یادداشت
آشفتگی و دولتهای موازی!؟
سید مسعود رضوی
رؤسای قوای سه‌گانه مظهر اقتدار مردم‌اند و قانون و قوه قضا یا داوری نیز در جامعه و کشور از آن اعتبار و آبرو گرفته است. رئیس جمهور و دولتش از رأی مستقیم ملت برآمده و مشروعیتی باواسطه و بر اساس آرا و تمایلات اکثریت دارند. رئیس مجلس شورا یا پارلمان نیز برگزیدگانِ نمایندگانی هستند که بازهم بر اساس رأی اغلب و اکثر مردم به خانه قانونگذاری راه یافته‌اند.

در سراسر جهان؛ برگزیدگان مستقیم و غیر مستقیم آرای ملت، قدرت و اعتباری دارند که منشاء آن رای و نظر مردم است. لذا هرکه هیمنه و اعتبارش را بشکند، گویی به مردم جفا و به ملت اهانت کرده است. قوانین و قدرتها، امکانات و حدود، منافع و امتیازاتی که درهر جامعه و کشوری هست، همه و همه به مردم متعلق است و صاحبانش بر اساس مالکیت مشاع، و رأی و امکانی که برای توکیل و واگذاری داشته‌اند، موقتاً در اختیار رؤسای مذکور و دیگر مدیران و مراتب قرار داده شده است.

امروز که در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، لازم است بازنگری کنیم و ببینیم آرای ملت تا چه اندازه صیانت شده و چقدر نافذ است و آیا در مقابل نظام خودخواه و خودکامه و استبداد فردی پیشین توانسته است نظام متفاوتی ایجاد کند یا انتقاد و مشکلاتی هم وجود دارد؟

امام خمینی(ره) رأی مردم را میزان اعلام کرد و مجلس را در رأس امور میدانست. نظرات امام چنان صراحت داشت که بعید است تفسیری جز معنای معهود و روشنی که همه از آن استنباط می‌کنیم از کنارش استخراج شود. کسانی هم که چنین می‌کنند یا تمایل به رای و نظر مردم ندارند و تجاهل و تغافلی نسبت به آرای جمهور دارند که برایشان تظاهر به استنباط متفاوت، سودمندتر است!

اما در نهایت همانها هم سودی نمی‌برند مگر به ظاهر؛ و در کوته‌زمان تنها از قدرت ملت می‌کاهند. نظام سلطانی و طاغوتی هم اصلاً همین بود، که در غیاب قدرت ملّت دیگر هیچ چیز نه بدان اعتلا می‌داد و نه بدان اعتبار می‌بخشید. اصل و اساسِ انقلاب هم برای ریشه‌کن کردن قدرت متمرکز و بازگرداندنش به مردم تمهید و تدارک شده بود.

انقلاب شد تا یک تن به نام شاه نتواند اختیار ملت و کشوری بزرگ و کهن را در اختیار بگیرد و قوم و قبیله‌اش به نام هزار فامیل ثروت میهن را بدوشند و مردم را بچاپند و هرکس مخالفتی کرد راهی زندان و محبس شود و دودمانش را به باد دهند. انقلاب برای آن بود که بر اساس آموزه‌های قرآن، مردم تنها بنده خدا باشند و از عبودیت غیر سرباز زنند. برای شکستن بتهایی بود که بر سریر قدرت نشسته یا نشانده شده‌اند و کسی را یارای سخن و مخالفت با آن نیست، مگر مردان حق و آنان که دانسته‌اند: لاتکن عبد غیرک قد جعلک‌الله حرّا…

پس آزادی و شنیدن صدای مردم و تمکین به میزانی به نام «رأی ملت» از اهمّ اهداف انقلاب است و در حقیقت مهمترین دستاوردی است که نباید زیر پا نهاده شود. ابهت و اعتبار مقامها و کرسیهایی نظیر ریاست جمهوری و ریاست مجلس شورای اسلامی نیز تنها به برکت رای مردم معتبر و محترم است و کسانی که بدان بی‌حرمتی می‌کنند، درحقیقت به مردم بی‌احترامی و جفا روا می‌دارند.

چهل سال است که برخی از خواص یا افراد ظاهرگرایی که تنها در پی حفظ منافع یا وجاهت و مدیریت خود هستند، به شیوه‌های گوناگون در تضعیف نهادها و نمادهای انتخابی می‌کوشند و تاکنون نیز ضربات زیادی به کشور زده و موجب یأس و سرخوردگی شده‌اند. داستانش طولانی است اما نمونه تازه، در برخورد امام جمعه یکی از شهرهای بزرگ با رئیس مجلس شورای اسلامی و سلب فرصت سخنرانی وی به وقوع پیوست. ماجرای تلخی که نشانگر اقتدار نظام و حکومت نیست. برازنده کشوری که در آستانه جشن‌ چهلمین سال انقلاب است نیز نخواهد بود. تنها نشان از ضعف قانون و نهادهای قانونی و دخالت‌ها و تزلزل‌هایی ورای قوانین و فراتر از دستورالعمل‌های معهود و پذیرفته شده است.

به این رفتارها که نمونه‌هایی مکرر و پرشمار دارد، چه می‌توان گفت و چه اسمی برازنده آن است؟ بی‌دولتی؟ آشفتگی؟ غلبه و زورمداری؟ تیولداری؟ ملوک‌الطوایفی؟ دولت‌های موازی؟ دولت‌های نهان؟…

مهم نیست که چه اسمی روی این نوع پدیده‌ها بگذاریم، چون در یک امر مشترکند و آن تضعیف نظم حکومت، اقتدار دولت، و کاهش اعتبار رأی ملت ایران است و بس! اگر روزی بنا باشد در کشوری رای ملت معتبر تلقی نشود، و اگر مقامات برجسته و رؤسای قوای سه‌گانه منزلت و احترام نداشته باشند، و اگر دولت و قدرت، بازیچه و دستاویز رقابت افراد و اقوام و گروه‌های ذینفع باشد، در چنین شرایطی و در چنان روزی چگونه باید دم از مقاومت زد و چگونه می‌توان دشمن خارجی را به زانو درآورد؟ چگونه می‌توان در مقابل استکبار ایستادگی کرد؟ چگونه…؟ ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ