مکتوب هفته
افول گفتمان «رشدی»‌ گری
(به بهانه سالگرد یک پیام)/دکتر محمدعلی فیاض‌بخش
امروز سی‌امین سالگرد حکم تاریخی امام‌خمینی(ره) مبنی بر ارتداد سلمان‌رشدی است. یادآوری تبعات و پیامدهای آن حکم در آن روزها، می‌تواند نشانه‌ای باشد برای کسانی که همچنان بر اصول اعتقادی، ملی و هویتی باور دارند و سعی می‌کنند در میان جنجال‌ها و هیاهوها، زمان بخرند و شتابزده قضاوت نکنند.

اولین پیامد آن‌حکم، جنجال فراخوانی اتحادیه ‌اروپا از سفیرانی بود که در ایران داشتند. چندماهی سفارتخانه‌های بدون سفیر منتظر ماندند تا ببینند، آیا یک حکم دفاعی در برابر یک حمله سخیف و‌ اما وقیحانه و خط‌شکن، با دیدن ناز و‌کرشمه فراخوانی سفرا خم به ابرو‌می‌آورد؟ تا دیگر نازهای درآستین را روکنند و دیوار هویت دینی و دلبستگی دیرین یک ملت به پیامبرشان را به رخنه و فتور مبتلا ببینند. صبر و‌ رصد آنها، با قطعیت و‌حتمیت نظر رهبر فقید انقلاب به چالش و شکست کشیده شد و پس از چندی، سفرا به سر کار خود بازگشتند؛ زیرا منافعی که از جانب این خاک و بوم عایدشان بوده و هست، چیزی نبود که در معاملات درازمدت ایدئولوژیک بنای باختنش را داشته‌باشند.

این که سرنوشت سلمان‌رشدی چه شد و آن حکم بر شخص او چه تبعات و‌ پیامدهایی داشت، مقصد این کلام نیست؛ اما روحیه و جسارت، و مهم‌تر از آن، گفتمان «سلمان‌ ‌رشدی‌گری» تکلیف خود را فهمید و اگر هم پس از آن، مذبوح‌تلاش‌هایی در هجمه‌هایی اینگونه ناجوانمردانه و برنامه‌ریزانه، به میدان آمدند، دیگر، هم دیر شده‌ بود و هم لوس؛ چه آتش زدن قرآن توسط کشیشی روان‌پریش؛ چه نقش‌زدن کاریکاتورها در تخفیف مقدسات اسلامی.

آن حکم به موقع و زمان‌شناسانه، البته این فایده را نیز داشت، که اهل معنی و بصیرت و صاحبان درایت و‌ حکمت، بر این اصل عقلایی، از دل باورآورند، که: علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد، و همیشه نمی‌توان نشست تا سدی بشکند و آنگاه کیسه‌های شن را این‌سو و آن‌سو بُرد، بلکه باید با مستحکم‌کردن سد‌ها و شناژبندی، از زحمت شن‌ریزی جلوگیری کرد.

گرچه در تاریخ فقه شیعه و رفتار فقیهان بزرگ، احکامی از این دست بسیار نادر و‌کمیاب بوده ‌است، لیک هرکدام در زمان خود بسیار کارساز افتاده ‌است. بارزترین آنها سه حکم تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی، ارتداد سلمان رشدی از سوی امام‌خمینی و حکم دفاع و بلکه جهاد علیه داعش در مرزبانی از عراق از سوی آیةالله سیستانی بوده ‌است. شاید بتوان گفت که اثربخشی عملی این حکم‌ها، در همان ندرت و کمیابی آنها در تاریخ بوده‌ است.

در عین‌حال، با پذیرش ضرورت هر حکمی در زمان مناسب خود و ‌از سوی فقیهان زمانه‌شناس و بینا، باید اقتضائات پیچیده و تودرتوی هر زمانه‌ای را نیز به دقت و صرافت رصد کرد و‌ به مصداق «لا ینتشرالهدی الّا من حیث‌ انتشر الضّلال»*…. «هدایت جز از همان معابر گمراهی منتشر نمی‌شود»، مقابله فرهنگی را جز با مواجهه‌های فرهنگی، نمی‌توان در درازمدت پاسخی سزاوار آورد.

*حکیمی، محمدرضا: شرف‌الدین، صفحه۱۹۵‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ