد عجیب‌تر که نگاه سیاسی به مسئله هسته‌ای را پررنگ کرده است اصرار مخالفان مذاکرات به مرجع قرار دادن فکت شیت آمریکایی در قضاوت‌های خود است تا این سوال در ذهن تداعی شود که چه شده است ما بایست فکت شیت آمریکایی (که غالبا هم مصرف داخلی براى کشور خود دارد) را باور کنیم اما حرف بچه‌های این سرزمین را قبول نداشته باشیم! سربازان خط مقدم دیپلماسی که از طرف رهبر معظم انقلاب، فرزندان انقلاب لقب گرفتند و با وصف اینکه مورد اعتماد معظم له هستند چرا بایست اینچنین از طرف برخی گروه‌ها مورد بی‌اعتمادی در داخل قرار بگیرند!
به راستی وقتی غربی‌ها قابل اعتماد نیستند چگونه فکت شیت آنها در مورد نتایج بیانیه لوزان قابل اعتمادتر از اظهارات تیم کار کشته و باتجربه دستگاه دیپلماسی کشور است! از پارادوکس‌های دیگر در بحث هسته‌ای می‌توان به موضع‌گیری گروهی که تا دیروز قطعنامه‌ها را کاغذ پاره تلقی می‌کردند اشاره کرد که امروز نگران لغو همان کاغذپاره‌ها شده‌اند! مخالفان گفتگو در حالی به دیپلماسی اعتدال در مذاکرات هسته‌ای منتقد هستند که خود نیز این مذاکرات را نه با مشی اعتدال بلکه با یک سیاست خاص در پیش گرفتنداما حاصل گفتگوها بجای تنش زدایی باعث تنش‌زایی در سیاست خارجی شد که در برخی موارد حداکثر نتیجه که می‌گرفتند مذاکره برای مذاکره بود کما اینکه در اغلب موارد هم حاصل مذاکرات به قطعنامه‌ها و تحریم‌های بیشتر می‌انجامید. با این وصف منتقدین دولت که غالبا از حامیان دولت گذشته نیز هستند از یک طرف دل نگران مسئله پرونده هسته‌ای بوده و از طرفی مخالف مذاکره در بحث هسته‌ای هستند! مواردی از این قبیل می‌تواند از نشانه‌های برخورد حزبی و جناحی با مسئله پرونده هسته‌ای باشد که جامعه را به سمت دوقطبی شدن بر سر این موضوع ملی می‌کشاند. چه خوب است کسانی که دیروز شعار فناوری هسته‌ای حق مسلم ماست را سر می‌دادند امروز نیز این شعار را سر دهند و بر این حق پای فشرند و دولت فراجناحی را در کسب این هدف ملی همراهی نمایند. اگر بر اساس منافع حزبی و جناحی در ارتباط با مسئله ملی هسته‌ای قضاوت کنیم آنگاه نگاه ما جانبدارانه می‌شود تا حدس و گمان و احساس و خیال را به جای تدبیر و منطق و خردجمعی به کار بندیم. در چنین شرایطی حتی اگر واقعیت امر عیان و آشکار باشد اما گاهی اوقات سوگیری‌های حزبی و جناحی چنان فضا را غبارآلود می‌کند که فرصت زلال دیدن حقایق را از دست می‌دهیم. با این وصف امروز دولت تدبیر و امید اولویت اصلی خود را در جهت به دست آوردن حق مسلم فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای قرار داده است تا با سیاستهای اعتدالی خود و با دو راهبرد تنش زدایی و گفتگو بر اساس احترام متقابل، تعامل سازنده را در سیاست خارجی در دستور کار خود قرار دهد و حال که می‌خواهد گامهای آخر حل و فصل نمودن پرچالشترین پرونده قرن را بردارد نیازمند همدلی و همزبانی بیشتر دولت و ملت برای برآوردن این حق ملی و مسلم است. واقعیت آن است که به سرانجام رساندن مسئله پرونده هسته‌ای یک مطالبه ملی است و در این راستا دو قطبی کردن جامعه نمی‌تواند در دربردارنده منافع ملی باشد. البته با وجود درایت و هوشمندی رهبر معظم انقلاب اسلامی، تدبیر و امید ریاست محترم جمهوری، توانمندی و تجربه دستگاه دیپلماسی کشور و شعور بالای ملت فهیم ایران اسلامی جایی برای دلواپسی باقی نمی‌ماند تا همه با هم در سال دولت و ملت همدلی و‌ هم‌زبانی را در تمامی عرصه‌های ملی از جمله به سرانجام رساندن پرونده هسته‌ای تجربه کنیم.»
آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست؟
آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست، عنوان یادداشتی است در صفحه اول روزنامه اعتماد به قلم علی اصغر شعردوست که نویسنده در آن نوشته است:
«نیکی پیر مغان بین که چو ما بد مستانر هرچه کردیم به چشم کرمش زیبا بود
این بیت نغز حافظ آغازگر سخنان کوتاه و ماندگار حضرت آقای سیدمحمود دعایی بود که با لحنی گیرا در مراسم نکوداشت خود عنوان کردند. این انسان وارسته سخنان کوتاه و متواضعانه خود را با این ابیات معروف «سید و سالار عجم، میر سید علی همدانی» که بر روی اسکناس ده سامانی پول رایج تاجیکستان نقش بسته است، به پایان بردند:
هر که ما را یاد کرد ایزد مر او را یار باد ر هر که ما را خوار کرد از عمر برخوردار بادر هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنیر هر گلی از باغ وصلش بشکفد بی‌خار بادر در دو عالم نیست ما را با کسی گرد و غبارر هر که ما را رنجه دارد، راحتش بسیار باد
روز پنجشنبه هفدهم اردیبهشت ماه تالار کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران شاهد مراسمی کم نظیر بلکه بی نظیر از زمان احداث خود بود؛ مراسم نکوداشت «حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمود دعایی» که «سرو سایه فکن» نامیده شده بود، مراسمی سنگین و رنگین، بی‌شک چهره‌های مطرح و فرماندهان همه گروه‌های سیاسی کشور حضور داشتند، از چپ چپ تا راست راست. وهمه متواضعانه از فضیلت‌های جناب دعایی سخن گفتند، از بیش از سه دهه مدیریت بر موسسه اطلاعات نود ساله، مدیریتی متعادل، توأم با سعه صدر و ارجمند نگریستن به انسان و تفکرات انسان‌ها. ده‌ها نفر سخن گفتند و ده‌ها نفر دیگر می‌خواستند و می‌بایست سخن بگویند که مجال سه ساعته برنامه اجازه سخن گفتن به آنها نداد. سخنران اصلی مراسم جناب حاج سید حسن آقا خمینی بود، که به گفته خودش و تایید آقای دعایی تنها کسی بود که می‌توانست حضرت آقای دعایی را برای برگزاری همچو مراسمی قانع بکند، حاج سید حسن آقا گفت، من به پیشنهاد‌دهندگان اطمینان دادم که می‌توانم ایشان را مجاب کنم، می‌دانید چگونه؟ به اتکاء نامم که خمینی است و پدر و پدر بزرگم. آقای دعایی این بزرگمرد وارسته ضمن تایید سخن حاج سیدحسن آقا خمینی گفت، من هرچه دارم از دودمان شریف امام خمینی دارم، بدین جهت نمی‌توانستم حرف ایشان را زمین بیندازم، اما از اول جلسه تا به حال حدود سه ساعت از خجالت آب شدم!!! حاج سید حسن آقا خمینی هم گفتند، اشکالی ندارد، جلسه به این مهمی برگزار شود و شما هم قدری آب شوید!!!در میان ملت ما برگزاری نکوداشت در زمان حیات شخصیت‌ها چندان مرسوم نیست، و بیشتر بعداز وفات انسان‌ها این قبیل برنامه‌ها برگزار می‌شود و معروف است که می‌گویند، زنده خوب و مرده بد نداریم، اما برگزاری این مراسم باعظمت نشان داد که می‌شود سیاستمدار فرهیخته فرهنگ مدار بود، بیش از سه دهه موسسه عظیم اطلاعات را اداره کرد، اما محبوب عام و خاص بود. من که از سال‌های دور و زمان انتشار هفته‌نامه ترکی موسسه اطلاعات با نام زیبای «سهند» فرصت مغتنم درک حضور ایشان را داشته‌ام، شاهد این محبوبیت عام و خاص بوده‌ام. از کارگر ساده موسسه اطلاعات تا سردبیران و مدیران روزنامه و ده‌ها نشریه و سازمان زیرمجموعه موسسه اطلاعات همگان از سویدای دل به آقای دعایی عشق می‌ورزند. رمز این توفیق بزرگ در «آنی» است که حضرت ایشان دارند و برخی وجوه آن در آن جلسه بیان شد، در این مورد گفتنی و نوشتنی زیاد است شاید در جایی دیگر و مجالی مناسب‌تر توفیق ادای دِین به این «انسان کامل» را بیابم. اما در بین ده‌ها سخنران، گفتار حجت‌الاسلام محقق داماد از لونی دیگر و با لحنی متفاوت بود. این استاد وارسته خطاب به مخاطبانی که آنها را نوجوانان پیرنما یا «صبِیٌّ یتشیّخ» می‌نامید، با اشاره به سابقه انس و الفت طولانی خود با حضرت آقای دعایی ضرورت حفظ حریم معظم‌له را متذکر شدند و ابیاتی از قطعه پندآموز انوری با عنوان «مناظره درخت چنار و بوته کدو» را خواندند. این ابیات که در متون ادبی پندگونه، خطاب به آنها که بدون داشتن ریشه‌ای استوار و ساختاری ستبر، داعیه برابری با بزرگان را داشته‌اند، به‌کار می‌رود. بیت مقطع زیبایی دارد که حضار در آیین نکوداشت این مرد باسماحت را به وجد آورد و من نقل این چند بیت را پایان‌بخش این نوشته قرار می‌دهم و برای درخت وجود ریشه‌دار و پرثمر جناب آقای دعایی عمری طولانی و مبارک مسالت می‌نمایم که در سایه و خنکای این شجره طیبه انسان‌های فراوانی با ایمنی و آسایش برای رونق روزافزون خانه مجلل ایران و اسلام بکوشند. اما آنچه انوری گفته و استاد محقق داماد در جلسه معظم نکوداشت قرائت کردند.مناظره بوته کدو با درخت چنار: نشنیده‌ای که زیر چناری کدو بنیر برجست و بر دوید برو بر به روز بیست ر پرسید از چنار که تو چند روزه‌ای؟ر گفتا چنار عمر من افزون‌تر از دویست ر گفتا به بیست روز من از تو فزون شدم ر این کاهلی بگوی که آخر ز بهر چیست ر گفتا چنار نیست مرا با تو هیچ جنگ ر کاکنون نه روز جنگ و نه هنگام داوریست ر فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان ر آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست.»
روحانی روشنفکر
روحانی روشنفکر، عنوان یادداشتی است در صفحه اول روزنامه شرق به قلم ابراهیمبای سلامی جامعه‌شناس که متن آن در پی آمده است:
«سیدمحمود دعایی از سابقون مجاهدین و همزاد انقلاب اسلامی است. او بعد از انقلاب توأم با تلاش بی‌وقفه‌اش، سکوت طلاگونه‌ای دارد. در آیین نکوداشت او در کتابخانه ملی ایران، بسیاری از بزرگان گرد آمدند و برخی در وصف دینداری، وفا و صفای کم‌نظیرش سخن گفتند، اما کمتر به مجاهدت‌های اندیشه‌ای، عرفانی و روشنفکری او اشاره شد. در اوضاع کنونی که بسیاری از روشنفکران انتظار اظهار و اجرای وجه رحمانی دین را دارند و در دشواری‌های خود سراغ کسانی چون سیدمحمود دعایی می‌روند، افرادی از این دست تعدادشان اندک است، ولی سخاوتمندانه و با همان رویکرد سال‌های اول انقلاب فارغ از هرگونه جناح‌نگری به دلداری و حل مشکلات مردم می‌پردازند. دعایی در بسیاری از ناملایمات سپر بلای فرهیختگان شده است و در مراسمات، تجلیل‌ها و یادبودهای شخصیت‌های علمی و فرهنگی جامعه ایرانی، از هرگروهی که باشند حضور می‌یابد. او استوانه محبوبی برای اهالی قلم و مطبوعات است و بیش از ۳۰ سال است که مسئولیت مدیریت قدیمی‌ترین روزنامه پرتیراژ ایران را بر مدار میانه‌روی برعهده دارد. اهل هنر برگرد او جمع می‌شوند و او را پناهگاهی برای دغدغه‌ها و دل‌مشغولی‌های خود می‌دانند. وقتی در «همایش نهانخانه دل» در تجلیل از استاد عثمان خوافی، به عنوان یک روحانی در جمع اهالی موسیقی حضور یافت، شوق دیدارش فریاد از نهاد هنرمندان برآورد و عثمان نیز بارها گفته است که عاشق این سید روحانی است. گلرخسار صفی، شاعر بلندآوازه و مادر ملت تاجیکستان، همواره در اولین سخن خود درباره ایران سراغ سیدمحمود دعایی را می‌گیرد و در هر سفر بر سفره ساده و باصفای او میهمان می‌شود. او بسیاری از بزرگانی چون دکتر محمدحسن گنجی را در زمان حیاتشان گرامی داشت و بعد از ده‌ها سال غبار غربت را از رساله دکترای پدر جغرافیای ایران زدود و در مراسم وفات او و ده‌ها نفر از بزرگان علم، فرهنگ و هنر این سرزمین متواضعانه شرکت کرد و نماز خواند. اگر روشنفکری را بر محور رهایی از تعصب و گشودن چتر دانش، بینش و عقلانیت فرهنگی در برخورد با آرا و افکار دگراندیشان تعریف کنیم و گمان نکنیم که فقط ما هدایت شده‌ایم و بر این طریق تأکید شود که امکان رستگاری برای آنان که به غیر از دیدگاه ما می‌اندیشند نیز وجود دارد و از خودبینی پرهیز شود، لاجرم امکان رشد و تبلیغ برای باورهای ما نیز گسترش خواهد یافت. سیدمحمود دعایی را می‌توان از آن دست روحانیون دانست که باوجود آنکه پایه دانش و اعتقادات آنها در نظام سنتی دانش و حوزه‌های علمی شکل گرفته، دلبسته ابقا وگسترش دین در جامعه مدرن هستند. در رویکردی دیگر بی‌تردید دکتر علی شریعتی ایدئولوگ و سمبل روشنفکری و بیدارگری در فرآیند انقلاب اسلامی ایران است و تا آنجا که می‌دانیم سید محمود دعایی تنها روحانی‌ای است که با اجازه امام‌خمینی(ره) برای تشییع جنازه او از نجف به دمشق می‌رود و دعایی همواره از نظر مثبت امام(ره) نسبت به دکتر شریعتی سخن گفته است.»
مردی از جنس اخلاق
مردی از جنس اخلاق، عنوان یادداشتی است در صفحه اول روزنامه اعتماد روز شنبه به قلم سیدرضا صالحی امیری که در آن نوشته است:
«برگزاری مراسم نکوداشت چهره محبوب و مردمی، حجت الاسلام والمسلمین سید محمود دعایی هم کاری دشوار بود و هم کاری سهل. دشوار بود چون هرکس که آقای دعایی را می‌شناسد و به روحیات او آشناست به خوبی می‌داند که هرگز اجازه برگزاری چنین برنامه‌ای را نمی‌دهد. چگونه ممکن است کسی که در هیچ مراسمی در صدر مجلس نمی‌نشیند و هرجا که وارد شده با فروتنی در میان مردم نشسته، راضی به انجام مراسم نکوداشت خود شود؟ در عین حال سهل بود، چون هرکس که از برگزاری این برنامه مطلع می‌شد مشتاقانه و با تمام وجود از هیچ تلاشی برای برگزاری هرچه بهتر این مراسم دریغ نمی‌کرد. و چنانچه در بعد از ظهر پنجشنبه گذشته شاهد بودیم برای تجلیل از مردی که به گفته یادگار گرانقدر امام راحل، آیت الله سید حسن خمینی «در مسیر انقلاب هیچ وقت نخواست دیده شود، اما وجودش همیشه احساس شد» خیل عظیمی از استادان و فرهیختگان و مسئولان و مقامات دولتی چگونه مشتاقانه گرد آمدند. به راستی چه ویژگی‌هایی سبب شده تا این سید بزرگوار از چنین جایگاهی در میان اقشار مختلف مردم با سلایق و علایق مختلف و متنوع برخوردار شود؟ در میان تمام ویژگی‌ها و خصلت‌های نیکویی که در سید محمود دعایی جمع است چند ویژگی جلوه و نمود بیشتری دارد: نخست ثبات فکر، اندیشه و عمل آقای دعایی در طول سال‌های پربرکت عمر خویش است. از همان عنفوان جوانی که برای مبارزه با رژیم ستم شاهی به پیر و مقتدای خود، حضرت امام خمینی (ره)، لبیک گفت و قدم در راه پر فراز و نشیب انقلاب نهاد گویی به عمق و عظمت این راه و فرجام آن باور قلبی داشت. هنگامی که حدود ۵۰ سال پیش در حیاط منزل آقای‌هاشمی رفسنجانی در قم اعلامیه‌های امام را تکثیر می‌کرد و توسط عوامل ساواک شناسایی و تحت تعقیب قرار گرفت، عزیمت به نجف و قرار گرفتن در کنار بنیانگذار جمهوری اسلامی را فریضه دانست و نقش بی بدیلی در آغاز روشنگری ملت بزرگ ایران و نهضت امام خمینی ایفا کرد. دیگر آنکه آزادگی و حریت سید محمود دعایی از او شخصیتی ملی، فراجناحی و دلسوز ساخته که در همه سال‌های پس از انقلاب دل در گرو آرمان‌های انقلاب اسلامی، امام راحل و مقام معظم رهبری و عزت و سربلندی ایران و ایرانی دارد. همین ویژگی باعث شده تا همه او را فردی دلسوز و مورد اعتماد خود بیابند. بی جهت نیست که شش دوره پیاپی نمایندگی مردم را در مجلس شورای اسلامی عهده دار شد و وجودش مجلس را به معنای واقعی «خانه ملت» کرد.او در همه این سال‌ها تلاش کرده تا با رفتار و منش خویش میان اخلاق و سیاست رابطه‌ای منطقی برقرارکند و به سیاست ورزان، اخلاق مداری و به تقواپیشگان دغدغه دین و دنیای مردم داشتن را گوشزد کند. اما در این مسیر هرگز از مدار اعتدال خارج نشده است.از دیگر ویژگی‌های رفتاری آقای دعایی تواضع و فروتنی مثال زدنی اوست. تواضع او صوری و اقتضایی نیست، بلکه ذاتی و برخاسته از ایمان و باور اوست. و این نشان از مرتبه والای فهم و درک آقای دعایی دارد. چنان که مولای متقیان، علی(ع) فرمود: «إِذا تَفَقَّهَ الرَّفیعُ تَواضَعَ: انسان بلندمرتبه چون به فهم و دانایی رسد، متواضع می‌شود.» جهان امروز به رغم همه پیشرفت‌هایی که موجبات زندگی آسان‌تر بشر را فراهم آورده، به شدت از بحران‌های اخلاقی رنج می‌برد. انسان امروز تنهاتر از بشر دیروز است و با آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی پرمخاطره‌ای مواجه است. در چنین زمانه‌ای نیاز به بازگشت به اخلاق و در یک کلام زیست اخلاقی واجب‌تر از هر امر دیگری است. انسان‌هایی از جنس آقای دعایی مصداق بارز اخلاقی اندیشیدن، اخلاقی زیستن و اخلاقی عمل کردن هستند.آقای دعایی نیازی به برگزاری مراسم نکوداشت نداشت، بلکه این وظیفه ما بود که با این کار به جوانان این مرزوبوم و نسل‌های آینده پیام دهیم که برای یافتن الگوهای عملی زیست اخلاقی در همین جهان بحران زده هم انسان‌هایی یافت می‌شوند که وجودشان سراسر برکت است و زندگی شان وقف غمخواری مردم. براین اساس تجلیل از مقام حجت الاسلام والمسلمین سید محمود دعایی یک انتقال فرهنگی از نسل گذشته به نسل آینده است.»
صبر مردم یمن هم حدی دارد
صبر مردم یمن هم حدی دارد، عنوان یادداشتی است در صفحه اول روزنامه جام‌جم به قلم دکتر غضنفر رکن‌آبادی سفیر سابق ایران در لبنان که نویسنده در آن نوشته است:
«فاجعه انسانی که این روزها در یمن در حال رخ دادن است، اساسا به روز آغاز تجاوز عربستان به این کشور بازمی‌گردد. عربستان سعودی برخلاف تمام قوانین شناخته‌شده حقوق بین‌الملل اقدام به تجاوز به یمن کرده است. براساس این قوانین، تنها در دو صورت یک کشور می‌تواند به کشور دیگری حمله کند: یکی با مجوز شورای امنیت و دیگر این‌که بخشی از این کشور اشغال شده باشد که هیچ‌کدام از این دو حالت در مورد یمن صدق نمی‌کند.
اولاً آغاز این تجاوز و حمله کاملا غیر قانونی بود؛ ثانیا در این تجاوز جمع زیادی از مردم بی گناه در حال به خاک و خون کشیده شدن هستند که بیش از همه شاهد کشته شدن زنان، کودکان و افراد سالخورده هستیم.
در اینجا می‌توانیم کاملا سیاست دوگانه نظام جهانی سلطه را مشاهده کنیم. باید به نوع واکنش و برخورد شورای امنیت، آمریکا و دیگر طرف‌های غربی در قبال حوادث مشابه توجه کرد. عربستان سعودی ادعا می‌کند براساس خواسته رئیس‌جمهور قانونی و مشروع یمن و به منظور حمایت از مردم این کشور اقدام به این تجاوز کرده است. حال این مساله مطرح است که همین موضوع در ارتباط با سوریه نیز صدق می‌کند.
چگونه است که به خواسته رئیس‌جمهور قانونی و مشروع سوریه که مورد تائید اکثریت مردم است، توجه نمی‌شود و در مقابل شاهد آن هستیم که مقامات ریاض همراه دیگر طرف‌های منطقه‌ای برای سرنگونی نظام سوریه و رئیس‌جمهور قانونی از هیچ کوششی طی چند سال اخیر فروگذار نکرده اند.
همچنین آنها از مخالفانی حمایت می‌کنند که در واقع گروه‌های تروریستی و سلفی بوده و از طرف اسرائیلی‌ها حمایت می‌شوند. این پرسش مطرح است که چگونه در سوریه از مخالفان مسلح علیه یک رئیس‌جمهور قانونی حمایت می‌شود اما در یمن، یک رئیس‌جمهور مستعفی را مجبور به پس گرفتن استعفایش کرده و می‌گویند این رئیس‌جمهور قانونی باید به قدرت بازگردد. مثال دیگر در این رابطه، حوادث و اتفاقات یک سال و نیم گذشته اوکراین است. آمریکایی‌ها و غربی‌ها در اوکراین با یک رئیس‌جمهور قانونی مخالفت کرده و در مقابل مخالفان او را مورد حمایت قرار دادند. در مصر نیز عربستان سعودی که امروز ادعای حمایت از مردم را می‌کند، از کودتا علیه یک رئیس‌جمهور منتخب و قانونی حمایت کرد.
تمامی این موارد را می‌توان سیاست‌های نظام جهانی سلطه دانست که عربستان سعودی به نمایندگی از آنها وارد میدان شده است. روز بیست و هفتم جنگ، سعودی‌ها اعلام کردند عملیات «طوفان قاطعیت» پس از تحقق اهداف به پایان خود رسیده است. همه دنیا مشاهده کردند که این مضحک‌ترین اظهارنظری بود که می‌شد از سعودی‌ها شنید. اهداف مدنظر آنها برای آغاز این تجاوز عبارت بود از: بازگرداندن رئیس‌جمهور مستعفی به قدرت، عقب نشینی انصارالله و واگذار کردن مراکز دولتی کشور به رئیس‌جمهور مستعفی. حال این پرسش مطرح است که چگونه وقتی این اهداف هنوز محقق نشده، آنها سخن دیگری می‌گویند. ما روز به روز شاهد رسوایی‌های بیشتر عربستان در این تجاوز هستیم. در واقع عربستان با انجام این اشتباه راهبردی، وارد دامی شد که دیگران برایش پهن کرده بودند و ممکن است جبران این خسارات مدت‌ها طول بکشد.
از سوی دیگر شاهد این هستیم که عربستان با وجود اعلام پایان این عملیات، همچنان به کشتار مردم بیگناه ادامه می‌دهد. در واقع این حملات به این علت ادامه دارد که ریاض وارد یک باتلاق شده و می‌خواهد آبرومندانه از آن خارج شود. بر همین اساس تصور می‌کند با استمرار حملات هوایی می‌تواند مردم یمن را به ستوه آورده و نیروهای انقلابی و انصارالله را به عقب نشینی وادار کنند. البته هر چه این تجاوزها بیشتر ادامه پیدا کند، نفرت و عصبانیت مردم یمن از عربستان سعودی و حامیان غربی آنها بیشتر می‌شود. بنابراین پیش بینی این است که عربستان نمی‌تواند برای مدت زمان طولانی به این حملات ادامه دهد.
از سوی دیگر از همان روز آغاز این حملات، شاهد این بودیم که نیروهای ارتش، انصارالله و کمیته‌های انقلابی از آمادگی خود برای جلوگیری از خونریزی‌های بیشتر سخن گفتند تا به این ترتیب بهانه‌ای به دست دشمن مشترک تمام مسلمانان یعنی اسرائیل نیفتد و از وقوع یک یک جنگ اسلامی ـ اسلامی و عربی ـ عربی در منطقه جلوگیری شود. البته طبیعی است این نیروها نیز اعلام کردند صبر آنها نیز حدی خواهد داشت. با این اوصاف لازم است تمام کشورهای منطقه و جامعه بین‌الملل که پیام وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران و طرح ۴ ماده‌ای ایران را که حاوی طرح سیاسی است، دریافت کردند با جدیت این طرح را پیگیری کنند و در جهت برقراری ارامش و آتش بس قدم بردارند.»
پیام‌های رژه در میدان سرخ
پیام‌های رژه در میدان سرخ، عنوان یادداشتی است در روزنامه جوان به قلم سید رحیم نعمتی که در آن نوشته است:
«۷۰ سال پیش بود که ارتش آلمان نازی چند روز بعد از خودکشی آدولف هیتلر در ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ در برابر نیروهای متفقین تسلیم شد و به همین مناسبت است که جشن‌هایی در کشورهای مختلف برگزار می‌شود اما با یک تفاوت قابل توجه. کشورهای غربی روز هشتم می‌را جشن می‌گیرند اما مراسم روسیه یک روز بعد برگزار می‌شود. این تفاوت یک روزه سنت دیرینه‌ای است که همه ساله جریان دارد اما امسال رنگ و بویی دیگر داشت و سالگرد پیروزی ارتش سرخ شوروی بر آلمان نازی بهانه‌ای شد برای صف‌آرایی جدیدی که بین روسیه و غرب ایجاد شده است. اولین نشانه این صف‌آرایی در تعداد و کیفیت نیروهایی بود که روز ۹ می‌در میدان سرخ مسکو رژه رفتند. حدود ۱۶ هزار و ۵۰۰ نفر از نیروهای نظامی به همراه ۲۰۰ یگان از خودروهای زرهی و نزدیک به ۱۴۰ بالگرد و هواپیما در مراسم میدان سرخ شرکت داشتند که این حجم از نیرو و ادوات نظامی طی چندین دهه گذشته و بعد از فروپاشی شوروی سابقه نداشته است. برگزاری رژه نظامی در میدان سرخ به این صورت بی‌تردید پیام کرملین به جبهه غربی است که از قدرت و توان کافی در این رویارویی برخوردار است و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه هم از این فرصت استفاده کرد تا پیام خود را حتی با کنایه‌گویی هم که شده به رقبای غربی خود برساند.
پوتین از جنگ با آلمان نازی گفت که جنگ با تلاش برای برتری یک نژاد و انحصارطلبی یک کشور بود و از این فرصت استفاده کرد تا غرب را متهم به همین تلاش نازی‌ها برای انحصارطلبی کند که سعی دارد جهان تک‌قطبی ایجاد کند و دیگر کشورهای جهان را به زیر نفوذ خود درآورد. پوتین در برابر این جهان تک‌قطبی غرب از جهان چندقطبی گفت و رژه‌میدان سرخ و میهمانان او هم نشانه‌هایی از این خواست او بودند. رژه میدان سرخ به مناسبت پیروزی بر آلمان نازی برای اولین بار تنها به عهده یگا‌ن‌های ارتش روسیه نبود و یگان‌هایی از دیگر کشورها هم در آن حضور داشتند که یگانی از ارتش چین در بین آنها بیشتر از همه به چشم می‌خورد. از طرف دیگر، معلوم بود که رهبران غرب در این مراسم حضور نخواهند یافت اما نشستن شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین در کنار پوتین و حضور پراناب موکرجی، رئیس‌جمهور هند و رهبران چندین کشور دیگر در جایگاه ویژه خلأ ناشی از نبود رهبران غربی را برطرف کرده بود جدای از اینکه همراهی آنها با پوتین به پیام این مراسم به غرب رنگ و بوی خاصی می‌بخشید. در حالی که چین در بحران بین روسیه و غرب بر سر اوکراین دست کم در ظاهر مدعی بی‌طرفی است اما هم در رژیم تحریمی علیه روسیه همکاری نکرده و هم اینکه سعی کرده با بستن قراردادهای کلان نفت و گاز با روسیه، کرملین را در جنگ تحریمی با غرب همراهی کرده باشد. آخرین مورد از این قراردادها مربوط به یک روز قبل از این مراسم بود که پوتین و پینگ با یکدیگر دیدار و در جریان دیدار خود نزدیک به ۴۰ سند و قرارداد همکاری به ارزش بیش از ۲۵ میلیارد دلار در حوزه‌های مختلف مالی، انرژی، صنایع هوا و فضا امضا کردند. حالا رئیس‌جمهور چین در کنار پوتین نشسته و با این کار به غرب می‌گوید که حضورش در مراسم میدان سرخ بیشتر از یک تماشاچی است بلکه او به عنوان متحد نزدیک پوتین در کنار وی نشسته است. علاوه بر این، حضور طیفی از کشورهای مختلف در این مراسم تأکیدی است بر مخالفت پوتین با تمایل غرب به جهان تک‌قطبی و تأییدی بر درخواست او برای ایجاد یک جهان چندقطبی. به همین جهت است که خبرنگار بی‌بی سی در گزارش خود از این مراسم گفت که روسیه می‌خواهد به غربی‌ها نشان دهد می‌تواند ائتلاف‌های جدیدی تشکیل بدهد و به غرب نیازی ندارد. غرب و رسانه‌های آن سعی می‌کنند با اتهام‌زنی به روسیه در مورد بحران اوکراین آرایش سیاسی و حتی نظامی خود را در مقابل کرملین توجیه کنند اما پوتین در این سخنرانی اعتقاد خود را مبنی بر نیت غرب به ایجاد جهان‌تک‌قطبی بیان کرد. او توانست هم به لحاظ نظامی و حضور ملیت‌های دیگر در این رژه و هم به لحاظ سیاسی و مشارکت این طیف از رهبران جهان، به طرف غربی خود این پیام را بدهد که نمی‌تواند جهان تک‌قطبی خود را ایجاد کند و باید با پایبندی به جهان چندقطبی در فکر همکاری با دیگر قدرت‌های جهان باشد تا آنکه خواست خود را به آنها تحمیل کند.»


Scroll To Top