هاشور
از انقلاب اسلامی تا جمهوری اسلامی
رضا بابایی
 

جمهوری اسلامی ایران، برآمده از انقلابی است که نظام سلطنت را برانداخت و مردم را به برپایی حکومتی آراسته به آزادی، اخلاق و عدالت نوید داد. در ماه‌های منتهی به بهمن ۱۳۵۷، اکثر قاطع ایرانیان، خواستار تأسیس حکومتی با صفت اسلامی شدند تا از این رهگذر به آزادی و عدالت ساختاری و فراگیر دست یابند. در زمان نهضت مشروطیت نیز تشکیل عدالت‌خانه در صدر خواسته‌ها و آرزوهای مردم ایران بود. اما عدالت چیست که مردم ایران برای نزدیک‌تر شدن به آن، نظام حکومتی کشورشان را دگرگون کردند؟
عدالت، تقسیم فرصت‌ها بر پایه لیاقت‌ها و توانایی‌ها است.
بنابراین عدالت در جایی است که قانون و ساختارهای حکومتی، اجازه دسترسی همه شهروندان را به همه مناصب و منابع قدرت و ثروت بدهد و جز کارایی و توانمندی، هیچ شرطی برای هیچ شهروندی نگذارد. تحقق چنین عدالتی هرگز آسان نیست و هیچ کشوری را هم در جهان نمی‌توان یافت که به‌کمال به چنین توفیقی دست یافته باشد. اما کشورهای جهان را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: کشورهایی که در مسیر عدالت بیشتر گام می‌زنند و کشورهایی که در مسیری دیگر طی طریق می‌کنند و تقسیم مساوی منابع قدرت و ثروت در سیاست‌های کلان آنها جایی ندارد.
انقلاب اسلامی، آخرین کوشش گسترده و فراگیر ایرانیان برای رسیدن به چنین آرمانی بود و رضایت آنان از حکومت دینی، جز از این راه ممکن نیست. بنابراین جمهوری اسلامی هر قدر که در تحقق عدالت ساختاری توفیق بیشتری داشته باشد، به آرمان‌های انقلاب اسلامی وفادارتر است و نیز در آبادانی کشور، کارنامه‌ای درخشان‌تر دارد.
آری، کلمه «عدالت» در شعار اصلی انقلاب اسلامی به چشم نمی‌خورد؛ زیرا شعار اصلی چنین بود: آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی. اما اولا کسانی مانند من که آن سال‌ها را به یاد دارند، می‌دانند که مردم در آن سال‌ها از هیچ چیز به اندازه بی‌عدالتی و شکاف طبقاتی شاکی نبودند. ثانیا مردم به‌درستی «آزادی» را راهی مطمئن برای رسیدن به عدالت می‌دانستند و بدین رو شعار آزادی سر دادند.
زیرا به‌تجربه آموخته بودند که عدالت تنها در صورتی تحقق می‌یابد که همه ظرفیت‌های کشور به فعلیت برسد و آن نیز در گرو مشارکت عمومی در همه عرصه‌ها است. به عبارت دیگر، آزادی راه را بر حضور همه شهروندان در همه عرصه‌ها باز می‌کند و حضور آزاد و آسان همه شهروندان در همه عرصه‌ها همه ظرفیت‌های طبیعی و انسانی کشور را به فعلیت می‌رساند و سپس از این رهگذر، عدالت و توسعه و رفاه عمومی و رشد اقتصادی حاصل می‌شود.
بنابراین جمهوری اسلامی ایران هر قدر که راه‌های ورود همگان را به عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی بازتر کند و همه مین‌ها را از میدان رقابت بروبد، شعارهای انقلاب اسلامی را سرافرازتر کرده است؛ زیرا تنها از این رهگذر، ظرفیت‌های ملی و انسانی کشور فعال‌تر می‌شود و تحقق عدالت، ممکن‌تر. بر این پایه، دور از حقیقت نیست اگر بگوییم بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین دشمن انقلاب اسلامی، تنگ‌نظری و سخت‌گیری در تقسیم مناصب است؛ زیرا تنگ‌نظری در تقسیم فرصت‌ها، ظرفیت‌های سیاسی و اقتصادی کشور را به محاق می‌برد و نتیجه‌ای جز فقر و فاقه ندارد. درست گفته‌اند که تنگ‌دستی شهروندان نتیجه تنگ‌نظری حاکمان است، و آبادی در گرو آزادی است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ