سنت‌های فراموش شده… | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » دكتر محمدعلی فياض بخش » سنت‌های فراموش شده…

سنت‌های فراموش شده…

دکتر محمدعلی فیاض بخش :

در تعبیراتی که جای جای در نهج‌البلاغه در توصیف پیامبراکرم(ص) از قول امیرالمؤمنین(ع) آمده است تأکید فراوانی بر سبک زندگی آن بزرگوار شده است. نرم‌خویی و مدارا با مردم و نیز ساده‌زیستی و سهل گرفتن زخارف دنیا دو نکته‌ای است که برجسته‌ترین بخش این توصیفات است. در جایی می‌فرماید: اگر در شما مردم، تنها این صفت می‌بود، که آنچه در چشم رسول خدا کوچک بود بزرگ می‌نماید و آنچه پیامبر بدان به چشم حقارت می‌نگریست در دیدگان شما عظیم و بزرگ نشسته است، همین کافی بود تا شمایان را در زمره‌ی مقابله‌کنندگان با حضرتش بنشاند.
شیر را بچه همی ماند به او
تو به پیغمبر چه می‌مانی؟ بگو!
مدّعا بر داشتن کار آسانی است. خود را جزو امّت پیامبر دانستن در نخستین قدم‌ها فقط یک شناسنامة سجلّی می‌طلبد. همین مقدار که گزینه‌ی مذهب را در فرم‌های مشخصات فردی، «اسلام» بزنیم، جغرافیای مذهبی ما را مشخص می‌کند، و امّا جغرافیای اعتقادی به یک سند منگوله‌دار(!) نیازمند است تا صحّت مدّعا را ثابت کند. این سند به سبک زندگی مدّعیان برمی‌گردد و نیازی هم به جار و جنجال و شور و شعار ندارد.
بازگشت به هویّت امّت پیامبر و پاسداشت این حیثیّت، امروزه جزو‌ بزرگ‌ترین چالش‌هایی است که باید فکر مدّعیان را به خود مشغول کند. این سئوال، که ما امروز چه چیزمان به «امّت پیامبر بودن» شباهت دارد، مرز میان صداقت رفتار و صحّت و سقم ادعا را مشخص می‌کند. نمایش‌ها و همایش‌ها کافی نیست تا مهر تأیید بر این ادّعاها را تثبیت کند، بلکه پیرایش‌ها و آرایش‌هاست که ملاک درستی و یا نادرستی مدّعیات است. در برهه‌ی گسست از سنّت و پیوست به مدرنیته ـ که درد زایمانی پرخطر و مقرون به تولّد موجودی ناقص‌الخلقه را می‌ماند ـ وجود قابله‌هایی صالح و قابلانی مصلح بسیار ضروری است تا به قیمت جان مادر تمام نشود. هم طفل به قواره‌ی درست و سالم متولد گردد و هم انقطاع او از بند ناف مادر به گسست و شکست عواطف فرزند از مادر نینجامد.
سنّت پیامبر در میان امّت او در خطر گسست و پیوست است. این جمله،
سیاه‌نمایی نیست. ـ عدّه‌ای برنیاشوبند!ـ این سخن، یک هشدار دلسوزانه‌ی جامعه‌شناختی است. خطر، در واکندن از سنّت و پیوستن به آشفتگی هویّت است. اسم این آشفتگی را ـ البتّه غافلانه و سرمستانه ـ مدرنیسم و گردن نهادن به الزامات آن نهاده‌ایم و در خوش‌دلی و فریفتگی به یک نام، از آسیب‌ها و تهدیدهای جانگزا خود راغافل کرده‌ایم. براین توصیف دردمندانه تردید می‌‌ورزید و آن را بدبینانه می‌انگارید؟ بسیار خوب! پس فقط به یک سئوال پاسخ دهید: مگر پیامبر(ص) نفرمود: ازدواج سنّت من است و هر که از این سنّت روی بر تابد از من نیست؟ بسم‌الله! می‌خواهیم جامعه‌ای داشته باشیم که مصداق روی‌گردانی و اعراض از سنّت پیامبر نباشد تا مشمول روی بر تافتن پیامبرش نگردد. می‌خواهیم موانع را برداریم؛ بفرمایید از کجایش شروع کنیم!؟:
از آن لحظه‌ای که دخترک معصوم آفتاب و مهتاب ندیده(!) از جرز پنجره هنگام پارک اتومبیل خواستگارش، نیک می‌نگرد تا رنگ و مدل را ببیند؟ یا آن زمان که دو خانواده‌ی بسیار محترم(!) رو در روی هم پیش از آغاز به هر سخنی، دل‌مشغول سراپای هم می‌شوند تا ـ نه زیبایی و دلنشینی چهره ـ که مرغوبیّت و برند و جلوه را ورانداز کنند؟ یا آن هنگام که مطلب اندکی جدّی‌تر می‌شود و صحبت از تعداد سکّه‌ها در تبادل نفوس‌ انسانی می‌شود؟ یا آن موقع که ذکر مصیبت اجاره‌ی اتومبیل در گردش دو ساعته‌ی شبانه پیش می‌آید؟ یا…؟ کدام‌ها؟
اکنون بگویید، آن سنّت که پیامبرمان ما را بدان فراخوانده در کجا متجلّی می‌شود؟ در حرف؟ در شگون قرآن زربفت؟ یا در قرار و مدارها و رفتار و گفتارهای هشت در هفت!؟
در آرزوی آن‌ام که بالاخره سالروز بعثتی و یا یادکرد میلادی از پیامبر فرا رسد که در آن روز در کنار نُقل‌پاشی و نقّالی، عقل مستفاد را به نقل مصطفی پیوند زنیم؛ دست خود و خانوادة خود و جامعه‌ی خود را بگیریم و همگان را به امّت و سنّت فراآوریم.


Scroll To Top