تعارف کم کن و بر مبلغ افزا | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » ابوالقاسم قاسم زاده » تعارف کم کن و بر مبلغ افزا

تعارف کم کن و بر مبلغ افزا

ابوالقاسم قاسم زاده :

اقتصاد و سیاست دو بازویی است که همه دولت‌ها در تبیین و اجرای برنامه‌های داخلی و خارجی آن را اصلی‌ترین محور فعالیت‌های خود قرار می‌دهند. اگر بخواهید گستره مقیاس رفتاری دولت‌ها را در روابط بین‌المللی و به قول معروف در روابط دو و چند جانبه بشناسید و دریابید، باید زمان‌شناس باشید، تا با رصد کنش‌ها و واکنش‌ها از سوی دولت‌ها، نبض تصمیم‌سازی قدرت‌های حاکم را رصد کنید. سالهای سال در صحنه بین‌المللی سیاست‌ورزی آن هم به صورت اولویت‌ کاری در دستور کار اغلب حاکمان قدرتمند در کشورها قرار داشت. بحران‌ها اغلب در دایره سیاست محک می‌خورد و شاخص آن جنگ‌هایی بود که قدرت چرخش‌ مالی و اقتصادی را در دایره تولید انواع و اقسام تسلیحات نظامی و فروش آنها در بازار تسلیحاتی قرار می‌داد. سیاست، هنرش بحران آفرینی بود تا بازار فروش اسلحه فراهم آید و تا آنجا که ممکن بود دلارها را کمپانی‌های تسلیحاتی می‌مکیدند. در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی اقتصاددانان چپ نظرپردازی می‌کردند که سرمایه‌داری جهان تنها و تنها به چرخش سرمایه در جهان نمی‌اندیشد، بلکه نگاه به سرعت چرخش مالی هم دارد، که بالاترین سرعت این چرخش و افزایش سرمایه مالی در تولید و فروش تسلیحات نظامی نهفته است. جهان دو قطبی در اوج جنگ سرد بر این مدار می‌چرخید که امنیت سیاسی کشورها بر محوریت قدرت نظامی آنها استوار است. مسکو و واشنگتن دولت‌هایی را شکار می‌کردند که ذخیره دلاری بالایی داشتند و هراس از ناامنی و بیمه کردن امنیت خود را در داشتن انواع و اقسام تسلیحات نظامی تولیدی آنها، جستجو می‌کردند. در آن سالها اقتصادانان چپ در آمریکا با بکارگیری ترمولوژی «پنتاگونیسم»، شرح می‌دادند که چند میلیارد دلار برای ساختن یک هواپیمای بمب‌افکن بکار گرفته می‌شود و همزمان موشک تخریبی همین هواپیماهای نظامی از سوی کمپانی‌های نظامی ساخته می‌گردد تا در جنگی در فاصله چند ثانیه، سرمایه چندین و چند میلیاردی هواپیمای بمب افکن توسط چنین موشکی که خود مخارج چند میلیون دلاری داشت، هر دو با هم منهدم گردد. جایگزینی این سرمایه عظیم مالی در چند ثانیه، سرعت مخارج و سرمایه‌ای را به بار می‌آورد که به قول آنها، «پنتاگونیسم» تاج سر جذب بالاترین سرمایه‌های مالی می‌گردید!
جهان دو قطبی فرو پاشید. در کمتر از یک دهه از آن دگرگونی عظیم نه تنها قطب‌های اقتصادی جدیدی سر برآوردند که از چین تا اتحادیه آ.سه.آن در سراسر شرق آسیا به صورت بلوک تعیین‌کننده اقتصادی درآمدند، مسکو نیز همه سیاست‌ورزی خود را در سبد فروش انرژی (گاز و نفت و ساختن نیروگاه‌های هسته‌ای و…) قرار داد. تکنولوژی و انرژی همه مفاهیم سنتی سیاست و سیاست‌ورزی را دگرگون کرد. ریش سیاست به دست اقتصاد افتاد و دولت‌های قدرتمند در سیاست‌ورزی خود تابع این ضرب‌المثل فارسی ما شدند که «».
در این سالها صدها مرکز علمی و کارشناسی شکل گرفت تا آینده جهان را در تحقیقات خود نشان دهند. در اغلب این گزارش‌های تحقیقاتی اولاً آینده جهان را در اقتصاد با مفهوم گسترده و بسط یافته آن دیده‌اند و سیاست در ذیل این آینده‌ نگری براساس دو پایه بهره‌گیری از «تکنولوژی» و «انرژی» نقد و بررسی شده است. ثانیاً به نسبت دگرگون شده مفاهیم «قدرت» پرداخته‌اند. ثالثاً، «دانش»، محور اصلی و شاخص توان و تأثیرگذاری سیاست دانسته شده است. رابعاً، اتصال منطقه‌گرایی به نفوذ بین‌المللی، سیمای آینده جهان را ترسیم می‌کند. و بالاخره انواع و اقسام تضادها از ساحت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بازشناسی شده است. «ارزش افزوده»، بخوانید کم کردن تعارفات چه در درون کشورها و چه در روابط منطقه‌ای و بین‌المللی آنها بر «افزایش مبلغ»، از نتایج عمده این مراکز تحقیقاتی، علمی و کارشناسانه است.
از مراکزی که در ترسیم این آینده‌نگری به صورت رسمی و علنی فعالیت دارد، اجلاس داووس است که همه ساله بسیاری از صاحب‌نظران اقتصادی و مدیران مشهور سیاسی را جمع می‌کند و با تشکیل میزگردهای تخصصی، نمایی از جهان در حرکت را نشان می‌دهد. یکی از اساتید سیاسی دانشگاه شهید بهشتی که در این نشست‌های سالانه دعوت و شرکت می‌کند درباره اجلاس امسال (۲۰۱۵) شرحی در نشست مرکزی بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری داد. او گفت: «… امسال بیش از ۳۰۰ میزگرد در طول شش روز در اجلاس داووس (۲۰۱۵) برگزار شد که وضعیت اقتصاد، سیاست و امنیت جهانی را از زوایای مختلف بررسی کرد. اما اجلاس امسال چند نکته متمایزکننده داشت، اول در جهان امروز منطقه‌گرایی‌ جای جهانی شدن را گرفته است و کشورها تلاش می‌کنند مشکلات منطقه‌ای خود را به صفر برسانند. حتی مشکلات مرزی نیز از این قاعده مستثنا نیست. نمونه آن چین یا کشورهای آمریکای لاتین و آمریکای مرکزی‌اند که با همسایگان خود مشکل مرزی دارند، اما تلاش می‌کنند حل این گونه مشکلات را به تعویق بیندازند. چون فعلاً کشورها سرنوشت مشترک پیدا کرده‌اند و این موجب شده که آنها به یکدیگر قفل شوند. دومین نکته متمایزکننده این دور از نشست «داووس»، ارتباط مستقیم کیفیت حکمرانی و زندگی مردم است. اگر دولت‌ها و حاکمیت‌ها مسایل را به نحوی مدیریت کنند که مردم و دستگاه‌های اجرایی به فناوری‌های جدید دسترسی پیدا کنند، کیفیت حکمرانی افزایش پیدا می‌کند.»
این استاد دانشگاه بر نکته دیگری نیز تأکید کرد و گفت: «مسائل کشورهای کهنی مانند ایران، چین، هند و… درون پیچیده‌ای دارند و مسائل را تنها اقتصادی نمی‌بینند.
از همین رو چنین کشورهایی باید تناقضات بین‌المللی را کاهش دهند و نهایت بهره‌برداری اقتصادی را از جهان ببرند.»
منطقه‌گرایی از تعاریف کهنه و گذشته خود در ادبیات جهان دوقطبی عبور داده شده است و امروز با تشکیل «اتحادیه‌ها»ی منطقه‌ای نمای جدیدی پیدا کرده است که موفقیت بین‌المللی کشورها از مسیر آن بدست می‌آید. در گزارش نشست امسال داووس، استاد دانشگاه شهید بهشتی در نسبت همگرایی منطقه‌ای و بهره‌برداری اقتصادی از جهان می‌گوید: «… در مثال این موضوع اگر بخواهیم عددی بنگریم می‌توان از روسیه و چین نام برد. تناقضات بین‌المللی چین عدد ۱۵ و میزان بهره‌وری این کشور از جهان عدد ۸۰ دسته‌بندی می‌گردد. در حالی که در دیگر سو نیز روسیه قرار دارد که تناقضات بین‌المللی خود را به عدد ۴۵ رسانده و میزان بهره‌وری سیاسی‌اش از جهان عدد ۵۵ است. تجارت یک تریلیون دلاری چین با آمریکا در این مقیاس جالب توجه است. در حالی‌که نگاه روسیه پوتین و نزدیکانش دیگر گونه است. پوتین معتقد است کشوری را مدیریت می‌کند که از یکسو به دیگر سوی آن، اختلاف زمانی هفت ساعته وجود دارد و صاحب هفت هزار کلاهک هسته‌ای است و سابقه امپراتوری دارد. به همین دلیل وقتی مستاصل می‌شود، جای دیگری از جهان را می‌گیرد در حالی که این رفتار اکنون در جهان دیده نمی‌شود، اما چین به شکل دیگری در حال تسخیر جهان است.» او به کمترین سطح همکاری منطقه‌ای در خاورمیانه اشاره کرد و گفت: «… براساس داده‌های آماری، بالاترین درصد همکاری‌های دنیا در آسیا و کمترین آن در خاورمیانه است. کشورهای شرق آسیا به سمت همکاری‌های عمیق و در مرز هم‌گرایی حرکت می‌کنند. در این بین جالب است که کشورهای خاورمیانه با هم فقط شش درصد تبادل اقتصادی دارند. اما بالای ۹۰ درصد تبادل اقتصادی کشورهای خاورمیانه با بیرون از منطقه انجام می‌شود. این با وجود تشابهات فرهنگی و دینی بسیار جای تأمل دارد.»
کشورهای جهان آینده‌نگری خود را براساس کاهش تناقضات منطقه‌ای و بین‌المللی، قدرت تولید دانش، بهره‌گیری از تکنولوژی و انرژی در مسیر همگرایی منطقه‌ای و تضمین جایگاه خود در امور بین‌المللی تنظیم می‌کنند. پرسش این است: ما کجا ایستاده‌ایم؟ و آینده نگری برنامه‌ریزی شده ما چگونه است؟


Scroll To Top