یادداشت
آینده فعالیت پلیسی
سرهنگ دکتر غلامحسین بیابانی *
در سالیان اولیه‌ قرن بیست ویکم، فعالیت پلیسی در جهان توسعه‌یافته و مسیر سختی را پیموده است. پروفسور تیم هوپ بر اساس صدماتی که توسط پلیس ایجاد شده است، از جمله تاثیرات تبعیض‌آمیز سیاست‌های ایست‌های بازرسی و فرهنگ حاکم بر فعالیت پلیسی، اظهار کرده است که این فعالیت‌ها تنگ‌نظرانه‌اند و باعث کاهش تاثیرگذاری پلیس در ماموریت اصلی خود در جهت کنترل جرائم می‌شوند.‏

هوپ همچنین اشاره کرده است که «طوفانی تمام ‌عیار» بر فعالیت پلیسی در سراسر جهان تاثیر می‌گذارد. اول اینکه بیشتر کشورها از زمان بحران نفت در دهه۱۹۷۰ سطحی از ریاضت اقتصادی را تجربه کرده‌اند. بودجه‌های پلیسی در بریتانیا، اروپا و آمریکا کاهش یافته‌اند. تاثیرات بلندمدت تغییرات در جمعیت نشان می‌دهد که اگرچه بدهی و کاهش درآمدهای مالیاتی باعث کمبود بودجه‌ای بلافاصله شده‌اند، آینده بسیار چالش‌برانگیز به نظر می‌رسد؛ آینده‌ای که در آن فعالیت پلیسی باید با ساختار نهادی بی‌کفایتش مواجه شود. علیرغم تغییرات فناورانه، بودجه‌های پلیس در جهان نشان می‌دهد که حدود۸۰ درصد مخارج، هزینه‌ نیروی کار می‌شود، رقمی که در۳۰ ساله گذشته تغییری نکرده است. متناسب با دیگر ادارات بخش دولتی، فعالیت پلیسی در زمانه‌ای گران‌قیمت شده است که ضروری است از هزینه‌ها کاسته شود.‏ با توجه به هزینه‌های پلیس، بنابراین این امر به‌طورخاص مشکل‌آفرین است که بعد دوم «طوفان»، چالش نشان دادن موثر بودن پلیس است در شرایطی که جرائم کاهش می‌یابند و الگوهای جرائم دستخوش تغییرند. در بحثی بین‌المللی در مورد دلایل کاهش جرائم، تحلیل‌های اندکی نقش اصلی را به پلیس داده‌اند. قانع‌کننده‌ترین توضیحات، پیشنهاد داده‌اند که پیشگیری جرم موقعیت محور، تاثیرگذارتر بوده است. علاوه بر این، با کاهش تعداد کارکنان پلیس هنوز افزایشی در جرائم مشاهده نشده است.‏

یکی از دلایل اینکه این ارقام افزایش نمی‌یابند این است که این ارقام منعکس کننده‌ تغییرات در الگوی جرائم نیستند. اداره آمار ملی انگلستان تخمین زده است که بیش از ۳ میلیون جرم براساس اینترنت و کلاهبرداری هم در ارقام رسمی و هم در پیمایش جرائم انگلستان و ولز شناسایی نشده‌اند.

با اضافه کردن این ارقام به آمار رسمی، این جرائم باعث افزایش آمار در انگلستان در حدود۵۰ درصد می‌شوند. پلیس نمی‌تواند با این جرائم مقابله کند زیرا در یک مدل جغرافیایی فعالیت پلیسی با مرزهای فیزیکی و اختیارات قانونی ملی محدود است. پلیس همچنین در مقابله با جرائمی از قبیل قاچاق انسان، سوءاستفاده جنسی از کودکان و خشونت محلی درگیر است که در بین مرزهای کشورها، ادارات یا فضای خصوصی و عمومی است. راه‌حل‌ها اغلب به عنوان تجدید سازمان ساختاری سازمان فعلی دیده می‌شوند و نه یک تغییر مسیر اساسی‌تر. درنهایت، این بحران در فعالیت پلیسی در حال به چالش کشیدن مشروعیت پلیس به عنوان یک موسسه است.

در گذشته پلیس بدون شک به تجربه و قوانین سنتی و گفتمان نظم تکیه داشته است. با انتخاب‌های هرچه دشوارتر بین تامین بودجه‌ سلامت، آموزش، دفاع و دیگر خدمات عمومی، محتمل نیست که چنین رویکردی در بحث‌های زیادی پیروز باشد. رهبران پلیس به یک راهبرد بسیار رادیکال‌تر برای حفظ خدمات‌شان نیاز دارند برای جلوگیری از آنچه جورج کلینگ آن را «عقب‌نشینی از هسته» نامیده است که فعالیت پلیسی را بیشتر و بیشتر به یک ویژگی غیرجذاب به عنوان یک خدمت اورژانسی گره‌گشای نهایی سوق می‌دهد. درواقع بروگدن و الیسون استدلال کرده‌اند که واکنش‌های مجزای رهبران پلیس به ریاضت هم‌اکنون شروع کرده است به لغزش در چنین جهت نامناسبی.‏

‏ یک رویکرد آلترناتیو هم وجود دارد. حتی صاحبنظرانی که سهم پلیس را حداقل کرده‌اند و بر تاثیر امنیت به طور وسیع‌تر و شبکه‌ امنیت تمرکز دارند در حمایت از تغییرات در رفتار از طریق قانونگذاری، پیشگیری و توان‌بخشی، جایی برای پلیس به عنوان‌هادی کاهش‌ها در گذشته و زمان حال می‌یابند. در این کار، والر و دیگر نویسندگان اصلی استدلال کردند که تکیه بر تجربه و تاکتیک‌های سنتی کافی نیست. در عوض، لیکاک و تیلی پیشنهاد توجهی مضاعف به «حل مسأله‌ حرفه‌ای» را می‌دهند و والر از «کنترل هوشمندانه‌تر جرائم» با تمرکز بر «مکان‌ها و افراد مسأله‌دار» حمایت می‌کند و شرمن از راهبرد «سه تی» دفاع می‌کند. یعنی هدفگذاری، آزمایش و پیگیری با استفاده از بهترین شواهد در دسترس٫ جریان مشترک هرکدام از اینها، ادراکی از آینده‌ فعالیت پلیسی به عنوان یک حرفه‌ جدید با استفاده از دانش برای حمایت از ارائه‌ خدمات و نوآوری و پژوهش در آزمایش، یادگیری و ایجاد فعالیت‌های موثر است.‏

اصلاح خدمات پلیسی در این مسیرها کاری آسان نیست. آموزش پلیس ریشه‌های سختی در مدلی دارد که تا حدود زیادی در قرن نوزدهم تبیین شده است که در آن قانون و رویه‌های قضایی در ترکیب با انتقال تجربیات بر فعالیت بر محور شواهد ترجیح داده شده‌اند. حرفه‌ای‌گری جدید باید توجه بیشتری به تعهد اجتماعی، شواهد و راهبرد‌هایی داشته باشد که بر بهبود مشروعیت تمرکز دارند.

نیرود و وایسبورد و نیرود و شرمن استدلال کرده‌اند که برای اینکه رهبران پلیس بتوانند با چالش‌های «طوفان تمام ‌عیار» مقابله کنند، ضروری است که پلیس، دانش پلیسی را دارا باشد، آن را به‌کارگیرد و گسترش دهد. دارایی در این زمینه شامل این می‌شود که پلیس، دانش پلیسی را به عنوان سازه‌ اصلی فعالیت بپذیرد و در همکاری با پژوهشگران سرمایه‌گذاری کند و آن دانش را گسترش دهد. برای اینکه این اتفاق بیفتد، نیاز است که افسران پلیس و رهبران پلیس دانش را به عنوان مشخص‌کننده‌ انتخاب راهکنشها (تاکتیک‌ها) و راهبرد‌هایشان و یک بخش حیاتی از چارچوب صلاحیتی برای هر گونه متقاضی یا هر یک از کارکنان پلیس ارزش نهند.‏

بدنه‌ درحال رشد پژوهش و بررسی‌های سیستماتیک تحقیقات در فعالیت پلیسی امروزه برنامه‌ای برای حرفه‌ پلیس ارائه می‌کند که با مدل دهه۱۹۵۰ (واکنش سریع، تحقیق واکنشی و گشت تصادفی) بسیار متفاوت است. پلیس می‌تواند موثر باشد اگر تلاش‌هایش را بر روی مکان‌های جرم‌خیز، متخلفان پرآسیب یا با تکرار جرم بالا و بر روی حفاظت از قربانیان آسیب‌پذیر متمرکز کند. با توجه به تاثیر هر رویکرد یا ترکیب رویکردها بر روی مشروعیت مورد نظر، پلیس باید بتواند از تاثیرات معکوس رویکردهای مبتنی بر اقدامات پیشگیرانه بیش از حد شدید اجتناب کند. با بسط این علم به چالش‌های مهار و پیشگیری مواردی از قبیل جرائم سایبری و جرائم سازمان‌یافته، پلیس می‌تواند چارچوب جدیدی برای نقش خود در قلب مسئولیت‌های دولت برای حمایت از شهروندان از صدمات قابل اجتناب ایجاد کند.‏

* رئیس مرکز تحقیقات کاربردی پلیس آگاهی ناجا

Email this page

نسخه مناسب چاپ